• چهارشنبه / ۱۷ دی ۱۴۰۴ / ۰۹:۱۳
  • دسته‌بندی: رسانه دیگر
  • کد خبر: 1404101710512
  • منبع : مطبوعات

به بهانه پنجاه و هشتمین سالروز درگذشت تختی

اسطوره‌ای میان واقعیت و روایت

اسطوره‌ای میان واقعیت و روایت

مشکل اصلی سینمای ایران در تصویرپردازی از تختی، نه کمبود اطلاعات تاریخی، بلکه غلبه نگاه تقدیس‌گرایانه یا در نقطه مقابل، نگاه بیش از حد تراژیک است. در بسیاری از روایت‌ها، تختی یا در مقام فرشته‌ای اخلاقی قرار می‌گیرد که هیچ خطایی ندارد، یا قربانی مطلق شرایط اجتماعی و سیاسی زمانه معرفی می‌شود.

به گزارش ایسنا، روزنامه ایران نوشت: بدون شک در میان ورزشکاران ایرانی، غلامرضا تختی و شخصیت‌اش، یکی از جذاب‌ترین سوژه‌های ورزشی در سینما است. او هم به‌مثابه یک قهرمان و پهلوان به شخصیت‌پردازی دراماتیک راه می‌دهد، هم زندگی ورزشی و خصوصی‌اش، سرشار از رخدادهایی است که می‌تواند در قالب فیلم روایت شود.

ازاین‌روست که بیشترین شخصیت و قهرمان ورزشی‌ای که در سینمای ایران مورد توجه فیلمسازان بوده، تختی است. دو فیلم در سینمای ایران بانام تختی گره خورده است. یکی «جهان‌پهلوان تختی» به روایت علی حاتمی است که با مرگش نیمه‌کاره ماند و به کارگردانی بهروز افخمی تمام شد.

قصه فیلم از این قرار بود که یک کارگردان (فریبرز عرب‌نیا) و همسرش (نیکی کریمی)، می‌خواهند پروژه ناتمام علی حاتمی را که زندگی غلامرضا تختی بود، به پایان برسانند. آن دو تحقیق می‌کنند تا بفهمند که علت اصلی مرگ تختی چه بوده ‌است. فیلمی که به‌دلیل سرگذشتی که در کارگردانی پیدا کرد، نتوانست به اثری مؤثر تبدیل شود و مورد اقبال قرار بگیرد.

اما فیلم دیگری که با نام «غلامرضا تختی» گره خورده، به روایت بهرام توکلی است که در سال ۹۷ ساخته شد؛ فیلمی زندگینامه‌ای که روایتگر زندگینامه شخصی و ورزشی جهان‌پهلوان تختی ـ کشتی‌گیر پرآوازه ایرانی ـ و ریشه‌یابی دلایل مرگ اوست. توکلی که در کنار کارگردانی، فیلمنامه‌نویس قهاری نیز است، توانست زندگینامه تختی را در قالب یک درام دلنشین به نگارش درآورد و همین مهم‌ترین تفاوت فیلم «غلامرضا تختی» با سایر فیلم‌هایی است که راجع به زندگینامه ورزشکاران ساخته شده است.

گرچه این فیلم توانست نظر برخی ازجمله بسیاری از هواداران بی‌شمار تختی را جلب کند، اما همچنان خیلی‌ها معتقدند هنوز سینمای ایران نتوانسته است دِین خود را به این کشتی‌گیر محبوب ادا کند. جهان‌پهلوان غلامرضا تختی تنها یک قهرمان ورزشی در تاریخ معاصر ایران نیست؛ او پدیده‌ای اجتماعی، اخلاقی و فرهنگی است که فراتر از تشک کشتی، در حافظه جمعی ایرانیان زیست می‌کند.

همین جایگاه ویژه باعث شده به تصویر کشیدن تختی همواره وسوسه‌برانگیز اما دشوار باشد؛ بویژه در سینما که ناچار است میان واقعیت تاریخی، اسطوره‌سازی و روایت دراماتیک تعادل برقرار کند. سینمای ایران در مواجهه با تختی، بیش از آنکه به بازنمایی کامل یک انسان بپردازد، اغلب درگیر بازتولید یک نماد شده است. توکلی آگاهانه از تصویر پرزرق‌وبرق قهرمانانه فاصله می‌گیرد و تختی را انسانی آسیب‌پذیر نشان می‌دهد؛ انسانی که در میان ستایش عمومی، مجال زیستن شخصی ندارد.


با این حال، همین رویکرد نیز نشان می‌دهد که سینمای ایران هنوز با مسأله تختی به‌عنوان «اسطوره» درگیر است. تختی در فرهنگ عمومی ایرانیان نه فقط یک ورزشکار، بلکه نماد جوانمردی، عدالت‌خواهی و همدلی با فرودستان است. این تصویر چنان تثبیت شده که هر تلاش سینمایی برای زمینی‌تر کردن او، ناگزیر با مقاومت بخشی از مخاطبان روبه‌رو می‌شود؛ مخاطبانی که تختی را نه یک انسان معمولی، بلکه الگویی اخلاقی می‌دانند که نباید دچار تردید، ضعف یا تناقض شود.

در واقع، مشکل اصلی سینمای ایران در تصویرپردازی از تختی، نه کمبود اطلاعات تاریخی، بلکه غلبه نگاه تقدیس‌گرایانه یا در نقطه مقابل، نگاه بیش از حد تراژیک است. در بسیاری از روایت‌ها، تختی یا در مقام فرشته‌ای اخلاقی قرار می‌گیرد که هیچ خطایی ندارد، یا قربانی مطلق شرایط اجتماعی و سیاسی زمانه معرفی می‌شود. در هر دو حالت، پیچیدگی‌های انسانی او نادیده گرفته می‌شود؛ پیچیدگی‌هایی که می‌توانست تختی را به شخصیت سینمایی عمیق‌تر و باورپذیرتر تبدیل کند.

سینمای ایران کمتر به این پرسش پرداخته که چرا تختی چنین جایگاهی در دل مردم پیدا کرد. پاسخ این پرسش تنها در مدال‌های جهانی یا المپیک خلاصه نمی‌شود، بلکه در رفتار اجتماعی او، در نوع مواجهه‌اش با مردم، در انتخاب‌های اخلاقی‌اش و حتی در سکوت‌هایش نهفته است. بازنمایی این لایه‌ها نیازمند سینمایی است که از روایت خطی زندگینامه‌ای عبور کند و به تحلیل زمینه‌های اجتماعی و فرهنگی دهه‌های ۳۰ و ۴۰ شمسی بپردازد؛ دوره‌ای که جامعه ایران بیش از همیشه تشنه قهرمانان مردمی بود.

از سوی دیگر، غیبت تختی در سینمای جریان اصلی نیز قابل تأمل است. با وجود اهمیت این چهره، تعداد آثار سینمایی شاخص درباره او بسیار محدود است. این کم‌کاری را می‌توان ناشی از حساسیت‌های اجتماعی، ترس از قضاوت عمومی و دشواری پرداختن به ابعاد مختلف زندگی او دانست. تختی شخصیتی است که هر تصویر نادرست یا ساده‌انگارانه‌ای از او می‌تواند واکنش‌های گسترده‌ای برانگیزد؛ موضوعی که بسیاری از فیلمسازان را به احتیاط یا حتی سکوت واداشته است.
در نهایت، تصویر جهان‌پهلوان تختی در سینمای ایران همچنان تصویری ناتمام است.

سینما هنوز نتوانسته میان اسطوره و انسان، میان واقعیت تاریخی و روایت هنری، تعادلی پایدار برقرار کند. شاید زمان آن رسیده باشد که تختی نه فقط به‌عنوان قهرمانی دست‌نیافتنی، بلکه به‌عنوان انسانی بزرگ با انتخاب‌های دشوار، تردیدهای عمیق و مسئولیت‌های سنگین دیده شود. تنها در این صورت است که سینمای ایران می‌تواند دِین خود را به یکی از ماندگارترین چهره‌های تاریخ معاصر ادا کند.

انتهای پیام

  • در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • -«ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
  • - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.

نظرات

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
لطفا عدد مقابل را در جعبه متن وارد کنید
captcha