• چهارشنبه / ۱۳ اسفند ۱۴۰۴ / ۱۳:۱۳
  • دسته‌بندی: علم
  • کد خبر: 1404121307479

راهکارهای مقابله با اختلالات شناختی و هیجانی انسان‌ها در شرایط جنگی

راهکارهای مقابله با اختلالات شناختی و هیجانی انسان‌ها در شرایط جنگی

در شرایط بحران جنگی انسان‌ها به دنبال یافتن معنا و درک جایگاه خود هستند و به اعتقاد محققان حوزه علوم شناختی یکی از حیاتی‌ترین اقدامات برای حفظ و ارتقای تاب‌آوری شناختی جامعه‌ای که از بحران جنگ عبور می‌کند، بازسازی و تقویت روایت جمعی و معناساز است که این امر در سایه قدردانی از قهرمانان و قربانیان و استفاده از هنر و فرهنگ برای معناسازی محقق می‌شود.

به گزارش ایسنا، در مواجهه با بحرانی ویرانگر مانند جنگ، نه تنها زیرساخت‌های فیزیکی و اقتصادی جامعه در هم می‌شکند، بلکه تار و پود روانی و معنایی آن نیز به شدت آسیب می‌بیند. جنگ با خود رنج، از دست دادن، ترس و ابهام را به ارمغان می‌آورد و می‌تواند حس بیهودگی، ناامیدی و از هم گسیختگی هویتی را در میان افراد و گروه‌های جامعه گسترش دهد.

در چنین شرایطی، انسان‌ها بیش از پیش به یافتن معنا و درک جایگاه خود در این آشوب نیاز دارند.

علوم شناختی به ما می‌آموزد که ذهن انسان به طور طبیعی به دنبال الگوها، داستان‌ها و چارچوب‌های معنایی برای درک جهان است. وقتی این چارچوب‌ها در اثر شوک و تروما فرو می‌ریزند، خلأ عمیقی ایجاد می‌شود که می‌تواند منجر به اختلالات شناختی و هیجانی گسترده‌ای شود.

از این رو، یکی از حیاتی‌ترین اقدامات برای حفظ و ارتقای تاب‌آوری شناختی جامعه‌ای که از بحران جنگ عبور می‌کند، بازسازی و تقویت روایتی جمعی و معناساز است.

این روایت جمعی، در واقع داستانی است که جامعه برای خود تعریف می‌کند؛ داستانی که نه تنها رنج و فداکاری‌ها را به رسمیت می‌شناسد، بلکه بر قدرت مقاومت، همبستگی و امید به آینده و ارزش‌های مشترک تاکید می‌کند.

این روایت به افراد کمک می‌کند تا تجربیات فردی خود را در یک بستر بزرگتر و معنادارتر قرار دهند، به آنها حس تعلق به یک هویت جمعی قدرتمندتر از فردی آسیب‌دیده خود ببخشد و هدف مشترکی برای عبور از بحران و ساختن آینده‌ای بهتر ارائه دهد.

تجارب جهانی از بازسازی اروپا پس از جنگ جهانی دوم که با تاکید بر هویت اروپایی و صلح پایدار همراه بود، تا تلاش‌های کشورهای جنگ زده برای حفظ میراث فرهنگی و هنری خود به عنوان نمادی از مقاومت به وضوح نشان می‌دهد که قدرت روایت‌سازی و معناسازی مثبت، نه تنها یک ابزار روان‌شناختی بلکه یک استراتژی کلیدی برای بازسازی روحی و اجتماعی یک ملت است.

بدون این روایت قدرتمند، جامعه در دام ناامیدی، تفرقه و از دست دادن هدف گرفتار خواهد شد و تاب‌آوری شناختی آن به شدت تحلیل خواهد رفت. بنابراین سرمایه‌گذاری در تقویت روایت جمعی و معناسازی مثبت نه یک انتخاب بلکه یک ضرورت استراتژی برای بقا و شکوفایی مجدد جامعه پس از جنگ است.

"بازسازی و تقویت هویت جمعی و احساس تعلق به جامعه"، "ایجاد معنا و هدف مشترک در مواجهه با رنج و از دست دادن‌ها"، "کاهش احساس بیهودگی و ناامیدی ناشی از بحران" و "بازتعریف نقش فرد در جامعه و ایجاد حس عاملیت" از اهداف اصلی در تقویت روایت جمعی و معناسازی به شمار می‌رود.

اصلی‌ترین راهبردها و راهکارها برای تحقق تقویت روایت جمعی و معناسازی مثبت شامل "روایت‌سازی ملی منسجم"، "استفاده از هنر و فرهنگ برای معناسازی"، "قدردانی از قهرمانان و قربانیان" و "گفت‌وگوی عمومی و فضاهای اشتراک تجربه" می‌شود.

ایجاد یک کمیته ملی روایت متشکل از متخصصان تاریخ، جامعه‌شناسی، روان‌شناسی، ادبیات و رسانه برای تدوین روایتی منسجم و امیدبخش از گذشته، حال و آینده کشور می‌تواند در کاهش نگرانی‌ها مؤثر باشد. البته این روایت باید بر مقاومت، تاب‌آوری، همبستگی و هدف نهایی مانند بازسازی صلح پایدار و تحقق آرمان‌های ملی تمرکز داشته باشد.

راهکار استفاده از هنر و فرهنگ برای معناسازی می‌تواند حمایت از تولیدات هنری مانند فیلم، تاتر، موسیقی، شعر و یا نقاشی باشد که به تجارب جنگ، شجاعت، فداکاری و امید می‌پردازد.

راهکار قدردانی از قهرمانان و قربانیان نیز می‌تواند با ایجاد یادبودها، رویدادها و برنامه‌های عمومی برای گرامیداشت یاد و خاطره قربانیان و قدردانی از قهرمانان نظامی و امدادی و مدنی محقق شود.

انتهای پیام