به گزارش ایسنا، مقصود فراستخواه در نشست علمی-تخصصی با عنوان «ایران مانا، با ملتی دانا و توانا» که امروز، چهارشنبه ۳۰ اردیبهشت در مرکز پژوهشهای توسعه و آیندهنگری برگزار شد، در سخنانی گفت: توسعه در ایران بوروکراتیک و تکنوکراتیک بوده و با نگاه مهندسی انجام شده است، بدون اینکه قابلیتها، ظرفیتها و زمینههای واقعی جامعه ایرانی دیده شود.
به گفته وی؛ توسعه ۷۰ سال اخیر بر اساس کانتکست و بستر اجتماعی ایران شکل نگرفته و همین مسئله باعث شده توسعه در ایران به نوعی «توسعه خودستیز» تبدیل شود.
این جامعهشناس با تاکید بر اینکه توسعه باید مبتنی بر اجتماع باشد، گفت: توسعه واقعی به معنای ارتقای ظرفیتها و زمینههای خود جامعه است. بیتوجهی به همین موضوع بود که سبب «خودستیز» شدن توسعه در ایران شد. از دل توسعه، ستیز بیرون آمد و چند ۱۰ سال توسعه را به هم ریخت. ما هزار پاسخ ساده به مشکلات پیچیده دادیم که همگی این پاسخها غلط بودند و همین سبب شد که مشکلات ماندند و بدخیم شدند.
فراستخواه تاکید کرد: مشکل باید به مسئله تبدیل شود و صورتبندی عینی پیدا کند تا بتوان آن را حل کرد؛ در غیر این صورت به بحرانی پیچیده و مزمن تبدیل خواهد شد.
عضو هیئتعلمی موسسه پژوهش و برنامهریزی آموزش عالی با اشاره به عنوان این برنامه «ایران مانا، با ملتی دانا و توانا» گفت: من احساس میکنم در پشت این عنوان نوعی نگرانی و دلالت ضمنی وجود دارد که انگار ایران در معرض تهدید و فرسایش قرار گرفته است.
وی گفت: ما در تاریخ به تراژدی توجه نکردهایم و بیشتر به حماسه پرداختهایم، در حالی که توجه به تراژدی از بین رفتن ملتها نیز باید توجه داشته باشیم. باید از خود بپرسیم حد تابآوری ما کجاست؟ ممکن است ما نیز روزی فرو بریزیم.
وی با بیان اینکه یکی از اصلیترین سرمایههای ایران سرمایه انسانی است، گفت: مردم باید به ملت تبدیل شوند؛ ملتی که دانا و توانا باشد. زبان، سرزمین و تاریخ مشترک برای ملتسازی لازماند؛ اما کافی نیستند و تنها مواد اولیه به شمار میروند. آنچه مردم را به ملت تبدیل میکند، صورتبندی حقوقی و قرارداد اجتماعی است؛ یعنی جامعهای که در آن حق اظهار نظر، عدالت، حقوق شهروندی و پاسخگویی وجود داشته باشد.
برای مانایی ایران، جامعه باید مبنای توسعه قرار گیرد
به گفته این جامعهشناس؛ برای مانایی ایران، جامعه باید مبنای توسعه قرار گیرد و برای تحقق این موضوع باید به سمت جامعه برویم و از آن دفاع کنیم.
وی ادامه داد: چیزی که میتواند ایران را حفظ کند، جامعه ایران است؛ یعنی سرمایههای انسانی، اجتماعی و نمادین کشور. اگر «جامعهگی» جامعه، همدلیها و پیوندهای اجتماعی فرسوده شوند، ایران نیز آسیب خواهد دید. ایران را عقل کلها نمیسازند بلکه فهم، مشارکت، هوش زمینهای و عاملیت تکتک انسانهای ایرانی است که میتواند ایران را حفظ کند.
فراستخواه با اشاره به پرسش قدیمی خود گفت: من سالها این پرسش را داشتم که چرا نهادهای ما پایدار نبودند؟ و به این نتیجه رسیدم که انسان ایرانی خود به مثابه یک نهاد عمل کرده و توانسته دوام داشته باشد. نهاد، ساختاری بادوام است که جهان را قابل پیشبینی میکند و قواعد با دوام دارد؛ اما در قحطی نهادی ایران، این انسان ایرانی بوده که قواعد را ساخته و حلقه اتصال میان دورانهای مختلف شده است. در تاریخ این کشور بارها دولتها نابود شدهاند ولی ایران ادامه پیدا کرده است. چراکه نوعی فلسفه زندگی، حس تاریخی و پدیدارشناسی خاص در انسان ایرانی وجود داشته است.
انسان ایرانی در معرض فرسایش قرار گرفته است
این جامعهشناس هشدار داد: امروز انسان ایرانی در معرض فرسایش قرار گرفته است. اگر ذهن انسان فرتوت شود، سوژه انتقادی نباشد و بیقراری اجتماعی خود را از دست بدهد، جامعه نیز دچار بحران خواهد شد. در صورتی که ما در این چند دهه به انسان ایرانی توجه نداشتیم، ما هم انسانزدایی کردهایم و هم جامعهزدایی و عاملیت را از انسان گرفتهایم، در حالی که باید به انسان و جامعه بازگردیم.
باید کمک کنیم جامعه خود را عیان کند
وی با اشاره به تحولات اجتماعی ایران گفت: با وجود همه مشکلات، جامعه ایران همچنان جامعهای در حال ظهور است. با وجود اینکه جامعه در حال حرکت به میانسالی است ولی هنوز حدود یکپنجم جامعه در نظام آموزشی حضور دارند و نزدیک به یکچهارم جامعه دارای تحصیلات عالیه هستند. همچنین گروههای جدید اجتماعی، از جمله زنان، به عرصه آمدهاند و بر اساس پژوهشها به یک نیروی اجتماعی فعال تبدیل شدهاند. بنابراین باید کمک کرد این جامعه خود را عیان و بیان کند.
فراستخواه با بیان اینکه جامعه ایرانی یک جامعه در راه است و باید برای آن تسهیلگری انجام داد، گفت: مطالعات من نشان میدهد ما جامعهزدایی و انسانزدایی کردهایم، در حالی که جامعه ایرانی، «جامعهای در راه» است و باید تسهیلگری کنیم و بستر ظهور ظرفیتهای آن را فراهم آوریم. در صورتی که در ابلاغ بیشتر دستورالعملها به نهادهای بومی و اجتماعی توجهی نشده است؛ به همین دلیل بسیاری از برنامهها شکست خوردهاند و مردم همآغوش مخاطرات رها شدهاند.
این استاد دانشگاه با تاکید بر اینکه باید برای جامعه ظرفیتسازی انجام داد، به چگونگی ایجاد زمینههای دلبستگی میهنی پرداخت و گفت: باید زمینه را برای مردم فراهم کنیم، اگر زمینه فراهم باشد و مردم ببینند که یک دعوت صمیمانه وجود دارد، مردم "ملت" میشوند.
میخواهیم جامعه چیزی باشد که ما میخواهیم، نه چیزی که خودش است
وی ادامه داد: جامعه ما در حاضر سازمان اجتماعی مشخص ندارد، جامعه باید بتواند خودش باشد، در صورتی که ما بیشتر خواستهایم جامعه همان چیزی باشد که ما میخواهیم، نه آنچه خودش هست. این خود بودن جامعه را از بین بردهایم. در گذشته مردم یک محل، میتوانستند محله را اداره کنند و بدون اتکای کامل به دولت، امور زندگی را پیش میبردند. باید اجازه دهیم این اتفاقات بیفتد.
به گفته فراستخواه؛ در طول تاریخ ایران از روایتهای بزرگ ساخته نشده بلکه از روایتهای کوچک مردمان در شهرها و روستاها شکل گرفته است و باید اجازه داد این روایتهای کوچک ادامه پیدا کنند تا روایت بزرگ ایران ساخته شود.
با تعطیلی، زندگی، مدرسه و دانشگاه را نابود کردیم
عضو هیئتعلمی موسسه پژوهش و برنامهریزی آموزش عالی با انتقاد از وضعیت آموزش و دانشگاهها گفت: ما حدود ۱۷ میلیون دانشآموز داریم اما امروز چه بر سر زندگی کودکان در مدرسه آوردهایم؟ با کنکور، تعطیلی پی در پی و ... زندگی مدرسه و دانشگاه را نابود کردهایم. من در حال حاضر چهار کلاس با دانشجویان دکتری دارم اما هیچیک از دانشجویانم را ندیدهام و نمیشناسم؛ چون همه ارتباطات از طریق سامانه انجام میشود.
میخواهیم کشور را بدون جامعه اداره کنیم
وی با انتقاد از تعطیلی دانشگاهها ادامه داد: چرا پناهگاه نداریم؟ چرا سیستم هشداردهی نداریم و فقط در این شرایط مدارس و دانشگاه را تعطیل میکنیم. دانشگاهها در کشوری مثل اوکراین با وجود سالها جنگ باز هستند ولی ما زندگی را تعطیل کردهایم؛ گویی میخواهیم کشور را بدون جامعه اداره کنیم.
با بستن اینترنت از ایران جامعهزدایی میکنیم
وی اظهار کرد: ما از صدای جامعه و حضور جامعه هراس داریم. مردم حق دانستن و حق ارتباط دارند. با چه استدلالی اینترنت را میبندیم؟ با این اقدامات است که از ملت، ملتزدایی و از ایران، جامعهزدایی میشود. از انسان ایرانی که قرنها توانایی ساخت کاریز داشته، انسانزدایی میکنیم و نهادهای اجتماعی را از بین میبریم.
اجازه دهیم مردم برای حل مشکلات دست به عمل بزنند
این استاد جامعهشناسی تاکید کرد: برای حل این مشکلات باید اجازه دهیم مردم «تیکآف» و «استارتآپ» کنند؛ یعنی برخیزند و دست به عمل بزنند. استارتآپ فقط یک مفهوم اقتصادی نیست بلکه یک مفهوم معرفتی و اجتماعی است.
وی با اشاره به «کنشگری مرزی» به عنوان یکی از حوزههای فعالیت پژوهشی خود اظهار کرد: کنشگران مرزی در سازمانهای دولتی نیز وجود دارند؛ کسانی که میان ایوان جامعه و دیوان دولت در رفتوآمد هستند تا جامعه بتواند مجال ظهور پیدا کند. باید اجازه داد مردم فضای زندگی خود را توسعه دهند و روایت زندگی خود را بسازند.
فراستخواه در پایان تاکید کرد: ملت از یک صورتبندی حقوقی شکل میگیرد و باید کنشگری، عاملیت مردم و جامعهگی جامعه را به رسمیت شناخت و اجازه داد مردم روایتهای کوچک خود را رقم بزنند.
انتهای پیام
