• یکشنبه / ۱۷ اسفند ۱۴۰۴ / ۱۰:۳۱
  • دسته‌بندی: قم
  • کد خبر: 1404121709921

/یادداشت/

تجلی صداقت در میانه میدان

تجلی صداقت در میانه میدان

ایسنا/قم استاد دانشگاه قم گفت: مردمی که سال‌ها شعار فداکاری می‌دادند، ناباورانه به تماشای عروج امام جامعه‌ای نشستند که پیش‌مرگ آرمان‌ها و امنیت ملتش شد. او که هرگز به زبان نیاورده بود «جانم فدای شما»، با ایستادگی مردانه‌اش در برابر تهدید، جان خود را در طبق اخلاص نهاد تا ثابت کند صدق ارادتش به مردم ایران، در سکوت و عمل تجلی می‌یابد.

سیدمحسن شریفی عضو هیات علمی دانشگاه قم در یادداشتی که در اختیار ایسنا قرار داده است، نوشت: در جغرافیای سیاسی معاصر، کمتر پیوندی را می‌توان یافت که همچون رابطه میان ملت ایران و رهبری، از مرزهای مرسوم «امام و ماموم» فراتر رفته و به ساحت «عشق و ارادت» وارد شده باشد. در طول ۳۶ سال زعامت حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای، نمودار محبوبیت ایشان نه یک خط ایستا، که جریانی فزاینده و رو به صعود بود؛ گویی هرچه غبار زمان از چهره حقایق کنار می‌رفت، شناخت عمیق‌تر مردم، شعله این علقه قلبی را فروزان‌تر می‌کرد.

خروجی این پیوند ناگسستنی، در شعاری متبلور شد که از دیوارنوشته‌های روستاهای دورافتاده تا پلاکاردهای اجتماعات میلیونی پایتخت، یک‌صدا طنین‌انداز بود: «جانم فدای رهبر». اما در سوی دیگر این معادله، واکنشی تأمل‌برانگیز قرار داشت. ایشان نه تنها از این تمنّای فداکاری به وجد نمی‌آمدند، بلکه بارها با تواضعی علوی، نارضایتی خود را از این شعار بیان کردند.

رهبری که بارها بر محبت صمیمانه خود به آحاد ملت تأکید کرده بود، ابراز فدا شدن جان نیروهای مسلح و مردم برای شخص خود را برنمی‌تافت. شاید برای تحلیل‌گران دور از فضای معنایی انقلاب، این جملات صرفاً تعارفی دیپلماتیک یا شعاری اخلاقی جلوه می‌کرد، اما تاریخ ثابت کرد که این «حبّ ملّت»، نه در زبان، که در ژرفای جان ایشان ریشه داشت. 

نهم اسفندماه سال ۱۴۰۴ نقطه تلاقی ادعا و عمل بود؛ روزی که واژه‌ها در برابر عظمت یک تصمیم، رنگ باختند. در حالی که تهدیدهای عریان دشمن خبیث، فضای امنیتی را به اوج رسانده بود و اصرارها برای انتقال ایشان به پناهگاه و نقاط امن دوچندان می‌شد، پاسخی تاریخی ایشان، مسیر حماسه را تغییر داد: «در حالی که مردم در خطر هستند، من به پناهگاه نمی‌روم.» ایشان برخلاف رسم رایج سیاست‌مداران جهان که در بحران‌ها، امن‌ترین نقاط را برمی‌گزینند، ماندن در میان مردم را انتخاب کرد.

مردمی که سال‌ها شعار فداکاری می‌دادند، ناباورانه به تماشای عروج امام جامعه‌ای نشستند که پیش‌مرگ آرمان‌ها و امنیت ملتش شد. او که هرگز به زبان نیاورده بود «جانم فدای شما»، با ایستادگی مردانه‌اش در برابر تهدید، جان خود را در طبق اخلاص نهاد تا ثابت کند صدق ارادتش به مردم ایران، در سکوت و عمل تجلی می‌یابد.

این‌گونه بود که آن شعار همیشگی، در خون و حماسه بازتعریف شد؛ حالا دیگر سخن از «جانم فدای رهبر» نبود، بلکه حقیقت ناب‌تری رخ نمود: «رهبر، فدای جان ملت». نهم اسفند نشان داد که در مکتب عاشورا، این رهبر جامعه است که برای صیانت از امت خود، سینه در برابر دشمن سپر می‌کند و این‌چنین، افسانه عشق ملت و رهبر، با امضای خون، جاودانه گشت و این‌گونه شد که «جانم فدای رهبر» یا ...

انتهای پیام