سید مهدی طباطبایی فر در شانزدهمین نشست از سلسله نشستهای «در میدان» که امروز ۱۲ فروردین با همت جهاد دانشگاهی قم به صورت مجازی برگزار شد، اظهار کرد: تابآوری بیشتر در اینجا متعلق به کسی است که ایگو و مکانیسمهای دفاعی انتخابی او بتوانند میان آن بخش لذتطلب و بخش اخلاقی نوعی مصالحه ایجاد کنند.
این روانشناس افزود: وقتی میان این دو بخش تعارض بهوجود میآید، فرد دچار اضطراب میشود و برای دفع و مقابله با این اضطراب، از مکانیسمهایی استفاده میکند. افرادی که برای رهایی از اضطراب، سازوکارهای مناسبتری به کار میبرند، تابآوری بیشتری دارند. این مکانیسمها گاهی میتوانند والایش باشند، یعنی فرد بتواند از دل فشار روانی، معنا و فضای جدیدی را باز کند، و گاهی نیز میتوانند به شکل شوخی و طنز بهجا ظاهر شوند.
این روانشناس با اشاره به اینکه یکی از نظریهپردازانی که در حوزه روانشناسی به او پرداخته میشود، آلفرد آدلر است، گفت: در روش درمانی او چند کلیدواژه مهم وجود دارد که یکی از آنها «علاقه اجتماعی» یا Social Interest است. منظور از این مفهوم آن است که فرد تا چه اندازه در سطح اجتماع، احساس تعلق، مسئولیت و درگیری مثبت دارد. برای مثال، کسانی که مسئولیتی اجتماعی را بر عهده میگیرند، مانند مغازهداری که مغازهاش را باز میکند تا خدمات ارائه دهد، یا افرادی که در تجمعات و فعالیتهای اجتماعی حضور دارند، معمولاً احساس بهتری نسبت به کسانی دارند که بیکار هستند و در انفعال بهسر میبرند.
طباطبایی فر بیان کرد: مفهوم دیگری که آدلر بر آن تأکید دارد، «منِ خلاق» است. این مفهوم به این معناست که فرد تا چه اندازه میتواند از قوه خلاقه خود استفاده کند، بهجای آنکه در یک وضعیت یخزده و متوقف بماند و نداند چه باید بکند. در چنین شرایطی، میتوان با پیگیری برخی فعالیتها، مانند روزی یک ساعت کتاب خواندن یا شرکت در کارگاههای رایگان، خود را از حالت رکود خارج کرد.
وی ادامه داد: وقتی فرد درگیر آیندهای مبهم و نوعی ندانمکاری میشود، باز هم میتوان در همان وضعیت کارهایی انجام داد که حال او را بهتر کند و بهنوعی کمک کند عقده حقارت را به سمت برداشتن قدمهایی در راستای نیاز به برتریجویی و رشد تبدیل کند.
این روانشناس تصریح کرد: بر اساس نگاه یونگ، روبهرو شدن با ترسها برای رشد ما ضروری است و گاهی لازم است انسان سختیهایی را تجربه کند، همانگونه که در شرایط دشوار، مانند جنگ، انسان ناچار به مواجهه با واقعیت میشود. اما نکته مهم این است که نگاه ما به بحران چگونه باشد؛ آیا فرد بحران را پلهای برای سفر قهرمانی میبیند یا آن را بهصورت یأس و ناامیدی تجربه میکند.
طباطبایی فر با بیان اینکه در رویکرد مراجعه محور راجرز، سه اصل اساسی پذیرش غیرمشروط، همدلی، و خلوص مطرح است، گفت: درمانگر باید اصیل باشد و نقش بازی نکند. در این نگاه، وقتی فاصله میان «خود آرمانی» و «خود واقعی» زیاد باشد، فرد احساس ناخوشایندی پیدا میکند و از میزان تابآوری او کاسته میشود.
وی با اشاره به سلسلهمراتب نیازهای مازلو اظهار کرد: ممکن است افرادی دچار مشکل در سطح فیزیولوژیک باشند، اما با پرش از این سلسله نیازها و انجام کارهایی در حوزه خودشکوفایی و تأثیرگذاری، بخواهند کمبود خود را در امنیت و بقا جبران کنند. تابآوری در اینجا یعنی بتوانیم نیازهای سطح پایین را با نیازهایی که در سطوح بالاتر قرار دارند و به سمت معنا میروند، پوشش دهیم و خلأهای درونی را با آنها پر کنیم.
این روانشناس اضافه کرد: نکته بعدی، معنا داشتن و جستوجوی معنا در زندگی است که به انسان احساس بهتری میدهد. در رویکرد شناختی نیز گفته میشود که افسردگی از سه محور اصلی؛ نگاه منفی به خود، نگاه منفی به دنیا، و نداشتن امید نسبت به آینده شکل میگیرد.
طباطبایی فربا توجه به نظریهها، تصریح کرد: هفت محور میتواند به تابآوری کمک کند. محور اول، روابط اجتماعی است؛ یعنی باید در روابطمان با دیگران بازنگری کنیم و روابط اجتماعی خود را توسعه دهیم.
وی افزود: محور دوم، آگاهی به نقاط مثبت، اعتماد به خود، و مرور تجربههای تابآورانه است که کمک میکند نگاه ما به خودمان سازندهتر و مثبتتر شود. همچنین، آمادگی ذهنی مبتنی بر ارتباط با واقعیت و خویشتنداری و تحمل ابهام است.
این روانشناس با بیان اینکه تابآوری ظرفیتی است که میتوان آن را با تکنیکها تقویت کرد، در پایان یادآور شد: محور پنجم، گشودگی به تجربههای تازه و جستوجوگری است. محور ششم، معنا در زندگی است. و محور هفتم، این اصل است که عقل سالم در بدن سالم است؛ یعنی باید به وضعیت جسمانی و تغذیه نیز توجه شود.
انتهای پیام
