امید صادقی در گفتوگو با ایسنا با یادآوری روزهای پاییزی سال ۹۵ میگوید: تنها ۱۲ روز به پایان خدمتم مانده بود که تقدیر، امتحان سختی پیش رویم گذاشت. پدرم بر اثر مرگ مغزی در بیمارستان بستری شد. کلمه مرگ مغزی سنگین است اما برای من مثل یک جرقه بود. با خودم گفتم حالا که دست پدرم از این دنیا کوتاه شده، چرا نگذاریم احسانش در این دنیا قوت بگیرد؟ این اولین قدم برای تبدیل یک سوگ بزرگ به یک زندگی دوباره بود.
او درباره ترویج این فرهنگ در خانواده میگوید: مادرم ابتدا مردد بود، اما وقتی صحبت از جان بخشیدن به انسانهای دیگر شد، با تمام وجود رضایت داد. ما ۹ عضو پدرم از جمله قلب، کبد و کلیهها را اهدا کردیم. این تصمیم چنان از قاطعیت برخوردار بود که وقتی سه سال بعد پدربزرگم هم دچار مرگ مغزی شد، خانوادهام بدون درنگ دوباره تصمیم به اهدای عضو گرفتند. این امر نشان میدهد که فرهنگ اهدای عضو اگر در خانوادهای ریشه بدواند به یک میراث ماندگار تبدیل میشود.
صادقی با دعوت از مردم برای نادیده گرفتن هر گونه شایعاتی میگوید: برخی به اشتباه فکر میکنند اهدای عضو معامله مالی است. ما حرفهای تلخی شنیدیم، اما جان انسان فروشی نیست. ما این کار را فقط برای رضای خدا و نجات همنوع انجام دادیم. میخواهم به همه بگویم که در مسیر درست، نباید از قضاوتها ترسید؛ چرا که لذت نجات یک انسان، با هیچ مبلغ و حرفی قابل قیاس نیست.
این جوان مشگینشهری اظهار میکند: یکی از آرزوهایم این است که روزی سر بر سینه دریافتکننده قلب پدرم بگذارم و صدای تپش آن را بشنوم. اهدای عضو یعنی همین؛ یعنی عزیز شما نمرده است بلکه در وجود چندین نفر زندگی میکند. پدرم نوری شد که به چندین ریشه جوانه بخشید.
وی در پایان با درخواست از مسئولان برای حمایت از این فرهنگ تاکید میکند: از مسئولان میخواهم در این هفته پرمعنا، یادوارههایی برای خانوادههای اهداکننده برگزار کنند. این تجمعات هم تسکینی برای دل داغدار ماست و هم بهترین فرصت برای اینکه مردم ببینند و بدانند که اهدای عضو پایان زندگی نیست، بلکه شکوه آغاز است. بیایید در این هفته همگی با هم به فکر همنوعانمان باشیم و اجازه ندهیم اعضایی که میتوانند زندگیبخش باشند، در زیر خاک اسیر شوند.
انتهای پیام
