به گزارش ایسنا، خبر آنلاین نوشت:
سید امیر موسوی در کانال فلسفه از تعبیرجهان تا تغییر جهان یادداشتی نوشته در باره کتاب «حرف مفت» هری فرانکفورت فیلسوف آمریکایی. او در مطلب اشاره دارد به مقاله این فیلسوف نامی آمریکا در باره ترامپ و حرف های مفتش که در مجله تایم منتشر شده بود. این مطلب را در ادامه می خوانید:
****
هری فرانکفورت، فیلسوف آمریکایی مقالهای دارد با نامِ «در باب حرف مفت» (On Bullshit) که بعداً به صورت کتاب هم منتشر شد. من ترجمهی انتشارات کرگدن را خواندهام.ایدهی مهم فرانکفورت این است که حرف مفت (bullshit) چیزی متفاوت با دروغ است. وقتی کسی دروغ میگوید، گزارهای را به صورت کذب بیان میکند. اما حرفِ مفتزن اصلاً کاری به ارتباط یا عدم ارتباط حرفش با واقعیت ندارد. دروغ تحریف آگاهانهی حقیقت است. حرف مفت بیاعتنایی به حقیقت. یعنی اصلاً گوینده برایش حقیقت مهم نیست.
دروغگو همچنان بازیِ حقیقت را قبول دارد اما حرفِ مفتزن اصلاً حقیقت را به عنوان یک معیار کنار میگذارد و گفتار را صرفاً تبدیل به ابزارِ اثرگذاری بر مخاطب میکند. از منظر فرانکفورت این خطرناکتر از دروغگویی است.او جملهی جالبی را به نقل از یک رمان بیان میکند: «هیچوقت دروغ نگو، وقتی که میتوانی کارت را با حرف مفت زدن پیش ببری».این حرف طنزآمیز تکیه بر این واقعیت دارد که ما انسانها معمولاً حرف مفت را بیش از دروغ تحمل میکنیم.
فرانکفورت در سال ۲۰۱۶ مقالهای در مجله Time منتشر کرد با این عنوان:Donald Trump Is BSترامپ نمونهی حرف مفت استلینک مقاله:https://time.com/۴۳۲۱۰۳۶/donald-trump-bs خلاصهی حرف فرانکفورت در این مقاله این است که ترامپ در صحبتهایش گاهی دروغ میگوید و گاهی حرف مفت میزند.
او میگوید تفکیک اینکه کی ترامپ دروغ میگوید و کی حرف مفت میزند، گاهی اصلاً آسان نیست. هدف ترامپ در بسیاری اوقات، شکل دادن به باور و احساسی در مخاطب است، نه گزارش واقعیت. فرانکفورت در این مقاله عملاً دونالد ترامپ را تبدیل میکند به case study زندهی نظریهی خودش.
هری فرانکفورت ۳ سال پیش فوت کرد. این ماهها و روزها که به واسطهی مذاکرات و بعد آغازِ جنگ، ما ایرانیها مدام اظهار نظرهای ترامپ را دنبال میکنیم، به خوبی با حرفی که فرانکفورت در مورد ترامپ گفت، آشنا شدهایم. حرفهای ضد و نقیض، مبهم، غیر قابل راستیآزمایی.
حتی خیلی اوقات اصلاً نمیتوان به او گفت چرا فلان حرف را زدی؟ چرا فلان کار را کردی؟ چرا که ترامپ در پاسخ مجدداً حرف بیربط تازهای میگوید. قسمت خندهدار ماجرا این است که چنین آدمی نه در یک نظام توتالیتر، بلکه در مدعیترین کشور جهان در آزادی و دموکراسی، ۲ دوره با رأی مردم رئیسجمهور شدهاست.
اما مسألهای که به وضعیت امروز ما مرتبط است: آیا اساساً چنین آدمی قابل اعتماد است؟ آیا میتوان به حرفهایش امیدوار بود؟چطور یک عده از هموطنان ما به چنین آدمی امید بستهاند؟! از او درخواست کمک کردند. ویدیوهایی خطاب به او برای حمایت از مردم ایران منتشر کردند و حتی امروز که حرفهای ضد و نقیض او را در حین حملات آسیبزننده به ایرانِ عزیز ما میبینند، همچنان منتظرند در دل این ویرانی و بیمسئولیتی، معجزهای شود و یک ایران آباد و آزاد سر برآورد.
انتهای پیام
