سیدمحسن طباطبایی در گفتوگو با ایسنا، با تحلیل از اولویتهای تخصیص بودجه شهری تهران طبق اصل رویکرد مدیریتی تفکر ناب در مدیریت شهری، گفت: تفکر ناب در مدیریت شهری بر یک اصل بنیادین استوار است یعنی خلق بیشترین ارزش برای شهروند با کمترین اتلاف منابع و چنانچه بودجه شهری تهران را از این زاویه تحلیل کنیم، پرسش اصلی دیگر این نیست که «کدام بخش سهم بیشتری دارد»، بلکه این است که «کدام حوزه بیشترین اتلاف را ایجاد میکند و اصلاح آن بیشترین ارزش افزوده را برای شهر به همراه دارد». با چنین نگاهی، حملونقل و ترافیک همچنان مهمترین اولویت تخصیص بودجه در شهر تهران محسوب میشود، زیرا بزرگترین منبع اتلاف زمان، انرژی، سرمایه و سلامت شهروندان در همین حوزه شکل میگیرد.
ترافیک شهری یکی از پرهزینه ترین انواع اتلاف در شهرهاست
وی ادامه داد: بر اساس مطالعات جهانی، ترافیک شهری یکی از پرهزینه ترین انواع اتلاف در شهرهاست. گزارشهای بینالمللی نشان میدهد که در کلانشهرهایی مانند لندن و پاریس، اتلاف اقتصادی ناشی از ترافیک سالانه بین ۲ تا ۳ درصد تولید ناخالص شهری برآورد میشود. در شهر لسآنجلس، هر شهروند بهطور متوسط سالانه بیش از ۹۰ ساعت در ترافیک؛ زمان از دست میدهد. در مقابل، شهرهایی مانند توکیو و سئول که بیش از ۵۰ تا ۶۰ درصد سفرهای شهری آنها با حملونقل عمومی انجام میشود، توانستهاند هم بهرهوری اقتصادی بالاتر و هم آلودگی کمتری را تجربه کنند. این تجربهها نشان میدهد که سرمایهگذاری در حملونقل عمومی از منظر تفکر ناب، یک اقدام ضد اتلاف و ارزش آفرین است.
لزوم سرمایهگذاری هدفمند در حملونقل پایدار
این کارشناس اقتصادی اضافه کرد: در تهران، سهم بالای خودروی شخصی در سفرهای شهری، فرسودگی ناوگان اتوبوسرانی و فشار بیش از حد بر شبکه معابر، نمونهای روشن از «اتلاف سیستمی» است؛ اتلافی که پیامدهای آن در قالب آلودگی هوا، افزایش هزینههای درمان، کاهش کیفیت زندگی و فرسایش سرمایه اجتماعی بروز میکند. از نگاه ناب، هر ریالی که به توسعه مترو، اتوبوسهای برقی و مدیریت هوشمند ترافیک اختصاص مییابد، میتواند چندین برابر خود، اتلافهای پنهان شهر را کاهش دهد. تجربه شهر کپنهاگ نشان میدهد که سرمایهگذاری هدفمند در حملونقل پایدار، بازگشت اقتصادی بین ۳ تا ۵ برابر هزینه اولیه داشته است.
اهمیت راهبردی حوزه ایمنی و مدیریت بحران در بودجه شهرداری تهران در کنار حملونقل
وی با بیان اینکه در کنار حملونقل، حوزه ایمنی و مدیریت بحران نیز از منظر تفکر ناب اهمیت راهبردی دارد، خاطرنشان کرد: در رویکرد مدیریت ناب، پیشگیری همواره کم هزینهتر از اصلاح پس از وقوع خطاست. کشور ژاپن سالانه حدود ۵ تا ۷ درصد بودجه شهری خود را به ایمنی، مقاوم سازی و آمادگی بحران اختصاص میدهد، زیرا به خوبی آگاه است که هزینه یک زلزله بزرگ میتواند معادل دهها سال سرمایهگذاری پیشگیرانه باشد. در تهران، سهم ۵ درصدی این حوزه نه تنها با سطح ریسک شهر همخوانی ندارد، بلکه نشانهای از اتلاف بالقوه آینده است؛ اتلافی که در صورت وقوع بحران، دیگر قابل جبران نخواهد بود.
هوشمندسازی شهری باید ابزار حذف «اتلاف» باشد
طباطبایی ادامه داد: هوشمندسازی شهری زمانی معنا پیدا میکند که ابزار حذف اتلاف باشد، نه صرفاً نمایش فناوری. شهرهایی مانند بارسلونا و سنگاپور نشان دادهاند که اتصال هوشمندسازی به حملونقل، انرژی و مدیریت بحران میتواند هزینههای عملیاتی شهر را ۱۵ تا ۲۰ درصد کاهش دهد. بنابراین، تخصیص بودجه به این حوزه تنها زمانی اولویت تلقی میشود که در خدمت کاهش ترافیک، افزایش ایمنی و سادهسازی خدمات شهری قرار گیرد.
افزایش سهم ایمنی و مدیریت بحران و تبدیل تهران از یک شهر پرهزینه و واکنشی به شهری کارآمد، تاب آور
وی همچنین با بیان اینکه در جمعبندیها، حوزهای که بیشترین نیاز به تخصیص بودجه در تهران دارد، حملونقل و ترافیک است، گفت: بیشترین اتلاف منابع در این بخش رخ میدهد و اصلاح آن بیشترین ارزش را برای شهروندان ایجاد میکند. همزمان، افزایش سهم ایمنی و مدیریت بحران به عنوان سرمایهگذاری پیشگیرانه و هدایت هوشمندسازی به سوی حل مسائل واقعی شهر، میتواند تهران را از یک شهر پرهزینه و واکنشی، به شهری کارآمد، تاب آور و ارزش آفرین تبدیل کند.
چگونه میتوان به کاهش معضلات شهری تهران کمک کرد؟
آسیب تهران از اتلاف گسترده منابع در فرآیندهای ناکارآمد
دبیرکل انجمن علمی اقتصاد شهری ایران در پاسخ به این سوال که چگونه میتوان به کاهش معضلات شهری تهران کمک کرد؟ تصریح کرد: از منظر تفکر ناب کمک به شهر تهران و کاهش معضلات آن بیش از آنکه نیازمند افزایش منابع مالی باشد، نیازمند اصلاح شیوه تصمیمگیری، اولویتبندی و اجرا است. تهران امروز از کمبود پول رنج نمیبرد، بلکه از اتلاف گسترده منابع در فرآیندهای ناکارآمد آسیب میبیند.
ضرورت تغییر نگاه از پروژهسازی به مسئلهمحوری
طرحهای شهری به شاخصهای مشخص گره بخورد
وی ادامه داد: نخستین گام در این مسیر، تغییر نگاه از پروژهسازی به مسئلهمحوری است. در بسیاری از شهرهای پیشرو در جهان، از جمله سنگاپور و هلسینکی، سیاستهای شهری نه با فهرستی از پروژهها، بلکه با فهرستی از مسائل قابل اندازهگیری تعریف میشود؛ مسائلی مانند کاهش زمان سفر، کاهش آلودگی هوا یا افزایش دسترسی عادلانه به خدمات. این شهرها پیش از تخصیص بودجه، به صورت دقیق مشخص میکنند که هر اقدام چه نوع اتلافی را حذف میکند و چه ارزشی برای شهروند خلق خواهد کرد. در تهران نیز اگر هر طرح شهری به شاخصهای مشخصی مانند «کاهش دقیقههای تلف شده در ترافیک» یا «کاهش مراجعات حضوری شهروندان» گره بخورد، بخش بزرگی از هزینههای کم اثر بهطور طبیعی حذف خواهد شد.
سرمایهگذاری پیشگیرانه بازدهی بسیار بالاتری نسبت به اقدامات واکنشی دارد
جلوگیری از اتلاف اقتصادی با مقاوم سازی زیرساختها، اصلاح شبکههای فرسوده و آمادگی بحران
این کارشناس اقتصادی اضافه کرد: دومین محور اساسی، تمرکز بر پیشگیری بهجای درمان است؛ اصلی که هسته تفکر ناب را شکل میدهد. تجربه کشورهای مختلف نشان میدهد که سرمایهگذاری پیشگیرانه بازدهی بسیار بالاتری نسبت به اقدامات واکنشی دارد. برای مثال، در ژاپن هر یک دلار هزینه در حوزه آمادگی و مقاومسازی شهری، از بروز حدود ۴ تا ۷ دلار خسارت آینده جلوگیری میکند. در تهران، مقاوم سازی زیرساختها، اصلاح شبکههای فرسوده و آمادگی بحران، اگرچه در کوتاهمدت کمتر دیده میشود، اما در بلندمدت از بزرگترین منابع اتلاف اقتصادی و اجتماعی شهر جلوگیری خواهد کرد.
لزوم پیوند هوشمندسازی با حذف اتلافهای واقعی شهر
وی همچنین تصریح کرد: محور سوم، پیوند هوشمندسازی با حذف اتلافهای واقعی شهر است. در بسیاری از شهرها، هوشمندسازی به خطای رایج «فناوریمحوری» دچار شده است؛ یعنی خرید سامانهها بدون تغییر فرآیندها. در مقابل، شهرهایی مانند بارسلونا و آمستردام نشان دادهاند که وقتی داده و فناوری در خدمت سادهسازی تصمیمگیری و کاهش دوبارهکاری قرار گیرد، هزینههای عملیاتی شهر ۱۵ تا ۲۰ درصد کاهش مییابد. در تهران، استفاده از دادههای ترافیکی، انرژی و خدمات شهری میتواند از تصمیمات سلیقهای، پروژههای تکراری و موازیکاری سازمانی جلوگیری کند؛ مصداقی روشن از حذف اتلاف مدیریتی.
تمرکز بر شهروند بهعنوان مشتری نهایی خدمات شهری
طباطبایی با بیان اینکه چهارمین راهبرد، تمرکز بر شهروند بهعنوان مشتری نهایی خدمات شهری است، گفت: این مفهوم کلیدی در تفکر ناب است. هر مراجعه حضوری غیرضروری، هر صف طولانی و هر مسیر اضافی در شهر، نوعی اتلاف است که هزینه آن مستقیماً بر دوش شهروند گذاشته میشود. تجربه دولتهای محلی در استونی و دانمارک نشان میدهد که دیجیتالیسازی فرآیندها با نگاه ناب، نه تنها رضایت عمومی را افزایش داده، بلکه سالانه میلیونها ساعت از زمان شهروندان را آزاد کرده است. این زمان آزاد شده خود به عنوان یک ارزش اقتصادی و اجتماعی قابل توجه تلقی میشود.
مدیریت شهری از «افزایش بودجه» به «افزایش بهرهوری بودجه» تغییر جهت دهد
وی در ادامه جمع بندی کرد: در نهایت، کمک واقعی به تهران زمانی محقق میشود که مدیریت شهری از «افزایش بودجه» به «افزایش بهرهوری بودجه» تغییر جهت دهد. با رویکرد تفکر ناب، حتی بدون رشد قابل توجه منابع مالی، میتوان از طریق حذف اتلافها، اولویتبندی هوشمند و پیشگیری از بحران و تمرکز بر ارزشآفرینی برای شهروندان، بخش قابل توجهی از معضلات شهری را کاهش داد. چنین نگاهی، تهران را از چرخه پرهزینه و واکنشی کنونی خارج کرده و به سوی شهری کارآمد، تاب آور و انسان محور هدایت میکند.
ارزیابی بودجهبندی لایحه پیشنهادی شهرداری تهران برای سال ۱۴۰۵
طباطبایی در ارزیابی بودجهبندی لایحه پیشنهادی شهرداری تهران برای سال ۱۴۰۵، گفت: رویکرد مدیریت تفکر ناب در ارزیابی بودجههای شهری، بیش از آنکه به توزیع عددی منابع توجه کند، به این پرسش کلیدی میپردازد که آیا این بودجه بندی به حذف اتلافها و افزایش ارزش برای شهروندان منجر میشود یا خیر؟ از این منظر، لایحه پیشنهادی شهرداری تهران اگرچه از نظر حجم کلی و شفافیت نسبی حوزهها قابل توجه است، اما همچنان نشانههایی از نگاه سنتی، بخشی و پروژهمحور را در خود دارد؛ نگاهی که خطر حفظ اتلافهای ساختاری شهر را به همراه دارد.
وی ادامه داد: بزرگترین نقطه قوت این لایحه، سهم بالای بخش حملونقل و ترافیک است. اختصاص ۴۸ درصد از بودجه به این حوزه در ظاهر همسو با اولویتهای واقعی شهر به نظر میرسد، زیرا حملونقل یکی از اصلیترین منابع اتلاف زمان، انرژی و سلامت در تهران است. با این حال، از منظر تفکر ناب، صرف عدد بالا؛ تضمینکننده اثربخشی نیست. اگر این منابع عمدتاً صرف توسعه حملونقل عمومی پاک، افزایش ظرفیت مترو، نوسازی ناوگان و مدیریت هوشمند ترافیک نشود و در عوض به پروژههای عمرانی کماثر یا خودرومحور اختصاص یابد، بخش قابل توجهی از این بودجه نیز خود به منبع جدیدی از اتلاف تبدیل خواهد شد.
پیشگیری همواره ارزانتر و ارزش آفرین تر از واکنش پس از بحران است
طباطبایی افزود: در مقابل، سهم حوزه ایمنی و مدیریت بحران در این لایحه یکی از ضعفهای جدی آن محسوب میشود. اختصاص تنها ۵ درصد به شهری با سطح بالای ریسک زلزله، فرونشست و حوادث انسان ساخت، با منطق تفکر ناب همخوانی ندارد. در مدیریت ناب، پیشگیری همواره ارزانتر و ارزش آفرین تر از واکنش پس از بحران است. پایین بودن سهم این حوزه نشان میدهد که لایحه پیشنهادی بودجه شهرداری تهران در سال آینده، همچنان تحت تأثیر نگاه کوتاهمدت و هزینهگریز قرار دارد؛ نگاهی که در صورت وقوع بحران، اتلافهای بسیار بزرگتری را به شهر تحمیل خواهد کرد.
هوشمندسازی بدون اصلاح حکمرانی داده و تصمیمگیری، ارزش آفرین نیست
این کارشناس اقتصادی با بیان اینکه بودجه بخش هوشمندسازی شهری نیز از منظر تفکر ناب دارای ماهیتی دوگانه است، اظهار کرد: سهم ۱۹ درصدی این حوزه در نگاه اول قابل توجه و حتی جسورانه به نظر میرسد، اما پرسش اصلی این است که آیا این منابع در خدمت اصلاح فرآیندها و حذف اتلافها قرار میگیرند یا صرفاً به خرید فناوری و ایجاد سامانههای موازی اختصاص مییابند؟. تجربه شهرهای پیشرو نشان میدهد که هوشمندسازی بدون اصلاح حکمرانی داده و تصمیمگیری، نهتنها ارزش آفرین نیست، بلکه میتواند پیچیدگی و هزینههای مدیریتی را افزایش دهد. بنابراین، در ارزیابی تفکر ناب، کیفیت هزینه کرد این بخش مهمتر از کمیت آن است.
وی ادامه داد: در حوزه خدمات شهری و فرهنگی–اجتماعی، لایحه پیشنهادی بودجه ۱۴۰۵ شهرداری تهران، تصویری نسبتاً متوازن ارائه میدهد، اما همچنان نشانههایی از نبود پیوند مستقیم میان هزینهها و نتایج ملموس برای شهروندان دیده میشود. از منظر تفکر ناب، هر هزینهای که به کاهش مراجعات غیرضروری، افزایش رضایت عمومی یا بهبود کیفیت زندگی منجر نشود، باید مورد بازنگری قرار گیرد. نبود شاخصهای دقیق عملکرد در این بخشها، خطر تداوم هزینههای کماثر را افزایش میدهد.
سهم بسیار محدود شهرسازی و معماری در بودجه ۱۴۰۵ شهرداری تهران
دبیرکل انجمن علمی اقتصاد شهری ایران اضافه کرد: سهم بسیار محدود شهرسازی و معماری نیز یکی دیگر از نقاط قابل نقد لایحه است. در شهری با بافت فرسوده گسترده، نابرابری فضایی و آشفتگی کالبدی، تخصیص تنها ۲ درصد از بودجه به این حوزه نشان میدهد که نگاه بلندمدت به اصلاح ساختار فضایی شهر همچنان در حاشیه قرار دارد. از منظر تفکر ناب، بیتوجهی به ریشههای کالبدی مسائل شهری، به معنای تداوم اتلاف در سایر حوزهها از جمله حمل و نقل، خدمات و ایمنی است.
وی در پایان گفت: بودجهبندی لایحه کنونی شهرداری تهران از نگاه تفکر ناب، گامی رو به جلو در شناسایی برخی اولویتهاست، اما همچنان نیازمند بازآرایی هوشمندانهتر است. تقویت پیوند بودجهها با نتایج قابل اندازهگیری، افزایش سهم پیشگیری و ایمنی، و هدایت هوشمندسازی به سوی حذف اتلافهای واقعی شهر، میتواند این لایحه را از یک سند هزینهای، به یک ابزار ارزش آفرین برای آینده تهران تبدیل کند.
انتهای پیام


نظرات