به بازار سنتی قزوین میروم تا وضعیت بازار را پس از اجرای طرح کالابرگ بررسی کنم. در ابتدا چشمم به مرغ و ماهیفروشیهای خیابان امام خمینی(ره) و ورودی بازار میافتد. یخچال تمام مرغفروشیها پر از مرغ است و مردم در حال خرید هستند و اغلب وقتی از مغازه بیرون میآیند دو مرغ کامل یا حتی بیشتر خرید کردهاند. قیمت روی تابلو را نگاه میکنم و عدد ۲۱۲ هزار تومان را برای هر کیلو مرغ میبینم. وارد یکی از مغازهها میشوم و منتظر میمانم تا فروشنده سرش کمی خلوت شود، از او میپرسم وضعیت بازار چطور است؟ فروشنده که جوان سی و چند سالهای است، لبخند میزند و میگوید از وقتی کالابرگهای یک میلیونی را دادهاند مردم خوب خرید میکنند. میگویم دولت اعلام کرده بود قیمت مصوب مرغ ۲۷۸ هزار تومان است، اما قیمت روی تابلوی شما چیز دیگری است. مگر مرغ ارزان شده است؟ پاسخ میدهد بله دولت این قیمت را اعلام کرده بود اما با توجه به حذف ارز ترجیحی، بازار با عرضه و تقاضا تنظیم میشود، از آنجا که عرضه وجود دارد و تقاضا هم خوب است، خدا را شکر قیمت مرغ نسبت به قیمت گوشت قرمز بهتر است و مرغ یکی از اولویتدارترین کالاهایی است که مردم با کالابرگ تهیه میکنند.
مردم از طرح کالابرگ راضی هستند، تنها نگرانیشان این است که این طرح دائمی نباشد
وارد یکی دیگر از مغازهها میشوم. فروشنده مرد میانسالیست که مشغول مرتب کردن مرغ و ماهیها در یخچال است. سلام میکنم و میگویم بازار ماهی چطور است؟ میگوید نسبت به ماههای گذشته تا حدودی بهتر شده است، چندین ماه بود که مردم کمتر به سراغ خرید ماهی میآمدند، اما اکنون با کالابرگهایی که دولت داده، مردم وقتی برای خرید مرغ میآیند، یک یا دو ماهی هم در کنارش میخرند. از مشتری که در مغازه منتظر پاک کردن مرغش است، میپرسم نظرتان در مورد طرح کالابرگ چیست؟ با لبخند میگوید خیلی خوب است، با توجه به گرانیها، این قبیل طرحها به معیشت خانوادهها علیالخصوص اقشار ضعیف و متوسط کمک میکنند، فقط امیدواریم همین چند ماه نباشد و هر ماه مثل یارانههای نقدی ادامه داشته باشد، تنها استرسمان این است که مبادا دولت ارائه کالابرگ را به همین چند ماه بسنده کند و بعد ما را با این گرانیها تنها بگذارد.
با لبخند میگویم نه قطعاً اینطور نیست، این طرح استمرار دارد، بعد میپرسم شما بیشتر چه کالاهایی را با کالابرگ میخرید؟ جواب میدهد بیشتر سعی میکنم سراغ کالاهای اساسی مثل برنج، مرغ، تخممرغ، گوشت، حبوبات و روغن بروم، به نظرم اغلب خانوادهها همینطورند. میگویم به نظر شما جای چه چیزی در این طرح خالیست؟ پاسخ میدهد به نظر من بهتر بود میزان کالابرگی که برای دهکهای پایین در نظر میگیرند، نسبت به میزان کالابرگ دهکهای بالا بیشتر باشد، کالابرگ کسی که برای مثال در دهک ۸ یا ۹ قرار دارد، نباید با کالابرگ دهک ۳ یا ۴ برابر باشد، اگر این تفاوتها لحاظ شود عالیست و سفره اقشار ضعیف هم بزرگتر میشود. آهسته میپرسم راستی در خرید با کالابرگ از شما کارمزد میگیرند؟ میگوید بله، هر مغازهای مبلغ متفاوتی کارمزد میگیرد، از ۵۰۰۰ تومان تا ۶۰ هزار تومان از هر مشتری! با تعجب میگویم اما گرفتن کارمزد ممنوع است!
از فروشنده و مشتری تشکر میکنم و از مغازه بیرون میآیم، در دلم میگویم کاش نظارتها افزایش یابد تا فروشندگان نتوانند طرح خوب کالابرگ را با این قبیل سودجوییها خراب کنند.
مشتری گوشت قرمز کم شده است
به سراغ یکی از قصابیهای ابتدای بازار سنتی قزوین میروم. قصابیها هم انواع و اقسام گوشت را در یخچال دارند و کمبودی احساس نمیشود، اما قصابیها نسبت به مرغفروشیها خلوتتر هستند. وارد یکی از قصابیها میشوم. فروشنده که پیرمردی لاغر اندام است، پشت دَخل نشسته و با موبایلش ور میرود. قیمت گوشت را میپرسم و فروشنده میگوید یک میلیون و ۷۰۰ هزار تومان. میپرسم وضعیت بازار چطور است؟ مرغفروشیها که کاسبیشان خوب بود، شما هم راضی هستید؟ سری تکان میدهد و میگوید با توجه به اینکه قیمت گوشت قرمز بالاست، مردم زیاد به سراغ خرید آن نمیآیند، اگر هم بیایند مقادیر کمی خرید میکنند. میگویم قطعاً بازار گوشت قرمز بهزودی بهتر خواهد شد، معاون اول رئیسجمهور در جلسه تنظیم بازار گفته محدودیت سقف واردکنندگان گوشت برداشته شده است و تأمین و واردات گوشت تسهیل خواهد شد. واردات از کشورهای شمالی بهدلیل مسافت کوتاهتر و هزینههای لجستیکی کمتر، تأمین گوشت را با قیمت پایینتری ممکن میسازد و قطعاً در روزهای پیشرو، قیمت گوشت به تعادل میرسد.
کالاهای اساسی به وفور در بازار موجودند
گشتی در بازار میزنم. همه کالاها در بازار موجودند و علیرغم سرمای هوا، بازار شلوغ است، خیلیها مشغول تهیه مایحتاج عمومی منزل هستند و برای خرید ترهبار به بازار آمدهاند، خیلیهای دیگر هم برای خرید حبوبات و اقلامی مانند روغن، ماکارونی، رب و تخممرغ در مغازهها هستند. وارد یکی از مغازههای اواسط بازار میشوم که همه اقلام خوراکی را دارد. از فروشنده سؤال میکنم قیمت برنج و حبوبات بعد از حذف ارز ترجیحی خیلی بالا رفته است؟ میگوید برنج نه، چون برنج پیش از برداشتن ارز ترجیحی گران شده بود و گرانی مجدد نداشتهایم، اما حبوبات چند درصد افزایش قیمت داشتهاند که البته درصدش خیلی قابل توجه نیست. خداراشکر طوری هست که مردم بتوانند بخرند. این طرح کالابرگ هم باعث شده مردم خوب خرید میکنند. میگویم کمبودی در زمینه کالاهایی مثل روغن وجود ندارد؟ میگوید چند روز روغن حلب در بازار موجود نبود و فقط روغن مایع داشتیم، اما روغن حلب هم به بازار تزریق شد، الان دیگر همه چیز تا دلتان بخواهد در بازار هست. میپرسم قیمت کالاها در بازار نسبت به قیمتها در مغازههای سطح شهر کمتر است؟ میگوید این طبیعی است، بازاریان همیشه کالاها را با قیمت مناس.
تشدید نظارت بر بازار قزوین
با شنیدن حرفهای این فروشنده، به یاد سخنان محمدرضا صفیخانی، معاون هماهنگی اقتصادی استاندار قزوین در کارگروه تنظیم بازار استان در تاریخ ۲۹ دی میافتم که گفت: در سطح استان در بخش تأمین کالاهای اساسی در هیچ یک از اقلام مشکلی وجود ندارد، حتی در برخی موارد کالاها بیش از نیاز استان تأمین شدهاند و در انبارها موجودند، مردم نگران نباشند و با آرامش خرید کنند.
او همچنین عنوان کرد: آمارها نشان میدهد عمده خرید مردم با طرح کالابرگ برای کالاهای برنج، حبوبات، روغن، مرغ و گوشت است، ما نیز تأمین این کالاها را در ماههای آینده افزایش خواهیم داد تا در بازار کمبودی حس نشود.
این مسئول در بخش دیگری از سخنانش بیان کرد: باید بپذیریم که در دوران گذار اقتصادی قرار داریم و لازم است شرایط را به گونهای مدیریت کنیم که مردم در فشار و تنگنا قرار نگیرند، به همین دلیل ضمن کنترل قیمتها، به سمت اقتصاد رقابتی میرویم، در کالاهایی مانند گوشت قرمز هم کمیته نرخگذاری تشکیل میدهیم تا بتوانیم بازار را کنترل کنیم.
صفیخانی همچنین ضمن تأکید بر تشدید نظارت بر بازار، اعلام کرد: نظارت در حوزه کنترل کیفیت کالا و نظارت بر قیمتها افزایش خواهد یافت تا کالاهای باکیفیت با نرخی مناسب به دست مصرفکننده برسند.
بازدید نماینده ولیفقیه در استان قزوین از بازار و نشستن پای درددل بازاریان
یکی از کارهای خوبی که در این ایام توسط آیتالله حسین مظفری، نماینده ولیفقیه در استان و امام جمعه قزوین برای ایجاد آرامش در بازار انجام شد، این بود که ایشان در تاریخ ۲۴ دی شخصاً در بازار قزوین حضور یافت تا ضمن مشاهده میدانی وجود کالاهای اساسی در بازار، پای درددل کسبه و مردم بنشیند و از نزدیک مشکلات موجود را بررسی کرده و آنها را به مسئولین منعکس کند. این امام جمعه بااخلاق و مردمی که محبوبیت زیادی در میان قزوینیها دارد، در این ایام همواره تلاش کرده با حضور در جمعهای مردمی، ضمن در جریان مسائل قرار گرفتن، آرامش و طمأنینه را به شهر تزریق کند و برای مردم شرح بدهد که دولت برای جراحی اقتصادی نیاز به همراهی مردمی دارد و مردم باید به دولت کمک کنند تا دست رانتخواران و مفسدان اقتصادی را از سفره آنان کوتاه کند.
این حضورهای میدانی در میان کسبه و بازاریان، هم به آرامش بازار کمک میکند و هم موجب میشود کسبه مشکلاتشان را با مسئولین مطرح کنند تا برای برطرف شدن مشکلات چارهاندیشی شود. راهحل برخی از مشکلات در همین بازدیدهای میدانی یافت میشود و این صحبت با مردم باعث میشود اقشار مختلف بدانند مسئولین به فکر آنان بوده و درصدد رفع مشکلات هستند.
قیمت تخممرغ به تعادل رسیده است
به انتهای بازار رفته و به سمت مغازههایی میروم که تخممرغ را به مشتریان عرضه میکنند. روی یکی از مغازهها برگهای چسبانده شده و بر آن نوشتهاند هر شانه تخممرغ ۳۷۰ هزار تومان. وارد مغازه میشوم و به فروشنده که پیرمردی تقریباً سالخورده است میگویم تخممرغ در مغازههای سطح شهر شانهای ۴۰۰ و خورده است، مگر تخممرغهای شما ریز هستند که شانهای ۳۷۰ تومان میدهید؟ یک شانه تخممرغ را روی پیشخوان میگذارد و میگوید این تخممرغ ماست دخترم. تخممرغها را نگاه میگویم، شاید خیلی درشت نباشند، اما انصافاً ریز هم نیستند و به نظرم خوشقیمتاند. میگویم فقط شما تخممرغ را این قیمت میدهید یا مغازههای اطراف هم قیمتشان همینقدر است؟ میگوید ۱۰ تومان بالاتر یا پایینتر، همه تقریباً در یک محدوده قیمتی هستیم، سپس لبخند ریزی تحویلم میدهد و میگوید ما سعی میکنیم سر قیمتها با مردم راه بیاییم، از قدیم گفتهاند «سود کمتر، مشتری بیشتر»، همه باید تلاش کنیم تا از این شرایط اقتصادی به سلامت بگذریم، دولت به گفته خودش مشغول جراحی اقتصادی است، هر جراحی هم تا حدودی درد دارد، اما مردم ایران مثل همیشه کنار هم هستند و از این مرحله هم عبور میکنند، الحمدلله همه چیز در بازار فراوان است و مردم هم مثل همیشه مشغول خرید هستند، کمکم هم بازار خرید عید نوروز داغ میشود، انشاءالله همیشه دلها خوش باشد و خرید و شادی در میان مردم حاکم باشد.
حس خوبی از این فروشنده کهنسال میگیرم. لبخند میزنم و میگویم پدرجان! خدا شما را حفظ کند و امثال شما را زیاد کند که به مردم روحیه میدهید و ساز ناامیدی کوک نمیکنید. میگوید ناامید شیطان است، این را از من یادگاری داشته باش که «شکر نعمت نعمتت افزون کند»، همیشه شاکر خدا باش، الحمدلله کشور خوبی داریم، مسئولین هم در تلاشند تا مشکلات را حل کنند، نمیشود انتظار داشت یک شبه همه مشکلات حل شوند، بازار آرام و شرایط خوب است، قطعاً بهتر از این هم میشود، ما هم سعی میکنیم با مشتریها راه بیاییم تا راضی از مغازه بیرون بروند.
شانه تخممرغی که روی پیشخوان است را برمیدارم، کارت میکشم و از پیرمرد تشکر میکنم، با لبخند مرا راهی میکند و میگوید خدا پشت و پناهت.
به گزارش ایسنا، بازار قزوین آرام است، طرح کالابرگ قدرت خرید مردم را افزایش داده و پس از حذف ارز ترجیحی، امید را در دل مردم زنده کرده است، ادامه این طرح میتواند روزهای بهتری را رقم بزند و سفرههای مردم را بزرگتر کند. بازار قزوین کمکم دارد خودش را برای نوروز ۱۴۰۵ آماده میکند و بوی عید را به مردم هدیه میدهد.
انتهای پیام


نظرات