علیرضا بهرامی در گفت و گو با ایسنا تأکید کرد: در زمان بحران معمولا تمرکز جامعه بر روی امنیت و امدادرسانی معطوف میشود، اما یکسری افراد هستند که در این شرایط بیشتر از سایر جامعه آسیب پذیرند و شامل گروههای ناتوان، کودکان دارای اختلال رشدی، حرکتی، شناختی و سالمندان هستند که به خدمات توانبخشی نیاز مبرم دارند.
وی ادامه داد: واقعیت این است که خدمات توانبخشی و کاردرمانی برای این دسته از افراد یک موضوع لوکس یا فرعی نیست و برای بسیاری از آنها بخشی از زندگی روزمره است و چنانچه این خدمات قطع شود، ممکن است مهارتهایی که ماهها و حتی سالها برای آن تلاش کردهاند را به تدریج از دست بدهند.
عضو هیئت مدیره انجمن کاردرمانی استان البرز بیان کرد: در شرایط بحران معمولا دسترسی به مراکز درمان دشوارتر شده و استرس محیطی افزایش یافته و برنامه زندگی روزمره از حالت عادی خارج میشود، تمام این موارد میتواند برای افراد دارای ناتوانی یک موضوع چالش برانگیز باشد.
بهرامی گفت: کودکانی که دارای اختلال طیف اتیسم و فلج مغزی هستند و یا افرادی که سکته مغزی داشتهاند، معمولا به یک ساختار ثابت در زندگیشان عادت میکنند و به آن نیاز دارند، اما وقتی این ساختار ناگهان تغییر میکند میتواند باعث بیشتر شدن اضطراب آنها شده و عملکرد آنها را تحت تأثیر قرار میدهد.
وی گفت: یکی از نگرانیهایی که در شرایط بحرانهای اجتماعی ایجاد میشود، قطع خدمات توانبخشی برای این افراد است، بسیاری از این افراد برای تکرار و تمرین نیاز دارند که خدمات کاردرمانی و توانبخشی برای آنها به صورت مداوم انجام شود، اما اگر این خدمات برای مدت طولانی متوقف شود، ممکن است مهارتهای حرکتی و استقلال فردی آنها کاهش پیدا کند و رفتارها و شرایط چالش برانگیز برای آنها ایجاد شود.
وی تاکید کرد: برای همین در حوزه توانبخشی و کاردرمانی تأکید میشود که در شرایط بحران تلاش شود دریافت این خدمات به صورت حداقلی ادامه داشته باشد. در واقع حمایت اجتماعی مناسب میتواند در شرایط بحرانی نیز پیشرفت حداقلی بیماران را تضمین کند و از دست رفتن مهارتها و تواناییهای بهدستآمده جلوگیری کند.
بهرامی اشاره کرد: قطع جلسات حضوری میتواند باعث کاهش تواناییهای پایه مانند راه رفتن یا مهارتهای شناختی شود، بنابراین تمرینهای سادهای که در منزل قابل اجرا هستند، نقش حیاتی پیدا میکند. این تمرینها شامل حرکات ساده، بازیهای هدفمند و مهارتهای روزمره مثل پوشیدن لباس یا غذا خوردن میشود.
این کاردرمانگر تصریح کرد: برای کودکان باید قالب بازی داشته باشد تا تحملپذیری آنها بالا برود و برای بزرگسالان میتوان این تمرینها را در قالب کارهای روزانه مثل آشپزی یا تمیزکاری گنجاند.
وی ادامه داد: بهرغم فشارهای روانی و استرسهای محیطی که در زمان بحران بر خانوادهها وارد میشود، ارتباط مستمر و غیرحضوری با کاردرمانگر میتواند راهنماییهای لازم را فراهم کند؛ گزارش پیشرفت یا تغییرات بیمار بهسرعت به متخصص منتقل میشود و برنامه درمانی متناسب تنظیم میشود.
وی افزود: حفظ روتین ثابت در زندگی روزانه، بهویژه برای کودکان با طیف اتیسم، اضطراب را کاهش میدهد و امکان ادامه تمرینات حتی در شرایط دشوار را میسر میسازد.
بهرامی بر این نکته تأکید کرد: کاردرمانی صرفاً درمان در کلینیک نیست؛ هدف اصلی آن فعال نگه داشتن فرد در محیط آرام زندگی روزمره، تقویت استقلال و ارتقای کیفیت زندگی است و این فرایند در شرایط بحران اهمیت بیشتری پیدا میکند.
وی خاطر نشان کرد: توجه مسئولین حوزه سلامت در این زمینه اهمیت بالایی دارد. لازم است توانبخشی را بهعنوان بخشی از خدمات ضروری سلامت در نظر بگیرند و برنامهریزی برای ادامه حداقلی خدمات، حمایت از خانوادهها و دسترسی بهتر به منابع را در دستور کار قرار دهند؛ چرا که این اقدامات میتواند از آسیبهای بعدی جلوگیری کند و ضمن آگاهی بخشی، جامعه را به همدلی و همبستگی بیشتر با افراد ناتوان سوق دهد.
انتهای پیام

