به گزارش ایسنا، مرکز اسناد انقلاب اسلامی نوشت:
عملیات کربلای ۴ و ۵ دو نقطه عطف مهم در تاریخ دفاع مقدس به شمار میآیند. شکست نسبی کربلای ۴ شرایطی دشوار برای جمهوری اسلامی ایران ایجاد کرد و بسیاری از دستاوردهای پیشین جنگ را در معرض تهدید قرار داد. در چنین فضایی، تصمیم به اجرای عملیات کربلای ۵ نهتنها یک واکنش نظامی، بلکه تلاشی برای بازگرداندن ابتکار عمل در جبههها بود. این عملیات در منطقه حساس شلمچه طراحی شد و با وجود دشواریها و تلفات سنگین، توانست بخشی از مستحکمترین خطوط دفاعی عراق را درهم بشکند. کربلای ۵ در واقع پاسخی به ناکامی کربلای ۴ و تلاشی برای تثبیت موقعیت ایران در جنگ بود.
زمینههای عملیات
عملیات کربلای ۵ به فاصله ۱۵ روز بعد از عملیات کربلای ۴ آغاز شد، لذا در طرحریزی و آغاز این عملیات، نتایج عملیات کربلای ۴ بهطور مستقیم دخالت داشت. عملیات کربلای ۴ از سوی سپاه پاسداران بدین منظور طرحریزی و اجرا شده بود که ایران با بهرهگیری از موقعیت برتر سیاسی ـ نظامی، با افزایش فشار به حامیان جهانی و منطقهای عراق، شرایط را برای کسب پیروزی سیاسی در جنگ با اتکا به پیروزی نظامی فراهم سازد. عدم حصول نتیجه مطلوب در عملیات کربلای ۴ با توجه به مقاصد عملیات و پیامدهای تعیینکننده آن در روند تحولات سیاسی ـ نظامی جنگ، جمهوری اسلامی را در وضعیت دشواری قرار داد. چون کلیه دستاوردهای جنگ پس از آزادسازی مناطق اشغالی و بهویژه فتح فاو که نهایتاً موازنه سیاسی ـ نظامی جنگ را به سود جمهوری اسلامی تغییر داده بود، در معرض تهدید قرار گرفت. [۱]از سوی دیگر، دشمن بعثی پس از آنکه عملیات کربلای ۴ را با شکست مواجه ساخت، درصدد برآمد تا ابتکار عمل را به دست گرفته از فرصت بهدست آمده بهرهبرداری کند. در چنین شرایطی و مطابق روش سالهای گذشته، دشمن گمان میکرد عملیات احتمالی رزمندگان اسلام در جنوب در حد تک ایذایی در فاو و یا تکرار بخشی از کربلای ۴ خواهد بود و نیروهای ایران تحرک جدید و قابل توجهی صورت نخواهند داد. از این رو، ارتش عراق اصرار داشت تا از این فرصت استفاده کند و موازنه جنگ را دگرگون سازد. درواقع، بازپسگیری فاو اولویت اول عراق پس از عملیات کربلای ۴ به شمار میرفت. [۲]در سایه پیدایش چنین وضعیت دشواری، اتخاذ هرگونه تصمیم با توجه به تأثیرات و پیامدهای تعیینکننده آن بسیار پیچیده و سخت مینمود. ولی در عین حال پس از قطعیشدن مسئله افشای تاکتیک ویژه عملیات و عدم امکان حصول پیروزی، دستور توقف عملیات کربلای ۴ به کلیه قرارگاهها و فرماندهان یگانها صادر شد و فرماندهان برای طرحریزی عملیات بعدی تحت عنوان عملیات کربلای ۵، آماده شدند.
اهداف عملیات
در دوران دفاع مقدس منطقه عمومی شرق بصره همواره از اهمیت سیاسی و نظامی ویژهای برخوردار بود و در ذهن فرماندهان جنگ نیز مهمترین منطقه عملیاتی جبهههای جنگ به شمار میرفت. در این منطقه، شلمچه نزدیکترین راه برای تصرف یا نزدیکی به شهر بصره بود؛ لذا هدف تاکتیکی اصلی در عملیات کربلای ۵ وارد کردن ضربات نظامی تعیینکننده، انهدام قوای دشمن و نیز نزدیکشدن به شهر راهبردی بصره بود. در این عملیات که توسط سپاه پاسداران طراحی و اجرا شد، مجموعاً ۲۱۵ هزار نفر در قالب ۱۶ لشکر و ۸ تیپ مستقل به استعداد ۲۲۰ گردان هجومی و ۴۵ گردان توپخانه به کار گرفته شد. این نیروها در سه قرارگاه تاکتیکی کربلا، نجف و قدس سازماندهی شده بودند. [۳]اهداف این عملیات را در موارد زیر میتوان خلاصه نمود:
الف) دور کردن آتش دشمن بعثی و عقبراندن آن از شرق و شمال بندر خرمشهر که از جمله مناطق حیاتی جمهوری اسلامی ایران است.
ب) آزادسازی و تصرف شلمچه و پیشروی به سوی بصره.
ج) نزدیکشدن به شهرستان بصره و تأسیسات و بنادر و مراکز حساس این استان که سبب تحتفشار قرار دادن دشمن در ابعاد اقتصادی ـ سیاسی و نظامی گردید. [۴]در این میان عواملی وجود داشت که علاوه بر تسهیل شرایط، جمهوری اسلامی ایران را به اجرای این عملیات تشویق و ترغیب میکرد. این عوامل عبارت بودند از:
۱. شرایط نامطلوب سیاسی ـ نظامی: در وضعیتی که امکانات و نیروی انسانی کشور برای اجرای عملیات بسیج شده بود و متقابلاً دشمن نیز با درک شرایط حساس حاکم بر جنگ، فشارهای خود را بهویژه بر مراکز صنعتی و اقتصادی وارد میساخت، انتظارات موجود در جامعه و ضرورتهای موجود بر جنگ، عملاً اجرای عملیات پیروز را ایجاب میکرد. درواقع وضعیت مزبور و نگرانیهای موجود بهعنوان عامل بسیار مؤثر روحی و روانی، همواره مقدمه و در عین حال تحریککننده تصمیمگیرندگان برای اجرای عملیات پیروز بود. از سوی دیگر، فرماندهی عالی جنگ خواستار تعیین تکلیف سریعتر نبرد با تداوم عملیات موفق و یا با صلحی شرافتمندانه بود که این امر فرماندهان سپاه را وادار به تصمیمگیری در این خصوص میکرد.
۲. احتمال حمله دشمن به منطقه فاو: گزارشهای دریافتی از تحرکات ارتش عراق در منطقه فاو بیانگر آمادهسازی مقدمات حمله دشمن به فاو بود؛ بنابراین هرگونه تأخیر در اجرای عملیات، به منزله دادن فرصت به دشمن برای بازپسگیری فاو و تغییر موازنه جنگ به زیان جمهوری اسلامی ایران ارزیابی میشد.
۳. آمادگی نیروها: بسیج گسترده نیرو و امکانات در سال ۱۳۶۵ موجب شد که حدود ۳۰۰ گردان نیرو در یگانهای نیروی زمینی سپاه پاسداران سازماندهی و برای آغاز عملیات مهیا شوند. نزدیک به ۶۰ گردان از این نیروها در عملیات کربلای ۴ به کار گرفته شد و ۲۴۰ گردان نیرو همچنان آماده اجرای عملیات بود. این نیروی باقی مانده یکی از عوامل مؤثر و تعیینکننده در تصمیمگیری برای عملیات بود. [۵]
منطقه عملیات
محدوده کلی عملیاتی کربلای ۵ در قسمت جنوب غربی ایران و در نزدیکی خلیج فارس واقع شده است که به منطقه عملیاتی «شلمچه» معروف است. این محدوده در جنوب شرقی شهر مهم و استراتژیک بصره قرار گرفته و تقریباً نزدیکترین محور وصولی به این شهر به حساب میآید. این منطقه محدود به مناطق و محورهای زیر است: از شمال به آبگرفتگی جنوب زید؛ از شرق به دژ مرزی ایران و عراق؛ از جنوب به رودخانه شطالعرب؛ از غرب به کانال زوجی و شهرهای تنومه و الحارثه. [۶]علل انتخاب منطقه شلمچه برای اجرای عملیات جدید عبارت بود از:
۱. ارزش سیاسی ـ نظامی منطقه شلمچه: منطقه شلمچه که در شرق بصره (دومین شهر بزرگ عراق) قرار دارد و نزدیکترین محور وصولی آن به شمار میرود، در مقایسه با سایر جبهههای نبرد از شرایط مناسبتر و اهمیت بسیار برخوردار بود و به نظر میرسید ایران در یک عملیات بزرگ و موفق در این منطقه میتواند برتری خود در جنگ را اثبات کند و در سرنوشت آن تأثیر بگذارد.
۲. احتمال افزایش فشارهای نظامی و سیاسی بر ایران: همانگونه که ذکر شد، در پی شکست عملیات کربلای ۴، پیشبینی میشد ارتش عراق ضمن استمرار و گسترش حملات هوایی خود به مراکز اقتصادی و مناطق مسکونی ایران، برای بازپسگیری منطقه فاو وارد عمل شود.
۳. در اختیار بودن نیروی کافی: از مجموع توان آمادهشدن برای عملیات کربلای ۴، حدود ۸۰ درصد در منطقه باقی مانده بود که برای به کارگیری در عملیاتی دیگر کافی به نظر میرسید.
۴. مهیا بودن بخشی از مواضع و عقبههای موردنیاز در شلمچه: مواضع و عقبههای یگانهای شرکتکننده در عملیات کربلای ۴، در شلمچه و مناطق همجوار آن ایجاد شده بودند؛ به همین دلیل در صورت ایجاد یک عملیات دیگر در همین جبهه، به جابهجایی نیرو، تجهیزات و نیز اقدامات جدید مهندسی برای عقبهسازی کمتر نیاز بود.
۵. موقعیت یگانهای عملکننده در محور شلمچه در جریان عملیات کربلای ۴: موفقیت دو یگان سپاه در شکستن خطوط دفاعی عراق و نفوذ در محور شمالی منطقه شلمچه در جریان عملیات کربلای ۴، که از آسیبپذیر بودن این خطوط حکایت داشت، از عوامل بسیار مؤثر در انتخاب شلمچه برای عملیات بعدی بود.
۶. احتمال غافلگیری دشمن در منطقه شلمچه: ارتش عراق با این تصور که عملیات ناموفق کربلای ۴ همان عملیات بزرگ مورد نظر ایران بوده است، در آرامش نسبی قرار داشت؛ و، چون احتمال اجرای عملیاتی دیگر در جبهه جنوب را نمیداد، قرار بود تعدادی از فرماندهان و نیروهایش را به مرخصی بفرستد؛ بنابراین و در صورت اجرای عملیاتی دیگر، غافلگیری دشمن در این منطقه تا حدود زیادی تضمینشده به نظر میرسید. علاوه بر این، آمادهسازی منطقه شلمچه زیر پوشش ازدحام نیرو و تجهیزات باقیمانده از عملیات کربلای ۴ نیز میتوانست این تضمین را افزایش دهد. [۷]

شرح عملیات و نتایج آن
عملیات در ساعت ۱ بامداد ۱۹ دی ۱۳۶۵ با رمز مقدس «یا زهرا (س)» با هدف تصرف شلمچه و پیشروی به سوی بصره در منطقه عملیاتی شلمچه آغاز شد و به مدت ۴۳ روز ادامه یافت. در این عملیات مواضع عراق در کانال پرورش ماهی و پنج ضلعی شلمچه از سمت شمال مورد هجوم قرار گرفت و بسیاری از دژهای نفوذناپذیر تسخیر شد. از آنجا که این عملیات تنها دو هفته پس از پایان عملیات کربلای ۴ به وقوع پیوست، دشمن از نظر زمانی غافلگیر شد. همچنین به دلیل اینکه جهت هجوم نیروهای خودی، خلاف جهت آرایش نیروهای عراقی بود، در تاکتیک نیز دشمن غافلگیر شد. به این ترتیب، خشنودی عراق در متوقفکردن عملیات کربلای ۴ دیری نپایید و دو هفته بعد بصره که زمینهای اطراف آن بسیار مسلح و نفوذناپذیر شناخته میشد، در مقابل هجومی جدید و تهدیدی جدی قرار گرفت. هجوم نیروهای پیاده که اگر با نیروی زرهی و هلیکوپتر تجهیز شده بودند، پیشروی آنان تا دروازه بصره مسلّم به نظر میرسید. [۸]این عملیات آبی ـ خاکی، سختترین و پراضطرابترین عملیات قوای نظامی ایران در جنگ با ارتش بعث عراق بود که با وجود تلفات و خسارات بسیاری که برای طرفین در پی داشت، موجب درهم شکستن بخشی از مستحکمترین و پیچیدهترین خطوط دفاعی ارتش عراق در منطقه شلمچه شد و رزمندگان ایران از نوار مرزی شلمچه ۵/۲ تا ۷ کیلومتر در عمق به سوی بصره پیشروی کرده و با تصرف منطقهای به وسعت ۷۵ کیلومتر در خاک عراق، در موقعیتی مناسبتر از گذشته برای تهدید این شهر قرار گرفتند. در این عملیات، هرچند ارتش عراق که در ابتدا غافلگیر شده بود، به سرعت خود را بازیافته و با پی بردن به محورهای اصلی عملیات تعداد زیادی از یگانهای رزمیاش (حدود ۱۴۰ تیپ) را وارد منطقه کرد و با مقاومت شدید در لایههای دفاعی ـ که از قبل ایجاد شده بود ـ موفق شد از پیشروی بیشتر نیروهای ایرانی به طرف بصره جلوگیری کند، اما دستاورد این عملیات چنان بزرگ بود که به جبران شکست عملیات کربلای ۴ و تغییر دوباره معادله جنگ به سود ایران انجامید. در عملیات کربلای ۵، سپاه پاسداران یکی از ارزندهترین تجارب نظامی خود را کسب کرد و نشان داده شد قوای نظامی ایران همچنان قادرند در هر نقطه از جبهههای نبرد به خطوط دفاعی مستحکم ارتش عراق هجوم برند و بر قدرت سلاح و توانایی اطلاعاتی او فائق آیند. [۹]در این عملیات همچنین علاوه بر تصرف منطقه شلمچه و سه جزیره شطالعرب (بوارین،امالطویل و ماهی یا فیاض)، بالغ بر ۸۰ فروند هواپیما، ۷ بالگرد، ۷۰۰ تانک و نفربر، ۲۵۰ توپ صحرایی و ضدهوایی، ۱۵۰۰ خودرو و تعداد بسیاری از انواع سلاحهای نیمهسنگین و دستگاههای مهندسی ارتش عراق منهدم شد و نیز حدود ۲۲۰ تانک و نفربر، ۸۵ توپ صحرایی و ضدهوایی، ۵۰۰ خودرو به همراه هزاران قبضه سلاح سبک و مهمات آنها سالم به غنیمت رزمندگان بسیجی و سپاهی درآمد. به این ترتیب و با احتساب بیش از ۵۶ هزار کشته و مجروح عراقی، ۸۱ تیپ و گردان مستقل ارتش عراق بهطور کامل متلاشی شدند و به ۳۴ تیپ و گردان مستقلش نیز به میزان ۵۰ درصد آسیب وارد آمد. [۱۰]از نیروهای خودی نیز ۷۶۵۱ تن شهید، ۵۳۲۹۹ تن مجروح و ۳۵۲۹ تن مفقود شدند. [۱۱]
جمعبندی
عملیات کربلای ۵ دستاوردهای بزرگی برای ایران به همراه داشت. این عملیات توانست عدم موفقیت کربلای ۴ را جبران کرده و معادله جنگ را بار دیگر به سود ایران تغییر دهد. تصرف شلمچه، پیشروی به عمق خاک عراق و وارد کردن خسارات سنگین به ارتش بعث، جایگاه ایران را در عرصه سیاسی و نظامی تقویت کرد. تجربههای نظامی حاصل از این عملیات نیز بهعنوان سرمایهای ارزشمند برای فرماندهان جنگ باقی ماند. در نهایت، کربلای ۵ نشان داد که حتی پس از ناکامی، به سرعت امکان بازگشت به صحنه و تحمیل اراده بر دشمن وجود دارد. همچنین در این عملیات قابلیت و توانایی سپاه پاسداران در طرحریزی و اجرای عملیاتی به این وسعت و با این پیچیدگی که به درهم شکستن قویترین استحکامات دشمن در شرق بصره انجامید، به عنوان یک اصل خدشهناپذیر تأیید و تثبیت شد.
منابع
[۱]درودیان، محمد (۱۳۷۳). سیری در جنگ ایران و عراق، جلد سوم: فاو تا شلمچه، چاپ اول، تهران: مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، ص ۱۲۶.
[۲]اردستانی، حسین (۱۳۹۳). تعیینکنندگی عملیات کربلای ۵ و تصویب قطعنامه ۵۹۸. نشریه نگین ایران، شماره ۴۹، ص ۵.
[۳]نیکروش، احمد و کریمی، حجتاله (۱۳۹۳). گزارش لشکر ۲۵ کربلا در عملیات کربلای ۵. نشریه نگین ایران، شماره ۴۹، ص ۴۳.
[۴]پوراحمد، احمد (۱۳۸۶). جغرافیای عملیات ماندگار دفاع مقدس، چاپ اول، تهران: پژوهشکده علوم و معارف دفاع مقدس، ص ۳۴۱.
[۵]عملیات کربلای ۵: پیشروی در شرق بصره (۱۳۸۳). چاپ اول، تهران: مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، ص ۵.
[۶]پوراحمد، همان، ص ۳۳۶.
[۷]حبیبی، ابوالقاسم و همتی، ایرج (۱۳۹۸). کربلای ۵: تلاشی دیگر برای تعیین سرنوشت جنگ، کتاب چهلوششم، جلد ۱، چاپ اول، تهران: مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس، ص ۲۴.
[۸]پوراحمد، همان.
[۹]حبیبی، همان، ص ۳۰.
[۱۰]همان، ص ۳۱.
[۱۱]اردستانی، حسین (۱۳۸۴). تجربه و تحلیل جنگ ایران و عراق، جلد سوم: تنبیه متجاوز، چاپ دوم، تهران: مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، ص ۲۸۶.
انتهای پیام


نظرات