در این دلنوشته آمده است:
بابا جان؛
تو آرزو داشتی در همین راه، راه جهاد و راه خدا شهید شوی و همینطور به آرزوی قشنگ خودت رسیدهای.
با شهادتت عاشورایی رقم خورد
این دلم با شنیدن خبر شهادتت خون شد، ویران شد.
بهعنوان یک دختری از دخترای تو، ای بابا جان
بهعنوان فرزندی از فرزندان تو،ای مرد غیور
راهت رو ادامه میدهم...
در مقابل دشمنانت، ایستادگی میکنم همانطور که خودت مانند شیر، یک عمر ایستادگی کردی و در راه خدا مقاومت کردی و در همین راه به آغوش خدا پر کشیدهای.
رفتنت ویرانی یک ملت است، رفتنت جانسوز است...
من آرزو داشتم تورو ببینم، دستای قشنگ خودت رو ببوسم...
اما نشد، نرسیدم به آرزویی که داشته ام
اشکالی ندارد بابا جان، همین که خدا مارا جزو طرفداران تو قرار داد، کفایت میکند.
از تو، درس غیرتی بودن، مقاومت کردن، دلیر و شجاع بودن، دلاور بودن و فداکاری در راه خدا رو یاد گرفتهایم.
دشمن هرگز گمان نکند که ما ضعیف هستیم.
دشمن خبیث و گرگهای زرد مو بدانند که دنیاشون رو جهنم خواهیم کرد.
توصیه میکنم به هموطنان گرامی:
لطفا وحدت و اتحاد خود رو حفظ کنید به قول بابا جانمون، متحد بودن ما یک سلاح قوی در برابر دشمن است...بشتابید به سوی خیابانها، مسجدها، حسینیهها عزاداری خودتون رو انجام بدهید.
ما یتیم شدیم اما قوی باشید، این دشمنان و گرگها را لعنت کنید...
امیدمان به پیروزی باشد، این وطن، این ملت و این کشور صاحبی دارد...
امام زمان(عج) صاحب این ملت است...
پیروزی ما قطعی است...
لطفا اتحاد و یکپارچگی داشته باشید،
آرامش خود را حفظ کنید،
و مهمتر از این همه راه سید علی رو ادامه بدیم... .
انتهای پیام


نظرات