به گزارش ایسنا، رسانه انگلیسی در مطلبی گزارش میدهد که یک «گسست عمیق و احساسی» در رابطه آلمان و ایالات متحده ایجاد شده است؛ رابطهای که برای چندین دهه ستون فقرات هویت پساجنگ، امنیت و سیاست خارجی آلمان بوده است.
روزنامه «فایننشال تایمز» در این مقاله بهجای تمرکز صرف بر دیپلماسی، این دگرگونی را از خلال خاطرات شخصی، مواضع سیاسی، دادههای شخصی و تجربههای محلی روایت میکند و وضعیت کنونی را نه یک اختلاف موقتی، بلکه شکافی عمیق و بنیادین به تصویر میکشد.
رسانه انگلیسی این گزارش را با بازگویی تاریخچه شخصی «ولفگانگ ایشینگر»، رئیس آلمانی کنفرانس امنیتی مونیخ آغاز کرده است؛ شخصی که میگوید پیوندش با ایالات متحده از دوران نوجوانی و در جریان یک برنامه تبادل دانشآموزی در اوایل دهه ۱۹۶۰ شکل گرفت. این تجربه او را با جامعه آمریکا، دموکراسی آمریکایی و سیاست جهانی آشنا کرد و نقش تعیینکنندهای در شکلگیری جهانبینیاش داشت. مقاله تأکید میکند که ایشینگر بعدها بهعنوان سفیر آلمان در آمریکا خدمت کرد و نماد نسلی از آتلانتیکگرایان آلمانی شد که مسیر حرفهای و هویت سیاسیشان عمیقاً با همکاری میان آمریکا و اروپا گره خورده بود.
از این نقطه شخصی، مقاله دامنه بحث را به اکوسیستم سیاسی و فکری گستردهتری در آلمان گسترش میدهد که به روابط با واشنگتن اختصاص داشت. در متن آمده است که این جامعه، شامل سیاستمداران، اندیشکدهها، بنیادها و نهادهای فرهنگی، اکنون دچار آشفتگی شده است. اقدامات مکرر دولت «دونالد ترامپ» رئیسجمهور آمریکا علیه ناتو، اتحادیه اروپا و متحدان اروپایی، اعتماد آلمان به ایالات متحده را بهشدت متزلزل کرده است. ایشینگر این پرسش را مطرح میکند آیا نشانههای اولیه این فاصلهگیری از ۲ دهه پیش و در جریان حمله آمریکا به عراق قابل مشاهده نبوده است؟ بهویژه زمانی که واشنگتن از تمایز میان «اروپای قدیم» و «اروپای جدید» سخن گفت.
مقاله تأکید ویژهای بر بعد احساسی رابطه فراآتلانتیک در آلمان دارد. «کلودیا ماژور» که در متن بهعنوان معاون ارشد بنیاد مارشال آلمان معرفی شده، نقل میکند که پیوند آلمان با آمریکا احساسیتر از پیوند مشابه در بریتانیا یا فرانسه است. به گفته مقاله، این امر ریشه در این باور دارد که آمریکا پس از جنگ جهانی دوم به آلمان اعتماد کرد، به استقرار دموکراسی در این کشور کمک کرد و امنیت آن را تضمین نمود. در این چارچوب، مقاله بارها از واژه «خیانت» برای توصیف احساسی استفاده میکند که بسیاری از آلمانیها نسبت به رفتار کنونی آمریکا دارند.
یکی از نقاط عطفی که مقاله برجسته میکند، حضور «جیدی ونس» معاون رئیسجمهور آمریکا در کنفرانس امنیتی مونیخ است؛ جایی که او اروپا را درباره ارزشهای دموکراتیک مورد انتقاد قرار داد و در حاشیه نشست با رهبر حزب راست افراطی آلترناتیو برای آلمان دیدار کرد. مقاله یادآور میشود که این رویداد در جریان کارزار انتخابات فدرال آلمان رخ داد و خشم آتلانتیکگرایان آلمانی را برانگیخت. «فردریش مرتس» صدراعظم محافظهکار آلمان این رویداد را «گسستی تاریخی» توصیف کرده و پس از آن خواستار استقلال فوری اروپا از ایالات متحده شده است.
در ادامه، رسانه انگلیسی این شوک سیاسی را در بستر تاریخی گستردهتری قرار میدهد. «کارستن فوگت» کمیسر پیشین همکاری آلمان و آمریکا میگوید سیاست خارجی آلمان پس از جنگ با مؤلفه اساسی «رابطه آلمان و آمریکا» تعریف شده بود. فایننشالتایمز توضیح میدهد که این رابطه خالی از تنش نبود، بهویژه در دوران جنگ ویتنام، استقرار موشکهای هستهای آمریکا در دهه ۱۹۸۰ و حمله به عراق؛ اما همچنان جایگاه مسلط خود را حفظ کرد. جالب اینجاست که تمایلات ضدآمریکایی پس از حمله روسیه به اوکراین کاهش یافته بود، اما با بازگشت دونالد ترامپ به کاخ سفید، بار دیگر بهشدت افزایش یافت.
دادههای منتشرشده درباره افکار عمومی هم این روند را تأیید میکنند. نظرسنجیهای مرکز پژوهشی «پیو»، بنیاد «کوربر» و مؤسسه «فورسا» نشان میدهند که نگاه آلمانیها به آمریکا بهطور چشمگیری منفی شده است. بنا بر این مقاله، اکنون بیشتر آلمانیها آمریکا را نه شریک، بلکه رقیب یا حتی دشمن میدانند؛ تغییری که فایننشالتایمز آن را «چشمگیر و بیسابقه» توصیف کرده است.
رسانه انگلیسی همچنین به سطح محلی این گسست میپردازد، بهویژه در شهر «کایزرسلاترن» که بهطور مستقیم با حضور نظامی آمریکا در پایگاه رامشتاین گره خورده است. به گزارش فایننشالتایمز، گفتوگو با مقامات محلی، شهروندان و صاحبان کسبوکار در این منطقه نشاندهنده مجموعهای از خشم، سرخوردگی، تردید و خوشبینی محتاطانه است. برخی افراد از سرخوردگی عمیق شخصی نسبت به آمریکا سخن میگویند، اما برخی دیگر معتقدند دههها همکاری بهسادگی از میان نخواهد رفت.
به گزارش فایننشال تایمز، بیاعتنایی آشکار واشنگتن به نظم حقوقی پساجنگ، حمایت عمومی از ناتو را در آلمان تضعیف کرده است. همزمان، آلمان بهسمت نقشی برجستهتر در حوزه نظامی اروپا سوق داده میشود، آن هم در حالی که سابقه حزب نازی در جنگ جهانی همواره در کارنامه این کشور و اذهان عمومی اروپا پررنگ است. طرح صدراعظم آلمان برای تبدیل ارتش این کشور به بزرگترین ارتش متعارف اروپا، از حمایت گسترده احزاب اصلی برخوردار است، هرچند هنوز درباره میزان فاصلهگیری از آمریکا اختلافنظر وجود دارد.
برخی تحلیلگران، از جمله ایشینگر و کلودیا ماژور، بر ضرورت تداوم تعامل با واشنگتن تأکید میکنند و میگویند اروپا با توجه به وابستگی نظامی خود گزینههای محدودی دارد. در مقابل، افرادی مانند جولیا فریدلاندر معتقدند آلمان باید احساسات را کنار بگذارد و بپذیرد که دوران رهبری بیچونوچرای آمریکا به پایان رسیده است. فارغ از این اختلافها، آلمان بیشک در حال گذار به مرحلهای جدید است؛ مرحلهای که در آن نگاه این کشور به خود، تاریخش و نقش آن در اروپا و جهان دستخوش تحولی بنیادین شده است.
انتهای پیام


نظرات