به گزارش ایسنا، راسخون نوشت:
مسیحیت، به عنوان بزرگترین دین جهان، دارای تنوع شگرفی در سنتها، الهیات و زمانبندی آیینهای خود است. یکی از برجستهترین تفاوتهای مشاهدهشده در میان شاخههای اصلی مسیحیت، زمانبندی جشن میلاد مسیح یا کریسمس است. در حالی که بخش اعظم جهان مسیحیت غربی و ارتودوکس شرقی، میلاد را در ۲۵ دسامبر جشن میگیرند، کلیسای ارتدوکس ارمنی و برخی دیگر از کلیساهای اورینتال به طور سنتی این واقعه مقدس را در تاریخ ۶ ژانویه گرامی میدارد. این تفاوت تاریخی و کلامی، صرفاً یک اختلاف تقویمی نیست، بلکه ریشه در فهم عمیقتر از معنای تجلی خداوند در کالبد انسانی دارد.
هدف این مقاله، ارائه یک بررسی جامع و عمیق از دلایل این تمایز زمانی است. ما تلاش خواهیم کرد تا این موضوع را از منظر تاریخی، کلامی، الهیاتی و فرهنگی مورد تحلیل قرار دهیم. این تحلیل نه تنها به تبیین اهمیت ۶ ژانویه برای ارمنیان میپردازد، بلکه نشان میدهد که چرا این تاریخ در الهیات ارمنی، نه تنها تجسم (Incarnation) بلکه تئوفانی (Theophany) یا ظهور الهی را نیز در بر میگیرد. در نهایت، این بررسی به دنبال روشن ساختن این نکته است که چگونه کلیسای ارمنی به عنوان اولین ملت مسیحی، توانسته است سنتهای اولیه مسیحیت را در دل خود حفظ کند.
ریشه های تاریخی و کتاب مقدسی: تفاوت در زمان بندی جشن ها در مسیحیت اولیه
برای درک جشن گرفتن کریسمس در ۶ ژانویه، باید به دوران اولیه مسیحیت بازگردیم، زمانی که مفهوم "میلاد" و "تعمید" مسیح هنوز به صورت مجزا و در تاریخهای ثابت مورد توجه نبود.
نبود تاریخ مشخص میلاد در منابع اولیه
کتاب مقدس، به طور مشخص، تاریخ دقیقی برای تولد عیسی مسیح ارائه نمیدهد. انجیلها مانند متی، لوقا، یوحنا و مرقس بر اهمیت واقعه تولد، زندگی، مرگ و رستاخیز مسیح تأکید دارند، اما هیچکدام به دنبال تعیین یک روز خاص برای جشن گرفتن آن نیستند. این سکوت کتاب مقدسی زمینه را برای شکلگیری سنتهای مختلف در قرون اولیه فراهم کرد.
سنت های اولیه: Epiphany به عنوان نقطه کانونی
در قرنهای اول و دوم میلادی، تمرکز اصلی مسیحیان بر ظهور مسیح یا پدیدار شدن او در جهان بود، که در الهیات به آن "اِپیفانی" (Epiphany) یا "تجلی" گفته میشود. در این دوران، برخی از کلیساهای شرقی به ویژه در مصر و سپس در شرق نزدیک بر این باور بودند که تولد و تعمید مسیح دو روی یک سکه هستند؛ یعنی لحظه تجلی مسیح در جهان.
این سنت اولیه، که در نهایت به جشن ۶ ژانویه منجر شد، بر این محور استوار بود که مسیح در یک روز خاص تجلی یافت. برای کلیساهای اولیه، این تجلی شامل سه رویداد محوری بود:
۱. تولد یا میلاد: ورود خدا به کالبد انسانی.
۲. تعمید در رود اردن: لحظهای که پدر، پسر را مسح میکند و روح القدس نازل می شود یا به عبارتی تأیید الوهیت او.
۳. ظهور ستاره بایرخوت (Magi): اولین بار که الوهیت مسیح برای غیر یهودیان (Gentiles) آشکار شد.
در واقع، ۶ ژانویه به عنوان روز "تجلی" (Theophany) شناخته میشد که شامل هر سه رویداد فوق بود.
ظهور تاریخ ۲۵ دسامبر
نقطه عطف اصلی در تاریخ جشن کریسمس، ظهور سنت ۲۵ دسامبر در روم در اواسط قرن چهارم میلادی است. دو نظریه اصلی برای این انتخاب وجود دارد:
الف) تطابق با خورشید بی شکست ناپذیر (Sol Invictus): ۲۰ دسامبر، رومیان جشنی برای بزرگداشت تولد "خورشید بی شکست ناپذیر" برگزار میکردند. مسیحیان، عیسی مسیح را خورشید عدالت و نور جهان می دانستند. انتخاب ۲۵ دسامبر به عنوان روز پس از اعتدال زمستانی (Winter Solstice)، تلاشی برای جایگزینی نمادهای بتپرستانه با نماد مسیحی بود.
ب) محاسبه بر اساس تاریخ رنج (Passion Hypothesis): برخی محققان معتقدند که مسیحیان اولیه معتقد بودند که خلقت و مصلوب شدن مسیح در یک روز خاص رخ داده است مثلاً ۲۵ مارس. با افزودن ۹ ماه برای بارداری مریم، تاریخ تولد به طور طبیعی در ۲۵ دسامبر قرار میگرفت.
زمانی که جشن ۲۵ دسامبر در غرب رواج یافت، بسیاری از کلیساهای شرقی، که سنت ۶ ژانویه را ریشهدارتر میدانستند، به تدریج آن را پذیرفتند. اما کلیسای ارمنی، به دلایل تاریخی و الهیاتی، به حفظ سنت اولیه خود پایبند ماند.
تئوفانی یا تجلی، توضیح عمیق معنای ۶ ژانویه
برای ارامنه، ۶ ژانویه نه صرفاً جشن "میلاد" (Nativity)، بلکه جشن "تئوفانی" (Theophany) یا تجلی است. این واژه یونانی به معنای "ظهور خدا" است و هسته الهیاتی این تاریخ را تشکیل میدهد. این جشن، که در ارمنی با عنوان "Surb Dzınund" یا میلاد مقدس شناخته میشود، یک جشن سهگانه با تأکید بر وحدت میلاد و تعمید است.
وحدت میلاد و تعمید: راز یگانه شدن طبیعت
در الهیات ارمنی، تولد عیسی مسیح و تعمید او در رود اردن، دو واقعه مجزا نیستند، بلکه دو مرحله از یک فرآیند واحد هستند: تجلی الوهیت در زمان و مکان مشخص.
الف) میلاد (Incarnation): تولد مسیح، لحظه بنیادین است که در آن طبیعت الهی (Logos) در طبیعت انسانی حلول میکند و تبدیل به "انسان کامل" میشود. این لحظه، آغاز فرایند نجات بشر است.
ب) تعمید (Baptism): تعمید در رود اردن، جایی است که طبیعت انسانی عیسی توسط آبهای رودخانه پاک شده و در حضور روحالقدس و صدای پدر آسمانی، الوهیت او به وضوح آشکار میگردد. این واقعه، تأیید عمومی بر یگانگی طبیعت انسانی و الهی مسیح است.
کلیساها، با جشن گرفتن این دو واقعه در یک روز، بر این آموزه تأکید میکنند که مسیح از لحظه تولد تا لحظه تعمید، همواره کاملاً خدا و کاملاً انسان بوده است. جشن ۶ ژانویه به نوعی پیامی است درباره الهی شدن طبیعت انسانی از طریق تجسم مسیح.
تجلی به جهانیان، ظهور ستاره و مجوس
یکی دیگر از عناصر اساسی تئوفانی، اشاره به بازدید مجوس (Magi) است. در انجیل متی (۲: ۱-۱۲)، این ستاره نمادی از تجلی جهانی مسیحیت است.
مجوس، نمایندگان جهان غیر یهودی: آنها اولین کسانی بودند که، هدایتشده توسط یک نیروی ماورایی یا ستاره، به جستجوی مسیح پرداختند. این نشان میدهد که نجات برای تمام ملتهاست، نه صرفاً برای بنی اسرائیل.
تأکید بر ظهور جهانی: در ۶ ژانویه، تمرکز بر این است که مسیح "نور جهان" است که برای تمام انسانها تابیده است. این جنبه، از نظر کلامی، قویتر از تمرکز صرف بر یک واقعه خصوصی زایش در یک طویله است.
بنابراین، ۶ ژانویه برای ارامنه، تجلی کامل مفهوم "خدای مجسم شده" است که هم در زایش و هم در تعمید خود، تمامیت ماهیت خود را به نمایش می گذارد.
سیر تاریخی کلیسای ارمنی: نقش ارمنستان به عنوان اولین کشور مسیحی
جایگاه منحصر به فرد کلیسای ارمنی در حفظ سنت ۶ ژانویه، ارتباط تنگاتنگی با تاریخ سیاسی و مذهبی این ملت دارد. ارمنستان در سال ۳۰۱ میلادی، به رهبری گریگور روشنگر (St. Gregory the Illuminator)، به طور رسمی مسیحیت را به عنوان دین دولتی پذیرفت و اولین کشور مسیحی جهان شد.
حفظ سنتهای اولیه در انزوا
در زمان پذیرش مسیحیت، سنتهای کلیسایی هنوز در حال تثبیت نهایی در سراسر جهان مسیحی نبودند. کلیسای ارمنی، که از نظر جغرافیایی نسبتاً از مرکزیت های اصلی یعنی روم و بیزانس دور بود، در شکل گیری اولیه خود متأثر از سنتهای شرقی بود.
در حالی که کلیسای روم یا غرب به تدریج سنت ۲۵ دسامبر را به عنوان جایگزینی برای Sol Invictus اتخاذ کرد، کلیسای ارمنی، که تحت نفوذ الهیات مسیحیت اولیه انطاکیه و اسکندریه بود که هر دو بر Epiphany تأکید داشتند، سنت ۶ ژانویه را به عنوان پایه اصلی جشن میلاد حفظ کرد.
نفوذ شوراهای کلیسایی و تفاوت های کلامی
تصمیمگیریهای شوراهای اکومنی مانند شورای نیقیه در ۳۲۵ میلادی تأثیر بسزایی بر تفکیک الهیاتی بین شرق و غرب داشت. کلیسای ارمنی، که در این زمان در حال تثبیت هویت خود به عنوان یک کلیسای ملی بود، مسیر الهیاتی خاص خود را دنبال کرد.
بر خلاف الهیات غالب در غرب که تمایل به جدا کردن جنبههای انسانی و الهی در مسیح داشت که می تواند یکی از دلایل تفکیک جشنها باشد، الهیات ارمنی بر "یگانگی ناگسستنی" در مسیح (Miaphysitism) تأکید دارد. جشن ۶ ژانویه، این یگانگی را به بهترین شکل بازتاب میدهد: تولد و تعمید، دو نقطه عطف در تجلی یک وجود واحد الهی انسانی هستند.
سنت های پس از میلاد: تثبیت تقویم
با تثبیت تقویم در کلیسای ارمنی و رسمیت یافتن کلیسای ملی، ۶ ژانویه به عنوان روزی مقدس برای جشن میلاد و تعمید تثبیت شد. این سنت نه تنها به عنوان یک یادآوری تاریخی، بلکه به عنوان یک موضع الهیاتی ثابت حفظ شد که بر اهمیت "تجلی" بر "صرف تولد" تأکید دارد. این حفظ، نشاندهنده استقلال فکری و الهیاتی کلیسای ارمنی در برابر فشارهای فرهنگی و مذهبی غرب و روم شرقی بود.
تجربه جشن در فرهنگ ارمنی: آداب و رسوم خاص این روز
جشن گرفتن کریسمس در ۶ ژانویه در فرهنگ ارمنی با مجموعه ای غنی از آداب و رسوم مذهبی و خانوادگی همراه است که تمایز آن را از جشنهای ۲۵ دسامبر برجستهتر میسازد. این روزها عموماً بخشی از یک دوره طولانیتر جشن به نام "کرسمس ارمنی" هستند که شامل روزه گرفتن پیش از آن و جشنهای پس از آن نیز میشود.
روزه و پاکسازی، فصل روزه
جشن ۶ ژانویه با یک دوره روزه ۴۰ روزه پیش از آن همراه است که از ۱۶ نوامبر آغاز میشود و تا شب پنجم ژانویه ادامه دارد. این دوره، که گاهی به عنوان "روزه سونی" یا روزه آمادگی برای تجلی شناخته میشود، جنبهای از پاکسازی روحانی و آمادهسازی برای پذیرش تجلی الهی در زندگی است. این روزه طولانیتر از روزههای آمادگی در سنتهای غربی است و بر جدیت این واقعه تأکید دارد.
مراسم شب ششم ژانویه شب قبل از تجلی
شب ۵ ژانویه شب بسیار مهمی در سنت ارمنی است.
عشاء ربانی ویژه: مراسم نیایش (لیتورژی) در این شب بسیار با شکوه برگزار میشود و شامل خواندن دعاهای طولانی است که به تفسیر میلاد و تعمید مسیح میپردازد.
فراغت از روزه: با پایان یافتن مراسم شب، روزه شکسته میشود. این افطار معمولاً با یک وعده غذایی خاص همراه است که در آن غذاهای لذیذ و سنتی سرو میشود.
مراسم روز ششم ژانویه، سرب دزُنوند
روز ۶ ژانویه با مراسمهای مذهبی متمرکز بر تعمید مسیح آغاز میشود.
آب متبرک (Holy Chrismation): شاید برجستهترین آیین این روز، مراسم متبرک کردن آب باشد. آب در کلیسا گردانده شده و با دعاهای خاصی متبرک میشود. این آب به عنوان یادبود تعمید مسیح در رود اردن، بر مؤمنان پاشیده میشود. این آب نماد پاکی و تولد دوباره روحانی است.
اهمیت خانواده و آتش: خانوادهها معمولاً گرد هم جمع میشوند. روشن کردن شمعها و آتش در این شبها نماد نور مسیح است که تاریکی جهان را از بین میبرد.
کریسمس ارمنی در مقابل کریسمس غربی
بر خلاف جشن ۲۵ دسامبر که اغلب با خرید، هدایا و فضای تجاری همراه است، جشن ۶ ژانویه در فرهنگ ارمنی بیشتر ماهیتی روحانی، خانوادهمحور و مبتنی بر آیینهای کلیسایی دارد. تمرکز اصلی بر عبادت، تأمل در راز تجسم و شرکت در آیینهای مقدس آب متبرک است. این تفاوتها نشاندهنده عمق ریشهدار بودن سنت ارمنی در الهیات اولیه است که کمتر تحت تأثیر تغییرات زمانی و تجاریسازی قرار گرفته است.
تأثیر تقویم ها: ژولیانی در برابر گریگوری
تفاوت در تاریخ جشنها در بسیاری از کلیساهای ارتدوکس و اورینتال، از جمله کلیسای ارمنی، به طور مستقیم با استفاده از تقویمهای متفاوت گره خورده است. این بخش به بررسی تأثیر تقویم بر زمانبندی میپردازد.
تقویم ژولیانی و تقویم گریگوری
تقویم مورد استفاده در روم باستان، تقویم ژولیانی بود که توسط ژولیوس سزار در سال ۴۵ قبل از میلاد معرفی شد. این تقویم، با وجود محاسبات دقیقتر نسبت به تقویمهای پیشین، همچنان دارای خطای جزئی بود که باعث میشد سال واقعی خورشیدی را کمی دیرتر ثبت کند.
در سال ۱۵۸۲ میلادی، پاپ گریگوری سیزدهم، تقویم گریگوری را معرفی کرد که برای اصلاح این خطاها طراحی شده بود. تقویم گریگوری دقیقتر است و امروزه به عنوان استاندارد جهانی شناخته میشود.
موضع کلیسای ارمنی در برابر تغییر تقویم
بیشتر کلیساهای غربی و بخش قابل توجهی از کلیساهای ارتدوکس شرقی مانند یونان، رومانی و بلغارستان در نهایت به تقویم گریگوری روی آوردند، یا از تقویم ژولیانی اصلاح شده استفاده کردند که برای جشنهای ثابت مانند ۲۵ دسامبر همان تاریخ را حفظ میکند.
اما کلیسای ارمنی، به دلیل استقلال تاریخی خود و حفظ سنتهای تثبیتشده، به طور سنتی به استفاده از تقویم ژولیانی وفادار ماند. در تقویم ژولیانی، تاریخ ۶ ژانویه بر اساس تقویم ژولیانی با تاریخ ۱۹ ژانویه در تقویم گریگوری معادل است، اما کلیسای ارمنی، برای حفظ وحدت سنت جشن، تاریخ ۶ ژانویه را بر اساس تقویم خود به عنوان روز تجلی حفظ کرده است.
نکته کلیدی: در حالی که بسیاری از کلیساهای شرقی مانند روسیه، صربستان و کلیسای ارتدوکس اورشلیم جشن میلاد را در ۲۵ دسامبر بر اساس تقویم گریگوری یا ۷ ژانویه بر اساس تقویم ژولیانی که با ۲۵ دسامبر گریگوری مطابقت دارد جشن میگیرند، کلیسای ارمنی جشن تجلی که شامل میلاد است را در ۶ ژانویه بر اساس تقویم خود نگه داشته است. این نشان میدهد که تفاوت اصلی نه صرفاً تقویمی، بلکه کلامی و سنتمحور است، اگرچه تقویم نقش مهمی در تثبیت این تاریخ ایفا کرده است.
نتیجه گیری
جشن گرفتن میلاد مسیح در ۶ ژانویه توسط کلیسای ارتدوکس ارمنی، پدیدهای است که ریشه در عمیقترین لایههای الهیات و تاریخ مسیحیت اولیه دارد. این تمایز از جشنهای ۲۵ دسامبر، نه یک سهلانگاری یا تأخیر، بلکه یک انتخاب آگاهانه و مبتنی بر سنت است که سه رکن اصلی را در بر میگیرد:
۱. الهیات تئوفانی یا تجلی: تمرکز بر ۶ ژانویه به عنوان روز "تجلی کامل" مسیح در تاریخ، که هم شامل تولد ورود خدا به کالبد انسان و هم تعمید یا تأیید الوهیت او توسط پدر و روح القدس است. این جشن، یگانگی ناگسستنی طبیعت انسانی و الهی مسیح را در قالب یک رویداد واحد گرامی میدارد.
۲. حفظ سنتهای اولیه: کلیسای ارمنی، به عنوان اولین ملت مسیحی، توانسته است سنتهای کلیسای شرقی اولیه را که بر Epiphany متمرکز بود، حفظ کند، در حالی که غرب به تدریج به سمت ۲۵ دسامبر حرکت کرد.
۳. استقلال تقویمی و فرهنگی: وفاداری به تقویم ژولیانی در زمان تثبیت سنتها و مقاومت در برابر تغییرات تقویمی، به حفظ این سنت منحصر به فرد کمک کرده است.
در نهایت، ۶ ژانویه برای ارمنیان نه تنها زادگاه یک نوزاد، بلکه لحظه تجلی خدا در برابر بشریت است؛ لحظهای که در آن نور الهی بر تاریکی جهان تابید و مسیر رستگاری برای همه ملتها هموار گردید. این جشن، اوج هویت الهیاتی و فرهنگی ارمنی در تاریخ مسیحیت است.
انتهای پیام


نظرات