به گزارش ایسنا، «علی موجانی» سفیر کشورمان در تفلیس در یادداشتی با عنوان «گزارشی از ایران» با خطاب قرار دادن شهروندان گرجستانی نوشت: تحولات هفتههای اخیر در ایران، بار دیگر دو پرسش آشنا را پیش روی افکار عمومی قرار داده است؛ پرسشهایی که نه فقط برای ایرانیان، بلکه برای همه جوامعی که تجربه بحران، گذار و تنشهای اجتماعی را از سر گذراندهاند، معنا دارد.
پرسش نخست این است که مرز میان اعتراض مدنی و خشونت سیاسی کجاست و چرا پاسداشت این مرز برای سلامت و پایداری هر جامعهای حیاتی است؟، پرسش دوم آنکه چرا در چنین بزنگاههایی، برخی بازیگران بیرونی بهجای تقویت گفتوگو و ثبات، گاه مسیر تشدید تنش، بیثباتی و مداخله غیرسازنده را برمیگزینند؟
این دیپلمات کشورمان همچنین بیان کرد: در هر کشوری، اعتراض مسالمتآمیز بخشی جداییناپذیر از حیات اجتماعی و سیاسی است. هیچ جامعه زندهای بدون امکان بیان نارضایتیها و طرح مطالبات نمیتواند مسیر پیشرفت و توسعه را طی کند. در عین حال، تجربه تاریخی ــ در ایران، در گرجستان و در بسیاری از نقاط جهان ــ نشان میدهد هنگامی که اعتراض از چارچوب مدنی خارج میشود و با تخریب، خشونت یا تهدید امنیت عمومی درهم میآمیزد، نخستین قربانی آن خودِ جامعه و سرمایه اجتماعی آن خواهد بود.
در بخشی از رویدادهای اخیر ایران، این نگرانی پدید آمد که اعتراضات اجتماعی اصناف ناخواسته و بهتدریج تحت تاثیر تبلیغات فضای مجازی بیرون از ایران به عرصهای منتقل شود که در آن خشونت جای گفتوگو را بگیرد و به زندگی عادی شهروندان آسیب ببیند.
سفیر کشورمان در تفلیس همچنین در این پیام ابراز داشت: برای جامعه گرجستان، این الگو ناآشنا نیست. تاریخ معاصر کشور شما نشان داده است که خشونت سیاسی و رادیکالشدن اعتراضها ــ بهویژه زمانی که با رقابتهای ژئوپلیتیکی یا فشارهای بیرونی همراه میشود ــ دموکراسی پایدار و امنیت شهروندان را هدف قرار می دهد. حتی اغلب نتیجهای جز بیثباتی و فرسایش اعتماد عمومی ندارد. از همین رو، در فرهنگ سیاسی گرجستان، تفکیک میان اعتراض مشروع و خشونت مخرب، اصل پذیرفتهشده ملی و فراتر از مرزبندیهای حزبی است.
در این چارچوب، تأکید بر رد خشونت؛ جانبداری یکجانبه و یا نفیِ بیان حق اعتراض نیست. این موضعگیری، پیش از هر چیز، دفاع از جامعه است: دفاع از امنیت شهروندان، از زندگی روزمره مردم و از امکان حلِ تدریجی و مسالمتآمیز مسائل میان یک خانواده (ملت).
موجنی تصریح کرد: تجربههای گوناگون نشان میدهد جریانهایی که خواسته یا ناخواسته به تشدید تنش و تخریب متوسل میشوند، اغلب به باز تولید چرخه بحران کمک میکنند؛ چرخهای که خروج از آن برای همه پُرهزینه است. در این قبیل اقدامات مخرّب از نمادهای تاریخی هویت ملی و نشانههای ارزشمندی مانند پرچم سوء استفاده میشود. آشوب طلبان بدون اتکا به تجارب گذشته جامعه و هویت ملی مردم، مایلند عوامل بیگانه برای سرنوشت آنها نقش آفرینی کنند و ارتشی متجاوز سرزمین آنها را مورد حمله قرار دهد. پایگاه اجتماعی این گروه که در بیرون مرزهای ایران زندگی خود را دارند؛ «حمایتِ بیگانه» و ابزار اثرگذاری آنها «تحریک احساس و سوءاستفاده از اعتراضات مدنی» است.
این دیپلمان کشورمان همچنین بیان داشت: در این وضعیت شخص پرستی آنان تکرار کمدی وار تراژدی عصر گذشته است. این پدیده تداعی همان جریانهای اروپا در فاصله 1930 تا 1940 است که بعضاً حمله آلمان نازی به کشور خود را «فرصت نجات»، «پاکسازی سیاسی» و یا «بازسازی نظم ملی» می دانستند. چهره هایی چون Doriot Jacques و Marcel Deat فرانسوی، Anton Mussert هلندی، Ioonnis Rallis یونانی، Horia Sima رومانیایی نمونه همین نگرش بودند. افرادی که مرگ، ویرانی و نیستی را به کشور و مردم خود تحمیل کردند.
وی با بیان این که «ایران، همچون گرجستان، سرزمینی با حافظه تاریخی عمیق است»، اظهار داشت: در فرهنگ ایرانی، داستان کهن رستم و سهراب صرفاً یک روایت حماسی نیست، بلکه تراژدیِ غلبه شتاب و سوءتفاهم بر شناخت و گفتوگوست. در این داستان یک عامل غیرایرانی، یعنی «افراسیاب» وجود دارد که میخواهد جنگ داخلی را با ایجاد نبردِ پدر (رستم) با سهراب (پسر) مشتعل کند و ایران را ویران نماید.
این داستان فردوسی ــ کسی که الهام بخش شوتا روستاولی در پلنگینه پوش شد ـ قرنهاست بهعنوان هشداری فرهنگی یادآور میشود که «خشونت، هنگامی که جای خرد و گفتوگو را میگیرد، میتواند به نتایجی بینجامد که جبرانناپذیر است».
سفیر کشورمان تاکید کرد: این نوشتار تلاشی برای قضاوت نیست، بلکه گزارشی برای همسایگان گرجستانی است. گفتوگو درباره ایران، اگر قرار است سازنده باشد، میتواند بر اصولی مشترک استوار شود: رد خشونت، حفظ امنیت مدنی، احترام به حاکمیت ملی کشور و پاسداشت مرز روشن میان اعتراض مدنی و رفتارهای مخرب است.
این اصول نه شرقیاند و نه غربی؛ نه حکومتیاند و نه اپوزیسیونی. آنها قواعد حداقلی هر جامعهای هستند که میخواهد اختلافات خود را بدون فروغلتیدن در هرجومرج و بیثباتی حلوفصل کند.
از نگاه من بهعنوان سفیر کشورم در گرجستان؛ ملتهای ما، هر دو در چهارراه تاریخ زیستهاند و نیک میدانند که «بیثباتی، آسان آغاز میشود اما پایان آن هرگز ساده نیست».
انتهای پیام


نظرات