کامران کرمی، تحلیلگر مسائل خلیجفارس در گفتوگو با ایسنا با اشاره به اینکه جزایر سهگانه یکی از بنیادیترین و اصلیترین نقاط تنش ایران و امارات در تاریخ روابط دو کشور بوده است، اظهار کرد: تا پیش از جنگ رمضان، جزایر سهگانه گاهی به تنش میانجامید، زیرا اماراتیها در دهه اخیر در تلاش بودهاند آن را به مناقشه بینالمللی تبدیل کنند و همراهی چین، روسیه و اتحادیه اروپا را به دست آورند تا جایی که در بیانیههای پایانی نشستهای سران کشورهای خلیجفارس و دیدارهای دوجانبه، بابی برای مسئله جزایر سهگانه علیه ایران میگشودند. این موضوع تاثیرات روانی ماندگاری بر روابط دوجانبه ایران و امارات گذاشت و طبیعتاً در فضای تنش و جنگ، باعث دلخوری و در سطح بالاتر، کینهتوزی طرفین شد.
وی با اشاره به بازتاب اختلافات معطوف به جزایر سهگانه بر جنگ رمضان، اضافه کرد: اختلافات بر سر این جزایر بازتاب خودش را در قالب سطح جامعی از پاسخ به همراهی امارات در جنگ علیه ایران نشان داد. البته ما تا پیش از جنگ رمضان نیز با اماراتیها در برخی مسائل منطقهای مانند سوریه (پیش از سقوط بشار اسد)، لبنان، یمن و ائتلاف امارات با سایر کشورهای عربی دچار تنش بودهایم. در این میان جنگ مزید بر تمام تنشها شد و روابط دو کشور را در معرض تشدید تنشها قرار داد.
این تحلیلگر مسائل خلیجفارس با اشاره به تلاش امارات برای ائتلافسازی نظامی علیه ایران و امتناع کشورهای عربی از همراهی با آن، اظهار کرد: با نگاه واقعبینانه، در گذشته ایران پیشنهاداتی به شورای همکاری خلیجفارس ارائه داده و خواهان امنیت درونی با تمام همسایگان عرب خود بوده است. طرحهایی مثل «مجمع گفتوگوهای منطقهای»، «صلح هرمز» و «پیمان عدم تجاوز دو جانبه با عربستان» پیشنهادات خوبی بودند که از سمت ایران مطرح شدند، اما کلیگرایانه و در شرایط اضطراری طرح شده بودند.
کرمی با بیان اینکه جنگ رمضان باعث باز اندیشی کشورهای خلیج فارس نسبت به هویت ایران شد، افزود: به نظر من، ما و کشورهای عرب خلیجفارس هیچگاه به دنبال حل ریشهای و واقعی مسائل مورد منازعه خود نبودهایم، اما جنگ رمضان باعث شد اعراب متوجه شوند ایران همسایه تاریخی است، نمیتوان آن را نادیده گرفت و ملاحظات و دیدگاههای آن باید در هر گونه طرح مرتبط با خلیج فارس گنجانده شود.
وی با بیان اینکه در روابط با امارات نیازمند رسیدن به نقطه تعادل امنیت و توسعه هستیم، گفت: بلوغ ناشی از جنگ رمضان به ما نیز نشان میدهد که باید دغدغهها و موضوعات امنیتی مطرحشده توسط اعراب را بشنویم و با چانهزنی، مسائل فیمابین را یک بار برای همیشه حل و فصل کنیم. شالوده و بنیان اختلافات تاریخی با کشورهای عربی، تقابل همیشگی امنیت و توسعه بوده است که تاکنون هیچگاه نتوانستند به نقطه تعادل و موازنه برسند.
این تحلیلگر مسائل خلیج فارس با اشاره به جدال جنجالی امارات و رژیم صهیونیستی بر سر سفر نتانیاهو به امارات، اظهار کرد: نمیتوان منکر ارتباطات گسترده یا گرایشات دو طرف برای توسعه روابط شد. رژیم صهیونیستی و امارات دیدارهای سطح بالا و منظمی دارند و طبیعتاً سفر نتانیاهو به امارات چندان موضوع عجیبی در فرآیند همکاریهای دو طرف از سپتامبر ۲۰۲۰ که عادیسازی صورت گرفت، نیست.
کرمی با بیان اینکه نتانیاهو با این اقدام در حال یارگیری است، ادامه داد: نکته این است که رژیم صهیونسیتی در تلاش است با مانور رسانهای از سفر نتانیاهو به امارات، این طور القا کند که امارات بخشی از ائتلاف آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی ایران است. رژیم میخواهد به ابوظبی القا کند متحدی بهتر از اسرائیل در حوزه امنیتی و اطلاعاتی ندارد. لذا بازی اسرائیلیها جدا کردن امارات از سایر کشورهای عرب است.
وی در عین حال بیان کرد: ما با امارت همسایه هستیم، در یک جغرافیا زندگی میکنیم، اشتراکات فرهنگی و تاریخی با یکدیگر داریم و امارات جزو مهمترین شرکای تجاری ایران محسوب میشود. متقابلاً حضور شرکتهای ایرانی در این کشور واقعیت اقتصادی برای اماراتیهاست.
این تحلیلگر مسائل خلیجفارس با بیان اینکه نباید به همه چیز از زاویه تهدید و جنگ نگریست، اضافه کرد: به نظر میرسد دو طرف باید در روابط آینده خود این مسائل را مدنظر قرار دهند. قطعا تنشهای تاریخی دو کشور موضوعی نیست که بتواند مسئله دشمنی ایران و رژیم اسرائیل را برای همیشه حلوفصل کند. مقامات امارات در طول یک دهه اخیر، به دلیل آزادی عمل در سیاست خارجی و افزایش قدرت اقتصادی رویای تبدیلشدن به قدرت منطقهای با ابعاد بینالمللی را در سر داشتهاند. اگر آنها از این زاویه به موضوع نگاه و گمان کنند که شراکت با رژیم اشغالگر و آمریکا میتواند مسئله با ایران را حلوفصل کند، به خطای ادراکی گرفتار شدهاند که سطح تهدید را بین دو کشور حفظ خواهد کرد.
کرمی با بیان اینکه اماراتیها باید مانند عربستان نسبت به ایران بازاندیشی درستی داشته باشد، ادامه داد: عربستان پس از توافقنامه پکن، به این باز اندیشی مبادرت کرد و در جنگ اخیر هم موضع واقعبینانه و منطقی نسبت به ایران در پیش گرفت. اماراتیها هم باید این باز اندیشی را انجام دهند تا نسبتشان با ایران را در آینده جغرافیای خلیجفارس تعیین کنند. قطعا همانطور که ایران در برخورد با امارات تردید نداشت، در خصوص همکاری با این کشور نیز تردیدی ندارد و حتی به نظرم بهتر است دو کشور طرح جامعتر و راهبردی در قبال واقعیتهای منطقه تعریف و در امتداد آن حرکت کنند.
وی با اشاره به جدال لفظی مقامات امارات علیه ایران در اجلاس اخیر بریکس، اظهار کرد: طرف اماراتی همیشه تلاش کرده از این نشستهای منطقهای و بینالمللی بهره ببرد تا موضوع جزایر را به یک مناقشه بینالمللی تبدیل کند. الان هم به نظر میرسد در پی آنند که ایران را به عنوان تهدید بینالمللی معرفی کنند. اکنون اگر تهران-ابوظبی نتوانند نوع روابط خود را تعریف کنند، طبیعتاً اماراتیها از هر فرصتی استفاده میکنند تا بتوانند همراهی خود را با رژیم صهیونیستی ادامه دهند.
این تحلیلگر مسائل خلیجفارس با اشاره به وابستگی نظامی، امنیتی و اطلاعاتی امارات به طرفهای خارجی، بیان کرد: اگر آمریکا یا شرکای دیگر امارات نسبت به تامین سلاح، آموزش، همکاری نظامی و دفاعی امتناع کنند و در این خصوص برنامهریزی نشود، طبیعتاً اماراتیها برای تأمین امنیت خودشان دچار نگرانی جدی میشوند. بنابراین ما باید بتوانیم نسبت به دیپلماسی، ارتباط با همسایگان و همکاری دست باز داشته باشیم. اگر دو طرف تهران و ابوظبی بتوانند در نشستهای دوجانبهای برای حلوفصل مسائل میان خودشان به نتیجه برسند، میتوان امیدوار بود اختلافات یک بار برای همیشه حلوفصل شود.
کرمی با تاکید بر اینکه نباید رخدادهایی مانند جنگ را نادیده گرفت، افزود: درسی که میتوان از تجربه سایر مناطق از جمله اتحادیه اروپا و آسیای جنوب شرقی گرفت، این است که همکاریهای میان آنها پس از جنگهای فراگیر و باز اندیشی در روابط، باعث شده که طرفین تلاش کنند نسبت به تامین مقوله امنیت و توازن میان امنیت و توسعه به یک پلتفرم جدیدی برای همکاری دست پیدا کنند. بخشی از این موضوع مربوط به امارات و بخش دیگر آن در ارتباط با ماست. به نظر میرسد ایران و امارات باید بتوانند نقشه راه جدیدی برای آینده روابط خود به ویژه برای فضای پس از جنگ تعریف کنند.
انتهای پیام
