به گزارش ایسنا، سید علی حسینی در یادداشتی در جماران نوشت:
از غزه و لبنان تا تهدید ایران، مجموعهای از بحرانهای مدیریتشده در دستور کار رژیم صهیونیستی قرار گرفته تا هم بقای سیاسی نتانیاهو تضمین شود و هم پروژه ایرانهراسی زنده بماند؛ سناریویی که آمریکا با وجود همراهی رسانهای، حاضر به پرداخت هزینه کامل آن نیست.
آیا ترامپ امکان حمله محدود یا گسترده به ایران را دارد؟
ترامپ اختیارات لازم برای آغاز یک جنگ گسترده را ندارد، چرا که کنگره این اختیارات را از او سلب کرده است. البته اگر اجماع سیاسی در آمریکا شکل بگیرد و با توجه به اکثریت جمهوریخواه کنگره، چنین امکانی بهصورت نظری وجود دارد. با این حال، همه جمهوریخواهان همنظر با ترامپ نیستند. وضعیت او در میان جمهوریخواهان شباهت زیادی به موقعیت احمدینژاد در میان اصولگرایان ایران دارد؛ پس از برخی اقدامات خاص او ، فاصلهگیری و نوعی خجالت سیاسی شکل گرفت. در مقابل، حملات محدود و نقطهای در چارچوب اختیارات رئیسجمهور آمریکا قرار دارد و احتمال آن وجود دارد، اما شرایط اقتصادی و روانی مردم آمریکا اجازه یک جنگ گسترده را به ترامپ یا هر رئیسجمهور دیگری نمیدهد.
چرا ترامپ و اسرائیل تمرکز ویژهای بر رهبری انقلاب دارند؟
بر اساس قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، رهبری از اختیارات گستردهای برخوردار است؛ از جمله فرماندهی کل قوا، تعیین رییس قوه قضاییه، صداوسیما، شورای نگهبان و مجمع تشخیص مصلحت نظام. طرف مقابل به این جمعبندی رسیده که رهبری، با این سطح از اختیارات و پشتوانه مردمی، توان خنثیسازی توطئهها را دارد. البته نباید از این نکته غافل شد که گاهی خود ما نیز با بزرگنماییهای تبلیغاتی، دشمن را هوشیارتر میکنیم. پس از جنگ ۱۲ روزه، برخی افراد همه پیروزیهای نظامی، تعیین فرماندهان و پاسخ نظامی سریع ایران را صرفاً به محور رهبری نسبت دادند. این واقعیت وجود دارد، اما تبلیغ بیش از اندازه، به بیدار شدن دشمن کمک میکند. در عین حال، دشمن متوجه شده که رهبری عمود خیمه نظام است و به همین دلیل، شخص ایشان را هدف قرار داده است؛ موضوعی که نیازمند هوشیاری جدی است.
برای خنثیسازی اقدامات آمریکا و اسرائیل چه باید کرد؟
اقدامات باید بهصورت همزمان و موازی در حوزههای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و تبلیغاتی انجام شود. دغدغه اصلی مردم، مسائل معیشتی و گرانی است. دولت در حد توان در این مسیر تلاش میکند، اما نهادهایی مانند بنیاد مستضعفان، ستاد اجرایی فرمان امام و سایر نهادهای اقتصادی نیز باید به کمک دولت بیایند. این نهادها میتوانند داراییها و ظرفیتهای راکد خود، از جمله پهنههای معدنی و پروژههای متوقفشده را در اختیار مردم و سرمایهگذاران داخلی قرار دهند تا هم کشور و هم مردم مناطق مختلف منتفع شوند.
در حوزه سیاسی و فرهنگی نیز باید از رویه یکنواخت فعلی فاصله گرفت. صداوسیما نیازمند تغییر لحن سیاسی و ادبیات، تغییر مجریان و استفاده از چهرههایی است که بتوانند با مهربان تر با مردم سخن بگویند. همچنین، شرایط امنیتی نباید به محدود شدن فضای فعالیت احزاب و تشکلهای رسمی منجر شود. نکته مهم آن است که در اغتشاشات و اقدامات تروریستی اخیر، هیچ حزب یا تشکل رسمی، اعم از احزاب سیاسی، انجمنها، اتحادیههای کارگری، فرهنگیان و معلمان، بهصورت تشکیلاتی نقشی نداشتند. این نشاندهنده بلوغ و درک بالای سیاسی این تشکلها از شرایط کشور است.
در نهایت، باید به مردم نشان داد که صدای اعتراضشان شنیده شده و راهی جدید و متفاوت از الگوی تکراری گذشته در پیش گرفته میشود. ادامه مسیر فعلی، راه درستی نیست و نیاز به تغییر رویکرد جدی وجود دارد و مردم باید این تغییر را احساس کنند که این تغییر را بعد از جنگ دوازده روزه ندیدیم.
انتهای پیام


نظرات