به گزارش ایسنا، به نقل از آرمان امروز: اعتراضاتی که در هفتههای اخیر در کشور رخ داد، فارغ از فراز و فرودهای میدانی آن، حامل پیامهایی بود که شاید هیچیک از بازیگران صحنه سیاست و اجرا علاقهای به دیدن و شنیدن کامل آن نداشته باشند. آسیبها، هزینهها و تلخیهای این رخدادها، یک بار دیگر نشان داد که بخشی از نارساییها، کاستیها و زخمهای انباشتهشده در حوزه سیاستگذاری و اجرا، همچنان درماننشده باقی ماندهاند؛ زخمهایی که هر بار میتوانند در قالب یک اعتراض صنفی، معیشتی یا اجتماعی سر باز کنند.
واقعیت این است که اعتراضات، بیش از آنکه «رخدادی مقطعی» باشند، نشانهای از یک وضعیت مزمناند. وضعیتی که اگر مورد اعتنا قرار نگیرد، میتواند در آینده نیز زمینهساز تکرار بحرانها و هزینههای اجتماعی، اقتصادی و حتی امنیتی شود. اکنون سپهر سیاسی و اجرایی کشور در برابر این واقعیت، در یک سهراهی سرنوشتساز قرار دارد.
راه نخست، انکار مسئله است؛ نگاهی که اساساً وجود نارسایی، درد و زخم را نفی میکند. در این رویکرد، همه چیز «عادی» جلوه داده میشود و اعتراضات، صرفاً به عوامل بیرونی یا سوءنیتها تقلیل مییابد. این نگاه، اگرچه ممکن است در کوتاهمدت آرامش ظاهری ایجاد کند، اما در عمل نوعی مسئولیتگریزی و عافیتطلبی است که نتیجه آن چیزی جز فرسایش اعتماد عمومی نخواهد بود. انکار، درد را از بین نمیبرد؛ تنها آن را به تعویق میاندازد.
راه دوم، تسکینگرایی است؛ رویکردی که وجود درد را میپذیرد، اما به جای درمان، به آرامسازی موقت بسنده میکند. در این مسیر، مسکنها جایگزین درمان میشوند؛ وعدهها، واکنشهای مقطعی و تصمیمات کوتاهمدت، بدون ورود به ریشه مشکلات. تجربه نشان داده است که تسکین، اگرچه میتواند التهاب را برای مدتی کاهش دهد، اما زخمهای درماننشده، دوباره از جایی دیگر سر باز میکنند و این چرخه تکرار میشود.
اما راه سوم، که بهنظر میرسد امروز بیش از هر زمان دیگری به آن نیاز داریم، مسیر علاج ملی است. مسیری که با پذیرش شجاعانه وجود نارساییها، کاستیها و زخمها آغاز میشود و هدف آن، درمان ریشهای مسائل است نه پنهانسازی یا مسکندادن. در این نگاه، «ایران» مسئله اصلی است؛ نه حفظ موقعیتها، نه حذف صداها و نه پاککردن صورتمسئله.
علاج ملی، بدون بازگشت به مردم، گفتوگوی واقعی، تقویت شایستهسالاری و اصلاح سازوکارهای ناکارآمد ممکن نیست. این مسیر، نیازمند شنیدن صداهای تلخ، پذیرش نقدها و اصلاح رویههایی است که سالها انباشته شدهاند. کسانی که به این راه باور دارند، نه ویرانطلباند و نه تسکینگرا؛ بلکه ایرانطلباند و دغدغه توسعه، پیشرفت و ثبات پایدار کشور را دارند.
سپهر سیاسی امروز ایران، بیش از هر چیز نیازمند انتخاب آگاهانه این راه سوم است. چرا که انکار و تسکین، شاید هزینه امروز را کاهش دهد، اما هزینه فردا را چند برابر میکند. علاج ملی، اگرچه دشوار و پرهزینه است، اما تنها مسیری است که میتواند از تکرار اعتراضات پرهزینه جلوگیری کند و جامعه را به سمت اصلاح، اعتمادسازی و توسعه پایدار سوق دهد.
عبدالرضا مونایی در گفتگو با ارمان امروزمعتقد است آنچه در مواجهه سیاستگذاران با ناآرامیها و اعتراضات اجتماعی بیش از هر چیز به چشم میآید، گرایش به نوعی «تسکینگرایی سیاسی» است؛ رویکردی که بهجای پرداختن به ریشههای نارضایتی، صرفاً به آرامسازی مقطعی فضا بسنده میکند و از مواجهه صریح با زخمهای انباشتهشده جامعه پرهیز دارد. به باور او، این شیوه اگرچه ممکن است در کوتاهمدت از شدت تنشها بکاهد، اما در میانمدت و بلندمدت به فرسایش اعتماد عمومی و بازتولید نارضایتیها منجر میشود.
این فعال سیاسی با اشاره به تجربههای مکرر سالهای اخیر تأکید میکند که ناآرامیها معمولاً محصول یک عامل واحد نیستند، بلکه برآیند مجموعهای از کاستیها، نارساییهای مزمن و مطالبات پاسخنگرفته در حوزههای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و حکمرانیاند. از نگاه او، نادیده گرفتن این واقعیت و تقلیل اعتراضات به «مسائل مقطعی» یا «تحریک بیرونی»، نمونهای روشن از همان نگاه تسکینی است که صورت مسئله را پاک میکند، نه اینکه آن را حل کند.
مونایی بر این باور است که سیاست تسکینگرایانه، معمولاً با انکار یا کوچکنمایی مشکلات آغاز میشود و در ادامه، با وعدههای کلی، اقدامات نمایشی یا برخوردهای کوتاهمدت ادامه مییابد. نتیجه چنین رویکردی، نه درمان دردهای اجتماعی، بلکه عمیقتر شدن شکاف دولت ـ ملت و انتقال نارضایتیها به لایههای پنهان جامعه است؛ لایههایی که در بزنگاههای حساس دوباره فعال میشوند و هزینههای بیشتری بر کشور تحمیل میکنند.
او در مقابل، از «مسیر علاج ملی» بهعنوان راه برونرفت یاد میکند؛ مسیری که مستلزم پذیرش صادقانه وجود مشکلات، شنیدن بیواسطه صدای معترضان و تن دادن به اصلاحات واقعی است. به گفته مونایی، علاجگرایی سیاسی نیازمند شجاعت تصمیمگیری، شفافیت با افکار عمومی و بازسازی سازوکارهای ارتباطی میان حاکمیت و جامعه است؛ امری که بدون گفتوگوی ملی فراگیر و مشارکت دادن گروههای مختلف اجتماعی ممکن نخواهد بود.
این فعال سیاسی تأکید میکند که اعتراض، اگر در چارچوب مدنی و عقلانی باقی بماند، نه تهدید، بلکه فرصتی برای اصلاح است. اما این فرصت زمانی بالفعل میشود که پاسخ حاکمیت نیز پاسخی مدنی، اقناعی و مبتنی بر اصلاح باشد. از نگاه او، سیاستی که تنها به فروکش کردن موقت اعتراضات بیندیشد، در واقع آینده را قربانی حال میکند.
مونایی در پایان تصریح میکند که ایران امروز بیش از هر زمان دیگری به عبور از رویکردهای تسکینی و حرکت بهسوی درمان ریشهای مشکلات نیاز دارد. به باور او، انتخاب میان انکار، تسکین و علاج، یک انتخاب صرفاً سیاسی نیست، بلکه تصمیمی سرنوشتساز برای حفظ انسجام ملی، تقویت سرمایه اجتماعی و گشودن مسیر توسعه پایدار است؛ مسیری که بدون بازگشت به مردم و اعتماد به عقل جمعی جامعه، پیمودنی نخواهد بود.
انتهای پیام


نظرات