• سه‌شنبه / ۹ آذر ۱۴۰۰ / ۱۳:۰۱
  • دسته‌بندی: رسانه دیگر
  • کد خبر: 1400090906937
  • منبع : مطبوعات

چرا شعر «آمدم ای شاه پناهم بده» جاودانه شد؟

چرا شعر «آمدم ای شاه پناهم بده» جاودانه شد؟

خیلی از ما شعر مشهور «آمدم ای شاه پناهم بده / خط امانی ز گناهم بده» را که در ستایش امام رضا (ع) سروده شده‌است، با صدای استاد محمدعلی کریمخانی شنیده‌ایم، اما شاید ندانیم این شعر دلنشین از کدام شاعر است.

به گزارش ایسنا، روزنامه «خراسان» در ادامه نوشت: زنده‌یاد حبیب‌الله چایچیان، شاعر برجستۀ شعر آیینی و مذهبی، این شعر و بسیاری از اشعار مشهور آیینی را که در مراسم مذهبی اجرا می‌شوند، سروده‌ است. استاد چایچیان، متخلص به «حسان»، عمرش را در راه سرودن اشعار آیینی و مدح بزرگان دین و ترویج معارف الهی سپری کرد و تأثیر بسیاری بر جریان شعر آیینی معاصر فارسی گذاشت. امروز ۹ آذرماه، چهارمین سالروز درگذشت این پیش‌کسوت شعر آیینی است که به این مناسبت، با رضا اسماعیلی، شاعر و پژوهشگر حوزۀ شعر مذهبی و از دوستانِ نزدیکِ زنده‌یاد چایچیان گفت‌وگو کرده‌ایم.

سلامت زبان و سادگی کلام

رضا اسماعیلی، اشعار آیینی استاد چایچیان را نمونۀ شعر آیینی سالم و فاخر معرفی می‌کند و درباره ویژگی‌های اشعار او می‌گوید: «وقتی از استاد چایچیان سخن می‌گوییم، غزل-مرثیه‌های ناب و اصیل ایشان در ذهن تداعی می‌شود؛ غزل-مرثیه‌هایی که به دلیل برخورداری از مؤلفه‌های شعر هیئتی فاخر و سالم، همیشه موردتوجه مداحان و ذاکران هوشمند و سخت‌گیر بوده است. شعرهایی که به دلیل لطافت وزن، طنطنه موسیقی، سلامت زبان، سادگی کلام و ارجمندی محتوا و مضمون، در ذهن و زبان مردم کوچه و بازار خوش نشسته و به نوحه‌هایی ماندگار تبدیل شده است؛ نوحه‌هایی دلنشین و خاطره‌انگیز مانند «امشب شهادت نامه عشاق امضا می‌شود»، «آمدم ای شاه پناهم بده»، «بار بگشایید این‌جا کربلاست»، «من زاده علی مرتضایم»، «دنیاست چو قطره‌ای و دریا زهرا»، «ناله کن ای دل به عزای علی» و... . از همین رو امروز نام روشن «حسان» برای جامعه شاعران و ذاکران آیینی، نامی بلند، معتبر و قابل احترام است. محبوبیت چایچیان به عنوان یک شاعر اصیل آیینی به اعتبار تقید و پایبندی به دو اصل عبودیت و یکتاپرستی بود. او در شعر آیینی تعهد دینی را بر تعهد ادبی مقدم می‌دانست. این تعهد او باعث شد که خدا عزتش بدهد و شعرش ماندگار شود».

مرثیه‌خوان و مرثیه‌سرای مخلص

شاعر مجموعۀ «بر بال ققنوس» در ادامه، از خصوصیات شخصیت و منش استاد چایچیان می‌گوید: «او عهد کرده بود که جز در مدح و منقبت خاندان عصمت و طهارت شعر نسراید و ساحت مقدس و معنوی شعر را پاس بدارد. زنده‌یاد چایچیان در اشعارش مانند اقبال لاهوری، مقصد نهایی شعر را هدایت و رستگاری می‌دانست و اصلی‌ترین رسالت شاعران توحیدی را تربیت انسان‌ها. نام «حسان» برای نسل من با معنویتی آمیخته با شکوه همراه است؛ شاعر بزرگی که محضر علامه امینی، صاحب «الغدیر» را درک کرده و با آداب سلوک دینی آشنا بود. استاد حسان دائم‌الذکر بود و هرگز بدون وضو لب به ستایش خداوند و خاندان رسالت باز نمی‌کرد. شعرخوانی‌های این شاعر بزرگ همیشه با صلوات همراه بود. استاد چایچیان از مرثیه‌خوانان و مداحان اصیل، بصیر و مخلص بود و مجموعه‌های آیینی ارزشمندی را تقدیم علاقه‌مندان این حوزه کرده‌است که از جمله آن‌ها می‌توان از «ای اشک‌ها بریزید»، «خلوتگه راز»، «باغستان عشق» و «بنال ای دل» نام برد».

خاطره‌ای از زبان استاد

رضا اسماعیلی به خاطره‌ای شیرین که زنده‌یاد چایچیان برایش تعریف کرده‌است، اشاره می‌کند و می‌گوید: «استاد می‌گفت در یکی از شب شعرهایی که به مناسبت ایام فاطمیه در دانشگاه برگزار شده بود، به خواندن غزل–مرثیه‌ای زهرایی پرداختم. وقتی شعرخوانی‌ام تمام شد، دیدم یک جوان دانشجو در حالی که مثل ابر بهاری گریه می‌کند، دارد با عجله به طرف من می‌آید. وقتی به من رسید، مرا در آغوش گرفت و با اشتیاق گفت: استاد! من به شما و اشعارتان خیلی علاقه دارم و دیوان «ای اشک‌ها بریزید» شما را تاکنون بارها و بارها خوانده و بهره برده‌ام. اکنون نیز بی‌صبرانه منتظر چاپ مجموعه شعر بعدی شما هستم و دوست دارم بدانم کی چاپ می‌شود؟ من که از مراتب ارادت آن جوان دانشجو به خودم سخت شرمنده شده بودم، دستی به نوازش بر سر او کشیدم و گفتم: پسرم! شما لطف داری. من قابل این حرف‌ها نیستم و اگر هم تاکنون چیزی گفته‌ام که به دل نشسته، از الطاف خدا بوده است، ولاغیر. جوان دانشجو که بعد از شنیدن این حرف‌ها با من احساس صمیمیت بیشتری‌ می‌کرد، با شور و حرارت ادامه داد: استاد! شما شکسته نفسی می‌کنید. راستی استاد! مجموعه شعر بعدی شما کی چاپ می‌شود؟ من که از شور و اشتیاق آن جوان به وجد آمده بودم، برای این‌که دلش را نشکسته باشم، گفتم: صلاح را بر این دیده‌ام که دیگر در زمان حیات خود چیزی چاپ نکنم. به همین دلیل وصیت کرده‌ام که دفتر بعدی اشعارم را بعد از فوت من چاپ کنند. آن جوان که از جمله من فقط قسمت «چاپ دیوان اشعار» را شنیده و به بقیه آن توجه نکرده بود، بعد از شنیدن این خبر با ذوق‌زدگی گفت: ان شاءا...»!

انتهای پیام

  • در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • -«ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
  • - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.

نظرات

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.