محمدجواد استادی در گفتوگو با ایسنا با اشاره به چالشهای پاسداری از هویت ملی در مواجهه با جهانی شدن و رسانههای نوین، اظهار کرد: مهمترین مسئله بنیادین و کلیدی، موضوع هویتی است. در نهایت این چالشهای هویتی هستند که سرنوشتساز بوده و هویت، زیربنا و سازنده یک اجتماع است. امروزه ما در میان یک جنگ ترکیبی قرار داریم که بخشی از این جنگ شامل جنگ سخت است که امروزه در قالب حملات و هجمههای نظامی شاهد آن هستیم، اما بخش مهم دیگری که نباید از آن غفلت کرد، جنگ شناختی است.
وی با اشاره به اینکه در جنگ شناختی، هدف اصلی تاثیرگذاری بر نگرشها و تسخیر ذهنها است، افزود: در این جنگ هدف، قرار دادن قدرت تشخیص جامعه و مخاطبان است تا از این طریق، هویت ملی و دینی را تحت تاثیر قرار دهند. در واقع، دشمن تلاش میکند در مرحله اول با مدیریت اطلاعات، عواطف و احساسات، فرآیندی را طراحی کند که ما جهان را همانگونه درک کنیم که او میخواهد، تا در نهایت با تغییر هویت و زمینهسازی ذهنی، بتواند از ابزار جنگ سخت نیز بهره ببرد.
این پژوهشگر مطالعات فرهنگی با بیان اینکه دیگر جنگ، صرفا محدود به مرزهای جغرافیایی نیست بلکه امروزه شامل باورها، ارزشها و هویتهای ملی است، بیان کرد: اگر قدرت تشخیص یک ملت آسیب ببیند، آن ملت دیگر قادر به تفکیک دوست از دشمن نخواهد بود. نخستین و مهمترین مسئله مربوط به استعمار مجازی و فرسایش مرزهای فرهنگی است. بزرگترین چالشی که امروزه با آن روبرو هستیم، این است که رسانههای نوین مرزهای جغرافیایی را کاملا بیمعنا کردهاند. در فضای رسانههای جدید، دیگر تقسیمبندیهای سنتی جغرافیایی اعتباری ندارند. ما امروز با پدیدهای به نام صنعت فرهنگ جهانی روبرو هستیم، به این معنا که جریانی در جهان سعی دارد فرهنگ را واحد و یگانه کند و یک دستورالعمل کلی و یکسان متناسب با نظام سرمایه داری برای تمامی مردم جهان ارائه دهد.
نظام سلطه به دنبال از بین بردن ارزشهای اختصاصی ملتها است
استادی با بیان اینکه جریان استکبار و سرمایهداری میخواهد در این فرهنگ یکپارچه همه انسانها، فارغ از الگوها، ارزشها و ایدئولوژیهای بومی خود، از یک فرهنگ واحد پیروی میکنند، تصریح کرد: در واقع، نظام سلطه در قالب این صنعت فرهنگ، به دنبال ایجاد نظمی است که در آن ارزشهای اختصاصی ملتها رنگ باخته و همگی تحت یک الگوی واحد جهانی قرار میگیرند. تلاش آنها بر این است که با بهرهگیری از ابزار رسانه، فرهنگ ساخته شده جهانی خود را به دیگران القا کنند. در این مسیر، الگوهای زیست غربی و نظام سرمایهداری به عنوان تنها الگوهای موفق موجود در جهان بازنمایی میشوند. وقتی چنین تصویری ساخته میشود، نسل جوان و نوجوان جامعه دچار از خودباختگی فرهنگی شده، به گونهای که دیگر به توانمندیها و غنای فرهنگ خود اکتفا نمیکنند و در نتیجه، هویت ملی آنها آسیب جدی میبیند. این همان چالش نخست استعمار مجازی، فرسایش و همسانی فرهنگی است.
رئیس روابط عمومی دفتر تبلیغات اسلامی خراسانرضوی، خاطرنشان کرد: چالش دیگر، موضوع جنگ روایتها است بهویژه در موقعیتهای حساسی مانند وضعیت جنگی کنونی. در شرایطی که ما در نبردی مستقیم با دشمن قرار داریم، مهمترین چالش ما مسئله روایتگری است. اساسا امروزه این روایتها هستند که تصورات عمومی را میسازند، زمینه پیشبرد امور را فراهم میکنند و جهتدهنده کنشهای اجتماعی هستند.
جنگ روایتها و تلاش دشمن برای منزوی ساختن هویت ایرانی
وی با اشاره به اینکه دشمن تلاش میکند با بهرهگیری از تکنیکها و جذابیتهای رسانهای، مفهوم مقاومت را به یک مفهوم هزینهزا تبدیل کند، اضافه کرد: به این معنا که به جامعه القا کند مقاومت صرفا ضرر و هزینه به همراه دارد. از سوی دیگر، آنها میکوشند هویت ایرانی را منزوی نشان دهند تا جوان ما به این باور برسد که هویت ملیاش در جهان دیگر اعتباری ندارد و فاقد کارکرد است؛ هدفی که در نهایت به تضعیف ریشههای هویت ایرانی منجر میشود. در واقع چالش اصلی ما این است که چگونه میتوانیم در میان این حجم انبوه از پیامهای ناامیدکننده، اقتدار ملی را بهعنوان یک عنصر کلیدی و دال مرکزی احیا کنیم. بنابراین، نکته دیگر در محور جنگ روایتها و تلاش دشمن برای هزینهزا نشان دادن مقاومت و منزوی ساختن هویت ایرانی استوار است. در این مسیر، ارتقاء سواد رسانهای به معنای حقیقی کلمه یک ضرورت است؛ یعنی عبور از برخوردهای کلیشهای و حرکت به سمت رویکردها و نظریههای نوینی که متاسفانه تاکنون در فضای آموزشی و ترویجی ما مغفول ماندهاند.
استادی با اشاره به مفهوم تکهتکه شدن هویت، بیان کرد: فضای مجازی با ساختار خود، هویتها را جزیرهای میکند؛ به این معنا که هویتهای جمعی را به جزیرههایی جدا افتاده و پراکنده تبدیل میکند. در چنین شرایطی، ما با نوعی تکثر هویتی روبهرو هستیم که در آن به جای یک پیکره واحد ملی، با اجزا و جزیرههای متنوع و گاه متضاد مواجه میشویم. واقعیت این است که اگر این تنوع و تکثر با یک مدیریت و سیاستگذاری کلان فرهنگی همراه نباشد، میتواند به انسجام و یکپارچگی ملی آسیبهای جدی وارد کند.
مدیر کلان پروژه مکتب هنر رضوی با اشاره به اینکه اگر سیاستگذاری هوشمندانهای داشته باشیم، میتوانیم این تهدید را به فرصت وحدت در کثرت تبدیل کنیم، بیان کرد: به این معنا که علیرغم وجود این جزیرههای متنوع هویتی که محصول فضای مجازی هستند، آنها را به سوی یک هدف مشترک هدایت کنیم اما بیتوجهی به این پدیده، در نهایت منجر به قطبیسازی در بدنه جامعه خواهد شد.
سوژه فعال تمدنی و پاسداری از هویت ملی
استادی با بیان اینکه برای پاسداری از هویت ملی میتوان به سوژه فعال تمدنی اشاره کرد، گفت: سوژه فعال تمدنی همان مسیری است که امام شهید ما (رضوان الله تعالی علیه) و شهدای والامقام تبیین کردند و ما موظف به امتداد آن هستیم. نخستین گام، باور به واقعیت جنگ تمدنی است. ما باید با رویکردی تمدنی، اقداماتی راهبردی را رقم بزنیم که اقدام اول گذار از مصرف کنندگی به تولیدگری رسانهای اشاره کرد. امروز جامعه ما عمدتا در موضع مصرفکننده رسانه قرار دارد در حالی که ضرورت حیاتی ما، حرکت به سوی تولیدگری است. نباید صرفا در برابر هجمهها به لاک دفاعی برویم بلکه باید به دنبال تولید محتوای هویتساز با استانداردهای جهانی باشیم. محتوایی که قابلیت برقراری ارتباط با مخاطبان بینالمللی را داشته باشد.
وی ادامه داد: ما باید قهرمانان ملی و شخصیتهای برجسته جبهه مقاومت را، نه با بیانی مستقیم و شعاری، بلکه با زبان هنر و رسانههای نوین فرآوری کرده و به جهان صادر کنیم. این همان قدرت نرم است. ما ظرفیت بالایی داشتیم تا طی این سالها، کمیک-استریپهایی جذاب بر پایه ارزشها و قهرمانان خودمان تولید کنیم که برای نوجوانان در سراسر جهان الهام بخش باشد. بنابراین، کلیدیترین نکته در این بخش، عبور از پیله مصرفکنندگی و رسیدن به جایگاه تولیدگری اثرگذار است.
بازخوانی هویت ملی به مثابه یک هویت پویا است
این پژوهشگر مطالعات فرهنگی با بیان اینکه بازخوانی هویت ملی به مثابه یک هویت پویا است، خاطرنشان کرد: دشمن مدام در حال تلاش است، القا کند که هویت ایرانی یک موضوع راکد و تمام شده است که فقط به درد موزهها میخورد اما ما نباید بگذاریم اینگونه جا بیفتد که هویت فقط مربوط به گذشته است. هویت ریشهاش در گذشته است ولی نگاهش دقیقا به آینده این مردم و این سرزمین است. ما باید توازن و ترکیبی که امام (ره)، امام شهید ما و شهدا بین ایرانی بودن و اسلامی بودن برقرار کردند را امتداد دهیم. واقعیت این است که امروز دیگر ایران و اسلام از یکدیگر تفکیکشدنی نیست و دشمن سالها است میخواهد این دو را مقابل یکدیگر بگذارد اما ایران ما، ایران اسلامی است. این مسئله فقط مربوط به بعد از انقلاب نیست بلکه در تمام این سدهها، فرهنگ ایرانی و اسلامی در هم تنیده و عجین شدهاند که قدرت این سرزمین را ساختهاند.
ایران امامرضایی؛ پیوند اندیشه اهلبیت (ع) با ایران
وی در ادامه گفت: وقتی میگوییم ایران امامرضایی این فقط یک شعار نیست بلکه یک حقیقت محض است؛ یعنی اندیشه اهلبیت (ع) و بهویژه حضرت رضا (ع) در تار و پود این خاک جوشیده و به ایران شکوه داده است. اقدام ضروری در این موضوع این است که به جوانها ثابت کنیم ایرانی و مسلمان بودن هیچ تناقضی با بهروز زندگی کردن و امروزی بودن ندارد. اینگونه نیست که اگر کسی مسلمان و پایبند به هویت ایرانیاش باشد، یعنی آدم راکد و عقبماندهای است، بلکه میتوان در اوج مسلمانی و ایرانی بودن، یک فرد کاملا بهروز، فعال و پویا بود. اینها نه تنها با هم تناقض ندارند، بلکه دقیقا همان اجزای سازنده آن تمدن بزرگی هستند که امام شهید ما از آن بهعنوان تمدن نوین اسلامی یاد میکنند.
استادی با اشاره به تقویت سرمایه اجتماعی و سواد رسانهای، اظهار کرد: صیانت از هویت ملی، پروژهای نیست که در اتاقهای دربسته به نتیجه برسد. این حفاظت تنها زمانی معنا پیدا میکند که در متن جامعه و با مشارکت فعال مردم باشد. نهادهای فرهنگی و حاکمیتی موظفاند که با تکیه بر شفافیت و صداقت، اعتماد عمومی را تقویت کنند. اگر پیوند عاطفی میان ملت و حاکمیت مستحکم شود، عملا هیچ رسانه بیگانهای نمیتواند هویت ملی ما را مخدوش یا بذر بیاعتمادی بپاشد.
توانمندیهای ایران و پیام «ما میتوانیم» باید به زبان هنر و فرهنگ تبدیل شود
رئیس روابط عمومی دفتر تبلیغات اسلامی خراسان رضوی در ارتباط با راهبری نهضت روایت و ترجمه فرهنگی واقعیتها، خاطرنشان کرد: آخرین راهکار، روایتگری همهجانبه از واقعیتهای موجود در قالب یک نهضت است. ما در یک وضعیت جنگی تمامعیار هستیم و در چنین شرایطی، پیروزیهای ما در عرصههای تکنولوژیک، نظامی، علمی و میدانی باید ترجمه فرهنگی شوند. صرف ارائه آمار و اطلاعات خشک راهگشا نیست؛ توانمندیهای ایران و پیام «ما میتوانیم» باید به زبان هنر و فرهنگ تبدیل شود و به محصولاتی تبدیل شوند که حس اقتدار را به مردم خودمان و جهانیان منتقل کنند. ثمره این ترجمه فرهنگی، تقویت غرور ملی است و جامعهای که به داشتههای خود افتخار کند، هیچ قدرتی توان مقابله با آن را نخواهد داشت.
استادی ادامه داد: هویت ایرانی درست مانند یک ققنوس است ققنوسی که در دل آتش چالشها و جنگها شاید لطمه ببیند اما هرگز از بین نمیرود. این هویت از میان همان شعلهها، خودش را بازسازی کرده و با قدرتی مضاعف احیا میشود. شهادتها و مقاومتهای ما نشانه ضعف نیست؛ بلکه اجزاء آن بلوغ تمدنی فرهنگ اسلامی_ایرانی ما در برابر موج جهانیشدن بیهویتی است. ما با همین ریشه و همین نگاه، با صلابت از این مسیر عبور خواهیم کرد.
انتهای پیام

