به گزارش ایسنا، سازمانهای اداری یکی از مهمترین بسترهای اجرای سیاستها و برنامههای کلان هر کشور به شمار میروند و کارایی آنها نقش تعیینکنندهای در پیشرفت اقتصادی، اجتماعی و حتی فرهنگی دارد. وقتی نظام اداری پویا باشد، سایر بخشها مانند اقتصاد، آموزش، بهداشت و سیاست نیز میتوانند عملکرد بهتری داشته باشند. به همین دلیل، اصلاح و تحول سازمانهای اداری همواره یکی از دغدغههای اصلی سیاستگذاران بوده است. در ایران نیز طی سالهای گذشته بر اصولی مانند عدالتمحوری، شایستهسالاری، مسئولیتپذیری و سلامت اداری تأکید شده، اما شواهد تجربی نشان میدهد فاصله معناداری میان این اهداف و واقعیتهای اجرایی وجود دارد. بسیاری از سازمانها در عمل نمیتوانند آنگونه که انتظار میرود، سیاستها و قوانین را به نتایج ملموس تبدیل کنند.
بررسیهای مختلف نشان دادهاند که مسائلی مانند ادراک بالای فساد اداری، ضعف سلامت سازمانی، کمرنگ بودن شایستهسالاری، کاهش احساس عدالت و مسئولیتپذیری اجتماعی از چالشهای رایج در سازمانهای ایرانی است. این وضعیت این پرسش را مطرح میکند که چرا با وجود قوانین و برنامههای متعدد اصلاحی، تغییرات اساسی بهسختی محقق میشود. یکی از پاسخهای مطرحشده در ادبیات علمی، مفهوم «اینرسی سازمانی» است. این اصطلاح به زبان ساده به تمایل سازمانها برای باقی ماندن در وضعیت موجود و مقاومت در برابر تغییر اشاره دارد. اینرسی میتواند در قالبهای مختلفی مانند ناتوانی در درک تغییرات محیطی، واکنش کند به تحولات، ترس و اضطراب کارکنان نسبت به تغییر یا مقاومت ساختارها و رویههای اداری بروز پیدا کند.
در تحقیقی که در همین زمینه انجام شده است، ابوالفضل حسینی از گروه علوم اجتماعی دانشگاه فردوسی مشهد به همراه یکی از همکاران دانشگاهی خود، به جمعبندی و تحلیل منسجم مطالعات انجامشده درباره این پدیده در ایران پرداختهاند. این پژوهش که به بررسی نظاممند تحقیقات پیشین درباره اینرسی سازمانی میپردازد، تلاش کرده نشان دهد پژوهشگران ایرانی طی یک دهه گذشته چگونه به این موضوع پرداختهاند و چه تصویری کلی از عوامل و پیامدهای آن ارائه میشود.
روش انجام این پژوهش از نوع مرور سیستماتیک بوده است؛ روشی که به جای انجام یک مطالعه میدانی جدید، به بررسی هدفمند و مرحلهبهمرحله پژوهشهای پیشین میپردازد. در این مسیر، ابتدا پرسش اصلی تحقیق و چارچوب آن مشخص شد، سپس مقالات مرتبط بر اساس معیارهای مشخص جستوجو و انتخاب شدند. در نهایت، ۳۰ مقاله که شرایط لازم را داشتند، برای استخراج دادهها و ترکیب کیفی یافتهها مورد بررسی قرار گرفتند. این رویکرد کمک میکند بهجای نتایج پراکنده، تصویری کلی و قابل اتکا از وضعیت دانش موجود به دست آید.
یافتههای این پژوهش که در «فصلنامه مدیریت سازمانهای دولتی» وابسته به دانشگاه پیام نور منتشر شدهاند، نشان میدهند بیشتر مطالعات انجامشده در ایران در مجلات حوزه مدیریت منتشر شدهاند و عمدتاً رویکرد کمی و روش پیمایش داشتهاند. تمرکز اصلی این تحقیقات بر کارکنان سازمانها بوده و اغلب تلاش کردهاند اینرسی سازمانی را تبیین کنند. از نظر زمانی نیز بیشتر این پژوهشها به دهه اخیر مربوط میشوند که نشاندهنده افزایش توجه به این موضوع در سالهای گذشته است.
در بخش کیفی، نتایج حاکی از آن هستند که عوامل شکلدهنده اینرسی سازمانی را میتوان در هفت دسته کلی مانند عوامل ساختاری، مدیریتی، شناختی، ارتباطی، توانشی، منفعتی و رفتاری طبقهبندی کرد. همچنین پیامدهای اینرسی سازمانی نیز در چهار حوزه هنجاری، شناختی، عملکردی و رفتاری قابل مشاهده است. این یافتهها نشان میدهند مقاومت در برابر تغییر، تنها یک مشکل ساده یا تکعاملی نیست، بلکه شبکهای از عوامل بههمپیوسته در شکلگیری آن نقش دارند.
از منظر این پژوهش، سازمانها بهطور مداوم با محیط در تعامل هستند و در دنیای امروز، تغییر مهمترین ویژگی محیطی به شمار میرود. وقتی سازمانها نتوانند خود را با این تغییرات هماهنگ کنند، بهتدریج دچار کاهش نوآوری، افت یادگیری سازمانی و تضعیف عملکرد میشوند. اینرسی سازمانی میتواند هم ساختار ذهنی سازمان، مانند ارزشها و هنجارها، و هم ساختار عینی آن، مانند رفتار کارکنان و نتایج عملکردی، را دچار اختلال کند.
بر اساس جمعبندی این مطالعه، توجه همزمان به عوامل ساختاری و مدیریتی اهمیت ویژهای دارد. کاهش موانع ساختاری و بهبود شیوههای مدیریت میتواند زمینه را برای تفکر بهتر، رفتارهای سازگارانهتر و در نهایت کاهش اینرسی سازمانی فراهم کند. این رویکرد میتواند به افزایش پویایی و کارآمدی سازمانها کمک کرده و مسیر سازگاری آنها با تغییرات محیطی را هموارتر سازد.
انتهای پیام


نظرات