• شنبه / ۶ دی ۱۳۹۹ / ۱۴:۱۷
  • دسته‌بندی: ایسنا+
  • کد خبر: 99100604166
  • خبرنگار : 71489

رونمایی از یک شغل زنانه در تهران: عابرزنی!

رونمایی از یک شغل زنانه در تهران: عابرزنی!

چند ماهی می‌شود که سر و کله‌شان در تهران پیدا شده و ممکن است شما نیز آنان را در خیابان‌ دیده باشید. کوله‌پشتی دارند و کنار خیابان می‌ایستند، دستشان را برای خودروهای عبوری بلند می‌کنند و اگر جلوی پایشان ترمز کنید، سرشان را از پنجره ماشین داخل می‌آورند و می‌گویند که «کار من فرهنگیه و کتاب می‌فروشم؛ کتاب‌خون هستید؟».

خودشان را کارمند یک شرکت معرفی می‌کنند و اگر جوابتان به سوالشان «بله» باشد، درِ خودرویتان را باز می‌کنند و کوله‌پشتی‌شان را روی صندلی جلو می‌گذارند و شروع می‌کنند به معرفی کتاب‌هایشان. عنوان هر کتاب را می‌گویند و چند سطری هم درباره آن توضیح می‌دهند و سپس به شما نگاه می‌کنند؛ اگر نظرتان جلب نشد سراغ کتاب بعدی  می‌روند. جنسشان هم جور است؛ از کتاب‌های روانشناسی و راهکارهای موفقیت در کسب و کار و رابطه گرفته تا رمان‌های عاشقانه و کتاب‌هایی با موضوعات سیاسی، تاریخی، زندگی‌نامه و حتی آموزش زبان و کتاب کودک؛ از هر کدام یک عنوان در کوله‌پشتی‌شان دارند.

خودش را «مریم» معرفی می‌کند اما می‌گوید بخاطر اینکه ممکن است از طرف شرکت برایش مشکلاتی ایجاد شود، نام واقعی‌اش را نگفته است. مریم یکی از دخترانی است که «کارش فرهنگی است و کتاب می‌فروشد»؛ او عنوان دقیق شغلش را فروش کتاب به روش «عابرزنی» عنوان و مشتریانش را عابران پیاده و رانندگان خودروهای عبوری معرفی می‌کند و تاکید دارد که این کار با آنچه در جامعه به «اتو زنی» معروف است بسیار تفاوت دارد: «توی اتو زدن، باید سوار ماشین بشی و هر جا که راننده میره، باهاش بری و کتاب هم بفروشی اما توی عبوری زدن یا همون عابرزنی که کار ماست، فقط کتاب می‌فروشیم؛ از اول هم چارچوب کارو مشخص می‌کنیم.»

مریم که قبلاً هم برای همین شرکت کار می‌کرده، درباره چرایی روی آوردن به این روش فروش می‌گوید: «ما قبلا توی «مسیر» بودیم؛ یعنی در واقع شرکت واسه ما به عنوان ویزیتور مسیری رو تعیین می‌کرد و ما برای معرفی و فروش کتاب به مغازه‌ها و اصناف مختلف توی اون مسیر می‌رفتیم اما به دلیل تعدد ویزیتورای کتاب، توی فروش موفق نبودیم و آمار فروشمون خیلی ضعیف بود؛ به همین خاطر شرکت تغییر رویه داد. ما به خودمون گفتیم که خودروهای عبوری واسه ما همونایی‌ان که قبلاً به محل کارشون می‌رفتیم. تنها فرقش اینه که توی مسیر، ما واسه معرفی و فروش کتاب‌ بهشون مراجعه می‌کردیم، اما حالا اونا با ترمززدن، به ما مراجعه می‌کنن!»

او در جواب این سوال که «مگر شما تابلوی کتابفروشی در دست دارید که کسی که قصد خرید کتاب دارد، جلوی شما بایستد؟»، می‌گوید که «نه، اما همون اول تکلیف رو مشخص می‌کنیم. به راننده‌ها میگیم ما کار فرهنگی انجام میدیم و کتاب می‌فروشیم. اگه بخواید کتابامونو بهتون معرفی می‌کنیم. اینجا دیگه به راننده‌ها بستگی داره که بخوان به توضیحات ما و خریدن کتاب فکر کنن یا اینکه واسه چیزای دیگه‌ای نگه داشتن و وقتی میفهمن ما کتاب‌فروشیم، به مسیرشون ادامه میدن. خیلی پیش میاد که به محض اینکه به راننده‌ها گفتیم کتاب‌فروشیم، پاشونو گذاشتن روی گاز و رفتن».

مریم کنار خیابان را جای مناسبی برای خرید و فروش کتاب نمی‌داند اما در عین حال معتقد است که «وقتی با این شیوه، فروش خوبی داریم، شاید این فرهنگ جامعس که دچار تغییر شده.»

او در جواب اینکه «آیا هدف شما، فروش کتاب با جلب توجه و اغواکردن رانندگان مرد است؟» می‌گوید: «مشتری زن هم کم نداریم. اتفاقاً چند روز پیش یه خانمی از من «ملت عشق» خرید اما به هر حال مردا بیشتر نگه میدارن. این یه واقعیته.»

«شرکت از شما درخواستی درباره نوع پوشش و مواجهه با مشتریان دارد؟» مریم به این سوال اینگونه جواب می‌دهد: «اولین موضوعی که توی اینجور کارا مهمه، ارتباط موثره. ارتباط موثر یعنی اینکه با لبخند با مشتری صحبت کنیم و بد حرف نزنیم. شرکت از ما خواسته با مشتریا ارتباط موثر داشته باشیم! درباره ظاهر و نوع آرایش هم تنها چیزی که شرکت به ما گفته اینه که «آراسته» باشیم. حتی بعضی وقتا بخاطر وضعیت و پوششمون تذکر هم میدن.»

او می‌گوید که «همه فروشنده‌های شرکت ما خانمن» و درباره چرایی عدم حضور فروشنده مرد در شرکتشان می‌گوید: «خیلیا به من میگن که چرا همه‌ی فروشنده‌هاتون خانمن یا اینکه می‌پرسن احساس نمی‌کنید شرکت بخاطر زن‌بودنتون داره از شما سوءاستفاده میکنه؟ من میگم که جواب این سوال رو باید توی فرهنگ جامعه پیدا کنید. درباره سوءاستفاده هم میگم نه! اگه من منشی یه شرکت هم باشم، بازم ممکنه یه همچین سوالی پیش بیاد ولی واقعا شرکتا سوءاستفاده میکنن؟ قطعا نه، چون شرکت ما به ازای کار متعارفی که قبول کردیم انجام بدیم، به ما حقوق میده. شرکتی که براش کار می‌کنم به ازای فروش روزی ۱۰ جلد کتاب توی ۳۰ روز کاری، سه و سیصد بهم میده. در مقایسه با کارایی که واسه من به عنوان یه دختر ۱۹ ساله هست، به نظرم این کار با این درآمد خیلی هم خوبه. قبول دارم که دید جامعه به شغل ما منفیه ولی خب تلاش می‌کنیم این نگاه رو تغییر بدیم.»

مریم حضور در خیابان در روزهای سرد، برفی و بارانی، نفروختن ۱۰ جلد کتاب موظفی در بعضی روزها و مواجهه با «آدم‌های بد» را از سختی‌های شغلش عنوان می‌کند: «آدم بد خیلی به پست ما می‌خوره اما در عوض آدم‌حسابی‌ هم زیاد میبینیم. ما بسته به تیپ و قیافه و ماشین مشتری بهش پیشنهاد کتاب میدیم و براش وقت میذاریم. اگه کسی هم بخواد اذیت کنه فوری از نگاه و رفتارش متوجه میشیم. این آدما معمولاً تلاش می‌کنن موضوع رو عوض کنن یا اینکه اصلاً به توضیحات فروشنده گوش نمیدن. ذهنشون جای دیگه‌ایه. آخرشم میگن «کتاب نمی‌خواستم؛ می‌خواستم با خودت آشنا بشم»؛ ما هم وقتی به این آدمای مریض برمی‌خوریم، فوری از ماشینش درمیایم.»

این فروشندگان کتاب معمولاً سه یا چهار نفره در یک خیابان حاضر می‌شوند و با فاصله از هم می‌ایستند. بعد از آنکه به یکی از خودروهای عبوری کتابی را فروختند، نزد خودرویی می‌روند که جایی در همان حوالی پارک کرده است و علاوه بر نگهداری کتب فروشندگان، به نوعی مسئولیت تامین امنیت آنان را هم بر عهده دارند. فروشندگان مجدداً کوله‌پشتی‌ خود را پر از کتاب می‌کنند و به کنار خیابان بازمی‌گردند. مریم می‌گوید گاهی پیش می‌آید که مشتری‌مان از یک عنوان کتاب بیشتر از یک جلد می‌خواهد؛ در این‌گونه موارد اگر تشخیص دهیم که او آدم ناحسابی نیست، به او اعتماد می‌کنیم و تا محل پارک ماشین راننده با او می‌رویم؛ با این حال گاهی اوقات هم پیش آمده که بعضی راننده‌ها قصد سوءاستفاده داشته‌اند: «واسه خاطرجمعی خودمون، وقتی توی خیابون مشغول کاریم، جی‌پی‌اس موبایلمونو روشن میذاریم و توی واتساپ واسه مراقبمون لوکیشین لایو می‌فرستیم. از قبل هم محدوده‌ای رو تعیین می‌کنیم و با هم قرار میذاریم که اگه از محدوده خارج شدیم، فوری هر کاری لازمه انجام بشه. علاوه بر این شماره ماشین رو برمی‌داریم یا حتی وقتی یکیمون سوار ماشین خاصی شد، بچه‌ها با موبایل از ماشین و شماره‌ش عکس میندازن.»

او ادامه می‌دهد: «خداروشکر تا امروز که اتفاق خاصی واسه من نیفتاده اما چند بار بعضی از بچه‌ها رو مزاحمشون شدن. اونایی که به خودشون اجازه میدن به من و همکارام تعرض کنن، بی‌ارزش بودن‌ خودشونو نشون میدن. البته همونطور که توی همه‌ کارا آدم خوب و بد پیدا میشه، بعضیا هم هستن که با سوءاستفاده از این شغل، کارای دیگه‌ای میکنن. یکی از بچه‌ها تعریف می‌کرد که بعد از معرفی کتاب به یه راننده و گرفتن پولش، راننده پرسیده واسه خودم چه کاری میتونی انجام بدی؟ وقتی همکارم اعتراض کرده، یارو گفته فروشنده‌های فلان شرکت این کارو میکنن. میگم که، همه جا همه جور آدمی پیدا میشه. دکتر مهندس خراب نداریم؟ آرایشگر ناجور نداریم؟ توی کار ما هم هست دیگه».

مریم از قصدش برای دانشگاه‌رفتن هم صحبت می‌کند: «دیپلم انسانی دارم. امسال کنکور هنر دادم و اتفاقاً رشته گرافیک که خیلی دوسش دارم قبول شدم اما چون دلم نمی‌خواد از خونواده‌م پول بگیرم و هزینه اضافی براشون درست کنم، تصمیم گرفتم امسالو کار کنم و پول جمع کنم تا سال دیگه بتونم سراسری قبول بشم یا لااقل بتونم پول شهریه‌مو خودم بدم. هر کسی توی این کار با یه هدفی داره پول درمیاره. یکی میخواد جهیزیه بگیره، یکی اجاره‌خونه داره، یکی کمک‌خرج خونوادشه، اما جدیداً خیلی به ما گیر میدن. جدیداً پلیس به ما میگه خانوم اینجا واینستا اهالی محل شکایت کردن. از این اتفاقا قبلنا نمی‌افتاد. ما که کار بدی نمی‌کنیم. فقط داریم کتاب می‌فروشیم!»

او در آخر با نگرانی می‌گوید: «حالا امیدوارم این گزارش شما ما رو از نون‌خوردن نندازه.»

انتهای پیام

  • در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • -«ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
  • - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.

نظرات

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
avatar
۱۳۹۹-۱۰-۰۶ ۱۷:۰۵

چه کا رخوبی فروش کتاب رواج فرهنگ کتاب خوانی کاربرای دادن شهریه تهیه جهیزیه کاری که تمام جوانان دانش آموزان دانشجویان درکشورهای دیگرانجام می دهندهم مستقل می شوندوهم باری ازدوش خانواده برمی دارند بیایییدجامعه سالمی داشته باشیم

avatar
۱۳۹۹-۱۰-۰۶ ۱۹:۰۲

سلام و درود خیلی کار خوبیه انشالله امیدوارم روز به روز موفقتر بشوند😚

avatar
۱۳۹۹-۱۰-۰۶ ۱۷:۲۷

فارغ از این حرکت ضد فرهنگ به اسم کار فرهنگی؛ ارگان های مربوطه باید با دستفروش ها برخورد کنند چه کتاب فروش، چه سمبوسه فروش و چه جوراب فروش

avatar
۱۳۹۹-۱۰-۰۶ ۱۹:۴۰

دولتی با دستفروش مقابله میکنه که برای اون فرد شغل ایجاد کرده باشه، نه اینکه اونایی هم که سرکارن رو بیکار کنه

avatar
۱۳۹۹-۱۰-۰۶ ۱۹:۴۲

مزاحم کسب وکارتون شدن؟هرکس بایدیه جورخرجشودربیاره دیگه شایدواقعادستشون تنگه

avatar
۱۳۹۹-۱۰-۰۶ ۲۰:۲۴

فارغ از نظری که دادید شما خیلی عقده ای تشریف دارید

avatar
۱۳۹۹-۱۰-۰۶ ۲۱:۵۶

یاد بگیر، این تو اخبار امریکا چند سال پیش بود که رکود اقتصادی هم بود، لطفا یاد بگیر: یک کارگر مکزیکی توی یکی از شهرهای امریکا روی وانت کنار خیابون میوه می فروخت؛ خبرنگار از افسر پلیس پرسید که دستفروشی مگه جرم نیست؟چرا دستگیرش نمی کنی؟ افسر جواب داد: وضع اقتصاد خرابه، مضا حم کسی هم که نیست، داره ابرومندانه روزیش رو در میاره،بساتش رو جم کنم که به دزدی رو بیاره؟

avatar
۱۳۹۹-۱۰-۰۶ ۲۲:۳۵

اونی که با اینکار مخالفت میکنه باید خیلی عقده ای باشه

avatar
۱۳۹۹-۱۰-۰۸ ۱۰:۱۱

آخه تو چی میفهمی خجالت یعنی چی بی پولی يعني چی شهروند مرفه بی درد

avatar
۱۳۹۹-۱۰-۰۶ ۱۷:۵۱

با سلام متاسفم

avatar
۱۳۹۹-۱۰-۰۶ ۱۸:۰۳

سلام.ازکارزیبا واثر گذارتان تشکر می کنم اول ترویج کتاب خوانی ودوم تغییر نگاه جامعه نسبت به بانوان وتبریک به این شیرزنان عزیز این سرزمین.موفق وسر بلند باشید

avatar
۱۳۹۹-۱۰-۰۶ ۱۸:۱۳

درود بر شیر زنان وطنم آفرین بر شما که میخواین یه لقمه نون از راه حلال بدست بیاورید

avatar
۱۳۹۹-۱۰-۰۶ ۱۸:۳۵

درودبه شرفت شیرزن

avatar
۱۳۹۹-۱۰-۰۶ ۱۹:۰۹

زن‌بره‌وسط‌خیابون‌بین‌این‌همه‌گرگ‌،کنارهرادم‌عوضی‌وبی‌ناموس،شرفم‌داره،این‌کارفقط‌جهالت‌اقا‌جهالت‌

avatar
۱۳۹۹-۱۰-۰۷ ۰۸:۲۰

اونی که برای بازاریابی فقط از خانم ها استفاده میکنه هم بنظر شما آدم شریفیه؟ بهترین احتمالش نیروی کار ارزون و جلب ترحم بیشتره که باز هم کثیفه

avatar
۱۳۹۹-۱۰-۰۶ ۱۸:۴۷

با وجود این همه کتابفروشی در شرف ورشکستگی و این همه سایت فروش آنلاین کتاب، این روش مانند هر دستفروشی دیگری فقط موجب شلوغی شهر و اختلال در ترافیک می شود.

avatar
۱۳۹۹-۱۰-۰۶ ۱۹:۰۳

از قدیم گفتن دو چیز بده دزدی و هیزی کار که عیب نیست روزی حلال بدست آوردن شرف میخاد

avatar
۱۳۹۹-۱۰-۰۶ ۱۹:۱۲

تردد عبر پیاده و حضور مزاحم عابر لابلای ترافیک جرم که خیر ولی ایجاد مزاحمت و ایجاد زمینه خطر است خواه کار فرهنگی باشد یا دستفروشی و یا گدائی

avatar
۱۳۹۹-۱۰-۰۶ ۱۹:۲۱

کاش انقد جامعه امن بود که هیچکی جرات مزاحمت برای این قشر به سرش نمی زد

avatar
۱۳۹۹-۱۰-۰۶ ۲۰:۰۳

سلام درود بر شما اشگ تو چشمانم حلقه زد درود فروان بر شیرزنان کشورم

avatar
۱۳۹۹-۱۰-۰۶ ۲۰:۰۴

برای همه عزیزان زحمتکش که برای ارتقاء فرهنگ کتابخانی زحمت میکشن آرزوی سلامتی دارم خدا قوت

avatar
۱۳۹۹-۱۰-۰۶ ۲۰:۰۵

واقعا تحت تاثیر قرار گرفتم میخوان یه نون حلال در بیارن افرین من واقعا به این طور زن هایی افتخار می کنم

avatar
۱۳۹۹-۱۰-۰۶ ۲۰:۰۹

آفرین به شیرزنان کهکار می‌کنن .بارازدوش خانواده.برمیدارن.خیلی هم عالی .آدمهای مریض برند مرض خودشونو درمان کنن

avatar
۱۳۹۹-۱۰-۰۶ ۲۰:۱۲

عالی هم گزارش جالبی بود و هم برای من که اهواز هستم و حتی تهران هم که اخیرا باماشین رفته بودم و همچین پدیده ای رو ندیده بودم خیلی جدید و جالب بود. احسنت به خبرنگار میدانی محترم، به اینجور گزارشا با قدرت ادامه بده

avatar
۱۳۹۹-۱۰-۰۶ ۲۰:۱۳

کاره پسندیده ای نیست اصلا مردها به یه دید دیگه بهشون نگا میکنن وبه زور کتابشونو به مردم تحمیل میکنن

avatar
۱۳۹۹-۱۰-۰۶ ۲۰:۴۹

این نگاه مشکل دار شماست نه بقیه مردم !!

avatar
۱۳۹۹-۱۰-۰۶ ۲۰:۱۸

نه کی میتونه توی یک ماه آنقدرکتاب بفروشه که هم برای شرکت سودکسب کنه هم برای سه میلیون وسی صد برای فروشنده بماند یه کاسی زیر نیم کاسه یه روزهم میفهمیدحتی شایدخوداین خانم هانمبدونن دارن به پیش برد چه برنامه ی کمک میکنند

avatar
۱۳۹۹-۱۰-۰۶ ۲۲:۱۶

درسته. مگه فروش ۳۰۰ تا کتاب چقدر برای یک شرکت میتونه سود داشته باشه که سه و سیصدش به این بچه‌ها میرسه؟

avatar
۱۳۹۹-۱۰-۰۸ ۱۷:۱۵

برادر من انگار خیلی وقته تو قیمت کتاب نیستیا. دیگه کتاب ارزونتر از بیست تومن پیدا نمیشه. یه حساب کتاب حداقلی بکنی میبینی که درسته

avatar
۱۳۹۹-۱۰-۰۶ ۲۰:۲۹

👍👍👍👍یس عالی مایگاد

avatar
۱۳۹۹-۱۰-۰۶ ۲۰:۴۹

دمشون گرم

avatar
۱۳۹۹-۱۰-۰۶ ۲۰:۴۹

انقدر شرف دارن که دزدی و اختلاس نمیکنن

avatar
۱۳۹۹-۱۰-۰۶ ۲۰:۴۹

احسنت به غیرتشون

avatar
۱۳۹۹-۱۰-۰۶ ۲۱:۱۰

بنام خدا یه خواهش از همه ی شما اصحاب رسانه دارم تو را به خدا هر مشکل فرهنگی یا اقتصادی یه... توی تهران اتفاق میفته رو رسانه ای نکنید اگه یه مقدارش اطلاع رسانیه بیشترش بدآموزیه

avatar
۱۳۹۹-۱۰-۰۶ ۲۱:۱۶

فروش کتاب به هر قیمتی اون هم تو این جامعه...!!!!

avatar
۱۳۹۹-۱۰-۰۶ ۲۱:۳۹

مدیر این شرکتها هم بعضا خیلی پست و نامردند، هدفشون سو استفاده ازین بچه های معصوم و بیگاری کشی دارن با انواع قانون و تبصره ی کثیف که به نفعشونه

avatar
۱۳۹۹-۱۰-۰۶ ۲۲:۱۳

عالی بود توی شهر ماهم با اینکه یه شهر کوچیکه جدیدا از این دخترای دست فروش که با یه کوله پشتی دارن کتاب میفروشن زیاد شده راسش به نظرم فرهنگ جامعه ما کشش برای اینجور کار فرهنگی نداره و برای دخترا آسیب زاست و نباید دخترا رو به خطر انداخت به اسم کار فرهنگی هرچند سود این کار برای شرکت های مجری بیشتر از این دخترای بیچاره ست

avatar
۱۳۹۹-۱۰-۰۶ ۲۲:۲۲

از وقتي اين گزارش رو خوندم فكرم درگيره! نميدونم بايد ناراحت باشم يا خوشحال. اي كاش با يه جامعه شناس دربارش حرف بزنيد، ببينيم بايد خوشحال باشيم يا ناراحت. فقط اينقدر ميدونم كه جامعه داره پوست ميندازه و شكلش عوض ميشه

avatar
۱۳۹۹-۱۰-۰۶ ۲۳:۰۵

امید به روزی که این‌قدر شغل کافی داشته باشیم که چه زنان و چه مردانمون مجبور به کسب روزی از شغل‌ها کاذب نباشن...

avatar
۱۳۹۹-۱۰-۰۶ ۲۳:۴۶

من بسیاری از کتابهای مورد علاقه ی خود را از این خانمهای مروج فرهنگ کتاب و کتابخوانی خریداری می کنم بهتر است سایر دوستان هم که علاقه به کتابخوانی دارند کتابهایشان را از این افراد که علاوه بر تامین معاش زندگی کتابخوانی را هم ترویج می دهند خریداری نمایند اصلا بیاد کاری کنیم که سفارش کتابهایمان را به این خانهما بدهیم تا در روزهای بعد در همان مکانهایی که کتابها را عرضه می کنند بگیریم . اعتماد متقابل می تواند کار این عزیزان را هم رونق دهد هم کتابخوانی در این مملکت ضریبش بالا می رود

avatar
۱۳۹۹-۱۰-۰۷ ۰۰:۳۰

درود بر این دختر با غیرت وطنم!

avatar
۱۳۹۹-۱۰-۰۷ ۰۰:۴۲

بارها دیدم که باکیف و ساکهای سنگین مشغول فروش کتاب هستنددمشونگرم.

avatar
۱۳۹۹-۱۰-۰۷ ۰۶:۵۹

این یه قانونه کسب وکارتو همه دنیاست الان رونالدو داره تبلیغ شامپو میکنه باید بگن داره سواستفاده میشه ازش خیر . چون مرده؟ کسب و کارو شرایط فرهنگی دو موضوع جدا از هم اند

avatar
۱۳۹۹-۱۰-۰۷ ۰۷:۱۸

بنظرم کار خوبیه خانم موفق باشی

avatar
۱۳۹۹-۱۰-۰۷ ۰۸:۰۸

اسم خوبی برای این تیتر خبریتون استفاده نکردید، به نظرم اونا کارآفرینی کردن و عابرزنی زننده هستش و در ضمن ترویج کتاب خوانی کار بسیار عالی هستش

avatar
۱۳۹۹-۱۰-۰۷ ۰۹:۴۸

سلام قبل از اینکه به نام خبرنگار نگاه کنم از ابتدای مطلب و علامت تعجب های فراوان متوجه شدم که نویسنده یک آقا است . این همه پیش داوری برای چیست؟ خبرنگار باید بدون سوگیری مطلب بنویسد.

avatar
۱۳۹۹-۱۰-۰۷ ۱۱:۱۴

منکه نفهمیدم انتقاداست یا تایید. کار بدی است یا خوب. بهر حال این هم یک نوشتاری معیشت است

avatar
۱۳۹۹-۱۰-۰۷ ۱۱:۴۵

ممنون از این گزارش

avatar
۱۳۹۹-۱۰-۰۷ ۱۲:۰۸

روش مارکتینگ بسیار خوبیه...امیدوارم گسترش پیدا کنه

avatar
۱۳۹۹-۱۰-۰۷ ۱۳:۲۵

آخرش هم معلوم نشد که چرا فروشنده آقا ندارند

avatar
۱۳۹۹-۱۰-۰۷ ۱۵:۳۶

خیلی ها نظر دادن کار خوبی نیست منم باهاشون موافقم ولی اگه خرج زندگیشونو میتونی تو بدی اونموقع بهشون بی ادبی کن.طرف برا مخارجش مجبوره.مگرنه هیچکس دوست نداره اینکارو کنه یا حتی دست فروشی کنه.اگر میخوان جمعشون کنن باید به فکر دادن شغل خوب هم بهشون باشن وگرنه حق نداذن تو کارشون دخالت کنن

avatar
۱۳۹۹-۱۰-۰۷ ۱۸:۱۷

متاسفم برای مردمی که متوجه غلط دیکته های خوش خط نمی شوند....

avatar
۱۳۹۹-۱۰-۰۷ ۱۹:۲۵

اگر کتابها چاپ اصلی انتشارات باشند نه مثل کپی هایی که در خیابان انقلاب میفروشن اتفاقا کار خیلی خوبی هم هست. خب این هم یک روش جدید فروشه که تا مدتی دیگه عادی میشه (نباید فقط جنسیتی فکر کرد). اگر به پست من هم بخورند حتما کتاب مورد نیاز رو خرید میکنم.

avatar
۱۳۹۹-۱۰-۰۸ ۱۳:۴۵

با فروش ماهانه 300 کتاب ،شرکت سه میلیون و سیصد به فروشنده حقوق می دهد یعنی از هر کتاب 11000 سود فروشنده است!!!حداقل باید 20 هزار تومان هم سهم شرکت باشد .هرکتاب 33 هزار تومان سود داشته باشد!!!! قیمت هر کتاب چند است و چند درصدش برای توزیع و فروش در نظر گرفته شده است محاسبات می گویند کاسه ایی زیر نیم کاسه است

avatar
۱۳۹۹-۱۰-۱۰ ۰۸:۱۵

درود بر بانوان شریف سرزمینم

avatar
۱۳۹۹-۱۰-۱۸ ۱۰:۳۸

ای والا هم زبان غیرتت ازخیلی مردا بیشتره .