• جمعه / ۴ اردیبهشت ۱۴۰۵ / ۱۰:۰۰
  • دسته‌بندی: جامعه، شهری
  • کد مطلب: 1405020401876

وقتی محله تنها نماند؛ تلاش گروه‌های مردمی در روزهای جنگ

وقتی محله تنها نماند؛ تلاش گروه‌های مردمی در روزهای جنگ

پس از آسیب‌هایی که در جریان جنگ رمضان به ساختمان‌هایی از تهران وارد شد، گروه‌هایی از نیروهای مردمی، جهادی و داوطلبان محلی در کنار مدیریت شهری وارد عمل شدند؛ حضوری که با پاکسازی معابر، نصب شیشه‌های شکسته، ایمن‌سازی ساختمان‌ها و حمایت روحی از خانواده‌ها، روند بازگشت زندگی عادی به محلات را تسریع کرد.

به گزارش ایسنا، این گروه‌ها از همان ساعات ابتدایی پس از وقوع حادثه، در کنار نیروهای رسمی مدیریت شهری، کار پاکسازی، ایمن‌سازی و رسیدگی اولیه به واحدهای مسکونی را آغاز کردند. حضور نیروهای داوطلب در کوچه‌ها و خیابان‌های آسیب‌دیده، به‌ویژه در مناطقی که حجم تخریب بالاتر بود، نقش مهمی در ساماندهی اولیه شرایط داشت.

یکی از بخش‌های کمتر دیده‌شده اما بسیار مؤثر در این روند، فعالیت نیروهای فنی مرتبط با ترمیم پنجره‌ها و نماهای آسیب‌دیده بود. این افراد در کوتاه‌ترین زمان ممکن به مناطق اعزام شدند تا با جایگزینی شیشه‌های شکسته و ایمن‌سازی پنجره‌ها، از گسترش خسارت و ناایمن شدن واحدها جلوگیری کنند.

در این گزارش خبرنگار ایسنا به سراغ تعدادی از این گروه‌های مردمی که با دل و جان از اقصی نقاط کشور پای صحنه آمدند، رفت و پاسخ صحبتهای آنها نشست.

وقتی محله تنها نماند؛ تلاش گروه‌های مردمی در روزهای جنگ

به سراغ محمدمهدی ایمانی یکی از همین نیروهای مردمی رفتیم تا درباره انگیزه و روحیه این گروه‌های مردمی بپرسیم، او که از شهر قزوین به تهران آمده، سه ماه است که ازدواج کرده، اما تازه عروس و خانه‌اش را رها کرده تا در کنار مردم باشد. او در کارگاه مدیریت بحران منطقه ۵ تهران کار شیشه بری انجام می‌دهد.

وی در این خصوص به ایسنا می‌گوید: تقریباً از عید تا الان اینجا هستم و کار کردیم؛ ما تلاش می‌کنیم گرما را به همه خانواده‌ها برگردانیم. شیشه‌های دوجداره در اکثر خانه‌ها و شیشه‌ها وصل کردیم، پنجره‌هایشان را نصب کردیم، همه کارا را انجام می‌دهیم تا به خانواده‌ها دلخوشی دهیم.  ما نزدیک ۵۰۰ خانه که مورد اصابت قرار گرفت را خودمان اقدامات اولیه آنها را انجام دادیم؛ ما گروه‌های جهادی کاملاً رایگان آمدیم. درست است از خانواده‌هایمان دور شدیم و برایمان سخت است اما دوست داریم همه را کنار هم ببینیم تا دوباره بین همه وحدت پیش بیاید.

این شهروند ادامه می‌دهد: دوست دارم همه مردم کنار هم باشند؛ می‌خواهیم به همه بگوییم مردم ما همه کنار هم هستند. چه در جنگ چه غیر جنگ، همه جوره ما کنار هم هستیم و هیچ جوره همدیگر را رها نمی‌کنیم. وقتی می‌بینیم یک زن با بچه به اینجا مراجعه می‌کند و می‌گوید از سرما نمی‌تواند بخوابد و بچه هم می‌ترسد؛ ما نمی‌توانیم به شهر و خانواده‌های خودمان برگردیم. من بعد از ازدواجم به تهران آمدم و یک ماه است که به طور کامل اینجا هستم؛ آمدم تا هم درد مردم باشم و به مردم بگویم ما کمکتان می‌کنیم. آمدیم وحدتمان را نشان دهیم.

وقتی محله تنها نماند؛ تلاش گروه‌های مردمی در روزهای جنگ

به گزارش ایسنا، در بسیاری از ساختمان‌های آسیب‌دیده، نخستین اقدام این گروه‌ها، ایمن‌سازی محیط برای جلوگیری از خطرات ثانویه مانند ریزش شیشه، سقوط اجزای نما یا نشت تأسیسات بود. این اقدامات اولیه، زمینه را برای ورود تیم‌های تخصصی‌تر و آغاز عملیات مرمت فراهم کرد.

نکته مهم در عملکرد این نیروها، سرعت عمل و هماهنگی میان گروه‌های مختلف بود؛ به طوری که در برخی محلات، هم‌زمان با آواربرداری و پاکسازی اولیه، عملیات ترمیم اضطراری نیز آغاز شد. این هم‌افزایی باعث شد بسیاری از خانواده‌ها بتوانند در مدت کوتاه‌تری به خانه‌های خود بازگردند یا وضعیت سکونت خود را سامان دهند.

عباس نیشابوری دیگر فردی از این گروه‌های جهادی است که از شهرستان نیشابور آمده؛ او ۳۵ سال است در صنعت شیشه دوجداره و نصب در و پنجره فعالیت می‌کند.

او به ایسنا می‌گوید: وقتی شنیدم اینجا به نیروی کمکی نیاز دارند، آمدم؛ ۵۰۰ گروه از نیشابور، هر گروهی ۲۰ نفر، ۳۰ نفر تا ۵۰ نفر آمدیم. در هرکاری که تخصص داریم، مشغول شدیم. چند جا من رفتم شیشه نصب کنم، شیشه‌هاشون شکسته بود. در برخی محله‌ها که می‌رفتم از روحیه آن‌ها روحیه گرفتم؛ با اینکه خونه زندگی‌شان خراب شده بود خیلی حالشان خوب بود. یکی از بچه‌ها یادم است گفت «فدای سر رهبر عزیزم» و من روحیه گرفتم از آن‌ها. تا زمانی که ما اینجا نیاز باشد هستیم و بهترین جنس را تولید می‌کنیم. اینجا شیشه و در پنجره نصب می‌کنیم؛ بچه‌ها هم که کار می‌کنند و کنار مردم هستند.

در کنار فعالیت‌های فنی، حضور نیروهای جهادی بعد انسانی مهمی نیز داشت. کمک به سالمندان، انتقال وسایل ضروری، همراهی خانواده‌های آسیب‌دیده و حتی دلجویی از ساکنان، بخشی از اقداماتی بود که در کنار کارهای اجرایی انجام شد و فضای همدلی در محلات را تقویت کرد.

نقش این نیروهای جهادی و مردمی در کنار مدیریت شهری به عنوان یکی از تجربه‌های مهم مدیریت بحران در تهران مطرح است؛ تجربه‌ای که نشان داد در لحظات سخت، ترکیب نیروی تخصصی و مشارکت مردمی می‌تواند سرعت بازسازی و بازگشت زندگی عادی را به شکل قابل توجهی افزایش دهد.

در کنار نیروهای جهادی، اعضای گروه‌های دوام نیز در مدیریت بحران محلات نقش فعالی داشتند. موسوی، عضو یکی از گروه‌های دوام است که با خبرنگار ایسنا به گفت‌وگو می‌نشیند و درباره فعالیت این گروه‌ها می‌گوید: اصطلاح دوام به گروه‌های داوطلبی گفته می‌شود که در محلات، مساجد و مدارس فعالیت می‌کنند و در زمان بروز حادثه در خدمت مردم هستند. در همان ساعات ابتدایی حادثه، همکاران ما در محل حاضر شدند و ارزیابی ساختمان‌ها و وضعیت محلات را آغاز کردند.

او ادامه می‌دهد: در مجموعه دوام، شاخه‌های مختلفی وجود دارد. برای مثال گروه‌هایی با عنوان «دوام حامی» به افرادی که دچار آسیب‌های روحی و روانی شده‌اند کمک می‌کنند. در برخی محلات نیز چادرهایی برپا شده بود تا خدمات مختلف به خانواده‌هایی که خانه‌هایشان آسیب دیده، ارائه شود.

به گفته او، نیروهای دوام در کنار سایر نیروهای امدادی تلاش کردند در کنار اقدامات اجرایی، به تقویت روحیه مردم نیز کمک کنند. مردم با وجود ناراحتی و نگرانی، وقتی حضور داوطلبان را می‌دیدند، سعی می‌کردند با رفتارهای ساده مثل تعارف یک لیوان آب یا دادن انرژی مثبت، به ما روحیه بدهند.

وقتی محله تنها نماند؛ تلاش گروه‌های مردمی در روزهای جنگ

شهرام اسدی، دبیر بحران شهرداری منطقه ۵ تهران نیز با اشاره به روزهای ابتدایی این حوادث به ایسنا می‌گوید: توفیق داشتیم از ابتدای این اتفاقات در خدمت شهروندان باشیم و تا امروز نیز در کنار مردم حضور داریم. در این ایام لحظات تلخ و شیرین زیادی تجربه شد؛ تلخی آن آسیب‌هایی بود که به مردم وارد شد و شیرینی آن حضور در کنار شهروندان و کمک به بازگشت آرامش به زندگی آن‌ها بود.

او ادامه می‌دهد: در شهرداری منطقه ۵ تهران با تمام ظرفیت تلاش کردیم در کنار مردم باشیم. خوشبختانه تاکنون حدود ۷۰ تا ۸۰ درصد اقدامات مربوط به رسیدگی به واحدهای آسیب‌دیده در محدوده منطقه انجام شده و تلاش‌ها همچنان ادامه دارد تا شرایط زندگی شهروندان به وضعیت قبل بازگردد.

اسدی درباره یکی از تلخ‌ترین صحنه‌هایی که در این ایام با آن مواجه شده است نیز می‌گوید: یکی از تلخ‌ترین لحظات مربوط به حادثه‌ای در بزرگراه شهید لشکری بود. در آن حادثه یکی از شهروندان در حال عبور با خودرو بود که متأسفانه مورد اصابت قرار گرفت و به شهادت رسید. تلفن همراه ایشان مرتب زنگ می‌خورد و تماس از طرف دخترش بود که با عنوان «گل دخترم» در گوشی ذخیره شده بود. پاسخ دادن به آن تماس برای ما بسیار سخت بود و یکی از تلخ‌ترین صحنه‌هایی است که هر وقت به یاد می‌آورم، هنوز هم بغض گلویم را می‌گیرد.

او در ادامه به یکی از خاطرات امیدوارکننده آن روزها نیز اشاره می‌کند و ادامه می‌دهد: در یکی از شب‌ها در بلوار لاله حضور داشتیم؛ مادر و دختری که بسیار مضطرب بودند را دیدیم. تا زمانی که آن‌ها را از محدوده حادثه خارج کردیم و با آرامش به مقصد رساندیم، کنارشان بودیم. آن‌ها وقتی متوجه شدند از شهرداری و ستاد بحران هستیم، احساس آرامش کردند و این امیدواری ها برای ما بسیار ارزشمند است.

انتهای پیام