مریم پیرتاج در گفتوگو با ایسنا، با اشاره به تجربه زیستن کودکان در شرایط بحرانی اظهار کرد: تجربههایی مانند فقر، مهاجرت، خشونت یا بلایای طبیعی میتوانند هم به تقویت تابآوری و هم به افزایش آسیبپذیری منجر شوند، اما اینکه این تجربهها چه پیامدی داشته باشند، به عوامل متعددی بستگی دارد.
وی افزود: شبکههای اجتماعی و حمایتی که کودک در آن قرار دارد، نقش تعیینکنندهای دارند؛ کودکی که در بحرانها رها شده و هیچگونه حمایت خانوادگی یا اجتماعی دریافت نمیکند، بهمراتب آسیبپذیرتر از کودکی است که از حمایت والدین، نزدیکان و محیط پیرامون خود برخوردار است. این حمایتها موجب شکلگیری مهارتهای سازگاری بالاتر در کودکان میشود.
این روانشناس در ادامه به نقش روابط اجتماعی و شبکههای حمایتی اشاره کرد و گفت: دوستیها، روابط مثبت با همسالان، مربیان، معلمان و خویشاوندان بهعنوان سپرهای محافظ روانی کودکان عمل میکنند. کودکانی که احساس دیدهشدن و تعلق اجتماعی دارند، در برابر فشارهای روانی مقاومتر هستند و کمتر دچار فرسودگی روانی میشوند.
پیرتاج با بیان اینکه فرهنگ و ارزشها نیز نقش مهمی در تابآوری کودکان دارند، تصریح کرد: فرهنگ در واقع چارچوبی معنابخش برای رنج و بحران فراهم میکند. ارزشهایی مانند همبستگی، امید، معنویت، مسئولیتپذیری جمعی و گفتوگو میتوانند تابآوری را تقویت کنند، در حالی که فرهنگهایی که بر سرزنش، انکار احساسات یا سکوت هیجانی تأکید دارند، میتوانند اثر معکوس داشته و تابآوری کودکان را تضعیف کنند.
وی درباره این پرسش که کودکان امروز تابآورتر هستند یا آسیبپذیرتر، گفت: کودکان امروز از نظر دسترسی به اطلاعات و مهارتهای شناختی قویتر شدهاند، اما همزمان با فشارهای روانی بیشتر، سرعت بالای تغییرات اجتماعی و ناامنیهای جدید نیز مواجه هستند. به همین دلیل میتوان گفت تابآوری بالقوه آنها افزایش یافته، اما آسیبپذیری بالفعل نیز همزمان بالا رفته است.
این روانشناس نقش رسانهها و فضای مجازی را دوگانه دانست و افزود: فضای مجازی میتواند منبع یادگیری باشد، اما در عین حال میتواند عامل اضطراب نیز شود. استفاده بدون نظارت، مقایسههای اجتماعی و مواجهه مداوم با اخبار منفی، شکنندگی روانی کودکان را افزایش میدهد، در حالی که استفاده هدفمند، هدایتشده و تحت نظارت والدین میتواند مهارتهای ارتباطی و تابآوری کودکان را تقویت کند.
پیرتاج با اشاره به نقش بازی و فعالیتهای جمعی گفت: بازی زبان طبیعی کودکان برای مواجهه با فشارها و مشکلات است. فعالیتهای گروهی مانند برنامههای ورزشی و خلاقانه به کودک میآموزد چگونه شکست را تحمل کند، همکاری داشته باشد و دوباره تلاش کند؛ این مؤلفهها هستههای اصلی تابآوری محسوب میشوند.
وی سرمایه اجتماعی را از عوامل مهم در تابآوری کودکان دانست و ادامه داد: در جوامعی که سرمایه اجتماعی بالاتری دارند، کودکان احساس امنیت، اعتماد و تعلق بیشتری میکنند. وجود روابط حمایتی و نهادهای محلی فعال باعث میشود تابآوری از سطح فردی به سطح جمعی ارتقا پیدا کند.
این روانشناس با تأکید بر نقش نهادهای اجتماعی و دولتی خاطرنشان کرد: تابآوری کودکان تنها مسئولیت خانوادهها نیست. نهادهای آموزشی، حمایتی و دولتی نقش کلیدی در تدوین سیاستهای پیشگیرانه، ارائه حمایتهای روانی-اجتماعی و کاهش نابرابریها دارند.
پیرتاج سرمایهگذاری در آموزش مهارتهای زندگی، حمایت از خانوادههای آسیبپذیر، گسترش خدمات سلامت روان کودک و تقویت عدالت اجتماعی را از مهمترین سیاستهای مؤثر در این حوزه برشمرد.
وی در پایان تأکید کرد: مهمترین عامل تقویت تابآوری کودکان، احساس امنیت در یک شبکه حمایتی پایدار است؛ شبکهای که میتواند خانواده، مدرسه یا جامعه باشد. کودکان چون قوی هستند تابآور نمیشوند، بلکه چون تنها نیستند، تابآور میشوند.
انتهای پیام


نظرات