قلمموها به دستهای خسته میپیچند، خطوط خوشنویسی و واژههای سردرگم، بهسوی دل میچرخند و سنگهای سرد مجسمهسازان، گویی نغمه دردِ بیپایان را زمزمه میکنند. این اندوه، نهتنها سایهای از فقدان است؛ بلکه جرقهای است که خشمِ ظلم را در قالب رنگ، خط و حجم به صدا درمیآورد و جنایاتِ سایهسار استکبار را به گوش جهان میرساند.
در این لحظه تاریخی هر اثر گویی قصهای است از وفاداری، از پاسداریِ آرمانهای انقلاب و از امیدی که در دلِ هر ضربه سنگین، همچنان میدرخشد. هنرمندان اصفهان، با نگاهی عمیق به گذشته و دستانی پر از اشتیاق، خاطره رهبر را بر بوم و کاغذ میکشند؛ گویی هر خط و هر رنگ، نغمهای است از صداهای بیصدا که در دلِ شهر میپیچد و به آسمان میرسد.
نقاشی، آینه جان در فراق حضرت امام خامنهای
مریم جلالی، هنرمند نقاش به ایسنا اظهار میکند: دیدار با رهبر معظم انقلاب برای هر هنرمندی افتخاری بس بزرگ بود. ایشان با نگاهی نافذ و درک عمیقی که از هنر داشتند، به بررسی آثار میپرداختند و با نکاتی ارزشمند، مسیر هنرمندان را روشن میکردند. در یکی از این دیدارها که با هنرمندان داستند، این دیدار برای من، نهتنها فرصتی برای ارائه آثارم بود، بلکه فرصتی برای کسب معرفت و دریافت راهنماییهای ارزشمند نیز بود.
وی میافزاید: در نقاشیهایم همواره به دنبال به تصویر کشیدنِ واقعیتهای تلخ و دردناک جامعه بودهام. جنگ، فقر، تبعیض و ظلم، همواره موضوعاتی بودهاند که من را به چالش کشیدهاند. رهبر انقلاب نیز همواره بر اهمیت پرداختن به این مسائل در هنر تأکید داشتند و معتقد بودند که هنر باید در خدمت مردم باشد و دغدغههای آنها را منعکس کند.
این هنرمند نقاش بیان میکند: جنایات صهیونیستها در جنگ با غزه و کشورمان غیرانسانی است که قلب هر انسان آزادهای را به درد میآورد. من در نقاشیهایم، سعی میکنم تا با به تصویر کشیدنِ چهرههای دردمند و ویرانیهای ناشی از جنگ، این فاجعه را به جهانیان نشان دهم و صدای مظلومان را به گوش همگان برسانم.
جلالی ادامه میدهد: رهبر انقلاب همواره بر اهمیت حفظ هویت ملی و فرهنگی تأکید داشتند. ایشان معتقد بودند که هنر باید ریشه در فرهنگ و تاریخ ما داشته باشد و از ارزشهای اسلامی و ایرانی دفاع کند. من نیز در نقاشیهایم، سعی میکنم تا با استفاده از عناصر بومی و سنتی، هویت فرهنگی خود را به نمایش بگذارم.
وی توضیح میدهد: فقدان رهبر معظم انقلاب، ضایعهای جبرانناپذیر برای ملت ایران و جهان اسلام است، اما ما هنرمندان با تداوم راه ایشان و خلق آثاری ارزشمند، به پاسداری از آرمانهای انقلاب و دفاع از مظلومان جهان ادامه خواهیم داد. نقاشی من آینهای است که در آن، اندوه و خشم خود را نسبت به ظلم و ستم به تصویر میکشم و امید به آیندهای روشن را زنده نگه میدارم.
خط، تجلی روح در فقدان رهبر آزاده و شهید
علیرضا کاظمی، هنرمند خوشنویس نیز اظهار میکند: خط، برای من فراتر از یک هنر است؛ خط، تجلی روح و بیانگر احساسات درونی است. من در آثار خوشنویسیام، سعی میکنم تا با استفاده از حروف و کلمات، احساسات و اندیشههای خود را به شکلی زیبا و دلنشین بیان کنم. رهبر انقلاب نیز با اشعاری که سرودند و سخنانی که ایراد کردند، نشان دادند که به هنر خط، ارزشی والایی میدهند. ایشان در دیدار با هنرمندان بارها از هنر خوشنویسی حمایت کردند.
وی میافزاید: ایشان با دقت و حوصله، به آثار خوشنویسی نگاه میکردند و با نکاتی ارزشمند، مسیر هنرمندان را روشن میکردند. من از این حمایت بسیار سپاسگزارم و سعی میکنم در آثارم، این اعتماد را به اثبات برسانم. دیدار با ایشان برای من یک فرصت بینظیر بود تا از نزدیک از اندیشههای ایشان در مورد هنر بهرهمند شوم.
این هنرمند خطاط بیان میکند: جنایات آمریکا و اسرائیل، نقض آشکار حقوق بشر و مظهر بیعدالتی در جهان است و با توجه به جنگی که در آن قرار گرفتیم سعی کردم در آثار خوشنویسیام با استفاده از خطی شکسته و درهم، این جنایات را محکوم کنم و پیام مقاومت و ایستادگی را به گوش جهانیان برسانم. خط من، فریادی است بر علیه ظلم و ستم.
کاظمی ادامه میدهد: رهبر انقلاب، بر اهمیت حفظ و ترویج فرهنگ و هنر ایرانی -اسلامی تأکید داشتند. ایشان معتقد بودند که هنر باید ریشه در فرهنگ و تاریخ ما داشته باشد و از ارزشهای اسلامی و ایرانی دفاع کند. شاید بهخاطر همین موضوع است که در آثار خوشنویسیام، سعی میکنم تا با استفاده از خطوط سنتی و خوشنویسی ایرانی، این فرهنگ و هنر را به بهترین شکل ممکن به نمایش بگذارم.
وی تصریح میکند: شهادت رهبر معظم انقلاب، فقدانی بزرگ برای جامعه هنری و کل کشور است. ما پدر معنوی، بزرگ و پیرمان را ازدستدادهایم، و تلاش می کنیم با تداوم راه ایشان و خلق آثار هنری ارزشمند، به پاسداری از آرمانهای انقلاب و دفاع از مظلومان جهان بپردازیم. خط من، میراثی است که از نسلهای گذشته به ما رسیده است و ما نیز آن را به نسلهای آینده منتقل خواهیم کرد.
«مجسمه، انعکاس حقیقت»
سارا احمدی، دانشجوی هنرهای تجسمی اظهار میکند: رهبر معظم انقلاب، با دیدگاهی عمیق و هنرمندانه، به هنر تجسمی نگاه میکردند. ایشان معتقد بودند که مجسمه، میتواند به شکلی ملموس و محسوس، مفاهیم و ایدههای انتزاعی را به تصویر بکشد. من در آثار مجسمهسازیام، سعی میکنم تا با استفاده از فرم و حجم، حقیقتهای پنهان را آشکار کنم.
وی میافزاید: ایشان با تشویق هنرمندان به آنها انگیزه میدادند تا آثاری خلق کنند که بیانگر ارزشهای اسلامی و ایرانی باشد. من از این حمایت، بسیار سپاسگزارم و سعی میکنم در آثارم، این اعتماد را به اثبات برسانم. همیشه آرزوی دیدار با ایشان را داشتم تا از نزدیک، از اندیشههای ایشان در مورد هنر مجسمهسازی بهرهمند شوم.
این دانشجوی هنرهای تجسمی بیان میکند: جنایات رژیم صهیونیستی در غزه و حمله متجاوزانه به کشور عزیزمان و به شهادت رساندن رهبر و پیشوای ما، یک فاجعه انسانی است که قلب هر انسان آزادهای را به درد میآورد. من در آثار مجسمهسازیام، سعی میکنم تا با به تصویر کشیدنِ چهرههای دردمند و بدنهای زخمی، این فاجعه را به جهانیان نشان دهم و صدای مظلومان را به گوش همگان برسانم. مجسمههای من، فریادی است بر علیه ظلم و ستم.
احمدی ادامه میدهد: رهبر انقلاب، بر اهمیت حفظ هویت ملی و فرهنگی تأکید داشتند. ایشان در دیدار با هنرمندان از آنها خواستند که در آثار خود دشمنشناسی و مقاومت تاریخی ملت ایران را به زیبایی ترسیم کنند تا روحیه اعتماد به نفس ملی نیز تقویت شود. هیچ جای دنیا مردم اینقدر آزادانه نمیتوانند در کنار رهبر خود بایستند و با ایشان حرف بزنند. در دیدار، هنرمندان برای من که از طریق تلویزیون تماشا میکردم بسیار لذت بخش بود که رهبر مملکتم اینقدر حرفهای مسائل هنری را تحلیل کنند.
پژواکِ اندوه، رقصِ نور در آیینهٔ هنر اصفهان
علیرضا صفاپور، شاعر معاصر اظهار میکند: بیشک، شرایط کنونی، تأثیر عمیقی بر شعر و ادبیات مقاومت داشته است. شعر امروز ایران، بیش از هر زمان دیگری، به سمت بیان مفاهیم مقاومت، ایستادگی و مبارزه با ظلم گرایش دارد. جنگهای نیابتی و تهدیدهای رژیم صهیونیستی و آمریکا، باعث شده تا شاعران، بیشازپیش به این موضوعات بپردازند و از طریق شعر، پیامهای خود را به جهانیان برسانند.
وی میافزاید: عناصر دینی و ملی، بخشی جداییناپذیر از شعر مقاومت هستند. ما در شعر خود، از مفاهیم دینی مانند جهاد، شهادت و مقاومت استفاده میکنیم تا نشان دهیم که مبارزه با ظلم، یک وظیفه دینی و ملی است. همچنین، عناصر ملی، به ما کمک میکنند تا هویت ایرانی خود را حفظ کنیم و در برابر تهاجم فرهنگی و سیاسی، ایستادگی کنیم.
این شاعر معاصر بیان میکند: شهادت رهبر معظم انقلاب، ضربهای مهلک به قلب امت اسلامی بود؛ جنایتی هولناک که دستِ پلید آمریکا و رژیم غاصب صهیونیستی در آن دخیل بود. این اقدام شوم، نهتنها اندوهی جانکاه را در دلها نشاند، بلکه خشم و نفرت را در برابر این دو دشمن قسمخورده، شعلهورتر ساخت. شعر امروز، فریادِ زاری و خشمِ ملتی است که رهبرش را از دست داده و در سوگِ او مینالد، در حالی که قلم و سخن، سلاحی است در برابر ظلم و ستم.
صفاپور توضیح میدهد: شاید برای برخی شاعری و نکتهدانی و مضمونشناسی رهبر معظم انقلاب در کنار وجهه سیاسی و دینی ایشان تناسبی عجیب داشته باشد، اما اگر جدایی این دو، کسی را متقاعد نکند، طرفداری ایشان از شعر نو و نیمایی در زمانی که این نوع شعر مخالفان جدی داشت، باید به چیزی عمیقتر از اینها برساندمان؛ به جایی که پیش از حضور در انجمنهای ادبی، ایشان مادرشان را سرچشمه ذوق و علاقه خود به ادبیات و شاعری معرفی کردند.
وی تأکید میکند: در دیداری که سالهای گذشته با رهبر شهید داشتم، ایشان در جمع هنرمندان فرمودند؛ مادرم خانمی بود بسیار فهمیده، باسواد، کتابخوان، دارای ذوق شعری و هنری، حافظشناس؛ البته نه به معنای علمی، بلکه به معنای مأنوس بودن با دیوان حافظ، با قرآن کاملاً آشنا بود، بعضی از شعرهای حافظ که هنوز یادم است، از شعرهایی است که آنوقت از مادرم شنیدم؛ از جمله این یک بیت یادم است:
سحر چون خسرو خاور عَلم در کوهساران زد / به دست مرحمت یارم درِ امیدواران زد.
در همان دیدار رهبر شهید شعری سروده بودند که در جمع شاعران خواندند:
سرشارم از جوانی، هرچند پیر دهرم
چون سرو در خزان نیز، رنگ بهار دارم
به گزارش ایسنا، هنر اصفهان در این شبهای اندوه، فراتر از یک بیان احساسی، به نمادی از مقاومت و ایستادگی تبدیل شده است. آثار خلقشده، نهتنها یادبود رهبرِ فرزانه را زنده نگه میدارند، بلکه فریادی رسا در محکومیت ظلم و ستم، و تجلیگاه ارادهای پولادین برای پاسداری از آرمانهای انقلاب اسلامی هستند. این گردهمایی هنری، گواهی بر عمقِ ایمان و تعهد هنرمندان به انقلاب و رهبری است و نشان میدهد که در تاریکترین شبها نیز، نورِ هنر، همچون فانوسی روشن، راه را بهسوی امید و پیروزی نشان میدهد. هنر اصفهان، در این سوگ بزرگ، نهتنها پژواک اندوه است، بلکه رقصِ نور در آیینهای است که در آن، ایمان، خشم و امید، به زیبایی و قدرت، تجسم یافتهاند.
گزارش از شهرزاد فلاحیان
انتهای پیام

