دکتر باقر نظامی در گفت و گو با ایسنا سرگذشت یوز را تشریح و اظهار کرد: یوزپلنگ چند زیر گونه دارد. به جز یک زیر گونه، سایر زیرگونهها در قاره آفریقا زیست میکنند اعم از شمال شرق ، شمال غرب، مرکز و جنوب آفریقا. یک زیرگونه فقط در غرب آسیا و خاورمیانه تقریبا در همه کشورها پراکنده بود. بهتدریج به دلایل مختلف مثل شکار یوز برای استفاده از پوست آن، گرفتن آن چون بهراحتی تربیت میشود، بهگونهای که حتی این گونه را پشت اسب سوار میکردند و آهو با آن شکار میکردند و مانند یک سگ تازی قابل تربیت شدن بود، این گونه منقرض شد.
وی تصریح کرد: یوز نماد و گونه کشور هندوستان بود. چیتا ریشه در زبان هندی دارد، همانگونه که شیر نماد کشور ما بوده است. در این کشور یوز منقرض و حدود ۵۰ سال پیش نیز این گونه در قطر حذف شد. از آن پس فقط در خشکترین، بیآبترین نقاط فلات مرکزی ایران پراکندگی داشته و به جز آن در هیچ نقطه دیگری از خاورمیانه دیده نشده است.
این کارشناس اکولوژی تاکید کرد: در سالهای مختلف تصور میشد که یوز منقرض شده تا اینکه اواخر دهه ۷۰ شمسی برخی محققان به پیشنهاد سازمان حفاظت محیط زیست، وضعیت یوزپلنگ را در ایران بررسی و در گزارشهای خود قید میکنند که احتمالا تعداد محدودی یوزپلنگ در کشورمان زیست میکنند. فلات مرکزی ایران به عنوان تنها زیستگاه یوزپلنگ آسیایی بسیار گسترده، غیرقابل بررسی و با کمتراکمترین زیستگاه یوز به لحاظ طعمه در دنیا اعلام شد.
پراکنش یوز در ایران
وی درباره وضعیت یوزپلنگ آسیایی در ایران گفت: یوزپلنگ آسیایی تا قبل ار جنگ جهانی دوم در بخشهای زیادی از کشور پراکنده بود؛ در غرب از ایلام، کرمانشاه، کردستان تا مرکز و حتی جنوب ایران در هرمزگان و سیستان و بلوچستان این حیوان پراکندگی داشت. چه کسی باورش میشود که تصاویری از شکار یوز در دوشان تپه تهران در دوران قاجار ثبت شده است؟ چندین سال بعد ایران ناخواسته درگیر جنگ جهانی دوم شد. پس از پایان این جنگ در ایران از موتورسیکلتها و خودروهایی استفاده شد که به نوعی آفرود بودند و توان ورود به مناطق کویری را داشتنند.
نظامی ادامه داد: بهتدریج با ورود این خودروها و موتورسیکلتها، شکار یوز و طعمههای آن بیشتر و گستره پراکنش این گونه کمتر شد و جمعیتهای کوچکی از آن در نایبندان در خراسان جنوبی، سمنان، یزد، کرمان، خراسان شمالی باقی ماند و تنها پنج استان میزبان جمعیت کوچک و شکننده یوز شدند.
مدیر پروژه حفاظت از یوز آسیایی اضافه کرد: در دوران جنگ تحمیلی نیمه غربی کشور بهشدت درگیر جنگ بود و یوز و طعمههای آن در این مناطق از بین رفت. در این زمان نیروها در جنگ بودند و حفاظت رها بود و بسیاری از زیستگاهها توسط مردم محلی اشغال شد. یکی از مشکلات اساسی زیستگاههای یوز مانند توران این است که مهمترین چراگاههای دام اهلی مانند گوسفند و بز در ایران بوده است و این عامل هم به جمعیت شکننده یوز آسیب زد.
زمینههای آغاز حفاظت از یوزپلنگ آسیایی در ایران
وی درباره زمینههای آغاز حفاظت از یوزپلنگ آسیایی در ایران گفت: سال ۸۰ خیلی افراد معتقد بودند در ایران یوز نداریم. درآن زمان دوربین تلهای یک کالای بسیار کمیاب و لوکس بود. یکی از محیط بانان به نام بهمن نجفی که بازنشسته شده و هنوز فعال محیط زیست است، خیلی خواهش کرد که یک دوربین تلهای در اختیار او قرار دهیم تا بتواند تصاویر یوز را ثبت کند. این دوربین در اختیار او قرار گرفت و آقای نجفی در نایبندان طبس دوربینگذاری کرد. بعد از یک هفته توانست از یک یوز عکس بگیرد اما با توجه به اینکه کیفیت عکس این دوربینها بسیار پایین و نگاتیو خور بودند، کیفیت عکس بهنوعی بود که برخی افراد میگفتند این تصویر یوز نیست بلکه از یک تاکسیدرمی عکاسی شده است.
نظامی اضافه کرد: همزمان آقای احمد عجمی - که در آن زمان رییس منطقه حفاظت شده توران بود - گفت که در توران هم یوز وجود دارد و یکی دیگری از محیط بانان با موتورسیکلت یوزی را پیدا کرد، با پتو یوز را گرفت، آورد و گفت ما هم یوز داریم، این هم مدرکش. همه اینها موجب شروع پروژه حفاظت از یوزپلنگ آسیایی میشود.
مدیر پروژه حفاظت از یوز آسیایی ادامه داد: شهریور سال ۱۳۸۰یکی از بهترین و سرشناسترین محققان فعال در حوزه حیات وحش دنیا یعنی آقای جورج شالر که در کشورهای مختلفی روی گونههای زیادی کار کرده، به ایران آمد و پروژه یوز برای حفظ آخرین جمعیت زیرگونه آسیایی یوزپلنگ شروع شد. سندی نوشته شد و «تسهیلات جهانی محیط زیست» (GEF) همکاری زیادی کرد و برنامه توسعه ملل متحد (UNDP) بودجهای تخصیص داد. برنامه توسعه ملل متحد شریکی میگیرد اما «تسهیلات جهانی محیط زیست» خیلی سریع درگیر مسایل سیاسی میشود و از ایران میرود ولی برنامه توسعه ملل متحد تا سال ۹۷ در کنار سازمان حفاظت محیط زیست بود و منابع مالی قابل توجهی تخصیص داد.

آزمون و خطا در پروژه یوز
وی با بیان اینکه در زمینه حفاظت از یوزپلنگ آسیایی دو موضوع اساسی وجود داشت، گفت: هیچ تجربه و شناختی محققان داخلی از یوز نداشتند. در کنار آن محققان خارجی که به ایران میآمدند روی زیرگونههای یوز در آفریقا و در شرایط دیگر کار کرده بودند و خیلی از توصیههای آنان درباره یوز در کشورما صدق نمیکرد. در کنار آن یک گونه مغلوب را داریم یعنی یوز در بین تمام گوشتخواران بزرگ موجود در زیستگاه گونهای مغلوب و بسیار پیچیدهای است. دو دهه است که روی این گونه کار میکنم، تنها کتابی که درباره یوز در ایران نوشته شده را من به نگارش درآوردهام اما هنوز میگویم بسیاری از موضوعات مرتبط به اکولوژی یوز را نمیدانم.
نظامی ادامه داد: این گونه تمام رفتاراکولوژیک خود را بر اساس رفتار گونههای دیگر تنظیم میکند. به همین علت با یک گونه بسیار پیچیده، با تراکم بسیار کم و دانش اندک درباره آن مواجه بودهایم. این گونه در طبیعت بهراحتی تکثیر میشود ولی تکثیر آن در اسارت بسیار دشوار است و به علت تمام بیاطلاعی ما درباره اکولوژی یوز، آزمون و خطا اجتناب ناپذیر بود و بسیاری اوقات ضربه زد. در نتیجه تعداد یوزهایی که در سایت تکثیر در اسارت، کم نبوده است ولی همه آنها مدل عکس شدند و ما نتوانستیم در قبال آنها با موفقیت عمل کنیم.
سزارین ایران (یوزپلنگ ماده) نمونهای از آزمون و خطا
وی با اشاره به زایمان «ایران» (یوزپلنگ ماده سایت تکثیر در اسارت) و تلف شدن تولههایش گفت: ما درباره زایمان یوز اطلاعات کمی داشتیم. در واقع اصلاً نمیدانستیم فرایند زایمان این گونه چگونه است؟ اما الان دانش ما در این زمینه زیاد شده است.
مدیر پروژه ملی حفاظت از یوزپلنگ آسیایی با بیان اینکه اشتباهات در فرایند زایمان «ایران»آگاهانه نبود، تصریح کرد: یوزپلنگ ماده هنگام زایمان ۱۲ ساعت درد دارد و ۱۲ ساعت این گونه نیست سپس ۲۴ ساعت اصلی منجر به زایمان آغاز میشود اما دامپزشک زمانی که دید درد زایمان برطرف شده، گمان کرد که حیوان خودش را رها کرده است و نمیتواند درد زایمان را تحمل کند. اتفاقاً یوز یکی از خوش زایمانترین حیوانات است چون فیزیولوژی دوندهای دارد و خیلی ورزیده است اما در آن زمان دامپزشک این اطلاعات و تجربه را نداشت بنابراین ناخواسته خطاهایی رخ داد.
دهه ۸۰ ، دهه طلایی حفاظت از یوزپلنگ آسیایی
نظامی با اشاره به اینکه دهه ۸۰، دهه طلایی حفاظت از یوز در ایران بود، تاکید کرد: با وجود برخورداری از حداقل امکانات اما همه محققان متفق القول بودند که اواخر دهه ۸۰ جمعیت یوز افزایش یافت اما یکباره چند تا اتفاق افتاد که بر این گونه اثر گذاشت؛ تحریمها شدت گرفت بنابراین تصمیمهایی برای اقتصاد کشور اتخاذ شد. به عنوان نمونه تعداد معادن در مرکز ایران افزایش پیدا کرد.
وی افزود: در آن زمان استان یزد بهتنهایی چهار پنج زیستگاه یوز داشت و مهمترین زیستگاه این گونه بود اما توسعه معادن بهشدت به زیستگاههای یوز آسیب زد. به عنوان نمونه زیستگاهی که ما در آن دوربین تلهای میگذاشتیم و از بکرترین زیستگاهها بود، الان جادهکشی و معدنکاری شده است بنابراین یکباره ما یزد را از دست دادیم.
این کارشناس اکولوژی با بیان اینکه توسعه معادن پیامدهایی دارد، اظهارکرد: به دنبال توسعه معادن جادهسازی و نیروی انسانی و فناوری وارد منطقه میشود.
«انسان» عامل اصلی تلفات یوز
وی به یک باور نادرست درباره بیشترین میزان تلفات یوز گفت: بیشتر مردم گمان میکنند بزرگترین بخش تلفات جادهای یوز به علت تصادف در جاده میامی به عباس آباد است، در حالی که در ابن جاده ۱۰ قلاده یوز تلف شدهاند اما بر اساس مستندات ۱۲ قلاده یوز در یزد طی ۶، ۷ سال تلف شدند. در طول سال ۸۶ تا ۹۲ ، ۳۹ یوز از بین رفتهاند.
این کارشناس اکولوژی ادامه داد: ۸۵ درصد تلفات یوز در ایران، علت انسانی دارد. این عدد خیلی بالاست و به دست دامداران و شکارچیان از بین میروند. ۴۰ درصد آمار تلفات یوز ناشی از شکار مستقیم توسط انسان است. تصادفات جادهای در رتبه دوم قرار دارد.
مدیر پروژه ملی حفاظت از یوزپلنگ آسیایی ادامه داد: ما دو نوع زیستگاه داریم؛ یکی زیستگاه منبع که در آنها زادآوری اتفاق میافتد و دیگری زیستگاههای «چاهک» و زیستگاه یوزهایی است که از زیستگاههای منبع به آن محلها میروند. یزد یک زیستگاه «منبع» برای یوز بود که بهنوعی زیستگاههای خراسان جنوبی و کرمان را تغذیه میکرد بنابراین ما آن زیستگاهها را نیز از دست دادیم.
وی درباره تبعات ازدست رفتن زیستگاه منبع یوز اظهار کرد: این وضعیت موجب شد که طی سالهالی ۸۸ تا ۱۴۰۲ در توران ۱۴ قلاده یوز ماده به غیر از یوزهایی که برای ما ناشناس بودند، به غیر از نرها و به غیر از توله تلف شدند. ۱۴ یوز ماده بالغ عدد قابل توجهی است. همین وضعیت باعث شد که توران به عنوان تنها زیستگاه یوز باقی بماند.
نظامی در پاسخ به این پرسش ایسنا که آیا در سازمان حفاظت محیط زیست عزمی برای حفاظت از یوزپلنگ آسیایی میبیند؟ گفت: اگر این عزم را نمیدیدم، این خطر را نمیپذیرفتم که از دانشگاه بیایم و یک کار اجرایی را انجام دهم و همیشه در بیابان باشم.
وی تاکید کرد: آخرین فرصت را برای نجات یوزپلنگ آسیایی از انقراض داریم البته اکنون این گونه به لحاظ اکولوژیک منقرض شده است، یعنی آنقدر تعدادش کم شده که هیچ تاثیری در چرخه حیات در طبیعت ندارد، با این حال ما باید جلوی انقراض کامل را بگیریم اما اگر تا دو سه سال آینده اقدامی صورت نگیرد، ما باید با یوز خداحافظی بکنیم.
مدیر پروژه ملی حفاظت از یوزپلنگ آسیایی ادامه داد: ما نقاط امیدواری داریم. از سال ۹۸ تا کنون صد در صد مادههای یوز در طبیعت در چرخه زادآوری شرکت داشتهاند و ۳۴ قلاده یوز متولد شده که ۱۳ قلاده از بین رفتهاند، یعنی ما به مراتب از آفریقا موفقتر بودیم. هم یوز مادر موفق شده است که تولههای خود را به دو سالگی برساند چراکه یک تا دو سالگی زمان بحران بقاست، هم حفاظت شده است. زمانی یوزها تلف شدند که بلوغ رسیدند و خودشان یا مادر تلاش کردند زیستگاههای جدید پیدا کنند و در بین مناطق ما که حفاظت نشده بود، این یوزها را از بین رفتند. ما باید تهدیدات بین زیستگاههای یوز را از راههایی مانند گسترش قرق اختصاصی و حفاظتگاه مشارکتی و استفاده از بودجه دولتی کنترل بکنیم.
چالشهای جذب متخصص برای پروژه حفاظت از یوزپلنگ
نظامی در پایان تاکید کرد: با توجه به حساسیتهایی که از سال ۹۷ ایجاد شد، ما نمیتوانیم از هر کارشناسی استفاده بکنیم. از طرف دیگر کارشناسی که روی گونه دیگری مثل پلنگ - که نزدیکترین گونه به یوز کار کرده است - به درد پروژه حفاظت از یوزپلنگ نمیخورد بنابراین از نظر تخصصی هم با محدودیتهایی مواجه هستیم.
انتهای پیام


نظرات