به گزارش ایسنا، بعد از آسیبهای جدی به صنعت فولاد و پتروشیمی در جریان جنگ تحمیلی اخیر اتاق های فکر سیاستگذاری در دولت و بخش خصوصی تشکیل شد تا هر راهکارهایی را برای حل این مسئله بیاندیشند. یکی از این راهکارها ظرفیت های بازار سرمایه برای کمک به بازسازی و احیاء این دو صنعت حیاتی بود.
کارشناسان معتقدند بازار سرمایه، بر خلاف سیستم بانکی که عمدتا منابع کوتاه مدت و با نرخ سود دستوری ارائه میدهد، بستر مناسبی برای تأمین مالی بلندمدت و پروژه محور فراهم میکند. از جمله قابلیتهای کلیدی آن میتوان به انتشار اوراق مالی اسلامی اشاره کرد که انواع مختلفی دارد.
از سوی دیگر تاسیس صندوق حمایتی بازآفرینی فولاد میتواند مسیر بازسازی صنایع آسیبدیده از جمله صنعت فولاد را تسهیل کند؛ موضوعی که همزمان با درخواست مشابه فولاد مبارکه اصفهان وارد مرحله پیگیری جدی شده است.
این در حالی است که فعلان صنفی صنعت فولاد، تامین مالی برای بازسازی صنایع آسیب دیده از طریق بازار سرمایه و صندوقهای حمایتی را مناسب ترین راه می داند که می تواند در تسریع بازسازی صنایع آسیب دیده از جنگ از جمله فولاد مبارکه کمک شایانی کند، چراکه این صنایع در شرایطی نیاز به بازسازی دارند که درآمد آنها از محل فروش محصولات به دلیل تخریب تجهیزات بهشدت کاهش یافته است.
البته باید به این نکته توجه کرد که پس از جنگ، ارزیابی دقیق میزان آسیب به تأسیسات معمولا دشوار است و بازار سرمایه ماهیتا به اطلاعات شفاف و قابل اتکا نیاز دارد. برآوردهای خسارت غیرواقعی یا ناقص، اعتماد سرمایه گذاران را خدشه دار میکند. دوم آنکه سرمایه گذاران نهادی و خرد در شرایط پسا جنگ، با ریسک بازگشت مجدد درگیریها، تحریم های بین المللی و توقف پروژه ها مواجه هستند که این امر تمایل به سرمایه گذاری بلندمدت را به شدت کاهش میدهد. سوم آنکه در اقتصادهای جنگ زده، بازار ثانویه اوراق بهادار معمولا دچار رکود و نقدشوندگی پایین است که مانع از فروش سریع اوراق توسط سرمایه گذاران میشود.
سهیلا نقیپور - کارشناس و تحلیلگر بازار سرمایه - در گفتوگو با ایسنا، در این خصوص و امکان تامین مالی صنایع فولاد و پتروشیمی از مسیر بازار سرمایه معتقد است پاسخ مثبت اما مشروط است. امکان تأمین مالی وجود دارد، اما نه به تنهایی و نه در کوتاه مدت. تجربه کشورهایی که با صحنههای مشابه مواجه بودهاند نشان میدهد که بازار سرمایه تنها در صورتی کارآمد خواهد بود که دولت تضمین حاکمیتی و پشتوانه بودجهای برای بازپرداخت نه اوراق فراهم آورد، قوانین موقت و ویژه بازسازی همچون معافیتهای مالیاتی بلندمدت برای سرمایهگذاری در مناطق آسیب دیده به تصویب برسد، و نهادی مستقل تحت عنوان صندوق بازسازی صنایع راهبردی تشکیل شده و فرآیند انتشار اوراق و جذب سرمایه را با نظارت کارشناسان مجرب مدیریت کند.
به گفته نقیپور، در مجموع، بازار سرمایه نقشی مکمل اما غیرقابل انکار در احیای صنایع فولاد و پتروشیمی پس از جنگ ایفا میکند. این بازار با ابزارهایی نظیر اوراق مالی اسلامی، افزایش سرمایه از طریق سهام و صندوقهای پروژه، ظرفیت تأمین مالی بلندمدت را دارد. با این حال، موفقیت آن منوط به شفافیت اطلاعاتی، کاهش نااطمینانی های امنیتی و سیاستی، و حمایت مستقیم دولت در قالب تضامین و مشوق های مالیاتی است. بدون این پیش نیازها، بازار سرمایه به تنهایی قادر به جبران خسارات گسترده جنگ نخواهد بود و ناگزیر باید ترکیبی از منابع بودجهای دولتی، کمکهای بین المللی و تأمین مالی مردمی از طریق همین بازار به کار گرفته شود.
همچنین زهرا عرب در گفتوگو با ایسنا، درباره شیوه هایی که بازار سرمایه میتواند به احیاء صنایع فولادی و پتروشیمی کمک کند، عنوان کرد: در شرایط کنونی اقتصاد کشور و نیاز مبرم به بازسازی زیرساختهای حیاتی، بازار سرمایه می تواند به عنوان موتوری برای هدایت نقدینگی به سوی صنایع کلیدی اقتصادی، یعنی فولاد و پتروشیمی، عمل میکند تا چرخه تولید و صادرات دوباره روی ریلِ خود بیفتد.
به گفته او، آسیب دیدن این شرکتها تولید را کم میکند، صادرات دچار اختلال میشود، هزینهها بالا میرود و همه چیز در نهایت خودش را به سود و سپس قیمت سهم نشان میدهد. برای کسی که از قبل سهامدار است، دیدن افت قیمت و ناتوانی در فروش منطقی، به ویژه وقتی بازار طوری رفتار میکند که مجبور میشود سهم خود را حتی با نصف ارزش معامله کند دردناک است.
همچنین فروش اوراق تبعی میتواند در چنین شرایطی مثل یک مسکن عمل کند. اینکه سهامدار با خرید این اوراق این حق را بدست می آورد که سهم را با یک قیمت مشخص میتواند بفروشد حتی اگر بازار در مسیر ریزش حرکت کند در اتفاقات حساس مثل روزهای بیاعتمادی شدید یا شوکهایی از جنس جنگ. وقتی همه دنبال خروجاند و فروشندهها زیاد میشوند، همین سازوکار میتواند برای سهامداری که گیر افتاده، به یک مسکن روانی و مالی تبدیل شود. نتیجه مستقیم هم این است که چون سهامدار خیالش راحتتر است، کمتر میفروشد؛ پس فشار فروش کاهش پیدا میکند و روند سقوط سهم، فرصت نفس کشیدن مییابد.
انتهای پیام
