بروز تورم و مشکلات ناشی از نوسانات عرضه و تقاضا، شرایطی را رقم زده که هنرمندان را بیش از هر زمان دیگری به سمت بحران میبرد. این شرایط نه تنها بر روی کیفیت تولیدات تأثیر میگذارد، بلکه میتواند به سقوط کامل این صنعت منجر شود. در واقع، صنایعدستی باید به عنوان یک تکنیک و سرمایه فرهنگی در نظر گرفته شوند که حفظ و حمایت از آنها، در واقع حفظ یک میراث زنده و پویا است.
اکنون، این فعالان نیازمند یک راهکار جامع و مؤثر برای حمایت از فعالیتهای خود هستند. چنانچه برنامهای مشخص و مدون جهت پشتیبانی از صنایعدستی تدوین نشود، خطر نابودی این هنرها در آینده دور از انتظار نخواهد بود. دولت و نهادهای مربوطه باید متوجه اهمیت این صنایع شوند و اقداماتی اساسی جهت کمک به هنرمندان، به ویژه در تأمین مواد اولیه و ایجاد تسهیلات مالی، اتخاذ کنند.
یکی از فعالان صنایع دستی با بیان اینکه زنگ خطر نابودی برخی از صنایع دستی به صدا در آمده است، گفت: فشار خرد کننده افزایش سرسامآور قیمت مواد اولیه و از سویی هجوم محصولات تقلبی و بیکیفیت چینی که بازار را اشباع کرده است عرصه را برای تولیدات اصیل ایرانی تنگ میکنند.
اعظم ناصری در گفتوگو با ایسنا خاطرنشان کرد: حمایت صرف از هنرمند در قالب شعار کافی نیست؛ این حمایت باید ساختاری، مالی و مستمر باشد تا بتواند در برابر نوسانات بازار مقاومت کند.

وی افزود: اگر دولت و نهادهای متولی نتوانند زنجیره تأمین مواد اولیه را تثبیت کنند، حتی با تخصیص وامهای بزرگ، اثر آن در کوتاهمدت هدر خواهد شد، چراکه هنرمند توان خرید مواد اولیه با قیمت جدید را نخواهد داشت.
ناصری اظهار کرد: گرانی مواد اولیه، نه یک نوسان مقطعی، بلکه یک بحران ساختاری است که مستقیماً بر قیمت نهایی و در نتیجه، توان رقابت هنرمند تأثیر میگذارد.
وقتی قیمت یک ماده اولیه کلیدی، ظرف چند ماه چند برابر میشود، هنرمند مجبور است یا تولید را متوقف کند، یا کالای خود را با قیمتی بفروشد که سودی برایش ندارد و تنها هزینه مواد اولیه را پوشش میدهد. توقف تولید به معنای از دست رفتن مهارت است؛ زیرا دانش هنری یک امر فیزیکی است که اگر به طور مداوم اجرا نشود، به سرعت زنگار میگیرد و میراث از بین میرود.
وی توضیح داد: برخلاف تولیدات صنعتی که میتوانند با انعقاد قراردادهای بلندمدت، ریسک قیمت مواد را پوشش دهند، هنرمندان صنایعدستی چنین امتیازی ندارند.
این فعال صنایع دستی در خصوص رفع این مشکلات گفت: مداخله مستقیم دولت برای تثبیت قیمت مواد اولیه استراتژیک یا ایجاد بانکهای مواد اولیه یارانهای ضروری است که محصولات را با قیمت تمام شده به هنرمندان دارای مجوز ارائه دهند.
ناصری به نقد رویکردهای رایج در اعطاء تسهیلات پرداخت و بر لزوم تغییر از وامهای بهرهدار به حمایتهای مستقیم تأکید و تصریح کرد: فرهنگ ما به وامهای بانکی با بهرههای بالا عادت ندارد. یک هنرمند، اغلب در فروش محصولش تأخیر دارد؛ ممکن است یک قلم مصنوع، ۶ ماه طول بکشد تا به دست مشتری نهایی برسد. در این مدت، سود تسهیلات به اصل وام اضافه میشود و هنرمند را در یک چرخه معیوب بدهی گرفتار میسازد.
وی اظهار کرد: اگر قرار باشد حمایت مالی صورت گیرد این کمکها باید مستقیماً صرف خرید تجهیزات پیشرفتهتر یا مواد اولیه برای تولید انبوه اولیه شود و به جای آنکه به عنوان بدهی ثبت شود، به عنوان سرمایهگذاری در زیرساختهای فرهنگی تلقی گردد.
این فعال صنایع دستی اظهار کرد: اگر قرار بر اعطای وام است، دوره بازپرداخت باید بسیار بلندمدت و با نرخ بهره نزدیک به صفر باشد تا تنها پوشش دهنده تورم و هزینه فرصت باشد، نه منبع درآمد برای بانکها.
وی در ادامه با انتقاد از نفوذ کالاهای وارداتی ارزانقیمت چینی، این محصولات را نماد نابودی تدریجی سلیقه مصرف کننده و بیارزشی کیفیت دانست و گفت: مصرف کننده ایرانی به دلیل فشار اقتصادی، اغلب ترجیح میدهد یک محصول ارزانقیمت چینی با دوام پایین را خریداری کند، زیرا قیمت یک محصول دستساز ایرانی، به دلیل هزینههای واقعی تولید، چندین برابر است.

این کالاهای چینی هیچ اصالت، داستان یا کیفیتی ندارند؛ آنها فقط برای مصرف فوری و دور ریختن تولید میشوند؛ اما محصول صنایعدستی، یک سرمایه است که سالها عمر میکند و برای هر خانواده یک خاطره یا نماد فرهنگی است. اگر ما از هنرمند خود حمایت نکنیم، بازار را به طور کامل به این محصولات نازل خواهیم سپرد و بهای آن را در آینده با از دست دادن مهارتهایمان خواهیم پرداخت.
ناصری در همین خصوص خواهان اجرای قوانین سختگیرانهتر برای اصالتسنجی کالاها و الزام فروشگاهها به اختصاص حداقل درصدی از فضای خود به تولیدات داخلی شد.
وی همچنین، راهاندازی کمپینهای ملی برای آگاهیبخشی نسبت به مزایای خرید تولیدات اصیل ایرانی در مقایسه با نمونههای وارداتی را ضروری دانست و افزود: حمایت از فعالان صنایعدستی، دفاع از ارزشهای فرهنگی و تضمین کیفیت در سبد مصرف خانوار است؛ تصمیمی که باید امروز گرفته شود تا فردا حسرت از دست دادن مهارتهای ناب خود را نخوریم.
نوسانات بازار، بزرگترین تهدید برای بقای ۱۳۰۰ هنرمند
صنایعدستی در هر سرزمینی، بیش از آنکه محصولی قابل معامله باشند، شناسنامه مکتوب تاریخ، فرهنگ و مهارتهای انباشته شده نسلها محسوب میشوند. در شهرستان تربتحیدریه، این هنرها با ۲۱ رشته فعال و حدود ۱۳۰۰ هنرمند، به مثابه یک اکوسیستم اقتصادی کوچک اما حیاتی عمل میکنند که پیوندی ناگسستنی با هویت محلی برقرار کرده است. این مجموعه از فعالیتهای دستی، از نمدمالی سنتی گرفته تا تراش سنگ و فلزکاری، پتانسیل عظیمی برای توسعه پایدار، جذب گردشگر و ایجاد اشتغال غیرمتکی بر ساختارهای صنعتی بزرگ دارد. با این حال، این بخش فرهنگی-صنعتی در برابر نوسانات خرد و کلان اقتصادی، بسیار آسیبپذیر است و تداوم حیات آن به شدت در معرض تهدید قرار دارد.

رئیس اداره میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری تربتحیدریه، در تشریح معضل اصلی فعالان صنایعدستی، مستقیماً به مسئله اقتصاد کلان اشاره و تأکید کرد: نبود ثبات قیمت مواد اولیه صنایعدستی و افزایش شدید آن به دلیل رشد تورم، مشکل عمده صاحبان حرف صنایعدستی این خطه است. این وضعیت، ساختار سنتی تولید را که بر پایه تهیه مواد اولیه به صورت دورهای و با قیمتهای قابل پیشبینی بنا شده بود، مختل کرده است.
علی محمدی در گفت و گو با ایسنا اظهار کرد: هنرمندان تربتحیدریه، برخلاف کارخانهها، توانایی ذخیرهسازی مواد اولیه برای ماهها را ندارند و اغلب مجبورند خرید خود را به مرور انجام دهند. این امر باعث میشود که هر نوسان اندک ارزی یا اختلال در زنجیره تأمین، بلافاصله در هزینههای تولید منعکس شود.
وی خاطرنشان کرد: این فشار مستمر، حاشیه سود ناچیز باقی مانده را نیز از بین برده و در بسیاری از موارد، هنرمند را در دوراهی بین توقف تولید یا فروش محصول با ضرر قرار میدهد. این چالش، به طور خاص، بر رشتههایی که مواد اولیه آنها وارداتی یا وابسته به قیمتهای جهانی هستند، فشار مضاعفی وارد میآورد.
رئیس اداره میراث فرهنگی، صنایعدستی و گردشگری تربتحیدریه، در خصوص موانع حمایتی گفت: مهمترین آن امنیت شغلی هنرمندان است؛ بیمه هنرمندان صنایعدستی همچنان یک مطالبه جدی است.
هنرمند صنایعدستی یک کارمند با حقوق ثابت نیست؛ کار او فصلی و متکی بر سفارش است. نبود یک چتر حمایتی بیمهای مناسب، به معنای بلاتکلیفی کامل این قشر در برابر حوادث، بیماریها و بازنشستگی است. این امر انگیزه نسل جوان برای ورود به این حرفهها را به شدت کاهش میدهد.
محمدی تأمین مالی و تسهیلات را از دیگر مشکلات برشمرد و افزود: کمبود تسهیلات بانکی با بهره پایین، بزرگترین مانع برای توسعه کارگاهها و نوسازی تجهیزات است. هنرمندان برای خرید مواد اولیه به صورت عمده و کسب تخفیف، نیازمند سرمایه در گردش هستند که نبود آن، چرخه تولید را کند میکند.
وی با اشاره به وضعیت بازاریابی و عرضه مستقیم، اظهار کرد: گرچه در شهرستان تربتحیدریه ۱۳۰۰ هنرمند فعال در ۲۱ رشته داریم، اما نبود بازارچه عرضه صنایع دستی در مبادی ورودی شهرستان و نیز نبود وجود تعاونی مصرف صنایعدستی برای خرید کلی مواد اولیه مشکلساز شده است.

رئیس اداره میراث فرهنگی، صنایعدستی و گردشگری تربت حیدریه، خاطرنشان کرد: نبود بازارچه دائمی یا حتی غرفههای موقت مناسب در مبادی ورودی شهرستان (مانند محورهای منتهی به مشهد یا قطبهای گردشگری)، به معنای عدم دسترسی به حجم وسیعی از مشتریان بالقوه است.
وی همچنین بر ضرورت تشکیل تعاونی مصرف صنایعدستی تأکید کرد تا بتوانند به صورت یکپارچه و با قدرت چانهزنی بیشتر، مواد اولیه را با قیمتهای رقابتی خریداری کنند.
محمدی خاطرنشان کرد: علیرغم تمامی مشکلات طی پنج سال اخیر، تلاشهای مداومی برای حمایت از این بخش صورت گرفته است. به طوری که در این بازه زمانی، اداره میراث فرهنگی، صنایعدستی و گردشگری تربتحیدریه، توانسته است مبلغ یک میلیارد ریال کمک بلاعوض را مستقیماً به هنرمندان آسیبپذیر تزریق کند. این کمکها بیشتر معطوف به خرید تجهیزات اولیه یا جبران خسارات کوچک بوده است.
وی افزود: علاوه بر این، با رایزنیهای انجام شده، حدود ۵۰ میلیارد ریال تسهیلات بانکی با شرایطی که امکان بازپرداخت آن برای هنرمندان فراهم باشد، در اختیار کارآفرینان صنایع دستی شهرستان قرار گرفته است. این منابع مالی، هرچند در برابر حجم تورم قابل توجه نیست، اما به عنوان یک پل ارتباطی برای تداوم فعالیتهای تولیدی عمل کرده است.
رئیس اداره میراث فرهنگی، صنایعدستی و گردشگری تربت حیدریه، در ادامه از موفقیت در احیای چهار رشته هنری سنتی خبر داد که به دلیل عدم انتقال دانش یا نبود توجیه اقتصادی، در آستانه فراموشی کامل قرار داشتند.
محمدی اعلام کرد: رشتههایی نظیر نمدمالی که اکنون برای ۱۰ نفر اشتغال ایجاد کرده، رنگرزی سنتی با ۲۰ نفر نیروی کار فعال، قفلسازی سنتی که توسط دو استادکار احیا شده و پتهدوزی با اشتغالزایی هشت نفر مجدداً به صحنه بازگشتهاند.
وی این احیا را نیازمند حمایت مداوم دانست و توضیح داد: این رشتهها نیازمند بازار ثابت و تضمین خرید هستند تا احیای آنها به یک رونق پایدار تبدیل شود.
بدون شک چالشهای اقتصادی هنرمندان صنایعدستی نیازمند راهکارهای فراتر از توان یک اداره محلی است؛ از تثبیت قیمت مواد اولیه تا تسهیل دسترسی به بازارهای بزرگ، نیازمند یک اجماع ملی و حمایت ویژه برای حفظ این سرمایه فرهنگی است.
چالش اصلی که بقای هنرمندان را نشانه رفته است، نه مسائل مربوط به کیفیت محصول یا آموزش، بلکه یک معضل بنیادین اقتصادی و آن بیثباتی قیمت مواد اولیه و عدم قطعیت در تأمین مالی است. این هنرمندان که اغلب در کارگاههای کوچک خانوادگی یا انفرادی فعالیت میکنند، از ساختار تولیدی سنتی پیروی میکنند که برای دورههای ثبات اقتصادی طراحی شده بود. در شرایط تورم کنونی و اختلالات زنجیره تأمین، این هنرمندان از انعطافپذیری لازم برای ذخیرهسازی مواد اولیه در حجم انبوه یا جذب شوکهای قیمتی برخوردار نیستند.
این مشکلات از یک سو، هزینههای تولید را به شکلی غیرقابل محاسبه افزایش میدهد و از سوی دیگر، قدرت خرید مصرف کننده نهایی را کاهش میدهد. این دو عامل، به طور همزمان، بر حاشیه سود اندک باقی مانده فشار وارد کرده و برخی هنرمندان را به سمت ورطه توقف فعالیت سوق میدهد. علاوه بر این چالشهای بازار، موانع ساختاری نظیر عدم پوشش بیمهای جامع و کافی برای این نیروی کار مستقل و نیز دسترسی دشوار به منابع مالی با بهره پایین، مانع از ورود سرمایه به منظور نوسازی ابزار کار و توسعه ظرفیتهای تولیدی میشود.
انتهای پیام


نظرات