رضا امیرزاده ۲۸ اردیبهشت در حاشیه آئین بزرگداشت روز خیام در گفتوگو با ایسنا با انتقاد از کمتوجهی جدی به معرفی شاعران بزرگ ایرانی از جمله خیام، عطار، سعدی و ... به نسل جوان بیان کرد: تداوم این روند میتواند شکاف عمیقتری میان نسل جدید و ریشههای فکری و فرهنگی ایران ایجاد کند.
امیرزاده با اشاره به جایگاه جهانی خیام اظهار کرد: واقعیت این است که ما در شناساندن شاعرانی چون خیام، عطار، حافظ و مولانا به جوانان موفق نبودهایم. این ناکامی امروز به وضوح خود را نشان میدهد؛ گرچه نسل امروز با نامها و جریانهای فرهنگی جهانی به خوبی آشناست، اما ارتباط اندکی با مفاخر ادبی سرزمین خود دارند.
این فعال ادبی با تأکید بر چندبعدی بودن شخصیت حکیم عمر خیام افزود: خیام تنها شاعر رباعیسرا نیست. او فیلسوف، ریاضیدان و اندیشمندی ژرفاندیش است که آثارش مملو از مفاهیم هستیشناسانه، پرسش درباره مرگ و زندگی، زمان و سرنوشت انسان است. با این حال، این مفاهیم عمیق کمتر به زبان امروز برای جوانان تبیین شده و همین موضوع باعث شده خیام برای نسل جدید به شخصیتی دور و انتزاعی تبدیل شود.
وی با بیان اینکه فاصله گرفتن جوانان از ادبیات کلاسیک بیش از آنکه ناشی از بیعلاقگی باشد، ریشه در ضعف در شیوه ارائه و انتقال این گنجینه فکری دارد، خاطرنشان کرد: ذائقه فرهنگی نسل امروز تغییر کرده است.
امیرزاده گفت: بسیاری از جوانان نام خوانندگان غربی را میشناسند، اشعار ترانههای خارجی را حفظ هستند و با جریانهای موسیقایی جهان ارتباط برقرار کردهاند اما در مقابل، آشنایی آنها با خیام یا عطار نیشابوری بسیار محدود است. این مسئله تقصیر جوانان نیست؛ نتیجه کوتاهی ما در آموزش، رسانه و تولید محتوای جذاب و بهروز است.
وی تأکید کرد: ادبیات کلاسیک فارسی، برخلاف تصور رایج، نه تنها کهنه و دور از زندگی امروز نیست، بلکه سرشار از مفاهیمی است که با دغدغههای نسل جوان همراستاست.
این فعال حوزه ادبیات ادامه داد: خیام از تردید، پرسشگری و لذت آگاهانه از زندگی سخن میگوید؛ عطار مسیر خودشناسی و سلوک درونی را در قالب تمثیل روایت میکند. اینها دقیقاً همان مسائلی است که جوان امروز با آن یعنی بحران معنا، اضطراب، سردرگمی و پرسش از آینده درگیر است؛ اما این مفاهیم اغلب در قالبهای خشک آموزشی یا محدود به کتابهای درسی ارائه میشود.
امیرزاده، اظهار کرد: وقتی ادبیات به تجربهای زنده و معنادار تبدیل نشود، طبیعی است که مخاطب جوان به سمت محتوایی برود که سادهتر، جذابتر و متناسب با فضای رسانهای روز باشد.
وی با انتقاد از نظام آموزشی گفت: در مدارس و دانشگاهها بیشتر به حفظ کردن ابیات و اطلاعات تاریخی بسنده میشود و کمتر به معنا، فلسفه و ارتباط اشعار با زندگی امروز پرداخته میشود. وقتی دانشآموز درک نکند که خیام چه نسبتی با مسائل ذهنی و اجتماعی او دارد، ارتباطش با این آثار قطع میشود.
وی با بیان اینکه آموزش ادبیات باید از چارچوب امتحانمحور خارج شده و به فضایی برای گفتوگو، پرسش و تفسیر تبدیل شود، در انتقاد از کمکاری در حوزه هنر معاصر افزود: ما از ظرفیت شاعران کلاسیک در تولید آثار هنری امروز استفاده کافی نکردهایم در حالی که میتوان اشعار خیام و عطار را در قالب موسیقی، تئاتر، فیلم، پادکست و محتوای دیجیتال بازآفرینی کرد، اغلب به بزرگداشتهای رسمی و مراسمهای محدود بسنده شده است.
این کارشناس زبان و ادب فارسی با اعلام اینکه این برنامهها معمولاً مخاطبانی خاص دارند و کمتر میتوانند جوانان را بهطور گسترده جذب کنند، تصریح کرد: جوان امروز در معرض حجم عظیمی از محتوای جهانی قرار دارد. اگر نتوانیم ادبیات خودمان را به شکلی جذاب و رقابتپذیر ارائه دهیم، میدان را به جریانهای فرهنگی وارداتی واگذار خواهیم کرد. این به معنای نفی آشنایی با فرهنگ جهانی نیست، بلکه تأکید بر شناخت همزمان جهان و ریشههای فرهنگی خودمان است.
وی اظهار کرد: خیام و عطار فقط متعلق به گذشته نیستند؛ اندیشههای آنها میتواند به جوان امروز در مواجهه با بحرانهای روحی و فکری عصر مدرن کمک کند، به شرط آنکه این اندیشهها به زبان امروز ترجمه شوند.
این فعال حوزه ادبیات با تأکید بر مسئولیت جمعی گفت: نظام آموزشی، رسانهها، نهادهای فرهنگی، هنرمندان و حتی خانوادهها در این زمینه نقش دارند. اگر از کودکی شعر و ادبیات به عنوان تجربهای لذتبخش معرفی شود، ارتباط نسل جوان با آن عمیقتر خواهد شد.
امیرزاده خاطرنشان کرد: روز خیام باید بهانهای برای بازنگری جدی در شیوه مواجهه ما با ادبیات کلاسیک باشد. اگر در معرفی شاعرانی چون خیام و عطار ناکام بودهایم، باید به جای گلایه از جوانان، زبان، روش و ابزارهای خود را اصلاح کنیم.
وی گفت: ادبیات فارسی هنوز توان گفتوگو با جوان امروز را دارد؛ به شرط آنکه ما راه این گفتوگو را پیدا کنیم.
انتهای پیام
