• چهارشنبه / ۱ بهمن ۱۴۰۴ / ۱۱:۲۵
  • دسته‌بندی: رسانه دیگر
  • کد خبر: 1404110100057
  • منبع : مطبوعات

منطقه در مسیر تشدید تنش؟/چرا کشورهای عربی منطقه تا این حد نگران وضعیت شدند؟

منطقه در مسیر تشدید تنش؟/چرا کشورهای عربی منطقه تا این حد نگران وضعیت شدند؟

آنچه امروز میان ایران و آمریکا جریان دارد، حاصل مجموعه‌ای از روندها و تحولات انباشته در ماه‌ها و حتی سال‌های اخیر است. اگر به شش یا هفت ماه گذشته بازگردیم و حتی یک سال اخیر پس از روی کار آمدن ترامپ را مرور کنیم، می‌بینیم که مسیر تقابل از مدت‌ها قبل شکل گرفته بود.

به گزارش ایسنا، در حالی که سطح تنش میان ایران و محور اسرائیلی–آمریکایی بار دیگر وارد فاز حساسی شده است، مصطفی نجفی، کارشناس ارشد مسائل استراتژیک در گفت‌وگو با «ایران» از شکاف‌های پنهان و اهداف آشکار بازیگران اصلی این تقابل پرده برمی‌دارد.

نجفی با تأکید بر نقش‌آفرینی فعال تل‌آویو معتقد است نتانیاهو و مجموعه تصمیم‌گیران اسرائیلی به‌دنبال آن هستند که آمریکا را به سمت یک مداخله نظامی علیه ایران سوق دهند. با این حال، این رویکرد الزاماً با اراده شخص دونالد ترامپ هم‌راستا نیست؛ چرا که ترامپ، دست‌کم در ظاهر، تمایلی به درگیر شدن در یک جنگ تمام‌عیار ندارد.

چه تحولاتی رخ داد که در نهایت، خودِ دونالد ترامپ مستقیماً در تقابل با ایران قرار گرفت یعنی چه شد که ترامپ ناگهان مسأله «حقوق بشر» را برای خود برجسته کرد، در حالی که پیش‌تر و بر اساس سند امنیت ملی آمریکا، مشخص بود تمایلی برای برجسته سازی حقوق بشر ندارد؟

واقعیت این است که آنچه امروز میان ایران و آمریکا جریان دارد، حاصل مجموعه‌ای از روندها و تحولات انباشته در ماه‌ها و حتی سال‌های اخیر است. اگر به شش یا هفت ماه گذشته بازگردیم و حتی یک سال اخیر پس از روی کار آمدن ترامپ را مرور کنیم، می‌بینیم که مسیر تقابل از مدت‌ها قبل شکل گرفته بود.

من شخصاً بارها به این موضوع اشاره کردم و تقریباً ۱۸ ماه پیش از آن جنگ، بر این باور بودم که حمله به ایران به‌طور جدی در دستور کار قرار دارد. پس از جنگ ۱۲روزه نیز تأکید کردم که این پرونده نمی‌تواند به همین شکل رها شود و نباید آن جنگ را پایان همه چیز تلقی کرد.
دلیل این تحلیل آن است که من بیش از آنکه صرفاً به رویدادها نگاه کنم، روندها را بررسی می‌کنم. بنابه ادعای آمریکایی‌ها، مسأله ایران در منطقه باید تعیین ‌تکلیف شود. با روی کار آمدن ترامپ، این پروژه وارد فاز سخت‌تری شد. 

بر همین اساس، معتقدم ورود ترامپ به تحولات مرتبط با ایران و مواضعی که در این مدت اتخاذ کرده، در چهارچوب همین روند قابل فهم است. از این منظر صحبت‌هایی که این روزها درباره عقب‌نشینی از اقدام نظامی مطرح می‌شود، به معنای تغییر واقعی در راهبرد آمریکا نیست.
 من همه این تحولات را بخشی از یک روند واحد می‌دانم که در آن، پروژه مهار از سوی آمریکایی‌ها به پیش برده شود.

نقطه عزیمت برای ورود به فاز اجرایی تقابل از سوی ترامپ چه بود؟
ورود ترامپ به این ماجرا را نباید جدا از دیداری دانست که میان او و بنیامین نتانیاهو در فلوریدا برگزار شد.

بویژه آنکه اعتراضات در ایران دقیقاً دو روز پیش از سفر نتانیاهو به آمریکا آغاز شد. به نظر می‌رسد نتانیاهو و ترامپ در دیدار فلوریدا، دستور کار تازه‌ای درباره ایران ترسیم کردند که در امتداد همان جنگ ۱۲روزه قرار داشت و می‌توانست بخشی از آن از مسیر تحولات داخلی ایران پیش برده شود.
با این حال، این پروژه صرفاً به تحولات داخلی متکی نیست و نمی‌توان آن را محدود به ناآرامی‌های داخل ایران دانست.

این روند دارای یک پیوست متکی به قدرت سخت نیز هست؛ پیوستی که به اعتقاد من می‌توانست هم‌زمان با تحولات داخلی و ناآرامی‌های شکل‌گرفته در ایران فعال شود و کلید بخورد.

هرچند تحولات داخلی و ناآرامی‌ها در ایران نسبتاً زود فروکش کرد اما این به معنای پایان ماجرا نیست و این امکان وجود دارد که آمریکایی‌ها و اسرائیلی‌ها خود را برای اقدام های بعدی  آماده کنند.
اما مسأله اصلی این است که نتانیاهو و مجموعه تصمیم‌گیران اسرائیلی در تلاشند آمریکا را برای ورود به یک مداخله با اهدافی فراتر از یک اقدام محدود و مقطعی قانع کنند.

 از نگاه اسرائیلی‌ها، صرف آنکه آمریکا چند حمله محدود به برخی مواضع در داخل ایران انجام دهد و پرونده را ببندد، نه آنها را راضی می‌کند و نه نتانیاهو را قانع خواهد ساخت. 
با این حال، این همان نقطه‌ای است که با خواست و اراده شخص ترامپ هم‌پوشانی کامل ندارد؛ چرا که ترامپ، دست‌کم در ظاهر، موافق ورود و درگیر شدن در یک جنگ تمام‌عیار نیست.

خب نشانه‌های اخیر مبتنی بر هدایت و ساماندهی حملات تروریستی در ایران و حمایت ترامپ از آن به این معنی است که نتانیاهو توانسته او را برای تحقق اهداف اصلی‌اش در قبال ایران متقاعد کند. اینطور است؟
همه‌چیز به نوع هدفگذاری بستگی دارد؛ اینکه حمله به ایران با چه هدفی تعریف شود.
 به اعتقاد من، عاقلانه نیست که ترامپ صرفاً به بهانه حمایت از ناآرامی‌ها یا معترضان داخلی در ایران دست به اقدام بزند؛ اقدامی که می‌تواند با پاسخ ایران، آمریکا را وارد یک جنگ پرهزینه کند، آن هم برای هدفی کوتاه‌مدت، مقطعی و فاقد ارزش راهبردی.
 اگر قرار باشد آمریکایی‌ها وارد جنگ شوند، این ورود ناگزیر باید با اهدافی گسترده‌تر تعریف شود. 
 

یعنی حالا آمریکا و اسرائیل هدف مشترکی را در بطن تحولات ایران دنبال می‌کنند؟
 به نظر می‌رسد هر دو بازیگر در گام اول، خواهان تداوم وضعیت فعلی نیستند. با این تفاوت که برای اسرائیل، پلن جایگزین تا حد زیادی روشن است: هر سناریویی که به بی‌ثباتی در ایران منجر شود.
از نگاه تل‌آویو، شکل‌گیری ایرانی گرفتار بی‌ثباتی مزمن و چندساله می‌تواند مطلوب باشد. اما در مورد آمریکا و شخص ترامپ، این مسیر هنوز به‌طور کامل شفاف نشده است. 

هدایت اغتشاشات در ایران در همین راستا معنا پیدا می‌کند؟
آمریکا و اسرائیل بسیار سریع وارد معادله ناآرامی‌های ایران شدند. همزمان با سفر نتانیاهو به آمریکا دستور کاری مشخص بازطراحی شد که در امتداد برنامه‌های پیشین آنها قرار داشت.
دو روز پس از آغاز اعتراضات در ایران، بنیامین نتانیاهو راهی آمریکا شد و تنها دو روز بعد از این سفر، دونالد ترامپ با انتشار توئیتی تهدیدآمیز و بی‌سابقه درباره اعتراضات ایران موضع‌گیری کرد.

از آن مقطع تا دوشنبه هفته گذشته، ترامپ حدود ۱۰ بار درباره تحولات ایران اظهارنظر کرده است؛ موضع‌گیری‌هایی که به‌طور میانگین روزانه یک تا دو بار تکرار شد و غالباً لحنی تهدیدآمیز داشت.
این روند سبب می‌شود این امکان شکل گیرد که پس از این دیدار دستور کاری مشخص تعریف شود تا ترامپ به این شیوه روایت مورد نظر خود را درباره تحولات ایران شکل دهد. مجموعه این تحرکات را باید در قالب یک پازل کلان و به‌هم‌پیوسته تحلیل کرد.

در این بین چرا کشورهای عربی منطقه تا این حد نگران وضعیت شدند و به دنبال کاهش تنش در منطقه برآمدند؟ آیا رایزنی‌های آنها با ترامپ اثرگذار است؟

یکی از مهم‌ترین دلایل شکل‌گیری این وضعیت آن است که کشورهای منطقه به این جمع‌بندی رسیده‌اند که اگر ترامپ و نتانیاهو قصد اقدامی داشته باشند، این اقدام در راستای تهدید موجودیتی ایران است.

در مقابل، ایران نیز چنین برداشتی از شرایط جاری دارد. این ادراک متقابل، ماهیتی موجودیتی به خود گرفته و کشورهای عربی نیز به‌خوبی دریافته‌اند که ایران با چنین درکی وارد معادلات آینده خواهد شد؛ وضعیتی که در آن، در صورت رویارویی، تصمیم‌گیری‌های ایران الزاماً بر پایه محاسبات صرفاً عقلانی و سنجیده نخواهد بود. از نگاه آن‌ها، تهدید علیه ایران به معنای تهدید و شکل‌گیری ناامنی در کل منطقه است.

این نگرانی از آنجا تشدید می‌شود که هدف دنبال‌شده، متفاوت از جنگ ۱۲روزه است و طبیعی است که جمهوری اسلامی ایران تمام توان و اهداف خود را بر این اساس تنظیم کند که همه دارایی‌های آمریکا در منطقه را به‌عنوان اهداف مشروع تلقی کند. 

از سرزمین‌های اشغالی گرفته تا پایگاه‌های منطقه‌ای آمریکا همگی می‌توانند در معرض هدف قرار گیرند. چنین وضعیتی به‌طور طبیعی چرخه خشونت، تهدید و ریسک را در منطقه افزایش می‌دهد.

از سوی دیگر، در ارتباط با ترکیه و عربستان نیز دو نگرانی اساسی وجود دارد.

 اول، تاثیرات اقدام احتمالی آمریکا بر نظم منطقه ای است.

دوم، این نگرانی که اگر جمهوری اسلامی در برابر اسرائیل ایستادگی نکند، نظم منطقه به نفع رژیم صهیونیستی تغییر خواهد کرد. در این چهارچوب، بعید نیست که اسرائیل، در گام بعدی تهدیدهای خود را متوجه کشورهایی چون ترکیه، عربستان و حتی مصر کند.

بر همین اساس، کشورهای منطقه از منظر نیاز به موازنه‌گری در برابر اسرائیل، تداوم حضور موثر منطقه‌ای جمهوری اسلامی ایران را ضروری می‌دانند.

در نتیجه، هم نقش موازنه‌گر ایران در برابر اسرائیل و هم خطرات ناشی از تهدید موجودیتی علیه ایران که می‌تواند ریسک بروز اقدامات فاجعه‌بار در کشورهای منطقه را افزایش دهد، موجب شده است تا کشورهای عرب منطقه و ترکیه در مسیر قانع کردن آمریکا برای کنار گذاشتن گزینه نظامی گام بردارند.

انتهای پیام

  • در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • -«ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
  • - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.

نظرات

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
لطفا عدد مقابل را در جعبه متن وارد کنید
captcha