محمد هادیان در یادداشت سومی که قسمت اول و قسمت دوم آن اخیراً در خبرگزاری ایسنا منتشر شده است، نوشت: گزاف نیست اگر محمد جواد ظریف را یک پدیده در عرصه سیاست خارجی جهانی بنامیم، رسیدن به اعتبار و شهرت جهانی یک شبه به دست نمیآید بلکه اعتبار جهانی محصول مرارت و سالیان سال تجربهاندوزی، نمایش مهارت و خلاقیت در گره گشاییها و پیشبرد اهداف سازمانی است. افزون بر این در مورد ظریف باید این نکته را یادآور شد که این مقام و موقعیت نیست که از رئیس دستگاه دیپلماسی ایران را یک وزیر طراز اول در عرصه سیاست خارجی ساخته است، پیش از او نمونههای بسیاری چه در ایران و چه جهان بودهاند که رکورد طولانی صدارت را به نام خویش ثبت کردهاند، آنچه به یکصد و یکمین وزیر خارجه ایران اعتبار بخشیده و او را به عنوان یکی از پرجاذبهترین وزیران ایرانی در جهان بدل کرده است، مدل متفاوت، متمایز و ممتاز اوست. پندار و گفتار و کردار او در رسانههای جهانی را نمیتوان دست کم گرفت.
او مهارت بسیار بالایی در حل و فصل مناقشات بینالمللی دارد، با رسانههای جهانی ارتباط خوب و مؤثری دارد، در زبان و ادبیات بینالمللی تبحر بسیار بالایی دارد و در داخل نیز بسیاری از تابوهای سیاست خارجی را شکسته است. بنابراین ظریف را نمیتوان صرفاً در قامت یک وزیر خارجه، کلیددار و سکاندار دیپلماسی و یا یک بازیگر منطقهای و بین المللی ارزیابی کرد، (از کاربرد واژههایی مثل فرمانده و سردار دیپلماسی نیز باید پرهیز کرد، چرا که هر کدام از این واژهها با خود فضا و شرایط متفاوتی میآفرینند). دشوار است بتوان در قالب واژههای درج شده پشت سرهم، بتوان ابعاد گوناگون شخصیتهای مهم ملی را در یک مقاله خلاصه کرد، این در مورد ظریف هم صدق میکند. اما بشود تمایز ظریف با سایر وزرای خارجه جهان را در یک جمله بیان کرد، این جمله همین است که او وزیری صاحب سبک و نظریه پرداز است که در نظام بین الملل نوین ضمن اشراف کامل به تجربهها، مدلها و نظریههای متعارف و رایج در عرصههای بین المللی و خلاقیت، در سنتها و دانشهای رایج متوقف نمانده است، نظریهها و گفتمان جدیدی برای حل و فصل مناقشات ارائه کند. شاید ریشه برخی از حملات و هجمهها مشابه داخلی و خارجی نیز همین سنت شکنی او به عنوان وزیر خارجه است. ظریف همزمان توانست در داخل کشور سیاست خارجی را به مسیری متمایز از گذشته هدایت کند و در عرصه جهانی نیز هم پیمانان سابق را حتی المقدور مقابل هم قرار دهد. اگرچه به نظرمی رسد بداقبالی تاریخی و تنگناهای اقتصادی پیشروی ایران حجابی برای فهم عیار واقعی مذاکرات و تکنیکهای دیپلماسی شد. در فرایند زمانی، وزرای خارجه کشورها می آیند و میروند و صرفاً مجری سیاستهای خارجی کشورشان هستند. اما دیپلماسی ایرانی با ظریف در حال شدن و تطور تاریخی است. او در نظام بین المللی که در حال گذار است و هنوز زود است برای آن صورت بندی کرد، سبک و مدلی منحصر به فرد برای حل معادلات جهانی عرضه کرده است.
در یاددشت سه گانه مروری کوتاه به فراز و فرودهای زندگی یکصد و یکمین وزیر خارجه تاریخ ایران و همچنین سه پروندههای مهم دیپلماسی وی داشتیم، در یادداشت پیش رو تلاش کردهایم تا نگاهی به میراث پژوهشی و همچنین سبک منحصر به فرد وی در عرصه سیاست خارجی بیاندازیم:
یکی از محوری ترین نظریههای دکتر ظریف درکتاب «دوران گذار روابط بین الملل در جهان پساغربی» شناسایی برخی مشخصهها و ویژگیهای دوره جدید در حال تکوین نظام بین الملل نوین است. ادبیات او در پیش بینی دوران پسا غربی، اخطار گرایانه و هشدار گرایانه است. به زعم وی این دوران جدید از مدتها پیش در روابط بین الملل آغاز شده اما هنوز صورت بندی مفهومی ندارد. او مقدمه افول نظام بین الملل مدرن و ظهور دوره جدید را پایان جنگ سرد قرار میدهد.
جهان سده بیست و یکم در منظر وزیر خارجه ایران، تفاوتها و تمایزهای بارزی با دورانهای گذشته دارد. فشردگی زمان و مکان، پیوستگی متقابل و گره خوردن سرنوشت سیاسی، اجتماعی، امنیتی، اقتصادی و حتی زیست محیطی همه مناطق جغرافیایی به یکدیگر موجب شده است که