به گزارش ایسنا، پالتیکو نوشته است: نشستهای اضطراری قبلی در بروکسل بر روی خطرات وجودی اتحادیه اروپا مانند بحران منطقه یورو، بریگزیت، همهگیری ویروس کرونا و جنگ اوکراین متمرکز بود. این هفته، ۲۷ رهبر اتحادیه اروپا دفتر خاطرات خود را برای بحث در مورد حمله ای که از سوی آمریکا روبرو شده بودند، باز کردند.
تردیدی وجود ندارد که اتحاد فراآتلانتیک اکنون اساساً از یک پایه محکم برای قانون و نظم بینالمللی به یک ترتیب بسیار سستتر تبدیل شده است که در آن هیچ یک از طرفین نمیتوانند از دیگری مطمئن باشند. «دونالد تاسک»، نخست وزیر لهستان، پنجشنبه شب هنگام ورود به نشست سران در بروکسل گفت: «اعتماد همیشه پایه و اساس روابط ما با ایالات متحده بود». ما به رهبری آمریکا احترام گذاشتیم و پذیرفتیم. اما آنچه امروز در سیاست خود به آن نیاز داریم اعتماد و احترام در میان همه شرکای اینجاست، نه سلطه و قطعاً نه اجبار. این در دنیای ما کارساز نیست.»
کاتالیزور گسست در روابط ترانس آتلانتیک، اعلام رئیس جمهور آمریکا در روز شنبه بود که ۸ کشور اروپایی را به دلیل مخالفت با درخواست وی برای الحاق گرینلند با تعرفه های ۱۰ درصدی هدف قرار خواهد داد. این تازه شروع کار بود. در یک بهمن فشار، او سپس حمایت خود را از تصمیم نخستوزیر بریتانیا مبنی بر واگذاری جزایر چاگوس، محل قرارگیری یک پایگاه هوایی مهم، به موریس لغو کرد. پس از اینکه ماکرون ابتکار شورای صلح را رد کرد، فرانسه را به اعمال تعرفه بر شامپاین تهدید کرد. نخست وزیر نروژ را به خاطر جایزه صلح نوبل سیلی زد و در نهایت تهدیدات خود را برای گرفتن گرینلند با نیروی نظامی و ضربه زدن به کشورهای مخالف با او با تعرفه کنار گذاشت.
به نظر بسیاری از مقامات اتحادیه اروپا، او آنقدر وحشی و غیرقابل پیشبینی بود که حتی نمیتوانست به حرفهای خودش وفادار بماند. اما آنچه طبقه سیاسی حرفهای را در بروکسل و فراتر از آن ناامید کرد، پیش پا افتادهتر بود: تصمیم ترامپ برای افشای پیامهای متنی خصوصی که مستقیماً از دیگر رهبران جهان دریافت کرده بود، با انتشار آنها برای ۱۱.۶ میلیون دنبالکنندهاش در رسانههای اجتماعی.

اسکرینشاتهای تلفن همراه ترامپ نشان داد که «امانوئل ماکرون»، رئیسجمهور فرانسه، پیشنهاد میزبانی نشست گروه ۷ در پاریس و دعوت از روسها در حاشیه را داده است. «مارک روته»، پیام خصوصی دبیرکل ناتو، که زمانی ترامپ را «بابا» خطاب کرده بود از دستاوردهای «باورنکردنی» رئیسجمهور تمجید کرده و افزوده بود: «بیصبرانه منتظر دیدار شما هستم.»
یک دیپلمات ارشد گفت: «افشای پیامهای خصوصی «قابل قبول نیست - این خیلی مهم است. پس از این، هیچکس نمیتواند به او اعتماد کند. این یک وسیله ارتباطی حیاتی است؛ سریع و مستقیم. اما از این پس همه چیز از لایههای بروکراسی عبور خواهد کرد.»
ارزش تماس مستقیم از طریق پیامک تلفنی برای رهبران اروپا کاملاً شناخته شده است، همانطور که پالیتیکو فاش کرد، آنها حتی چت گروهی خصوصی خود را برای بحث در مورد چگونگی واکنش به اقدامات تحریکآمیز ترامپ راهاندازی کردهاند. همین دیپلمات ارشد گفت، چنین پیامهایی به وزرا و مقامات در تمام سطوح این امکان را میدهد که قبل از صدور بیانیههای عمومی، راهحلها را هماهنگ کنند. «اگر اعتماد نداشته باشید، دیگر نمیتوانید با هم کار کنید.»
دیگر ناتویی وجود ندارد
دیپلماتها و مقامات اکنون نگرانند که از بین رفتن اعتماد شخصی بین رهبران اروپایی و ترامپ پیامدهای بالقوه وخیمی داشته باشد. ناتو را در نظر بگیرید. این اتحاد نظامی، در اصل، یک وعده است: اینکه کشورهای عضو از یکدیگر حمایت کنند و در صورت حمله به یکی از آنها، به دفاع برخیزند. هنگامی که این وعده چندان محکم به نظر نرسد، قدرت ناتو برای جلوگیری از حملات به شدت تضعیف میشود. به همین دلیل است که مته فردریکسن، نخست وزیر دانمارک، هشدار داد که اگر ترامپ به قلمرو مستقل دانمارک، گرینلند، حمله کند، پایان ناتو خواهد بود. یک دیپلمات دیگر گفت، این واقعیت که او تهدید به انجام این کار کرده است، این اتحاد را در حال حاضر در مراقبتهای ویژه قرار داده است.
وقتی از فردریکسن هنگام ورود به اجلاس بروکسل پرسیده شد که آیا هنوز میتواند به آمریکا اعتماد کند، از پاسخ مثبت خودداری کرد. او پاسخ داد: «ما سالهاست که با واشنگتن همکاری بسیار نزدیکی داریم. اما باید با احترام و بدون تهدید یکدیگر با هم همکاری کنیم.»
رهبران اروپایی اکنون با دو وظیفه روبرو هستند: بازگرداندن تمرکز به اولویتهای کوتاهمدت صلح در اوکراین و حل تنشها بر سر گرینلند؛ و سپس معطوف کردن توجه خود به تدوین استراتژی برای پیمایش جهانی بسیار متفاوت.
مسئله اعتماد، باز هم، زیربنای هر دو است. وقتی صحبت از اوکراین میشود، رهبران اروپایی مانند ماکرون، فردریش مرتز از آلمان و کر استارمر از بریتانیا ساعتهای بیپایانی را صرف تلاش برای متقاعد کردن ترامپ و تیمش کردهاند که ارائه یک عنصر نظامی آمریکایی به کییف که پشتوانه تضمینهای امنیتی است، تنها راه برای جلوگیری از حمله مجدد روسیه، در آینده است. با توجه به اینکه ترامپ به عنوان متحد اروپا چقدر غیرقابل اعتماد بوده است، مقامات اکنون به طور خصوصی میپرسند که این تضمینها واقعاً چه ارزشی دارند. چرا روسیه حرف آمریکا را جدی میگیرد؟ چرا یک یا دو سال دیگر آن را آزمایش نمیکند تا مطمئن شود؟
جهان پس از داووس
و سپس نوبت به تغییر آرایش کل نظام بینالمللی میرسد. چیزی طعنهآمیز در مورد زمینه حملات ترامپ به نظم جهانی و هویت کسانی که خود را منادیان پایان آن میدانستند، وجود داشت.
در دامنههای پوشیده از برفِ تفرجگاه داووس سوئیس، نخبگان تجاری و سیاسی جهان هر ساله گرد هم میآیند تا شبکههای خود را صیقل دهند، محصولات خود را تبلیغ کنند، در مورد موفقیتهایشان لاف بزنند و به شدت مهمانی بگیرند. افراد بسیار ثروتمند و گاهی اوقات روسای جمهور، معمولاً با هلیکوپتر میآیند. «مارک کارنی»، به عنوان رئیس بانک مرکزی، یکی از افراد کلاسیک داووس بود و از شرکتکنندگان دائمی آن به شمار میرفت: مودب، کمی از خود راضی و کاملاً راحت در میان قلههای پوشیده از برف. این خردمندِ لیبرالِ میانهرو که اکنون نخست وزیر کانادا است، بینش تکاندهندهای برای به اشتراک گذاشتن با اطرافیانش داشت: کارنی این هفته سخنان خود را اینگونه آغاز کرد: «امروز، من در مورد گسست در نظم جهانی، پایان یک داستان خوب و آغاز یک واقعیت بیرحمانه صحبت خواهم کرد که در آن ژئوپلیتیک بین قدرتهای بزرگ تابع هیچ محدودیتی نیست.»
او با لحنی آهنگین گفت: «نظم مبتنی بر قانون در حال محو شدن است» و جای خود را به جهانی از «رقابت قدرتهای بزرگ» میدهد که در آن «قدرتمند هر کاری که میتواند انجام میدهد و ضعیفترها هر چه باید رنج میبرند. نظم قدیمی دیگر برنمیگردد. ما نباید برای آن سوگواری کنیم. نوستالژی یک استراتژی نیست.
کارنی مقامات اروپایی را که نظارهگر بودند، تحت تأثیر قرار داد. او حتی از «الکساندر استاب»، رئیس جمهور فنلاند، نقل قول کرد که در ماههای اخیر به دلیل ارتباطاتی که با ترامپ در زمین گلف برقرار کرده، از نفوذ زیادی برخوردار شده است.

در نهایت، کارنی به آنچه که او «قدرتهای میانی» مینامید - کشورهایی مانند کانادا و به طور ضمنی، اقتصادهای بزرگتر در اروپا - یک انتخاب ارائه داد. او استدلال کرد که آنها میتوانند به انزوا عقبنشینی کنند و دفاع خود را در برابر جهانی سخت و بیقانون تقویت کنند. یا میتوانند با همکاری و تنوع بخشیدن به اتحادهای خود، چیزی «بهتر، قویتر و عادلانهتر» بسازند.
کانادا، یکی دیگر از اهداف جاهطلبیهای ارضی ترامپ، به تازگی یک توافقنامه همکاری بزرگ با چین امضا کرده است. در حالی که آنها برای اجلاس بروکسل آماده میشدند، دیپلماتها و مقامات اروپایی همین سؤالات را در نظر داشتند.
یکی از مقامات، واقعیت جدید را به عنوان جهان «پسا داووس» مطرح کرد. یک دیپلمات دیگر گفت: «اکنون که اعتماد از بین رفته است، دیگر برنمیگردد. من احساس میکنم جهان اساساً تغییر کرده است.»
یک بحران خوب
این دیپلمات گفت که این به «اورزولا فون در لاین»، رئیس کمیسیون اروپا و تیمش بستگی دارد که راههایی را برای سوق دادن قاره به سمت خودکفایی بیشتر، کشوری که ماکرون آن را «استقلال استراتژیک» نامیده است، ابداع کنند. این باید زنجیرههای تأمین و امنیت انرژی را پوشش دهد، جایی که اتحادیه اروپا اکنون به واردات گاز آمریکا وابسته شده است.

این دیپلمات گفت، فوریترین وظیفه، بازاندیشی آیندهای برای دفاع اروپا است که به ناتو متکی نباشد. در حال حاضر، ایدههای زیادی در حال بررسی است. این ایدهها شامل شورای امنیت اروپا میشود که بریتانیای غیر عضو اتحادیه اروپا را به عنوان عضوی در خود جای خواهد داد. تلاشهای فوری برای ایجاد صنعت پهپاد و تقویت دفاع هوایی مورد نیاز خواهد بود. کمیسیون اروپا پیش از این پیشنهاد تشکیل یک ارتش دائمی ۱۰۰۰۰۰ نفری اتحادیه اروپا را داده است، پس چرا یک لشکر نیروهای ویژه نخبه نیز تشکیل نشود؟
همین دیپلمات گفت: مقامات کمیسیون در طراحی استانداردهای مشترک برای تولید، متخصصان جهانی هستند که آنها را برای وظیفه ادغام سیستمهای تسلیحاتی مورد استفاده کشورهای اتحادیه اروپا مناسب میکند.
با این حال، یک خطر نیز وجود دارد. برخی از مقامات نگرانند که با عقبنشینی ترامپ و نزدیکتر شدن به راهحل بحران گرینلند، رهبران اتحادیه اروپا تمرکزی را که بر لزوم تغییر داشتند، از دست بدهند.
در عبارتی که اغلب به چرچیل نسبت داده میشود، خطر این است که اروپا «اجازه دهد یک بحران خوب هدر رود».
ملاحظات سیاسی داخلی تخصیص بودجه به پروژههای دفاعی مشترک اتحادیه اروپا را برای دولتهای ملی دشوارتر خواهد کرد. با رشد پوپولیسم راست افراطی در اقتصادهای منطقهای بزرگ، مانند فرانسه، بریتانیا و آلمان، طرح «اروپای بیشتر» برای امثال ماکرون، استارمر و مرتز دشوارتر از همیشه است. حتی اگر ناتو دچار مشکل شود، فروش یک ارتش اروپایی دشوار خواهد بود.
در حالی که این رهبران میدانند که دیگر نمیتوانند به آمریکای ترامپ در مورد امنیت اروپا اعتماد کنند، بسیاری از آنها اعتماد رأیدهندگان خود را برای انجام آنچه ممکن است لازم باشد، ندارند.
انتهای پیام


نظرات