سفر ما از مشهد آغاز شد؛ حرکتی با عنوان «سفر به قلب تمدن کاریزی» که بهعنوان نخستین برنامه از سلسله سفرهای معرفی ظرفیتهای گردشگری خراسان رضوی طراحی شده بود. هدف این برنامه، بازدید بخشی از بناهای تاریخی و ظرفیتهای فرهنگی استان و همچنین توسعه گردشگری ورودی به ایران بود؛ سفری ویژه فعالان، پژوهشگران، راهنمایان گردشگری و تولیدکنندگان محتوا تا از نزدیک با بخشی از میراث تاریخی و فرهنگی شرق ایران آشنا شوند.
نخستین مقصد این سفر، چهارطاقی سنگی موسوم به «آتشکدۀ بازۀ هور» در رباط سفید بود؛ بنایی که در فاصله ۷۵ کیلومتری مشهد قرار دارد و از کهنترین آثار تاریخی خراسان رضوی به شمار میرود. این بنا آغازگر روایت سفری شد که قرار بود ما را با لایههایی از تاریخ، فرهنگ و زندگی در شرق ایران آشنا کند. آتشکدهای که سکوت کوهستانی اطرافش، قدمت و رازآلودگی آن را بیشتر به رخ میکشید.
رضا رضوانی، راهنمای گردشگری درباره پیشینه این بنا، اظهار کرد: خراسان در دوران پیش از اسلام یکی از کانونهای مهم آیین زرتشتی بوده و آثار متعددی از آتشکدهها در این منطقه دیده میشود. در منابع تاریخی از سه آتشکده بزرگ ایران نام برده شده که یکی از آنها آذر برزین مهر بوده است؛ آتشکدهای که محل دقیق آن میان نیشابور، ریگان و محدوده رباط سفید مورد بحث پژوهشگران قرار گرفته است.


وی ادامه داد: معماری این مجموعه، شباهت زیادی به سبک معماری پارتی یا اشکانی دارد؛ سبکی که در دوره اشکانی شکل گرفت و در دوره ساسانی تکامل یافت. در این شیوه، طاق و گنبد دو عنصر اصلی هستند. بیشتر آتشکدههای ایران نیز به شکل چهارطاقی ساخته میشدند؛ یعنی چهار پایه اصلی که گنبدی بر فراز آنها قرار گرفته و آتش مقدس در فضای مرکزی نگهداری میشده است.
این راهنمای گردشگری ادامه داد: کاوشهای باستانشناسی اخیر نشان میدهد این محوطه تنها یک بنای منفرد نبوده و مجموعهای از سازههای آیینی در آن وجود داشته است. در حفاریهای انجام شده، بقایای معماری و گچبریهایی کشف شده است که از جمله آنها میتوان به نقش یک بانوی ساسانی اشاره کرد.
مجموعه فرهنگی تاریخی قطبالدین حیدر؛ از شاهکارهای هنری و معماری تا موزه مردمشناسی
پس از ترک این آتشکده، به سمت تربتحیدریه حرکت کردیم؛ شهری که نامش بیش از هر چیز با زعفران و ابریشم گره خورده است؛ همان طلای سرخ و سفیدی که شهرت جهانی دارند. پیشینه سکونت در این منطقه به حدود ۸ هزار سال میرسد و آثار تاریخی فراوانی از دورههای مختلف در آن دیده میشود. یکی از مهمترین مجموعههای تاریخی این شهر، مجموعه فرهنگی تاریخی قطبالدین حیدر بود؛ عارفی نامدار از قرن ششم و هفتم هجری که نام شهر نیز از این عارف گرفته شده است.
علی محمدی، رئیس اداره میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی شهرستان تربت حیدریه با بیان اینکه در ابتدا بر مزار این عارف برجی مقبرهای ساخته شده که قدمتش به دوره ایلخانی و تیموری میرسد، گفت: در دورههای بعدی بهویژه در دوره صفوی و قاجار، بخشهای دیگری مانند مسجد جامع، چلهخانه و رباط طبسی به این بنا افزوده شده است. فضای مقبره قطبالدین حیدر دارای تزئینات نقاشی بسیار منحصربهفردی از دوران تیموری و صفویه است. تزئیناتی شاخص در سقف، دیوارهای مزار و در چوبی نفیس ورودی مزار از شاهکارهای هنری و معماری این مجموعه به شمار میرود.



در میان بناهای این مجموعه، رباط طبسی جلوه خاصی داشت؛ کاروانسرایی متعلق به دوره قاجار که به همت محمدابراهیم طبسی ساخته شده است. این رباط پس از مرمت، اکنون به مجموعهای گردشگری تبدیل شده و بخشی از آن نیز به موزه مردمشناسی اختصاص یافته است. در این موزه میتوان با مشاغل سنتی منطقه، بهویژه حرفههای مرتبط با صنعت ابریشم و بافندگی آشنا شد.
در گوشهای دیگر از تربتحیدریه، فضای متفاوتی توجه ما را جلب کرد؛ کارگاه سیریشکوبی که در کاروانسرایی به نام رباط علیا قرار داشت. محمدی درباره این اثر گفت: در گذشته حدود ۹ کارگاه از این نوع در تربتحیدریه وجود داشته اما امروز تنها همین نمونه باقی مانده است. در این کارگاه، ریشه گیاه سیریش یا ساج در سه مرحله و با استفاده از سه سنگ متفاوت آسیاب میشده؛ ابتدا بهصورت درشت، سپس نرمتر و در مرحله آخر کاملاً به شکل آرد درمیآمده است. این کارگاه تا حدود ۳۰ سال پیش همچنان فعال بوده اما اکنون به عنوان موزهای تخصصی نگهداری میشود.
پس از گشتی در تربتحیدریه، مسیرمان را به سوی شهرستان گناباد، شهری با پیشینهای چند هزار ساله که پژوهشهای باستانشناسی، از جمله مطالعات پروفسور شهریار عدل، قدمت سکونت در این منطقه را حدود ۵ هزار سال برآورد کرده است، ادامه دادیم.
علیرضا شناسایی، باستان شناس بازنشسته میراث فرهنگی شهرستان گناباد با بیان اینکه نام این شهر در متون تاریخی به شکلهای مختلفی مانند «گنابد» و «کنآباد» آمده است، اظهار کرد: برخی پژوهشگران معتقدند واژه کنآباد به معنای جایی است که بسیار کنده شده و به فراوانی قناتها در این منطقه اشاره دارد. در گناباد، نخست سری به مدرسه نجومیه زدیم؛ بنایی متعلق به دوره صفوی که امروزه به موزه مردمشناسی تبدیل شده و در هر گوشه از موزه، بخشی از زندگی و حرفههای قدیمی مردم منطقه به نمایش گذاشته شده است.
شناسایی درباره این بنای تاریخی توضیح داد: این مدرسه به دلیل حضور منجمانی مانند ملا مظفر گنابادی و فرزندانش که در دوره صفوی با دربار شاه عباس همکاری داشتند، به «مدرسه نجومیه» شهرت یافته است. این بنا در دوره قاجار نیز به عنوان حوزه علمیه مورد استفاده بوده و بعدها به میراث فرهنگی واگذار شده است.
در کنار مدرسه نجومیه، مسجد جامع گناباد قرار داشت؛ مسجدی وسیع با معماری چشمگیر که ایوانها و شبستانهای متعددی آن را دربر گرفته بود. شناسایی درباره این اثر باستانی گفت: بررسیهای باستانشناسی نشان میدهد پیش از تبدیل شدن این بنا به مسجد، احتمالاً معبدی متعلق به دوره ساسانی بوده است.


در بخشهای مختلف مسجد، کتیبههای قدیمی و ارزشمندی به چشم میخورد که شامل آیات قرآن، اذکار و نام معمار بنا بود. یکی از ویژگیهای جالب مسجد، محراب آن بود که اطرافش با نقشهای گل نیلوفر تزئین شده بود؛ نقشی که به گفتۀ شناسایی، ریشه در نمادهای ایران باستان دارد و به دوره ساسانی باز میگردد.
قنات قصبه گناباد؛ شاهکاری از مهندسی در دل کویر
اما شاید شگفتانگیزترین بخش سفر ما، بازدید از قنات قصبه گناباد بود؛ شاهکاری از مهندسی آب در دل کویر. این قنات که در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شده، یکی از قدیمیترین و عمیقترین قناتهای جهان به شمار میرود. برای بازدید از قنات، پس از طی کردن مسیری، به تونلی رسیدیم که برای ورود گردشگران آماده شده بود.
باستان شناس بازنشسته میراث فرهنگی شهرستان گناباد با بیان اینکه این شاهکار مهندسی توسط افرادی به نام مقنی حفر شده است، اضافه کرد: مُقَنیها استادکارانی بودهاند که با وجود نداشتن ابزارهای مدرن، با شناخت دقیق و محاسبه شیب زمین، توانستهاند آب را از دل کوهپایهها به دشتهای خشک هدایت کنند و زمینۀ شکلگیری تمدن در این سرزمین کویری را فراهم آورند.


وی درباره مشخصات قنات قصبه اظهار کرد: این قنات که مربوط به دوره هخامنشیان است، طولی حدود ۳۳ کیلومتر دارد و نزدیک به ۴۷۰ حلقه چاه در مسیر آن حفر شده است. عمق مادرچاه قنات در برخی نقاط به حدود ۳۰۰ متر میرسد که تقریباً با ارتفاع برج ایفل برابری میکند.
مقصد بعد، روستای ریاب در نزدیکی گناباد بود. ریاب که به معنای «محل جاری شدن آب» است، با هویت این منطقه و تمدن کاریزی گناباد پیوندی عمیق دارد. روستایی با جمعیتی حدود ۸۷۰ نفر که بافت تاریخی آن از سال ۱۳۸۷ در فهرست آثار ملی کشور ثبت شده و در حال حاضر تلاش میشود بیش از گذشته در مسیر گردشگری و معرفی میراث فرهنگی خراسان رضوی قرار گیرد.
ریاب؛ روستای بادگیرها در مسیر جریانهای ثبت جهانی
سرانجام پس از طی مسیری در دل دشتهای خشک و کویری، به روستای ریاب رسیدیم؛ جایی که بر سردر ورودی آن، آیه ۴۶ سوره حجر نقش بسته بود: « اُدْخُلُوهَا بِسَلَامٍ آمِنِینَ؛ با سلامت و ایمنی در آنجا داخل شوید». ساختمانهای روستا با نمای کاهگلی بازسازی شده بودند و ظرافت هنر معماری ایرانی در جایجای آن به چشم میخورد. بادگیرهایی که بر بام خانهها بنا شده بود نیز نبوغ مردمان کویر برای مقابله با گرمای سوزان را به نمایش میگذاشت.
رضا اعلم صمیمی، مدیر مرکز خدمات تخصصی گردشگری پژوهشکده گردشگری جهاددانشگاهی خراسان رضوی درباره جایگاه روستای ریاب اظهار کرد: روستای ریاب یکی از هشت نامزد ایران برای حضور در فهرست بهترین روستاهای گردشگری جهان در سال ۲۰۲۶ است و تلاشهایی در حال انجام است تا این روستا بتواند در فهرست سازمان جهانی گردشگری ثبت شود.


اسکان ما در اقامتگاه بومگردی علیپور بود؛ خانهای سنتی با اتاقهایی که هرکدام نامی دلنشین داشتند؛ «آرامش»، «تابستانی»، «خانبابا، «مامان فاطمه» و نامهای دیگری که بیاختیار حس صمیمیت خانههای قدیمی را زنده میکردند. در میانه حیاط، حوضی قرار داشت و نسیمی خنک از سطح آب آن میوزید؛ نسیمی که گرمای تند آفتاب کویر را کمی قابل تحمل میکرد.
شب هنگام، روستا حالوهوای دیگری داشت. در کوچههای کاهگلی ریاب، کودکانی با لباسهای زیبای محلی به چشم میخوردند که مشغول بازی و شیطنت بودند. در حاشیه روستا نیز بازارچهای کوچک برپا بود؛ جایی که هنر و ذوق بانوان روستا در دستبافتهها و صنایعدستیشان جان گرفته بود.
مرضیه دهقان، یکی از بانوان روستا، درباره این بازارچه گفت: این جشنواره به عنوان پیشرویدادی برای ثبت جهانی روستای ریاب برگزار شده است. زنان روستا در این بازارچه دستسازههای خود را عرضه میکنند و من نیز محصولات چرمی دستدوز خود را برای فروش آوردهام. در مناسبتهایی مانند نوروز، شب یلدا و دیگر آیینهای سنتی، این بازارچه همراه با جشنها و برنامههای فرهنگی برگزار میشود تا فرهنگ بومی روستا زنده بماند و از مشاغل خانگی بانوان نیز حمایت شود.



شب را در فضای آرام و دلنشین ریاب سپری کردیم؛ روستایی که سکوت شبانهاش با صفای کوچهباغها و مهماننوازی مردم، خستگی مسیر را از تن میزدود. صبح روز بعد، سفرمان را به سمت روستاهایی تاریخی در حوالی شهرستان بجستان ادامه دادیم. مسیر گناباد تا روستای جزینِ بجستان، در نگاه نخست شاید کمی طولانی و خستهکننده به نظر میرسید اما تماشای چشماندازهای طبیعی، کوهها و دشتهای پهناور که همچون تابلویی زنده در قاب پنجره نقش میبست، حالوهوای دیگری به سفر میداد.
جزین؛ روستایی با ساباطهای تاریخی و خانههای دستکند
در ابتدای ورود به روستای تاریخی و زیبای جزین، استقبال گرم و صمیمانه اهالی، حالوهوایی متفاوت به سفرمان بخشید. سه دختر خردسال با لباسهای محلی در ورودی روستا به پیشواز مهمانان آمده بودند؛ تصویری دلنشین که اصالت و روح زنده فرهنگ بومی منطقه را به نمایش میگذاشت و در کوچههای خشتی و پیچدرپیچ روستا، هر گوشه روایتگر بخشی از زندگی مردمان کویر بود.
مهدی ذوالفقاری، مدیر میراث فرهنگی گردشگری و صنایع دستی شهرستان بجستان درباره این روستا، اظهار کرد: جزین یکی از بزرگترین و کهنترین روستاهای بجستان است که بافت تاریخی آن از اوایل دهه ۱۳۹۰ با همکاری بنیاد مسکن و میراث فرهنگی، مرمت و احیا شده است. این روستا بهدلیل وجود محوطههای باستانی، خانههای دستکند و ساباطهای قدیمی، اهمیت تاریخی ویژهای دارد.

ساباطها؛ نمونهای از هوشمندی معماری در مناطق گرم و خشک
وی ادامه داد: ساباطها و گذرگاههای سرپوشیدهای که در بخشهای مختلف روستا به چشم میخوردند، علاوه بر ایجاد سایه و آسایش در گرمای کویر، در گذشته کارکرد دفاعی نیز داشتهاند و نمونهای از هوشمندی معماری بومی مناطق گرم و خشک به شمار میروند.
در جریان بازدید از روستا، نوای نی مردی که در حال گذر از کوچه پس کوچههای دِه بود در فضا پیچیده بود و حس آرامش خاصی به محیط میبخشید. در ادامه، به خانه تاریخی «عشرتالسادات عمادی» رفتیم؛ خانهای قدیمی با معماری اصیل که در میان درختان انار احاطه شده بود. شاخههای انار که گرداگرد باغ گسترده بودند، جلوهای چشمنواز به این خانه تاریخی بخشیده بود و همنشینی نوای نی با فضای باغ، حالوهوایی شاعرانه و بهیادماندنی ایجاد میکرد.
مدیر میراث فرهنگی گردشگری و صنایع دستی شهرستان بجستان درباره این اثر باستانی گفت: خانه تاریخی «عشرتالسادات عمادی» به همت خانواده عمادی به میراث فرهنگی واگذار شده و اکنون در حال مرمت و بازسازی است تا در آینده بهعنوان مجموعهای فرهنگی و گردشگری مورد استفاده قرار گیرد.
برای استراحت، راهی اقامتگاه بومگردی «کیمیایی» شدیم؛ اقامتگاهی سنتی که با حفظ معماری بومی، فضایی آرام و صمیمی برای گردشگران فراهم کرده بود و توسط خانم کیمیایی و خواهرش مدیریت میشد. آخرین مقصد ما در جزین، امامزاده احمد خداشاهی بود؛ بنایی مذهبی با آینهکاریهای چشمنواز و فضایی آرامشبخش که خستگی مسیر را از تن میزدود.
در واپسین ایستگاه سفر، به کاروانسرای تاریخیِ روستای فخرآباد رسیدیم؛ بنایی آجری در حاشیه کویر که روزگاری محل عبور کاروانهایی بوده که از عراق و کربلا راهی مشهد میشدند و سکوت کاروانسرا، دیوارهای بلند و حیاط وسیعش، حالوهوای گذشته را زنده نگه داشته بود.
رئیس اداره میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی بجستان، از تاریخ این بنا و جایگاه شهرستان بجستان در مسیر جادههای کاروانی گفت و افزود: کاروانسرای فخرآباد یکی از ۵۴ کاروانسرای ثبتشده ایران در فهرست میراث جهانی یونسکو است؛ بنایی که همراه با چند کاروانسرای دیگر خراسان رضوی در این فهرست قرار گرفته است.

وجود بیشترین کاروانسراهای استان خراسان در شهر جشنوارهها
وی توضیح داد: بجستان در گذشته ۱۰ کاروانسرا داشته و امروز با 8 کاروانسرای باقیمانده، پس از مشهد، بیشترین تعداد کاروانسرا را در استان دارد. این شهرستان در مسیر جاده تاریخی عراق قرار داشته است؛ مسیری که کاروانها پس از عبور از بشرویه، قاسمآباد و فخرآباد، از دل کویر راهی یونسی، فیضآباد و در نهایت مشهد میشدند.
مدیر میراث فرهنگی گردشگری و صنایع دستی شهرستان بجستان، یادآور شد: کاروانسرای فخرآباد اگرچه سالها متروک مانده بود، اما پس از ثبت جهانی، مرمت آن آغاز شده است. در کنار مرمت بناها، تلاش شده است تا دوباره روح زندگی به این کاروانسراها بازگردانده شود؛ برای همین در سالهای اخیر، جشنوارهها و برنامههای فرهنگی متعددی در این بناها برگزار شده است.
وی با بیان اینکه بجستان را «شهر جشنوارهها» مینامند، اظهار کرد: این شهر در طول سال میزبان رویدادهای متعددی است؛ از جشنواره نعنا و شیره انگور گرفته تا جشنواره انار، شب چله، آیین سده و برنامههای کویرنوردی. جشنواره «سفر به بجستان، سرزمین آفتاب و انار» نیز از مهمترین رویدادهای گردشگری این منطقه است که هر سال در آبانماه برگزار میشود.
ذوالفقاری از کاروانسرایی در روستای قاسمآباد بجستان یاد کرد و گفت: این کاروانسرا یکی از زیباترین کاروانسراهای ایران و از معدود کاروانسراهای دارای بادگیر است. همچنین قبرستانی در نزدیکی فخرآباد وجود دارد که مردم محلی آن را «قبرستان غریبهها» مینامند؛ جایی که مسافران و همراهان کاروانها، اگر در مسیر جان میباختند، در آن به خاک سپرده میشدند.
رئیس اداره میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی بجستان همچنین به بیان ظرفیتهای کویر بجستان، پهنههای شنی و آسمان پرستارهای که این منطقه را به یکی از مقصدهای مهم گردشگری کویر در خراسان رضوی تبدیل کرده است، پرداخت.

خورشید کمکم پشت دیوارهای کاروانسرا فرو میرفت و سایهها روی آجرهای قدیمی کشیده میشد. سفر ما نیز به ایستگاه آخر رسیده بود؛ سفری میان قناتها، روستاهای کاهگلی، دستکندها و کاروانسراهایی که هنوز صدای گامهای مسافران قدیمی را در حافظه خود نگه داشته بودند. آنچه از این مسیر در ذهن ماند تنها تصویر بناهای تاریخی و کوچههای کاهگلی نبود؛ بلکه روایت مردمانی بود که هنوز در دل کویر، زندگی را با فرهنگ، آیین و مهماننوازی پیوند زدهاند.
از آتشکده بازه هور در رباط سفید تا قنات قصبه گناباد، از شبهای آرام ریاب تا کوچههای تاریخی جزین و کاروانسرای فخرآباد، هر مقصد، بخشی از هویت خراسان رضوی را روایت میکرد؛ هویتی که در دل تاریخ مانده، هنوز زنده است و نفس میکشد.
شاید ارزش واقعی این سفر، دیدن همین پیوند میان گذشته و امروز بود؛ جایی که تاریخ فقط در کتابها نمانده و همچنان در زندگی مردم جاری بود. بیشک شناخت، معرفی، حفظ و پاسداری این میراث ارزشمند، میتواند زمینهای برای توسعه گردشگری تاریخی، فرهنگی و معرفی هرچه بهتر تمدن ایرانی به جهان را فراهم کند.
انتهای پیام
