روز روانشناس(نهم اردیبهشت) فرصتی است تا به این مهم بپردازیم که چرا مردم آن طور که به جسم خود اهمیت میدهند، مراقب سلامت روانشان نیستند و برای آن هزینه نمیکنند.
خدیجه باقرآبادی، روانشناس، به مناسبت روز روانشناس و مشاور، در گفت و گو با ایسنا، با اشاره به اهمیت سلامت روان و توجه به این مقوله، گفت: متاسفانه سلامت روان آنطور که باید و به اندازه سلامت جسم از سوی افراد مورد توجه قرار نمیگیرد.
وی با بیان اینکه خیلی از اختلالات جسمی منشاء روانی دارند، افزود: مواردی داریم که فرد علی رغم مراجعات مکرر به پزشک و انجام آزمایشات متعدد بالینی هیچ دلیلی برای مشکلات جسمی نداشته و مشخص میشود که یک اختلال روان باعث بروز مشکلات جسمی او شده است.
این روانشناس معتقد است، با توجه به تاثیر قابل توجه اختلالات روان بر جسم افراد، نحوه زندگی آنها و حتی زندگی اطرافیان، رسیدگی به این اختلالات شاید حتی از مشکلات جسمی نیز مهمتر باشد.
ماجرای برچسب و چسب زخم!
باقرآبادی با بیان اینکه عوامل متعددی باعث میشود افراد برای اختلالات روان به درمانگر و روانشناس مراجعه نکنند، گفت: ترس از برچسب خوردن یکی از این عوامل بوده و ناشی از عدم آگاهی دقیق مردم است.
وی با بیان اینکه روانشناسان و مشاوران برای افرادی که وارد اتاق درمان میشوند حتی از عنوان «مراجع» استفاده میکنند و نه عنوان «بیمار»، خاطرنشان کرد: مباحثی که در اتاق درمان با مشاور در میان گذاشته میشود محرمانه خواهد ماند و افراد نباید هیچ نگرانی از برچسب خوردن به دلیل مراجعه به روانشناس داشته باشند، ضمن اینکه آنها هیچ کار بد یا نادرستی هم انجام ندادهاند.
به گفته این روانشناس، برخی از افراد نیز از این میترسند که با واقعیت درون خود مواجه شوند و از همین رو از مراجعه به روانشناس خودداری میکنند.
باقرآبادی با بیان اینکه در برخی از موارد افراد میدانند که چه داستانی پشت مشکلات روان آنها وجود دارد و نمیخواهند با آن روبرو شوند، عنوان کرد: این روند مانند این است که فردی یک زخم داشته باشد و روی آن را با چسب زخم بپوشاند، اما حاضر نباشد زیر چسب زخم را نگاه کند و ببیند زخمش چه وضعیتی دارد.
وی کار یک روانشناس را عمیق کردن زخم برای برداشتن عفونت آن دانست و یادآور شد: قطعا برداشتن و درمان یک زخم همراه با درد است، اما برای اینکه عفونت نکند و حتی منجر به قطع عضو نشود، ضروری است. مشکلات روان نیز همینطور است و در برخی موارد افراد در جلسات اول مراجعه به مشاور احساس میکنند حال بدتری دارند، اما به تدریج رو به بهبود خواهند رفت.
وی اظهار کرد: عدم پیگیری یک زخم و مشکل روانی که سطحی باشد میتواند به وخیم شدن آن دامن بزند و از همین رو بسیار ضروری است که افراد از متخصص و مشاور کمک بگیرند.
جای خالی پوشش بیمه برای خدمات روانشناسی و مشاوره
باقرآبادی یکی دیگر از عواملی که باعث شده افراد کمتر سراغ درمانگر و روانشناس بروند را هزینه مراجعه به روانشناس دانست و اظهار کرد: با توجه به اینکه اختلات روان با یک جلسه مراجعه حل نمیشود و نیاز به بررسی جزییترین مسائل و مراجعات مکرر دارد، بسیاری از افراد از پس پرداخت هزینههای آن برنمیآیند.
این روانشناس از جای خالی پوشش بیمه برای خدمات روانشناسی و مشاوره یاد کرد که با وجود چندین سال پیگیری هنوز محقق نشده و عنوان کرد: برخی از نهادها و دستگاهها به صورت مستقل این پوشش بیمه را برای نیروهای خود در نظر گرفتهاند.
وی با بیان اینکه امروز به دلیل تعمیق مشکلات اقتصادی بسیاری از مردم پولی برای رفتن به مشاور و روانشناس ندارند، تاکید کرد: در شرایطی که نیازهای اولیه افراد مانند نیاز به غذا و... تامین نشود، افراد سراغ نیازهای دیگری که مربوط به سلامت روان باشد نمیروند. از اساس کسی که دغدغه مایحتاج اولیه زندگی را دارد و گرسنه است، سراغ روانشناس نمیرود.
مردها کمتر سراغ درمانگران میروند؟
این روانشناس به یکی دیگر از دلایل عدم مراجعه به روانشناس خصوصا بین مردان اشاره کرد و افزود: با توجه به احساس قدرت و مدیریتی که مردان در زندگی دارند، گاهی به اشتباه تصور میکنند که مراجعه به روانشناس و مشاور از میزان قدرت آنها میکاهد.
باقرآبادی با تاکید بر اینکه مراجعه به روانشناس به معنای افت قدرت مردان نیست، یادآور شد: مردان حتی برای کسب شناخت دقیق از جنس مخالف نیاز دارند به مشاور مراجعه کنند. در بسیاری از موارد عدم شناخت کافی از جنس مقابل و سوءتفاهمها باعث بروز مشکلات بین زوجین و افزایش آمار طلاق میشود و استفاده از ظرفیت مشاوران میتواند به این مشکل کمک کند.
وی اضافه کرد: باید این نکته را بدانیم که هیچکس دانش و تخصص کافی برای حل همه مسائل را ندارد و حتی پزشکان نیز برای درمان بیماریهای خود به پزشک یا جراح دیگری مراجعه میکند و هیچ پزشکی نمیتواند خود را جراحی کند، از همین رو حتی اگر مردان در حوزههای مختلف نیز آگاهی و دانش کافی داشته باشند، در برخی موارد نیاز به کمک گرفتن از مشاور دارند.
این روانشناس به این مهم نیز اشاره کرد که افراد در بسیاری از موارد نمیتوانند مسائل زندگی خصوصی خود را با خانواده، اطرافیان و دوستان در میان بگذارند و از همین رو ضرورت دارد از مشاور و درمانگر کمک بگیرند.
افسردگی، وسواس و اضطراب در صدر اختلالات روان
باقرآبادی در ادامه از افزایش موارد اختلال روان به دلیل مشکلات متعدد یاد کرد و گفت: فشارهای اقتصادی و ناتوانی مردم از تامین نیازهای خود و افراد خانواده یکی از مهمترین مواردی است که هم به اختلالات روان دامن میزند و هم از سوی دیگر مانعی برای مراجعه افراد به مشاور به دلیل ناتوانی از پرداخت هزینه درمان است.
وی خاطرنشان کرد: شرایط اخیر کشور، خصوصا شرایط جنگ و آسیبهایی که به افراد وارد شد نیز به اختلالات روان دامن زده و اگرچه ورود جدی از سوی نهادهای مرتبط از جمله سازمان نظام روانشناسی و بهزیستی صورت گرفت، اما کافی نبوده است.
به گفته این روانشناس، به طور معمول در جامعه اختلالاتی از قبیل وسواس، افسردگی و اضطراب در صدر اختلالات روان قرار دارند و گاهی باعث مشکلات روان دیگر هم میشوند. در عمده موارد دو اختلال افسردگی و وسواس با یکدیگر همپوشانی دارند.
خطری به نام روانشناسان زرد!
موضوع دیگری که باقرآبادی به آن اشاره کرد حضور روانشناسان زرد در جامعه بود که برخی از آنها دانش و تخصص کافی ندارند و گفت: وقتی هزینههای روانشناسی برای مردم زیاد باشد، سراغ روشهای جایگزین میروند که روانشناسی زرد از جمله این روشها است. روانشناسان زرد افرادی هستند که تنها به لایههای سطحی مشکلات روان افراد میپردازد و کاری به درمان تخصصی و عمیق ندارند.
وی با بیان اینکه در بیشتر موارد روانشناسان زرد حرفهایی میزنند که برای مردم خوشایند است اما مشکل آنها را درمان نمیکند، اظهار کرد: استفاده از نظرات این افراد ممکن است با ارائه درمانهای غیرتخصصی، به بدتر شدن وضعیت افراد منجر شود.
این روانشناس از اینکه برخی از روانشناسان زرد نسخه واحدی برای همه افراد بدون اینکه شناخت دقیقی از شرایط آنها داشته باشند ارائه میدهند، گفت: مثلا به افراد میگویند که بدوند، موسیقی گوش کنند و یا آدمهای سمی را از زندگی خود کنار بگذارند، در حالیکه در برخی موارد افرادی که با آنها دچار مشکل هستیم همسر و فرزند ما هستند و نمیتوانیم آنها را به راحتی کنار بگذاریم و یا حتی در برخی موارد ممکن است خود ما افراد سمی باشیم و نیاز به درمان داشته باشیم.
هر تحصیلکرده روانشناسی، روانشناس نیست
وی در ادامه اشارهای هم به سختی کار مشاوران و درمانگران داشت و افزود: کسانی که در سنگر سلامت روان کار میکنند با لایههای پنهانی از جامعه و مسائل مراجعین مواجه میشوند که شاید تنها در اتاق یک درمانگر شنیده شود و تحمل خاصی نیاز دارد.
این روانشناس از آمار قابل توجه تصحیلکردگان حوزه روانشناسی نیز یاد کرد و ادامه داد: هر فردی که روانشناسی خوانده باشد، روانشناس نیست. حتی اخذ مجوز از نهادهای مربوطه از جمله بهزیستی و سازمان نظام روانشناسی نیز کافی نیست و افراد برای اینکه بتوانند یک درمانگر باشند حتما باید در کارگاههای تخصصی متعدد شرکت کنند، تحقیق و مطالعه داشته باشند و دانش خود را ارتقاء دهند.
به گفته باقرآبادی، تعداد قابل توجه افراد تحصیل کرده در حوزه روانشناسی از یکسو و تعداد کم مراجعین از سوی دیگر باعث شده افراد نتوانند آنطور که باید روی درآمد روانشناسی تکیه کنند.
انتهای پیام
