یاسین کیخا، امروز ۲۰ بهمن در(رویداد سدرا) اولین جشنواره صنایع خلاق و فرهنگی ایران اظهار کرد: نخبگان در حوزه صنایع خلاق بهدلیل تسلط بر ابزارهای ادراکسازی و شناختسازی، نقشی محوری دارند، زیرا محصولات فکری و هنری ایشان مستقیم بر افکار عمومی و فرهنگ جامعه تأثیر میگذارد. مسئولیتپذیری این قشر، در گرو آن است که بتوانند دستاوردهای خود را نه تنها در بستر ملی، بلکه در چارچوب ادعای بزرگتر تمدنی خود؛ یعنی تحقق حیات طیبه، تعریف کنند. این امر مستلزم آن است که بتوانیم در برابر منظومه فکری غرب که بر پایههایی چون توسعه صنعتی و مصرفگرایی بنا شده، یک گفتمان بدیل و قوی ارائه دهیم.
وی افزود: غرب همانطور که توفیق در انقلاب صنعتی را با ابزارهای فناورانه کسب کرد و مفاهیم خود را جهانی ساخت، نقطه قوت خود را در بستر انتقال این مفاهیم از طریق فناوری متمرکز کرده است. برای طرحریزی یک تمدن جدید، شکستن این سحر فناورانه و ارائه ابزارهای انتقال مفاهیم همعرض، امری حیاتی است. در این راستا، تحلیلهای متفکرانی چون آلوین تافلر در کتابهایی مانند «موج سوم» بسیار روشنگر است. تافلر به درستی اشاره میکند که انقلاب صنعتی(موج دوم) با تفکیک تولید از مصرف منجر به تمرکز سرمایه، شکلگیری طبقات کارفرما و کارگر و توسعه یک تمدن مبتنی بر تقویت طمع و آز(بهعنوان موتور محرک مصرف و رشد) شد.
معاون بسیج علمی، پژوهشی و فناوری کشور بیان کرد: اگر هدف ما خروج از این چارچوب زیستی غربی و حرکت بهسوی حیات طیبه باشد، تکرار مسیر پیشین ممکن نیست. باید در موج سوم فناوری تحول بنیادینی ایجاد کنیم؛ تحولی که میتواند بهسوی بازگشت اصالت تولید به جوامع مصرفکننده یا تلفیق آن دو حرکت کند. این یعنی ساختن بستری فناورانه که متناسب با ارزشهای تمدن نوین اسلامی باشد و بتواند در بستر جهانی، برای مردم جهان نسخه جدیدی از زیست انسانی ارائه دهد. مسئولیت نخبگان خلاق این است که با بهکارگیری خلاقیت و فناوری، این بستر فرهنگی و انتقال مفاهیم را به گونهای طراحی کنند که بتواند باطل سحر منظومه فکری رایج را از میان بردارد.
کیخا ادامه داد: پیشبینی میشود که تحولات فناورانه ازجمله هوش مصنوعی در حال کمرنگکردن ضرورت فاصلهگذاری شدید بین نهاد تولید و مصرف باشد که این امر تمرکز سرمایه در کارخانهها و شهرهای بزرگ را که مشخصه انقلاب صنعتی بود، کاهش خواهد داد و امکان تحقق تولید و مصرف همزمان را فراهم میآورد. نگاهی به آمار اقتصاد دانشبنیان نشاندهنده یک چالش ساختاری است؛ سهم اقتصاد دانشبنیان از تولید ناخالص ملی (GDP) نهتنها به هدفگذاریهای بلندمدت برنامه هفتم توسعه(رسیدن به ۲۰ درصد) بسیار فاصله دارد که در حال حاضر زیر دو درصد است، بلکه روندی نزولی را نیز تجربه کرده است. با فرض رشد سالانه ۱۰۰۰ شرکت جدید، دستیابی به ۲۰ درصد درآمد از این حوزه، نیازمند روندی حدود ۱۰ برابر نسبت بهوضعیت فعلی است که تحقق آن در چارچوب مدلهای حمایتی فعلی نیازمند صرف زمانی طولانی(حدود ۲۰ سال) خواهد بود.
وی افزود: این تأخیر و فاصله معنادار، ضرورت بازنگری اساسی در مدل توسعه نهادی علم و فناوری کشور را مطرح میسازد. همانطور که در تجربه تاریخی انقلاب اسلامی و دوران دفاع مقدس مشارکت آحاد مردم در بحرانها موجب پیروزی شد، دستیابی به جهش مورد نظر در اقتصاد دانشبنیان و خروج از اتکای صرف به اقتصاد نفتی بدون فراهم آوردن زمینه مشارکت گسترده مردم در کنار نخبگان امکانپذیر نیست. تأکیدات اخیر مبنیبر تدوین و اجرای نقشه راه دانشبنیانکردن اقتصاد ملی و نمایان ساختن آن برای عموم بیانگر این ضرورت است.
معاون بسیج علمی، پژوهشی و فناوری کشور تصریح کرد: نخبگان حوزههای خلاق مسئولیت اجتماعی ویژهای بر عهده دارند. این مسئولیت در دو محور تعریف میشود: مشارکت جدی نخبگانی در تولید ثروت از طریق صنایع خلاق و دوم نبود انحصار در دانش و ارزش تولید شده است. با توجه به ماهیت فرهنگی و تمدنی صنایع خلاق، این نخبگان باید از ظرفیت استان اصفهان بهعنوان مهد همبستگی معماری، معیشت و معاد(مسجد-محور) الهام بگیرند و همانند آن تجربه تاریخی، فرهنگی را ایجاد کنند که در آن ارزشآفرینی، توزیع عادلانه و مشارکت همگانی در اولویت قرار گیرد تا گذار به سوی یک تمدن نوین با محوریت مشارکت مردمی تحقق یابد.
کیخا توضیح داد: بر محور تبدیل میراث غنی اسلامی-ایرانی به محصولات و خدمات مقیاسپذیر و دارای ارزش اجتماعی، هسته اصلی راهبرد نخبگان در صنایع خلاق را مشخص میکند. این رویکرد پاسخی مستقیم به این چالش است که چگونه میتوانیم دستاوردهای فرهنگی و فلسفی خود را در برابر نفوذ محصولات غربی مانند انیمیشن و محتوای شبکههای اجتماعی که مفاهیم عمیق را سطحی میکنند به شکلی تأثیرگذار به نسل جدید منتقل سازیم.
وی گفت: گام نخست و اساسی در این مسیر، تعریف وجه کسبوکار(Business Aspect) برای این خلاقیتهاست. هنر برای هنر، اگرچه ارزشمند است، اما برای پایداری و تأثیرگذاری گسترده در سطح تمدنی، نیازمند برخورداری از مقیاسپذیری(Scalability) است. یک ایده موفق در حوزه صنایع خلاق باید بتواند پاسخگوی تقاضای قابل توجه(مانند تولید ۵۰ یا ۱۰۰ واحد) باشد و برای آن استدلال تجاری قانعکنندهای ارائه دهد. بدون این ویژگی، ایده هرچند زیبا نمیتواند در اقتصاد دانشبنیان نقشی جدی ایفا کند.
معاون بسیج علمی، پژوهشی و فناوری کشور تشریح کرد: علاوه بر وجه تجاری، امتداد اجتماعی خلاقیت یک ضرورت انکارناپذیر است. تیم حمایتشده عروسکبافی در اصفهان به خوبی این تلفیق را نشان میدهد؛ این تیم با ضبط نغمهها و لالاییهای قدیمی زنان روستایی اصفهان و تبدیل آنها به محتوای صوتی همراه با عروسکهای دستباف، توانست هم ظرفیت فرهنگی استان را حفظ کند و هم یک محصول با کیفیت، دارای ارزش هنری و اثر اجتماعی عمیق خلق نماید که مورد استقبال بازار نیز قرار گرفت. این نمونه تأیید میکند که محصولاتی که همزمان مشکل اجتماعی را حل میکنند و خلاقیت اصیل را به نمایش میگذارند، در بازار موفق خواهند بود.
وی در پایان تأکید کرد: متولیان امر، بهویژه در حوزه بسیج و ساختارهای علمی-پژوهشی، وظیفه بسیج کنندگی ظرفیتهای موجود در استان اصفهان، اعم از هستههای فناورانه، صنایع خلاق (شامل انیمیشن، اسباببازی، و پلتفرمها) را دارند. هدف اصلی، حمایت و پایدارسازی این ایدههاست تا بتوانند به طرحهای تجاریاتی مقیاسپذیر تبدیل شوند و دانش تولید شده به جای انحصار، بهصورت گسترده در خدمت مردم قرار گیرد و اصفهان مبدأ این جهش تحولی مبتنیبر خلاقیت و مشارکت اجتماعی شود.
انتهای پیام


نظرات