جلیل صابری در گفتوگو با ایسنا اظهار کرد: کاریکاتور به سه بخش کارتون، چهرهپردازی و کمیک (که در چند بخش شکل میگیرد)، تقسیم میشود. در مرحله نخست، یعنی انتخاب سوژه میتوان به اتفاقات مهم روز جامعه نگاه کرد که در شرایط فعلی کشورمان، مسئله جنگ خارجی و حمله به کشورمان و همچنین سیاستهای موجود در کشورهای درگیر جنگ، نقش پررنگتری را ایفا میکنند. به طورکلی میتوان گفت اگر یک جامعه دچار بحرانهای سیاسی شود، آثاری که به سبک کاریکاتور تولید میشوند بیشتر به اخبار و ساختارها باز میگردد.
او ادامه داد: کاریکاتور این ظرفیت را دارد تا مخاطبی که از سواد لازم و کافی برای درک موضوعات برخوردار نیست، بتواند پیام اصلی و مفهوم یک اثر را در کمترین زمان ممکن، به خوبی درک کند. در جریان خلق کاریکاتور باید به این نکته اشاره کرد که کاریکاتوریستها به مدد ارتباطهای خود با قشرهای مختلف جامعه، معمولا به سوژههای متنوعی دست پیدا میکنند، همچنین اخبار و اسناد تاریخی نیز به عنوان منابع خوبی برای ایدهپردازی آنها به شمار میروند.
صابری با اشاره به حساسیتهای تبدیل بحرانهای سیاسی و اجتماعی به سوژههای طنز و کمدی، توضیح داد: رعایت تعادل بین این دو موضوع و همچنین مرز آن کاملا به خود هنرمند بستگی دارد. اصولا مشکلات و سختیهای یک جامعه را نمیتوان با خنده نشان داد هر چند که طنز تلخ یک مقوله کاملا جداگانه محسوب میشود. بنابراین این وظیفه کاریکاتوریست است که از هرگونه توهین یا برانگیختن خشم مردم دوری کند.
ظرفیتهای متفاوت کارتون و کاریکاتور در انتقال پیام و محتوا به مخاطب
وی با اشاره به پتانسیل بیشتر کارتون نسبت به کاریکاتور برای خلق اثر، تاکید کرد: در کارتون اساسا یک موضوع در اولویت قرار دارد. به عنوان مثال با توجه به گسترش بحران کمآبی در سالهای اخیر، این مسئله سوژه بسیاری از هنرمندان بوده است که در نگاه اول این توانایی را دارد که با جزئیات و همچنین تاثیرگذاری بیشتر، پیامی خاص را به مخاطبان منتقل کند. این در حالی است که در کاریکاتور میتوان گفت بیشتر شخصیتمحوری یا همان به تصویر کشیدن چهره افراد اهمیت دارد.
این هنرمند کاریکاتوریست افزود: در کشور ما نمیتوان به راحتی از روحانیون و یا مقامات سیاسی کاریکاتور خلق کرد. البته این مسئله صرفا به دلیل نظر و یا مخالفت شخصی این افراد نیست. با نگاهی دقیقتر به این مسئله متوجه میشویم که معمولا چهارچوبهایی برای چنین شخصیتهایی تعیین شده است که بهمرور زمان برای هنرمندان و به ویژه کاریکاتوریستها تبدیل به یک خط قرمز شده است. در سوی دیگر داستان، سایر قشرها مثل هنرمندان معمولا با این موضوع مخالفتی ندارند و حتی از کاریکاتور استقبال هم میکنند.
ورود پرچالش هوش مصنوعی به جهان کاریکاتور
صابری در پاسخ به این پرسش که آیا هوش مصنوعی میتواند یک کاریکاتور با کیفیت بالا ارائه دهد یا خیر، مدعی شد: اگر یک هنرمند به دنبال خروجی مناسب باشد، باید مداوم تمرین کند تا در طراحی قوی و حرفهای شود. این امر موجب میشود تا از همان ابتدا اصول و قواعد صحیح طراحی و اتود زدن را فرا بگیرد. متاسفانه امروزه شاهد بهرهگیری هنرمندان از هوش مصنوعی هستیم که باعث شده است تعداد آثار کپیشده و تکراری فراوان شود. افرادی که به صورت حرفهای کاریکاتور میکشند به راحتی این توانایی را دارند که این نوع از خروجیها را به راحتی تشخیص بدهند.
وی افزود: هنرجویانی که قصد دارند تا این حرفه را یاد بگیرند، گاهی بعد از گذشت چند ماه از ادامه مسیر منصرف میشوند، چراکه انتظار دارند در یک مدت زمان کوتاه و محدود حرفهای شوند و چنین چیزی به هیچ عنوان ممکن نیست. برخی دیگر تنها به هوش مصنوعی تکیه میکنند که نتیجه آن را در به تعویق افتادن داوری جشنوارههای مختص کاریکاتور میبینیم که به خاطر آثار کپیشده یا دیجیتالی، در نظم و حتی کیفیت جشنواره نیز چالش به وجود میآید.
او در رابطه با وضعیت انتشار کاریکاتور در فضای مجازی، تصریح کرد: عرضه آثار هنری به سبک کاریکاتور در فضای مجازی مانند اینستاگرام در مقایسه با سایتهای خبرگزاری از لحاظ تاثیرگذاری بر افکار عمومی، بازخورد کاربران و همچنین محدودیتهای موضوعی کاملا متفاوت است. در بحث شبکههای اجتماعی با اینکه اشتراکگذاری مطالب به مراتب آسانتر است، در مواقع حساس که دسترسی به اینترنت برای کاربران محدود یا حتی کاملا قطع است، صاحبان اثر و دنبالکنندگان دچار مشکل میشوند. در صورتیکه انتشار کاریکاتور در مطبوعات داخلی چه به صورت آنلاین و مجازی و چه چاپشده و فیزیکی تا حدودی آسانتر است هرچند که ممکن است عرضه این آثار برای جامعه خبرنگاران و به طورکلی خبرگزاریها در برخی از موارد با مشکلاتی مواجه شود.
روند رو به افول کاریکاتور در مشهد
صابری ادامه داد: تا چند سال پیش از مشهد به عنوان قطب کاریکاتور کشور یاد میشد، اما به دلیل برخی از مشکلات مانند بیمهری مسئولان و عدم حمایت آنها از هنرمندان، شاهد ضعف این حرفه در سطح شهر هستیم. این درحالیست که شهرهایی مانند بجنورد و تبریز به صورت پیوسته و قوی درحال برگزاری نمایشگاههای متعدد و حتی کسب جایزه از سوی جشنوارههای هنری هستند. این مسئله باعث شده است تا تعدادی از هنرمندان مشهد برای همیشه از ایران مهاجرت کنند و برخی دیگر با کنار گذاشتن کاریکاتور صرفا مشغول انجام طراحی، نقاشی و تصویرسازی هستند.
او با اشاره به اینکه در اختیار گذاشتن غرفههایی از سوی شهرداری مشهد و همچنین آستان قدس رضوی به کاریکاتوریستها، در برهههایی از زمان سبب استقبال بالای مردم از این هنر و حرفه شد، تاکید کرد: این استقبال با این پیام همراه بود که کاریکاتور میتواند یک هنر خیابانی محسوب شود؛ چراکه در کنار تازگیداشتن برای مردم، این توانایی را دارد که با اقشار مختلف جامعه نیز ارتباط برقرار کند.
وی افزود: امیدوارم در آینده نوع نگاه و تفکر مردم به کاریکاتور چیزی فراتر از به تمسخرگرفتن باشد. عدم حمایت والدین از فرزندان برای یادگیری این هنر باعث میشود تا کاریکاتور آنگونه که باید در میان سایر رشتههای هنری جایگاه واقعی خود را پیدا نکند. با توجه به امکان برقراری هر چه بیشتر ارتباطات نسبت به گذشته، میتوان گفت نسل جدید هنرمندان از جسارت بیشتری برای خلق اثر و همچنین به اشتراک گذاشتن آن برخوردار هستند.
این هنرمند کاریکاتوریست با اشاره به اهمیت فعالیت تمامی هنرمندان در شرایط بحران و پس از آن، اظهار کرد: در بسیاری از موارد شاهد این موضوع هستیم که قلم هنرمندان با چیزی که پیش از وقوع شرایط سخت و بحران بوده، کاملا متفاوت است. در چنین وضعیتی این مسئله مهم است که هنرمندان به فعالیت خود ادامه دهند. کاریکاتور در عین سادگی و صراحت این قابلیت را دارد که در کنار انتقال سریع پیام اصلی، در ذهن مخاطب ماندگار شود.
انتهای پیام


