طاهره الهی شامگاه روز سهشنبه ۲۹ اردیبهشت در دومین سلسله میزگرد علمی به مناسبت هفته ملی جمعیت و هفته ملی ازدواج جوانان که به همت اداره کل ورزش و جوانان و معاونت فرهنگی جهاد دانشگاهی استان زنجان برگزار شد با بیان اینکه افزایش سن ازدواج در دهههای اخیر ناشی از مجموعهای از نگرانیهای فردی و خانوادگی است، اظهار کرد: میانگین سن ازدواج برای مردان در جامعه ما به حدود ۳۰ سال و برای زنان به بالای ۲۵ سال رسیده است. این تأخیر لزوماً ناشی از کاهش تمایل به ازدواج نیست، بلکه تردید در نحوه انتخاب، تشکیل خانواده و مدیریت چالشهای آینده باعث افزایش احتیاط جوانان شده است.
او افزود: در کنار دغدغههای فردی مانند مسئولیتپذیری، استقلال اقتصادی و توانایی اداره زندگی، خانوادهها نیز نسبت به وضعیت اقتصادی، آسیبهای اجتماعی و تجربه ازدواجهای ناموفق در جامعه مضطرب شدهاند. سبک فرزندپروری حمایتی افراطی در نسل جدید نیز خانوادهها را نگران میکند و آنها تصور میکنند باید تمام مسیر ازدواج را برای فرزندان هموار کنند.
عضو هیأت علمی دانشگاه زنجان، مهمترین نقش خانوادهها را ایجاد آمادگی برای ازدواج دانست و توضیح داد: بخش مهمی از این آمادگی، شناختی است. اینکه جوان انتظارات واقعبینانه از زندگی مشترک داشته باشد، نه انتظارات رمانتیک و غیرواقعی. والدین از طریق شیوههای تربیتی و تعامل همسران با یکدیگر، الگوی ازدواج را برای فرزندان میسازند؛ الگویی که میتواند واقعبینانه یا نگرانکننده باشد.
الهی در بخشی از سخنان خود به نظریه سیستمی بوئن و مفهوم مرزهای روانی در خانواده اختصاص داد و گفت: خانواده یک سیستم است و نقشها باید بهدرستی تعریف شود. اگر مرزهای روانی بین نقشها مشخص نباشد، جایگاهها آشفته میشود و این آشفتگی مستقیماً بر استقلال، تصمیمگیری و آمادگی ازدواج جوان اثر میگذارد.
عضو هیات علمی دانشگاه زنجان به سه الگوی رفتاری در خانوادهها اشاره کرد و گفت: در خانوادهها حمایت و صمیمیت همراه با احترام به حریم فردی وجود دارد. والدین مشورت میدهند، اما کنترلگر نیستند. جوانانی که در چنین خانوادههایی رشد میکنند، استقلال شناختی و عاطفی دارند، تصمیمگیری مستقل را آموختهاند و گرایش مثبت و سالمی به ازدواج دارند.
او گفت: دومین الگوی خانوادههای درهم تنیده است و در این خانوادهها صمیمیت ظاهری بسیار زیاد است اما مرزها از بین رفتهاند. والدین کنترلگر و دخالتگرند و فرزندان توانایی نه گفتن و تصمیمگیری مستقل ندارند. وابستگی شدید و احساس گناه مانع ازدواج میشود یا تصمیمهای عجولانه و هیجانی رقم میزند.
وی ادامه داد: سومین الگو خانوادههای گسسته است در این خانوادهها فاصله عاطفی زیاد است، مرزها بسیار قطورند و افراد بیشتر شبیه همخانهاند تا اعضای یک خانواده. جوانانی که در این فضا رشد میکنند نیازهای عاطفی برآورده نشده دارند و ممکن است در ازدواج به دنبال جایگزین عاطفی برای والدین باشند، نه یک شریک زندگی متناسب.
الهی تأکید کرد: شیوه تعامل والدین، نوع توجه به نیازهای فرزندان، دامنه اختیار در سنین مختلف و الگوهای رفتاری والدین، همگی بهتدریج شخصیت و توانمندیهای لازم برای انتخاب همسر و ورود به زندگی مشترک را شکل میدهد.
او در ادامه گفت: اگر خانوادهها بتوانند مرزبندی سالم، حمایت همراه با احترام و الگوی گفتوگو را در خانه ایجاد کنند، بسیاری از نگرانیها درباره تأخیر در ازدواج جوانان کاهش خواهد یافت، زیرا آنان با بلوغ شناختی و عاطفی لازم پا به زندگی مشترک میگذارند.
انتهای پیام

