در جوامع امروزی، سیزدهبهدر بنوعی روزی برای رهایی از محدودیتهای شهری است. مردم در این روز، فارغ از کار و مسئولیتهای روزمره، با شادی، بازی و ارتباط اجتماعی، انرژیهای منفی را از خود دور میکنند. اما بطور کلی در میان جشنهای ایرانی جشن سیزدهبهدر کمی مبهم بوده و تنها در برخی منابع کهن اشارههایی به روز سیزدهم فروردین شده است.
کورش نیکنام (موبد زرتشتی، نویسنده و پژوهشگر فرهنگ ایران باستان، زاده ۲۰ تیر ۱۳۳۳ – درگذشته ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۳) در آثار خود به روز ۱۳ فروردین اشاره کرده است که در ایران باستان مراسم نوروزی سیزدهم به ایزد باران تعلق داشت و مردم به دشت و صحرا و کنار جویبارها میرفتند و به شادی و پایکوبی میپرداختند و از خداوند تقاضای بارش باران داشتند. هماکنون نیز زرتشتیان از بامداد روز تِشتَر، سفره نوروزی را برمیچینند، خوردنیها و مقداری آجیل و شیرینیهای باقیمانده در سفره نوروز را با خود به طبیعت میبرند، سبزههای موجود در سفره را با خود برمیدارند و به دشت و صحرا و کنار چشمهها یا آبهای روان میروند، سبزه خود را در کنار جویبارها به آب روان میسپارند و آرزو میکنند که سالی پربرکت و خرم داشته باشند و تا پسین آن روز را بیرون از خانه هستند و در طبیعت و میان سبزه و صحرا به شادمانی میپردازند.
عبدالله مستوفی نیز در کتاب «شرح زندگانی من» چگونگی انجام این مراسم در دوره قاجار را به صورت مفصل به نگارش درآورده است.
ادوارد یاکوب پولاک (اولین معلم طب در مدرسه دارالفنون، پزشک دربار ناصرالدین شاه قاجار، ایرانگرد و محقق اتریشی) نیز درباره مراسم سیزده به در نوشته است که سرانجام روز سیزدهم، یعنی آخرین روز عید فرا میرسد. گویا تمام خانهها در چنین روزی در خطر ویرانی هستند. به همین دلیل همه از دروازه شهر خارج میشوند و به باغها روی میآورند.
در متون داستانی و کتیبههای مختلف نیز چنین برمیآید که در دوره ساسانیان، جشن سیزده به در از دربار شاه شروع میشد. آغاز این جشن در روز ۱۳ تا روز ۱۸ فروردین ادامه پیدا میکرد. تمامی مردم میتوانستند از نمایشها و جشنهای مختلفی که در سراسر کشور برگزار میشد، لذت برده و خوراکیهای سنتی بخورند و شادی کنند.
با جستوجو در کتیبههای سومری و بابلی به آیینهای سال نو در سومر بر میخوریم که با عنوان «زگموگ» اجرا میشد. این مراسم در بابل با نام «آکیتو» شناخته شده و دوازده روز طول میکشید. اما نقطه مشترک اینجاست که آنها نیز در روز سیزدهم، جشنی را در آغوش طبیعت برگزار میکردند و به همین دلیل میتوان عمری حداقل چهار هزار ساله را برای جشن سیزدهبهدر، در نظر گرفت.
داستانها و افسانههای بسیاری درباره سیزده به در وجود دارد. اما چیزی که در تمامی این داستانها به صورت مشترک دیده میشود، این است که مردم از زمانهای دیرین تا به امروز، ۱۳ روز پس از تحویل سال نو به دل طبیعت میرفتند و از خداوند طلب بارش باران کرده یا برای بارانهای بهاری و همچنین سرسبزی در این فصل، از خدا تشکر میکردند. بیشک ریشه تمامی افسانهها به ستایش طبیعت و شکر خدا برای بارش باران، آبادی و آبادانی و سرسبزی میرسد.
یکیدیگر از فلسفههای سیزدهبهدر، ارتباط دوباره انسان با طبیعت است. در فرهنگ باستانی ایران، نوروز فقط جشن سال نو نبود؛ بلکه یک مراسم آیینی برای احیای زندگی و طبیعت محسوب میشد. برخلاف باور بسیاری از مردم، روز ۱۳ و عدد ۱۳ برای ایرانیان نحس نبود، درواقع در فرهنگ ایرانی، هیچ یک از روزهای سال بد یمن یا شوم نبودند. حتی واژه «در» از لحاظ معنایی میتواند بجای واژههای «دره و دشت» قرار بگیرد. علامه دهخدا (بنیانگذار لغتنامه دهخدا) واژه «در و دشت» را مخفف «دره و دشت» میداند. بنابراین با نگاهی کلی میتوان گفت که واژه «سیزده بـه در» بـه معنای «سیزدهم بـه سوی در و دشت شدن» است.
در فرهنگهای غربی، بهویژه در سنتهای مسیحی و اروپایی، عدد ۱۳ بعنوان عددی نحس شناخته شده است. این باور میان مسیحیان با داستان «شام آخر مسیح» ارتباط دارد. در این روایت، یهودا که به مسیح خیانت کرد، سیزدهمین فرد حاضر در شام آخر بود. همچنین برخی تمدنها مانند بابلیان، از تقویم قمری ۱۲ ماهه استفاده میکردند و عدد ۱۳ را نشانه بینظمی میدانستند.
در میان باورهای قرون وسطایی اروپا، برخی خرافات درباره عدد ۱۳ رایج شد، از جمله اینکه این عدد در مراسم جادوگری و شیطانی بهکار میرود. بنابراین از طریق اروپاییان باور نحسی عدد ۳ یا ۱۳ وارد ایران شد و برخلاف باور عمومی، سیزده به در ایرانیان بخشی از نوروز و جشنهای طبیعت است و با نحسی همراه نیست.
سیزده به در، جشنی است که با گذشت قرنها، همچنان در فرهنگ ایرانیان جایگاه ویژهای دارد. این روز فرصتی است تا با خانواده و دوستان، به دل طبیعت برویم و از زیباییهای آن لذت ببریم.
در این روز خوشیمن مراسم مختلفی از جمله پخت آش، خوردن کاهو و سکنجبین و آجیل باقی مانده از دوازده روز عید، خنده و شادی، انواع بازیها، خواندن اشعار بومی و محلی، گردآوری گیاهان صحرایی، رها کردن سبزه هفتسین در دامان طبیعت یا درون آب روان و گره زدن سبزه که تقریباً در همه استانهای ایران اجرا میشود.
داستانهای مختلفی در مورد گره زدن سبزه وجود دارد، روایتی در کتاب اوستا میگوید که نخستین انسان و پادشاه جهان، فردی به نام کیومرث بوده است که این فرد دو فرزند به نامهای مشیه و مشیانه داشته که در روز ۱۳ فروردین با هم ازدواج میکنند. بنابر این روایت، ازدواج مشیه و مشیانه اولین ازدواج دنیا محسوب میشد. به همین دلیل مردم معتقدند که اگر دختران و پسران در این روز سبزه گره بزنند، بختشان باز شده و ازدواج میکنند.
روایت دیگر از آئینهای نژاد آریایی ریشه میگیرد که در ۱۳ فروردین، ایزد آب به نام تشتر، با دیو خشکسالی وارد یک جنگ میشود. جنگ تشتر و دیو خشکسالی در آسمانها بوده و زنان و دختران بر روی زمین، هنگام مشاهده این جنگ، سبزه گره میزدند. پس از آن دیو خشکسالی به زانو درآمده و تشتر پیروز میشود. به همین دلیل عدهای معتقدند که گره زدن سبزه در سیزده به در باعث گشایش کارها و جذب نیروهای مثبت میشود.
به هر حال نباید اجازه دهیم اجرای این سنت ملی و دیرین از ریشه اصیل خود دور شود و به تخریب طبیعت بیانجامد. با اینکه روز سیزده به در روزی برای شادی و پناه بردن بـه دل طبیعت اسـت؛ اما باید بدانیم رها کردن زباله، شکستن شاخه درختان، آتش روشن کردن، شکار حیوانات و چیدن گلها به محیط زیست آسیب جدی وارد میکند.
رسمهای کهن جای خود را به دنیای ماشینی دادهاند
در پایان سخن، گفتوگویی با یک پیر جهاندیده داشتیم که به برخی از سنتهای عید نوروز و سیزده به در اشاره میکند.
قاسم مرادی، ۷۴ ساله و بازنشسته بیان کرد: امروز سنتها تغییر پیدا کرده و با تکنولوژی آمیخته شده است. در گذشته بزرگان فامیل روزهای اول تا سوم عید نوروز را در خانه میماندند و کوچکترهای فامیل از دور و نزدیک به عید دیدنی میآمدند، حرف میزدند و شاد بودند اما امروز از آن صفا و صمیمیت خبری نیست، گوشی موبایل بسیاری دلخوشیها را از بین برده است.
وی ادامه داد: تجملگرایی و عیدیهای آنچنانی وجود نداشت. کودکان به نخودچی، کشمشی و آبنباتهایی که از جیب بزرگان فامیل بیرون میآمد، دلخوش بودند.
این پیر جهاندیده اظهار کرد: ایام عید کدورتها رفع میشد و احترام به بزرگترها ارج و قرب بالایی داشت، اما متأسفانه امروز میبینیم که خانوادهها از هم دور و دورتر میشوند و رسمهای کهن جای خود را به دنیای ماشینی دادهاند.
مرادی با اشاره به سنت سیزده به در نیز اظهار کرد: ۱۳روز پس از عید نوروز همه خانوادهها به دل طبیعت میرفتند، آجیل، شیرینی و میوه باقیمانده از عید را با خود میبردند، در دل طبیعت آش میپختند، سبزه عید را در دل طبیعت رها میکردند و دختران و پسران دم بخت سبزه گره میزدند و این روز را با شادی و خنده و بازی شب میکردند و شعرها و ترانههای محلی میخواندند:
سیزده به در، چارده به تو
درد و بلا رفته به کوه
انتهای پیام
نظرات