این رسم نهتنها نمایانگر نیاز دیرینه مردمان این دیار به بارش رحمت الهی برای رونق کشاورزی و تأمین معاش بود، بلکه جلوهگر همبستگی اجتماعی و احترام عمیق به طبیعت نیز به شمار میرفت.
یک کارشناس ارشد ادبیات و پژوهشگر فرهنگ بومی، با تأکید بر اهمیت این آیین، آن را بخشی جداییناپذیر از هویت فرهنگی خراسان رضوی دانست و گفت: آیین «چولغزک» در نواحی مختلف خراسان رضوی، با اندکی تفاوت در اجرا، رواج داشته است.
جواد روشندل در گفت و گو با ایسنا بیان کرد: این آیین، ریشه در باورهای کهن مردم برای نزول برکت و دفع بلا داشته و نمادی از درک عمیق انسان از چرخه طبیعت و وابستگیاش به آن بود. جوانان و نوجوانان با اجرای این سنت، به دنبال نزول باران برای احیای زمین، رونق بخشیدن به کشاورزی و دامپروری و همچنین طلب شگون و دفع انرژیهای منفی بودند.
وی خاطرنشان کرد: شروع آیین «چولغزک» با نمادی خاص همراه بود. در ابتدا، نمادی شبیه به سر الاغ که در باور عامه نماد شگون و بدیمنی تلقی میشد، بر سر چوبی نصب میکردند. یکی از جوانان، این چوب نمادین را در دست گرفته و در جلوی صف حرکت میداد و آن را با حرکاتی خاص تکان میداد و میچرخاند.
این پژوهشگر فرهنگ عامه ادامه داد: این حرکت، آغازگر راهپیمایی گروه در محلات و روستاها بود و به مرور زمان، تعداد شرکتکنندگان افزایش مییافت. پیر و جوان، نوجوانان و کودکان، همگی به این جمع پیوسته و با همراهی یکدیگر، این نماد را تکان داده و سرودهای آیینی را همخوانی میکردند.
سرودهایی برای باران، برکت و سرسبزی
وی بیان کرد: اوج آیین چولغزک در همخوانی دستهجمعی اشعار و سرودهایی بود که با زبانی ساده و دلنشین، مضامینی چون طلب باران، شگون، برکت محصول و فراوانی روزی را بازگو میکرد.
روشندل نمونههایی از این سرودهای آیینی را چنین نقل میکند:
ای خدا بارو بده
بارون سه پایو بده
ور چو چیپونا بده
ور بل دهقونا بده
گندم سرخ لله
از تشنیا منله
گندم د زر خاکه
از تشنیا هلاکه
وی با اشاره به اینکه این اشعار، بیانگر نیاز مبرم مردمان منطقه به بارش رحمت الهی برای احیای مزارع گندم و سایر محصولات کشاورزی بود، افزود: این سرودها، بخشی از فولکلور شفاهی منطقه محسوب میشدند و نسل به نسل منتقل میشدند. اجرای آنها، شور و اشتیاق خاصی در میان شرکتکنندگان و اهالی ایجاد میکرد.
وی با بیان اینکه در طول مسیر حرکت گروه چولغزک، سنت مشارکت مردمی نقش پررنگی ایفا میکرد، تصریح کرد: اهالی، با حضور بر پشت بامها و جلوی منازل خود، از گروه استقبال کرده و هدایایی چون بادام، گردو و انواع تنقلات محلی را به آنها تقدیم میکردند.
روشندل در این باره توضیح داد: عدهای از مردم، کیسههایی را برای جمعآوری نذورات تفکیک شده همراه داشتند. این نذورات که گاه شامل انواع خوراکیها و حتی مبالغ اندکی پول نیز میشد، در راستای ادای نذر یا طلب حاجت از درگاه الهی بود.
وی به سنت پذیرایی از گروه اشاره کرد و گفت: گاهی گروه در مقابل منازل توقف کرده و با صدای بلند اشعار خود را میخواندند و منتظر میماندند تا صاحبخانه، به ویژه بانوان خانه، برایشان خوراکیهای ارزشمندی چون گردو، بادام، هسته زردآلو، قورمه و خشکبار بیاورند. این هدایا، نه تنها بخشی از نیازهای مادی گروه را تأمین میکرد، بلکه نشاندهنده مهماننوازی و همبستگی اجتماعی مردم منطقه بود.
این کارشناس ارشد ادبیات و پژوهشگر فرهنگ بومی، ادامه داد: یکی دیگر از جلوههای بسیار زیبا و نمادین آیین چولغزک، پاشیدن آب بود. در برخی از نقاط، به ویژه هنگامی که گروه به نزدیکی منابع آب میرسید، بانوان خانه یا حتی اعضای گروه، با پاشیدن آب بر روی یکدیگر، نمادی از پاکی، طراوت و طلب باروری و سرسبزی برای زمین را به نمایش میگذاشتند. این عمل، تداعیگر لطافت باران و سرزندگی پس از آن بود.
اوج شادی و همبستگی؛ غوطهوری در آب و تقسیم هدایا
وی ادامه داد: پس از طی مسیری که معمولاً از بخش بالایی روستا به سمت پایین آن امتداد مییافت، گروه به چشمهسارها یا محلهای دسترسی به آب میرسید.
روشندل این بخش پایانی و پرشور آیین را اینگونه شرح داد و گفت: در این نقطه، نماد سر الاغ را در آب میانداختند و سپس با صدای بلند به آببازی و پاشیدن آب بر روی یکدیگر میپرداختند. این اوج شادی و همبستگی بود که با نزدیک شدن به ایام تحویل سال نو، نویدبخش شروعی تازه، پربرکت و سرشار از امید بود.
وی در ادامه به سنت تقسیم مهربانانه هدایا اشاره کرد و افزود: در نهایت، تمامی هدایایی که در طول مسیر جمعآوری شده بود، به شیوهای منصفانه و دوستانه میان اعضای گروه تقسیم میشد. این تقسیم، نمادی از برابری، همکاری و روحیه جمعی در میان جوانان و نوجوانان بود. پس از تقسیم هدایا، همگی با هم از خداوند، طلب رزق و روزی حلال و نزول باران فراوان را میکردند.
نگاهی به طبیعت و چرخه حیات
این پژوهشگر فرهنگ عامه خاطرنشان کرد: این آیین در زمانی برگزار میشد که درختان، پس از گذراندن زمستان سرد، آماده شکوفایی و جوانه زدن بودند و محصولات زمستانی نیز که از دل خاک روییده بودند، تشنه بارش باران برای رشد و نمو بودند.
روشندل این همزمانی را نشان دهنده پیوند عمیق انسان با چرخه طبیعت دانست و اظهار کرد: این همنوایی انسان و طبیعت، نمایانگر درک عمیق نیاکان ما از وابستگی متقابل خود به محیطزیست بود. آنها میدانستند که سلامت زمین، مترادف با سلامت و بقای خودشان است و به همین دلیل، در هر فرصتی، از خداوند برای حفظ و باروری طبیعت طلب یاری میکردند.
کشاورزی؛ بنیان پیوند با زمین
روشندل، با تأکید بر نقش محوری کشاورزی در شکلگیری اینگونه آیینها، بیان کرد: کشاورزی، سنگ بنای ارتباط انسان با طبیعت در بسیاری از فرهنگها، از جمله فرهنگ خراسان رضوی بوده است. مردم این منطقه، زمین را نه تنها منبع معاش، بلکه مقدس شمرده و آن را بهترین منشأ رزق و روزی خود میدانستند. آیین «چولغزک» نیز در همین بستر، شکلی از قدردانی و شکرگزاری از زمین و طلب برکت از خالق آن بود.
این پژوهشگر فرهنگ بومی با نگاهی به آداب و رسوم کهن، افزود: ارتباط انسان با محیط پیرامون، یکی از عمیقترین و بنیادیترین انواع ارتباطات بشری بوده و هست. فرهنگ، به عنوان آیینه این ارتباطات، رسوم و آیینهایی را به یادگار گذاشته که نشاندهنده درک انسان از جایگاه خود در نظام هستی است.
روشندل ابراز امیدواری کرد: در دنیای امروز، ارتباطات فردی با خود، با خدا، با محیطزیست و با دیگر انسانها، بر پایههایی از احترام، همدلی و مسالمت بنا نهاده شود تا جامعهای سالم، پویا و پایدار شکل گیرد.
آیین چولغزک، با تمام سادگی و زیباییش، یادآور درسی بزرگ از زندگی هماهنگ با طبیعت، احترام به مواهب آن و دعا برای استمرار برکت و رحمت الهی است؛ درسی که همچنان میتواند راهنمای ما در مواجهه با چالشهای زیستمحیطی امروز باشد.
انتهای پیام
