محمد امینی در گفتوگو با ایسنا اظهار کرد: وحدت ملی نه یک شعار سیاسی، بلکه همان «کوک پنهان» زندگی جمعی ما است؛ کوکی که اگر از دست برود، حتی زیباترین قطعات هم به گوش نمیرسد. موسیقی ایرانی با همه تنوع منطقهایاش، بیشتر از هر هنر دیگری روایتگر این وحدت در عین گوناگونی است؛ چرا که ملودیهایش، از خلیجفارس تا البرز و از خراسان تا آذربایجان، بهطور شگفتانگیزی دارای ریشهای مشترک هستند.
وی با اشاره به تجربه سالهای تدریس در دانشکده موسیقی اصفهان افزود: در سالهایی که تدریس داشتم بهوضوح دیدم جوانان چطور در مواجهه با موسیقی ایرانی، لایههایی از هویت خود را کشف میکنند که گاه حتی نامی برایش ندارند. هر بار که دانشجوها برای نخستینبار از نزدیک هارمونی دستگاهها را لمس میکنند، انگار یک آینه پنهان در برابرشان قرار دارد؛ آینهای که در آن گذشته، حال و حتی آیندهشان را میبینند. بخش بزرگی از بحرانهای هویتی نسل امروز از نادیدهگرفتن همین میراث مشترک ناشی میشود. اگر جوان ایرانی بداند که در موسیقی این سرزمین چه گنجینهای نهفته، بیتردید با اطمینان بیشتری با جهان مدرن مواجه میشود، چون ریشهاش را شناخته و دیگر از بادهای گذرا نمیهراسد.
این هنرمند موسیقی از نقش کمانچه در شکلگیری نگاهش به وحدت ملی بیان کرد: سازی که صدای آن به «نخ طلایی پیونددهنده اقوام ایرانی» تشبیه میشود. کمانچه، برخلاف ظاهر سادهاش، قابلیت حیرتانگیزی در بیان احساسات انسانی دارد؛ از سوگواریهای لرستان تا شادیسرودهای شمال، از مقامهای خراسانی تا نغمههای آذری، همه را میتواند با صدایی واحد روایت کند. این ساز، نماد تمامعیاری از «تنوع در دل یگانگی» است؛ همان مفهومی که پایه وحدت ملی ایران را شکل داده است. همین ویژگی باعث شده در بسیاری از کنسرتها، بخش ویژهای را به اجرای قطعات محلی اختصاص دهند تا مخاطب ایرانی، هویت خود را نه صرفاً در یک سنت، بلکه در گسترهای وسیعتر و رنگارنگتر تجربه کند.
امینی ادامه داد: وحدت ملی زمانی پایدار میماند که «تفاوتها» نه تهدید، بلکه «سرمایه» تلقی شوند. در موسیقی ایرانی، دستگاهها و گوشهها هرکدام شخصیت و حالوهوای خود را دارند، اما درست همین تفاوتها است که مجموعه را باشکوه و غنی کرده است. جامعهای که بتواند مثل یک ارکستر خوب عمل کند، نیاز دارد تا هر صدا باهویت خود بدرخشد، اما همزمان در کلیت اثر نیز مشارکت داشته باشد. همانگونه که هیچ نوازندهای با حذف سازهای دیگر برجسته نمیشود و هیچ قوم یا گروه اجتماعی نیز با پاککردن دیگری به اعتلا نمیرسد. ایرانی بودن یعنی پذیرفتن این حقیقت که ما «با هم کامل میشویم»، همانطور که دستگاهها با هم روایت موسیقی ایرانی را کامل میکنند.
وی در ادامه با اشاره به اهمیت آموزش هنر در تقویت هویت مشترک ایرانی گفت: بارها در کلاسهایم شاهد بودم که دانشجوها از نقاط مختلف ایران، وقتی در کنار هم قطعهای را تمرین میکنند، مرزهای ذهنیشان ناگهان فرومیریزد و یک دوستی خودبهخود شکل میگیرد؛ دوستیای که تنها از دل تجربه صداهای مشترک برمیآید. موسیقی، گاهی کاری میکند که دهها جلسه گفتوگو و تحلیل اجتماعی از انجامش عاجز هستند. اگر آموزش هنر در مدارس و دانشگاهها جدیتر گرفته شود، نسل آینده نهتنها هویت فرهنگی عمیقتری خواهند داشت، بلکه توان بیشتری برای درک یکدیگر و زیستن در کنار هم پیدا میکنند. هر جامعهای که هنر را حذف کند، در واقع توان گفتوگوی درونیاش را از دست میدهد.
این هنرمند موسیقی سپس به خاطرات سفرهایش در سرتاسر ایران اشاره کرد و افزود: در سفرهایی که به شهرستانهای مختلف داشتم نگاه من به مفهوم «سرزمین مشترک» عمیقتر شده است. در روستاهای کردستان، در جمع خانوادههای بلوچ یا در میان ترکمنها، همیشه اولین چیزی که میان من و مردم محلی فاصلهها را از میان برده، موسیقی بوده است. بارها پیشآمده که با یک ملودی ساده، مجلس کوچکی شکلگرفته، خندهها برلب نشسته و گفتوگوهایی آغاز شده که گاه تا سپیدهدم ادامه یافته است. موسیقی، زبان نخستین انسانها است و ما ایرانیها بیش از هر چیز با همین زبان با هم سخن گفتهایم. اگر این زبان دوباره در زندگی امروزمان جاری شود، بسیاری از سوءتفاهمها و فاصلههای ذهنی از بین خواهد رفت.
امینی تأکید کرد: آینده نه در تکرار گذشته، بلکه در فهم درست آن و بازآفرینی خلاقانهاش شکل میگیرد. موسیقی ایرانی اگرچه ریشه در تاریخ دارد، اما ذاتاً زنده و پویا است و میتواند با زبان نسلهای جدید سخن بگوید. نسل جوان باید حس کند این میراث متعلق به خودش است، نه چیزی دور و موزهای دستنیافتنی. هویت زمانی زنده میماند که در زندگی جاری باشد؛ در فیلمها، در خانهها، در خیابانها و حتی در شکل ساده زمزمههای روزمره. اگر موسیقی ایرانی بتواند در کنار موسیقیهای جهانی در زندگی مردم حضور داشته باشد، آنگاه ایران در آینده کشوری خواهد بود با ریشهای عمیق و نگاهی باز، با همبستگیای که از دلآگاهی میآید نه اجبار.
وی در پایان با اشاره به سالها تجربه و تحقیق در این زمینه خاطرنشان کرد: وحدت ملی، با عشق ساخته میشود. هیچ قدرتی، چه سیاسی چه اقتصادی، نمیتواند مردم را به هم نزدیک کند مگر آنکه پیوندی درونی، عاطفی و فرهنگی میانشان شکلگرفته باشد. عشق به این سرزمین، به تاریخش، به زبانها و نغمههایش، همان نیرویی است که میتواند ایرانیان را در دشوارترین لحظات کنار هم نگه دارد. موسیقی یکی از خالصترین ابزارهای ایجاد این عشق است؛ چون مستقیم با دل انسان حرف میزند. هر ملودیای که از دل این خاک برخاسته، حامل بخشی از داستان مشترک ما است؛ داستانی که اگر فراموش شود، خودمان را فراموش کردهایم و اگر روایتش کنیم، دوباره خودمان را یافتهایم.
انتهای پیام
