حبیب آرین در گفتوگو با ایسنا، اظهار کرد: نشست تاریخی دونالد ترامپ و شی جینپینگ در اردیبهشت ۱۴۰۵، دیدار مهمی است که به نظر میرسد بیش از آنکه برای حل اختلافات باشد، برای مدیریت یک رقابت دائمی و جلوگیری از تبدیل آن به یک جنگ تمامعیار طراحی شده است. در حالی که ترامپ با اتکا به برتری نظامی در اقیانوسها و اشراف بر گلوگاههای انرژی پا به میدان میگذارد، شی جینپینگ با در دست داشتن کلید زنجیرههای تامین جهانی و حاکمیت مطلق بر منابعی که نبض فناوری سبز و صنایع دفاعی غرب به آنها وابسته است، در برابر او میایستد.
او افزود: این دیدار، نبرد میان قدرت تهاجمی آمریکا و قدرت نرم ساختاری چین است؛ جایی که واشنگتن برای چرخاندن چرخ صنایعش به کانیهای کمیاب پکن نیاز دارد و پکن برای تداوم رشد خود، نیازمند ثبات در جریان انرژی است.
نبرد هوش مصنوعی در دو راهی قدرت محاسباتی و نفوذ عملیاتی
آرین با تاکید بر اینکه در جبهه فناوری، رقابت به نقطهای رسیده است که دیگر تنها با تحریم نمیتوان آن را مدیریت کرد گفت: ایالات متحده اگرچه با برتری ۱۰ برابری در توان محاسباتی و در اختیار داشتن طراحی پیشرفتهترین تراشهها، صدرنشین دنیای هوش مصنوعی است، اما چین با هوشمندی تمام، زمین بازی را به سمت «کاربرد انبوه» تغییر داده است. مدلهای چینی با تکیه بر غولهای ابری خود، هم اکنون در زمینه ثبات دادهها و تولید حجم عظیم توکنهای مصرفی از رقبای آمریکایی پیشی گرفتهاند. غیبت مدیران ارشد شرکتهای تراشه سازی پیشرفته در هیئت همراه ترامپ نشان میدهد که آمریکا همچنان بر حفظ «فاصله استراتژیک» پافشاری میکند، اما در مقابل، چین با سرمایهگذاری سنگین روی معماریهای بومی و هوش مصنوعی کاربردی، نشان داده است که میتواند حتی در فضای تحریم، مسیرهای موازی و قدرتمندی را برای حاکمیت دیجیتال خود ترسیم کند.
تنگه هرمز؛ میدان نبرد انرژی و امنیت ملی
او با بیان اینکه تنگه هرمز در این معادله، نقطه ضعف استراتژیک چین و در عین حال اهرم فشار اصلی ترامپ است تصریح کرد: وابستگی حدود ۴۰ درصدی چین به نفت خاورمیانه که بخش بزرگی از آن از این آبراه و از مبدأ ایران تأمین میشود، به واشنگتن این فرصت را داده است تا امنیت انرژی چین را به رفتار سیاسی این کشور گره بزند. ترامپ به دنبال آن است که ثابت کند عبور بی خطر نفتکشهای چینی از هرمز، امتیازی است که پکن باید بهای آن را با مهار تهران بپردازد.
این پژوهشگر بازارهای مالی اضافه کرد: با این حال، چین نیز بدون انتخاب نیست؛ پکن با توسعه مسیرهای موازی نظیر خط لولههای زمینی از روسیه و آسیای میانه و همچنین سرمایهگذاری در ذخایر استراتژیک، سعی دارد اثرپذیری خود را از شوکهای دریایی کاهش دهد. این نشست شاهد چانه زنی سنگینی خواهد بود که در آن پکن تلاش میکند بدون واگذاری کامل نفوذ خود در خاورمیانه، تضمینهای لازم برای امنیت جریان انرژی را از ترامپ دریافت کند.
سلاح خاموش پکن در جنگ مواد معدنی
آرین ادامه داد: اگر تایوان قلب تپنده صنایع دیجیتال باشد، مواد معدنی کمیاب چین، خون در رگهای این صنایع هستند. شی جینپینگ در این مذاکرات از اهرمی استفاده میکند که میتواند صنایع هوایی و دفاعی آمریکا را به زانو درآورد. کنترل بیش از ۸۰ درصدی چین بر فرآوری عناصر حیاتی نظیر گالیم و گرافیت، به معنای آن است که هرگونه فشار بیش از حد ترامپ در پروندههای نظامی تایوان، میتواند با قطع صادرات این مواد پاسخ داده شود. این وابستگی متقابل یک «موازنه وحشت» ایجاد کرده است؛ چرا که آمریکا بدون این مواد نمیتواند جنگندهها و رادارهای خود را بسازد و چین نیز بدون دسترسی به بازارهای مالی و فناوریهای سطح بالای آمریکا، در مسیر رشد خود با مانع رو به رو میشود. این پارادوکس، هر دو طرف را مجبور به پذیرش نوعی «همزیستی مسلحانه» کرده است.
بویینگ و بازسازی پیوندهای اقتصادی در عصر تعرفهها
آرین عنوان کرد: در لایه تجاری، ترامپ با پیشنهاد وسوسهانگیز خرید ۵۷۷ فروند هواپیمای بویینگ، سعی دارد اژدهای چینی را به سمت یک معامله سوق دهد. این قرارداد که میتواند بویینگ را از ورشکستگی نجات داده و هزاران شغل در آمریکا ایجاد کند، در واقع «هویج» ترامپ در برابر «چماق» تحریمهاست. حضور نمادین رهبران بزرگ دنیای تجارت نظیر ایلان ماسک، به پکن یادآوری میکند که همکاری با آمریکا همچنان پرسودترین مسیر برای غولهای فناوری چین است.
به گفته او، پکن در این بخش از مذاکرات با کارتی بازی میکند که ترامپ به آن نیاز مبرم دارد: «ثبات بازار داخلی چین برای شرکتهای آمریکایی». شی جینپینگ میداند که ترامپ برای پیروزی در کارزارهای داخلی به این موفقیتهای اقتصادی نیاز دارد و از این نیاز برای تعدیل تعرفههای خودروهای برقی و محصولات تکنولوژیک چین استفاده خواهد کرد.
افق مه آلود مذاکرات؛ معامله یا بنبست راهبردی
آرین در جمع بندی صحبت هایش تصریح کرد: در نهایت، خروجی این نشست میان دو مسیر کاملاً متفاوت در نوسان خواهد بود. سناریوی خوشبینانه، دستیابی به یک «تفاهمنامه موازنه» است که در آن چین فشار بر بازارهای انرژی را مدیریت کرده و در مقابل، ترامپ محدودیتهای تراشههای میانرده و قراردادهای هوایی را تسهیل میکند. اما در سناریوی دوم، پافشاری بر خطوط قرمز بهویژه در حوزه هوش مصنوعی و امنیت مرزهای آبی، میتواند منجر به یک «گسست مدیریت شده» شود؛ وضعیتی که در آن دو ابرقدرت با پذیرش جدایی تدریجی، خود را برای تقابلی طولانیتر آماده میکنند. آنچه در پکن رخ میدهد، نه لزوماً پایان اختلافات، بلکه تعیین قواعد جدید بازی برای دههای است که آرایش ژئوپلتیک دستخوش تغییر است.
انتهای پیام
