به گزارش ایسنا، روزنامه هفت صبح نوشت:
اظهارات تازه دونالد ترامپ درباره مردم ایران که اتهامهای تند و بیسند را شامل میشود و گزافههایی نیز درباره آینده سرزمینی ایران مطرح کرده، با انتقادات تند بسیاری از دوستداران ایران مواجه شده است. ترامپ در پاسخ به پرسش خبرنگاران، ادعاهای تندی درباره ایرانیان مطرح کرد و در عین حال درباره آینده ایران پس از جنگ سخنانی مبهم بیان کرد. اظهارات اخیر دونالد ترامپ درباره مردم ایران را میتوان یکی از جنجالیترین و در عین حال بحثبرانگیزترین مواضع سیاسی او دانست.
ترامپ در پاسخ به پرسشی درباره آینده مردم ایران نیز سخنانی مبهم بیان کرد که میتواند برداشتهای مختلفی را به همراه داشته باشد. خبرنگار از ترامپ سوال کرد که آیا ایالات متحده به یک کارخانه آب شیرین کن در ایران حمله کرده است؟ اما ترامپ این طور پاسخ داد: ایرانیها از شرورترین مردم روی زمین هستند. آنها سر نوزادان را میبرند، آنها زنان را از وسط نصف میکنند. من چیزی در مورد کارخانه آب شیرین کن نمیدانم، جز اینکه بگویم اگر آنها از یک کارخانه آب شیرین کن شکایت دارند، ما از این واقعیت شکایت داریم که آنها نباید سر نوزادان را از تن جدا کنند.
نخستین نکته قابل توجه در این اظهارات ترامپ، تعمیم دادن رفتارهای خشونتآمیز فرضی و غیرواقعی به یک ملت کامل است. در ادبیات سیاسی و دیپلماتیک، چنین تعمیمهایی نادرست و صد البته بسیار غیرمسئولانه تلقی میشود. چون یک جامعه متنوع و چند ده میلیونی را نمیتوان با چنین گزارههای کلی و بدون ارائه مستندات توصیف کرد.
نکته دوم، تناقض در مواضع سیاسی رئیس جمهور آمریکا است که قبل از این نیز بارها در مصداقهای مختلف و درباره سایر مردم و سیاستمداران جهان شاهدش بودیم. ترامپ در روزهای گذشته بارها از «مردم ایران» سخن گفته و بر حمایت از آنها تأکید کرده بود. اما در این اظهارات، همان مردم با تعابیری بسیار تند توصیف میشوند. این تغییر لحن ناگهانی او البته نکته تازهای نیست. او همیشه اظهاراتش عجیب و احساسی و لحظهای است. باید بپذیریم که نمیتوان از رئیس جمهور آمریکا، انتظار یک رویکرد سیاسی سنجیده و ادبیات پاکیزه و مناسب داشته باشیم.
اما مسئله بسیار مهم، ابهام درباره آینده سرزمینی ایران است. ترامپ رئیس جمهور آمریکا در گفتوگو با خبرنگاران در هواپیمای ویژه ریاستجمهوری، در پاسخ به خبرنگاری که پرسید آیا «نقشه ایران بعد از اینکه همه چیز تمام شود، همانطور که هست باقی میماند؟» گفت: «نمیتوانم این را به شما بگویم. احتمالا نه.» ترامپ توضیح بیشتری در اینباره نداد و مشخص نکرد که آیا این اظهارنظر به احتمال تغییرات ارضی در ایران اشاره دارد یا موضوع دیگری را مد نظر داشته است.
تمامیت ارضی ایران؛ خط قرمز تاریخی یک ملت
تمامیت ارضی ایران، بخشی از هویت تاریخی و عاطفی مردم ایران است. سرزمینی که هزاران سال تاریخ، فرهنگ و تمدن را در خود جای داده، نمادی از تداوم یک ملت است. هر سخن یا اقدامی که شائبه خدشه به مرزهای ایران را ایجاد کند، حساسیتی عمیق و فراگیر در میان مردم برمیانگیزد.
نخستین نکته، ریشه تاریخی این حساسیت است. ایران در طول دو قرن گذشته تجربههای تلخ از دست دادن بخشهایی از سرزمین خود داشته است. از جدایی قفقاز در قرن نوزدهم تا تحولات ژئوپلیتیکی منطقه، این خاطرات تاریخی در حافظه جمعی ایرانیان باقی مانده است. همین تجربهها باعث شده که مفهوم تمامیت ارضی برای ایرانیان به یک مسئله حیاتی و غیرقابل مذاکره تبدیل شود.
نکته دوم، اجماع ملی بر سر این موضوع است. در ایران ممکن است درباره مسائل سیاسی، اقتصادی یا اجتماعی اختلاف نظرهای جدی وجود داشته باشد، اما در یک موضوع تقریباً همه جریانها و اقشار جامعه همنظرند. این که مرزهای ایران نباید دستخوش تغییر شود. این مسئله برای بسیاری از ایرانیان یک اصل بدیهی و ملی است.
نکته سوم، جایگاه حقوقی این اصل در نظام بینالملل است. تمامیت ارضی یکی از اصول بنیادین حقوق بینالملل و منشور سازمان ملل است. هیچ کشوری حق ندارد درباره تغییر مرزهای کشور دیگر سخن بگوید یا آن را تهدید کند. از همین رو هرگونه اشاره به احتمال تغییر مرزهای یک کشور میتواند واکنشهای جدی سیاسی و حقوقی به همراه داشته باشد.
نکته چهارم، بُعد هویتی و فرهنگی این موضوع است. ایران مجموعهای از فرهنگها، زبانها و اقوام مختلف است که در طول تاریخ در چارچوب یک کشور واحد زندگی کردهاند. تمامیت ارضی در واقع تضمینکننده استمرار این همزیستی تاریخی است.به همین دلیل است که در نگاه بسیاری از ایرانیان، مرزهای کشور بخشی از غرور ملی و میراث تاریخی یک ملت به شمار میآیند. هر سخنی که این اصل را زیر سوال ببرد، چالشی برای احساسات ملی میلیونها ایرانی تلقی میشود.
انتهای پیام

