امید عسکری خلفی در یادداشتی به ایسنا نوشت؛ در عصر شبکههای اجتماعی و جریان پرسرعت اطلاعات، نبردها تنها در میدانهای نظامی تعیین تکلیف نمیشوند؛ بلکه روایتها هستند که سرنوشت افکار عمومی را رقم میزنند. در چنین شرایطی، روابط عمومیها از یک واحد اطلاعرسانی صرف فراتر رفته و به بازیگران مهمی در حفظ اعتماد عمومی و تقویت امنیت نرم کشور تبدیل شدهاند.
روابط عمومی، واحدی کوچک و حاشیهای در سازمانهای دیروز بود؛ وظیفهاش تنظیم چند خبر، صدور اطلاعیه و ارتباط با رسانهها. اما امروز این تعریف دیگر کارایی ندارد. تحولات دیجیتال و انقلاب در رسانههای اجتماعی، روابط عمومی را از «واحد اطلاعرسانی» به «اتاق فرمان ارتباطات راهبردی» تبدیل کرده است. جایی که تصمیمات کوچک میتواند بر برداشت عمومی کلان اثر بگذارد.
در دورهای که افکار عمومی در لحظه ساخته میشود و هیچ پیامی پنهان نمیماند، مدیریت ارتباطات به مدیریتی لحظهبهلحظه بدل شده است. مفهومی که در ادبیات جدید از آن با تعبیر Communication Command یاد میشود، معادل نوعی پایش و هدایت هوشمند افکار عمومی است.
روابط عمومیهای آینده نه فقط خبر تولید میکنند، بلکه داده جمعآوری میکنند، روندها را تحلیل میکنند و پیامها را هماهنگ میسازند. بهعبارتی، از روابط عمومی سنتی عبور کردهایم و به فرماندهی ارتباطات رسیدهایم.
در مدل سنتی، روابط عمومی معمولاً پس از هر رویداد وارد عمل میشد؛ واکنش به بحران، پاسخ به خبر یا اصلاح تصویر سازمان. در مدل نوین، روابط عمومی پیشنگر است؛ پیش از وقوع بحران، سناریوی ارتباطی دارد، مسیرهای واکنش را میشناسد و شبکههای تأثیرگذار را شناسایی کرده است.
چنین رویکردی مستلزم هوش دادهمحور است؛ یعنی تحلیل مداوم فضای شبکههای اجتماعی، رصد احساسات عمومی و درک عمیق از تفاوتهای فرهنگی و زبانی مخاطبان.
ارتباطات نوین دیگر صرفاً پیاممحور نیستند؛ احساسمحور و ادراکمحورند. مخاطب امروز انتظار تعامل دارد، نه اطلاعیه. برای همین، روابط عمومی باید شخصیت سازمان را در فضای عمومی بازنمایی کند؛ باید رفتار رسمی را به گفتار انسانی بدل نماید. کلید این تحول، تغییر در نگرش مدیران است: روابط عمومی نه بخش تزئینی بلکه بخش راهبردی فرآیند تصمیمسازی است.
در دولتها و سازمانهای بزرگ، «فرماندهی ارتباطات» یعنی ایجاد هماهنگی میان واحدهای مختلف اطلاعرسانی، روابط رسانهای و تحلیل افکار عمومی تحت یک چارچوب دادهمحور. هر پیام باید بر اساس استراتژی واحدی تدوین شود تا اعتماد عمومی حفظ شود.
این فرماندهی نیازمند دانش میانرشتهای است: ترکیب ارتباطات، علوم داده، رفتارشناسی، سیاست عمومی و حتی روانشناسی اجتماعی. تنها در این شرایط، روابط عمومی میتواند نقش خود را از اجراکننده پیام به هدایتگر افکار عمومی ارتقا دهد.
در این پارادایم جدید، روابط عمومی باید با ابزارهای نوین مانند هوش مصنوعی تحلیلی، سامانههای پایش شبکه، و مدلهای پیشبینی رفتار اجتماعی کار کند. با چنین مدلهایی میتوان فهمید مخاطب در چه لحظهای آماده پذیرش چه سطح از پیام است و چگونه باید از بحرانهای اطلاعاتی پیشگیری کرد.
در نهایت، این تغییر پارادایم فرصتی تاریخی برای بازتعریف هویت روابط عمومیها در کشور ماست. روابط عمومیِ فرماندهیمحور میتواند شاخص اعتماد ملی را ارتقا دهد، مردم را در جریان تصمیمها نگه دارد و بحرانها را قبل از وقوع، مهار کند.
اگر دولت هوشمند آینده را میخواهد، باید روابط عمومی هوشمند را پیششرط آن بداند؛ و روز ملی ارتباطات، بهترین زمان برای آغاز این گفتوگو ملی است.
انتهای پیام
