ماجرا از یک جعبه شیرینی و یک دستهگل آغاز میشود؛ ظاهراً ساده، اما حتی همین قدم اول هم بیهزینه نیست. خرید شیرینی مرغوب، گل مناسب، پوشش رسمی و آبرومند، رفتوآمد و تدارکات اولیه، حالا دیگر بخشی از همان «شروع ساده» محسوب نمیشود، پس از چند جلسه رفتوآمد و توافق خانوادهها، نوبت به مراسم عقد میرسد؛ مراسمی که گرچه میتواند کوچک و خانوادگی باشد، اما هزینههایش کمتعداد نیست: حقالزحمه عاقد، تزیین و چیدمان سفره عقد، لباس عروس و آرایشگاه، پذیرایی از مهمانان با میوه و شیرینی، عکاسی و ثبت لحظهها و ... . هر کدام از این موارد، بسته به سطح برگزاری، از چند میلیون تومان آغاز میشود و بهسرعت افزایش پیدا میکند. در بعضی از شهرها مراسمهای قبل از عقد خرید برای اقوام، خنچه برون و پشت پای داماد هم رواج دارد که خود بحثی مجزا است.
حلقهای که فقط نماد نیست
حلقه ازدواج، سادهترین و در عین حال نمادینترین بخش این مسیر است، اما با قیمتهای فعلی طلا، حتی انتخاب یک حلقه ساده هم میتواند به چند ده میلیون تومان برسد. در کنار آن، سرویس طلای عروس قرار دارد؛ رسمی که هنوز در بسیاری از خانوادهها پابرجاست و با توجه به وزن و اجرت ساخت، رقم قابلتوجهی را به بودجه ازدواج اضافه میکند.
ساعت داماد، کتوشلوار رسمی و کفش مناسب هم هر کدام هزینه جداگانهای دارند. قیمت کتوشلوار از حدود ۵ میلیون تومان آغاز میشود و در برخی فروشگاهها به حدود ۱۵ میلیون تومان میرسد. این فقط پوشش داماد است؛ بدون درنظرگرفتن پیراهن، کفش و سایر ملزومات.
لباس عروس، آرایشگاه و ثبت لحظهها؛ رویای سفید با برچسب قیمتی سنگین
برای عروس، انتخاب لباس یکی از مهمترین و حساسترین بخشها است. بررسیها نشان میدهد اجاره لباس عروس از حدود ۲۰ میلیون تومان شروع میشود و بسته به مدل و طراحی، افزایش مییابد. در بعضی از شهرها لباس شب حنابندان هم به این مناسبت اضافه میشود.
هزینه آرایش و شینیون نیز از حدود ۲۵ میلیون تومان آغاز میشود و تا ۴۵ میلیون تومان ادامه دارد؛ رقمی که برای یک روز، بخش قابلتوجهی از بودجه مراسم را به خود اختصاص میدهد. در شب قبل عروسی هم مراسم فرمالیته و یا مراسم حنابندان اضافه میشود.
ثبت تصاویر و فیلم مراسم، دیگر یک انتخاب لوکس محسوب نمیشود، بلکه به ضرورتی اجتماعی تبدیل شده است. قیمت پایه عکاسی و فیلمبرداری مراسم عموماً از حدود ۲۵ میلیون تا ۵۰ میلیون تومان بهحساب میآید پکیجهای کاملتر، طبیعتاً ارقام بالاتری دارند.
تالار؛ جایی که هزینهها اوج میگیرد
بیشترین فشار مالی معمولاً به برگزاری جشن بازمیگردد. بر اساس بررسیها در برخی تالارها، هزینه برگزاری مراسم بین ۳۰۰ تا ۴۰۰ میلیون تومان برآورد میشود. در مواردی دیگر، برگزاری جشن با ۲۰۰ مهمان حتی به حدود ۵۸۰ میلیون تومان میرسد. در برخی گزینههای پرهزینهتر، همین تعداد مهمان با منو متنوع و خدمات جانبی، رقمی در حدود ۷۵۰ میلیون تومان هزینه در بر دارد. به این ارقام باید هزینه تزیین ماشین عروس و دستهگل که حدوداً از هفت میلیون تا ۱۵ میلیون تومان برآورد میشود را نیز افزود.
این تازه ابتدای راه است؛ رسم و رسومات کمرشکن، تنها به پروسه پرهزینه ازدواج ختم نمیشود؛ گویی زنجیرهای از هزینهها است که تازه از بعد عروسی آغاز میشود. از هدیههای سنگین برای هر مناسبت و عید، تا رسم شب یلدا، عیدیهای نوروزی و چالش نفسگیر چیدن سیسمونی و تجملات فزاینده آن. این چرخه بیپایان چشموهمچشمی و انتظارات گاه غیرمنطقی، نهتنها جیب خانوادهها را خالی میکند، بلکه شادی آغاز یک زندگی مشترک را در هالهای از استرس و نگرانی فرومیبرد. گویی جامعه، بیش از آنکه به عشق و تفاهم دو جوان اهمیت دهد، درگیر سنجش ظاهر زندگی آنها است؛ واقعیتی تلخ که آغاز راه را برای بسیاری ناهموار و دشوار میسازد.
جمع سادهای که ساده نیست
اگر تنها حداقلهای هر بخش را کنار هم بگذاریم، عدد نهایی بهراحتی از مرز چند صد میلیون تومان عبور میکند و در سناریوهای رایج، به نزدیکی یک میلیارد تومان میرسد. این در حالی است که بسیاری از جوانان با درآمدهای ماهانه محدود، قراردادهای کاری موقت و دغدغه مسکن روبهرو هستند. طبیعی است که چنین فشاری، تصمیم برای ازدواج را به تعویق بیندازد یا آن را به یک پروژه سنگین اقتصادی تبدیل کند.
وقتی مراسم مهمتر از معنا میشود
ازدواج قرار است نقطه شروع یک زندگی مشترک باشد، نه پایان پساندازهای چند ساله دو خانواده، اما رقابتهای پنهان اجتماعی، چشم و همچشمیها و استانداردهای تازهای که هر سال بالاتر میرود، این مسیر را دشوارتر کرده است. شاید پرسش اصلی این باشد: آیا میتوان به مراسمی آبرومندانه و در عین حال متعادل فکر کرد؟ آیا میتوان «بله» را از زیر سایه اعداد بیرون آورد؟ در شرایطی که هزینهها از خواستگاری تا جشن عروسی به شکلی تصاعدی افزایشیافته، بسیاری از جوانان میان رؤیای تشکیل خانواده و واقعیت دخلوخرج، ناچار به انتخابی سخت میشوند؛ انتخابی که گاه به تعویق عشق میانجامد.
هزینههای ازدواج از توان جوانان جلو زده است
پروانه دانشی، استاد جامعهشناس دانشگاه پیامنور اصفهان و پژوهشگر حوزه خانواده با اشاره به روند افزایش سن ازدواج در سالهای اخیر به ایسنا اظهار میکند: افزایش سن ازدواج را نمیتوان صرفاً به تغییر نگرش نسل جوان نسبت داد، بلکه بخش قابلتوجهی از این مسئله ریشه در فشارهای اقتصادی، نااطمینانی شغلی و دشواری تأمین حداقلهای معیشتی دارد.
وی میافزاید: امروز ازدواج برای بسیاری از جوانان به یک پروژه سنگین اقتصادی تبدیل شده است؛ پروژهای که از نخستین مراحل خواستگاری و رفتوآمدهای خانوادگی آغاز میشود و تا برگزاری مراسم، خرید طلا، تأمین مسکن و تهیه لوازم اولیه زندگی ادامه پیدا میکند.
این استاد جامعهشناس بیان میکند: در شرایطی که هزینههای برگزاری مراسم به چند صد میلیون تومان میرسد و حتی سادهترین شکل آن نیز نیازمند بودجه قابل توجهی است، طبیعی است که جوانان تصمیم به ازدواج را به تعویق بیندازند. بسیاری از آنها پیش از آنکه درباره کیفیت رابطه یا آمادگی روانی فکر کنند، درگیر محاسبه هزینهها هستند.
دانشی ادامه میدهد: مسئله فقط به مراسم عروسی محدود نمیشود. خرید حلقه و طلا با توجه به قیمتهای فعلی، هزینههای پوشاک عروس و داماد، خدمات آرایش و عکاسی، پذیرایی و سایر تشریفات، هرکدام بهتنهایی بار مالی سنگینی ایجاد میکند. در کنار این موارد، موضوع مسکن و اجارهبها و خرید جهیزیه حتی ساده و در حد نیازهای ابتدایی زندگی، نیز فشار مضاعفی بر زوجهای جوان وارد میکند.
وی با تأکید بر نقش نااطمینانی اقتصادی تصریح کرد: بسیاری از جوانان شغل پایدار ندارند یا با قراردادهای کوتاهمدت و درآمدهای ناپایدار کار میکنند. وقتی چشمانداز روشنی از آینده شغلی وجود ندارد، تصمیمگیری برای شروع زندگی مشترک دشوار میشود.
این پژوهشگر حوزه خانواده اظهار میکند: بخشی از موانع ازدواج به انتظارات اجتماعی و فرهنگی نیز بازمیگردد. گاهی خانوادهها ناخواسته سطحی از تشریفات و هزینه را بهعنوان حداقل قابلقبول تعریف میکنند که فراتر از توان مالی زوجین است. این موضوع نوعی فشار روانی و رقابت اجتماعی ایجاد میکند که نتیجه آن، سنگینتر شدن فرایند ازدواج است.
دانشی تأکید میکند: سادهسازی مراسم میتواند بخشی از مشکل را کاهش دهد، اما راهحل کامل نیست. اگر وضعیت اشتغال، درآمد و مسکن سامان نیابد، حتی سادهترین شکل ازدواج هم برای برخی جوانان دشوار خواهد بود.
وی با اشاره به پیامدهای اجتماعی افزایش سن ازدواج بیان میکند: تأخیر در ازدواج میتواند احساس تنهایی، اضطراب نسبت به آینده و کاهش امید اجتماعی را تشدید کند. از سوی دیگر، این روند بر الگوی فرزندآوری و ساختار جمعیتی نیز اثرگذار است.
این جامعهشناس خاطرنشان میکند: جوانان امروز از اصل ازدواج فاصله نگرفتهاند، بلکه از هزینههای شروع زندگی و نااطمینانی نسبت به ادامه آن نگران هستند. اگر قرار است روند افزایش سن ازدواج کنترل شود، باید همزمان در حوزه اقتصاد، اشتغال، مسکن و فرهنگ عمومی اقداماتی جدی و هماهنگ صورت گیرد.
تأکید بر ازدواج آسان و دانشجویی؛ راهی برای کاهش فشارهای مالی جوانان
کوروش محمدی، روانشناس تربیتی، استاد دانشگاه جامع علمیکاربردی اصفهان و پژوهشگر آسیبهای اجتماعی با اشاره به افزایش سن ازدواج در کشور نیز اظهار میکند: بخش قابلتوجهی از نگرانی جوانان برای تشکیل زندگی مشترک، ناشی از بزرگنمایی هزینهها و تبدیل مراسم ازدواج به یک پروژه پرخرج و تشریفاتی است؛ در حالی که میتوان با بازگشت به الگوی «ازدواج آسان»، این مسیر را هموارتر کرد.
وی میافزاید: بسیاری از زوجهای جوان، پیش از آنکه به مهارتهای ارتباطی، شناخت متقابل و آمادگی روانی فکر کنند، درگیر تأمین هزینههای تالار، طلا، لباس، آرایش، عکاسی و سایر جزئیات میشوند. این در حالی است که اصل ازدواج، تشکیل یک زندگی مشترک بر پایه تفاهم و مسئولیتپذیری است، نه برگزاری یک مراسم پرزرقوبرق چندساعته.
این مشاور در حوزههای روانشناختی و اجتماعی با اشاره به تجربه طرحهای ازدواج دانشجویی بیان میکند: تجربه سالهای گذشته نشان داده است که ازدواجهای دانشجویی یا ساده، اگر همراه با آموزش مهارتهای زندگی و حمایت خانوادهها باشد، میتواند موفق و پایدار باشد. در این نوع ازدواجها، تمرکز از «نمایش مراسم» به «ساختن زندگی» منتقل میشود.
محمدی ادامه میدهد: متأسفانه در برخی موارد، سطحی از تشریفات بهعنوان حداقل عرف اجتماعی جاافتاده است؛ در حالی که بسیاری از این هزینهها ضرورتی برای شروع زندگی ندارند. جوانان باید بدانند که میتوان با یک مراسم مختصر، جمعی محدود از نزدیکان و حذف هزینههای غیرضروری، زندگی مشترک را آغاز کرد و منابع مالی را صرف آینده، مسکن یا سرمایهگذاری برای ثبات اقتصادی کرد.
وی تصریح میکند: یکی از مهمترین عوامل موفقیت در ازدواج، همسطح بودن انتظارات دو خانواده است. اگر خانوادهها از ابتدا بر سادهگیری و پرهیز از چشموهمچشمی توافق کنند، فشار روانی و مالی به شکل محسوسی کاهش مییابد.
این روانشناس اجتماعی با تأکید بر نقش رسانهها و نهادهای فرهنگی تأکید میکند: لازم است تصویر ازدواج موفق در ذهن جوانان اصلاح شود. موفقیت در زندگی مشترک به میزان هزینه مراسم وابسته نیست، بلکه به مهارت گفتوگو، مدیریت تعارض، همدلی و مسئولیتپذیری بستگی دارد. آموزش این مهارتها باید در کنار تسهیل اقتصادی موردتوجه قرار گیرد.
محمدی خاطرنشان میکند: جوانان نباید به دلیل ترس از قضاوت دیگران یا مقایسههای اجتماعی، سالها تشکیل خانواده را به تعویق بیندازند. ازدواج آسان و آگاهانه، نهتنها از ارزش آن نمیکاهد، بلکه میتواند زمینهساز آرامش بیشتر و شروعی منطقیتر برای زندگی مشترک باشد.
به گزارش ایسنا، در مجموع، آنچه امروز بیش از هر چیز مسیر ازدواج را دشوار کرده، فاصله میان واقعیتهای اقتصادی و انتظارات اجتماعی است. در چنین شرایطی، بازگشت به فرهنگ ازدواج آسان و تقویت طرحهایی مانند ازدواج دانشجویی میتواند بخشی از این شکاف را کاهش دهد. شاید زمان آن رسیده باشد که بهجای رقابت در برگزاری مراسم پرهزینه، بر ساختن بنیانی محکم برای زندگی مشترک تمرکز شود؛ چرا که دوام یک زندگی، نه به شکوه یک شب، بلکه به استحکام روزهای پس از آن وابسته است.
انتهای پیام
