در رویداد دو روزه «طنین» که در مرکز استان کهگیلویه و بویراحمد برگزار شد، فقط چند زن از هزاران زنی که در ناهمواریهای این دیار، مردانه پای خواسته هایشان ایستادند از سرگذشتشان برای زنان و دختران رسانهای گفتند و اکنون بعد از گذشت ۲۴ ساعت از آغاز رویداد، پژواک این طنین از هنجره رسانههای کهگیلویه و بویراحمد همچنان به گوش میرسد.
حتما شنیده اید که میگویند «زن با یک دست گهواره را تکان میدهد و با دست دیگرش دنیا را» پس بیایید از نواهای زنانی که با طنین آمیخته شد بگوییم.
«مرضیه نادری» یکی از همان زنهاست. بافتن را از مادرش آموخت و خواهر فلجی که با وجود معلولیت شدید، گلیم و گبه و گمبول میبافد.

قدرت زنانگی خانم نادری در سال ۱۳۸۷ با تاسیس یک کارگاه کوچک خیاطی و کاشت گوجه و کدو تنبل سر بلند کرد. در آن دوران در دهکده ای که زندگی میکرد مردان اجازه کار کردن را به زنان و دختران نمیدادند اما مرضیه با استقامتی که داشت، دقیقا در همان سال تعاونی اش را با ۹ نفر تشکیل داد و هرآنچه که تا آن زمان برای یاد گرفتنش هزینه کرده بود را رایگان به زنان هم ولایتی اش آموخت و امروز خوشحال است که هرکدام از آن زنان توانسته اند مستقل شوند و گوشه ای از کار اقتصاد کشور را به دست بگیرند.
از سرسختی هایش اینطور تعریف میکند: ما کنار هم تیم هستیم و متحد. کارمان را از سه نفر شروع کردیم، به ۹ نفر رسیدیم و درحال حاضر ۳۶ نفر به طور مستقیم و ۷۰۰ نفر بهطور غیر مستقیم در تعاونی ام کار میکنند.
خانم نادری اکنون یک پا کارآفرین قدرتمند شده و مدیرعامل شرکت تعاونی «ایل احساس بویراحمد». این شرکت امروز ریسه و گمبولهای رنگارنگی که زنان هنرمند روستاها و عشایر کهگیلویه و بویراحمد با دستهای هنرمندشان شان میبافند را به کشورهای روسیه، عراق و عمان صادر میکند.

«زینب زاهدی راد» استاد دانشگاه، مشاور خانواده و روانشناس، بانوی دیگری بود که داستان زندگی اش را با رفقای رسانه ای درمیان گذاشت: یک دختر روستازاده بودم که شرایط مالی خوبی نداشتم اما با خودم گفتم که «میتوانم» و با پیمودن مسیرهای طولانی، توانستم.
خانم زاهدی وقتی که در مقطع کارشناسی دانشگاه یاسوج درس میخواند، متاهل بود و به خاطر شغل همسرش در ماهشهر زندگی میکرد اما این فاصله نتوانست او را برای کوتاه آمدن مجاب کند و حتی وقتی اولین فرزندش را باردار بود، مسیر ماهشهر تا یاسوج را برای تحصیل طی میکرد. او همزمان که خانه اش را با اهل خانه مدیریت میکرد، با سختیهای فراوان توانست مسئول کارگروه مشاوره زنان استان کهگیلویه و بویراحمد شود.
این استاد دانشگاه، اینطور به خبرنگاران توصیه کرد: هیچ بهانهای برای پیشرفت به درد نمیخورد. ما عادت داریم وقتی که زمین میخوریم قبل از اینکه بلند شویم پشت سرمان را نگاه میکنیم و میگوییم چه کسی مرا هل داد؟ درحالی که حتی اگر کسی هم تو راه هل هم داده باشد هیچ اهمیتی ندارد.
خانم زاهدی از یکی از خاطرات دوران تحصیلش گفت: کسب دانش به قدری برایم اهمیت داشت که که حتی چند دقیقه قبل از یک عمل جراحی روی تخت بیمارستان کتاب در دستم بود و مطالعه میکردم و دقیقاً سه روز بعد از آن عمل همراه با فرزند دو سالهام برای پاس کردن یک امتحان به دانشگاه بروجرد رفتم و در آن امتحان رتبه ۲ دانشگاه شدم.
بحث به موضوع فمینیسم هم کشیده شد. روانشناسی که سالها درحوزه خانواده تحقیق و تدریس کرده است، اینطور نظر میدهد: فمینیسم میگوید زن و مرد با هم «برابر»،«مساوی» و «مشابه» هستند اما اسلام میگوید زن و مرد با هم «برابر» و «مساوی» هستند اما مشابه همدیگر نیستند. برای مثال بسیاری از مشاغل سخت و سنگین در شأن ظرافت یک زن نیست.
خانم زاهدی اکنون درکنار خانواده ای که مشغول به تعالی رساندن آن است، برای جامعه و حل معضلات آن تلاش میکند. او نگران جامعهای است که از سنت زده شده و به مدرنیته هم نرسیده است. معضل استان کهگیلویه و بویراحمد را بیگانه بودن با مشاوره و به خصوص مشاوره پیش از ازدواج میداند.
او برای مشاوره و آگاهسازی زنان و دختران شهر خود، خانهاش را به سپاه ناحیه عشایر داد و خود به زندگی در خانه استیجاری اکتفا کرده و همچنان درحال تلاش و مبارزه برای رشد دختران در استان کهگیلویه و بویراحمد است.
زینبها و مرضیهها در کهگیلویه و بویراحمد و کل کشور کم نیستند. آنها پابهپای مردان و حتی جلو تر از آنها رشد کردهاند و علاوه بر خانواده ای که در دامنشان تربیت یافته، بر جهان اطرافشان هم تاثیر گذاشتهاند.
انتهای پیام


نظرات