به گزارش ایسنا، شبکه «المنار» لبنان در گزارشی نوشت: ایران پیش از انقلاب اسلامی، در چارچوب سیاستهای آمریکا و متحدان غربی، بهعنوان بازیگری همسو با منافع آنها در منطقه شناخته میشد. اما با اوجگیری اعتراضات مردمی و بازگشت آیتالله روحالله خمینی به تهران، ساختار سیاسی کشور دگرگون شد. همهپرسی ۱۲ فروردین ۱۳۵۸، با رأی قاطع مردم، نظام جمهوری اسلامی را تثبیت کرد و فصل تازهای از استقلال سیاسی و نفی سلطه خارجی را رقم زد.
این تغییر بنیادین، بهمعنای خروج ایران از مدار وابستگی امنیتی و اقتصادی به آمریکا بود؛ امری که بلافاصله با قطع روابط دیپلماتیک از سوی دولت جیمی کارتر و آغاز تحریمهای گسترده همراه شد.
جنگ تحمیلی؛ آزمون بقا و تثبیت
در ۲۲ سپتامبر ۱۹۸۰، ارتش عراق به رهبری صدام با حمایت سیاسی و تسلیحاتی قدرتهای غربی و برخی دولتهای منطقه، جنگی فراگیر را علیه ایران آغاز کرد. هدف اعلامی بغداد، سرنگونی نظام نوپای جمهوری اسلامی در مدت کوتاه بود؛ هدفی که پس از هشت سال جنگ فرسایشی محقق نشد.
ایران در این دوره، ضمن حفظ تمامیت ارضی، توانست زیرساختهای دفاعی بومی خود را پایهگذاری کند.
شکلگیری صنایع نظامی داخلی، توسعه توان موشکی و تقویت ساختارهای امنیتی، محصول مستقیم همین دوره فشار و تهدید بود؛ روندی که بعدها به یکی از مؤلفههای بازدارندگی ایران تبدیل شد.
تحریمهای فزاینده و پاسخ فناورانه
در دهههای ۱۹۹۰ و ۲۰۰۰، تحریمها ابعاد گستردهتری یافت. در دوران ریاستجمهوری جورج دبلیو بوش، ایران در کنار عراق و کره شمالی «محور شرارت» نام گرفت و پرونده هستهای آن به شورای امنیت سازمان ملل ارجاع شد و به دنبال آن مجموعهای از قطعنامهها، محدودیتهای بانکی و نفتی، اقتصاد ایران را هدف قرار داد.
با این حال، همین فشارها به شتابگیری خودکفایی در حوزههای راهبردی انجامید. توسعه چرخه سوخت هستهای، پیشرفت در فناوری نانو، زیستفناوری، پزشکی پیشرفته، صنایع دفاعی و برنامههای فضایی، در سالهایی تحقق یافت که ایران با محدودیتهای گسترده در واردات تجهیزات و سرمایهگذاری خارجی روبهرو بود.
برجام و بازگشت فشار حداکثری
در سال ۲۰۱۵ و در دوره ریاستجمهوری باراک اوباما، توافق هستهای میان ایران و گروه ۱+۵ امضا شد. این توافق که پس از مذاکراتی طولانی حاصل شد، به کاهش بخشی از تحریمها انجامید و بهعنوان نمونهای از دیپلماسی چندجانبه معرفی شد.
اما در ۸ مه ۲۰۱۸، «دونالد ترامپ» رئیسجمهور وقت آمریکا بهصورت یکجانبه از توافق خارج شد و سیاست «فشار حداکثری» را در پیش گرفت. این سیاست با هدف فروپاشی اقتصادی یا وادار کردن ایران به پذیرش شروط جدید اجرا شد و بخشهای انرژی، بانکی، فلزی و حملونقل را هدف قرار داد.
با وجود کاهش درآمدهای نفتی و محدودیتهای بانکی، اما اقتصاد ایران فرو نپاشید. توسعه تجارت منطقهای، تقویت تولید داخلی، گسترش همکاری با قدرتهای آسیایی و استفاده از سازوکارهای مالی جایگزین، بخشی از راهبردهای مقابله با این فشارها بود.
تابآوری در برابر جنگ ترکیبی
در سالهای ۲۰۲۲ تا ۲۰۲۵، علاوه بر تحریمهای رسمی، ایران با فشارهای ترکیبی شامل جنگ ارزی، عملیات روانی، تحریمهای ثانویه و تنشهای امنیتی روبهرو شد.
در این برهه نوسانات شدید نرخ ارز و افزایش تورم، چالشهای معیشتی ایجاد کرد؛ اما دولت با اجرای بستههای حمایتی، اصلاحات ساختاری و مداخلات پولی، بخشی از این فشار را مهار کرد.
همزمان، توان بازدارندگی ایران در حوزه موشکی و پهپادی تقویت شد و نقش منطقهای آن در تحولات غرب آسیا پررنگتر گردید؛ طوریکه بسیاری از تحلیلگران منطقهای معتقدند که بدون در نظر گرفتن نقش تهران، هیچ معادله امنیتی در غرب آسیا قابل حل نیست.
ناکامی راهبرد مهار
هدف راهبردی آمریکا طی چهار دهه گذشته، مهار قدرت منطقهای ایران، تغییر رفتار یا حتی تغییر ساختار سیاسی آن عنوان شده است. با این حال، نه جنگ هشتساله، نه تحریمهای فراگیر و نه سیاست فشار حداکثری، به تحقق این اهداف منجر نشد.
برعکس، ایران توانست ضمن حفظ انسجام سیاسی و امنیتی، جایگاه خود را در محورهای ژئوپلتیکی منطقه تثبیت کند و در برخی حوزهها—بهویژه صنایع دفاعی و فناوریهای نوین—به سطحی از بازدارندگی برسد که معادلات نظامی را به سود خود تغییر دهد.
مرور ۴۷ سال تقابل میان ایران و آمریکا نشان میدهد که جمهوری اسلامی، با وجود مواجهه با گستردهترین شبکه تحریمهای اقتصادی و سیاسی جهان، توانسته ساختار حاکمیتی خود را تثبیت و ظرفیتهای راهبردیاش را تقویت کند.
از جنگ نظامی تا فشار حداکثری و جنگ ترکیبی مالی و رسانهای، مجموعه اقدامات واشنگتن به تغییر نظام سیاسی ایران منجر نشد و حتی در مواردی به تقویت گرایش به خوداتکایی و توسعه بومی انجامید.
بدینترتیب، ایران در آستانه نیمقرن پس از انقلاب اسلامی، خود را نه یک بازیگر تحت فشار، بلکه قدرتی تثبیتشده و تأثیرگذار در غرب آسیا معرفی میکند؛ کشوری که از دل تهدیدها، راهبرد مقاومت و پیشرفت را بهعنوان ستون اصلی سیاست خود برگزیده و آن را ادامه میدهد.
انتهای پیام


نظرات