به گزارش ایسنا، ۲۰ از نخستین لحظات بروز جنگ و تجاوز رژیم صهیونیستی آمریکایی به خاک کشورمان ایران گذشته، اما برای نیروهای امدادی، زمان معنای متفاوتی دارد، شب و روز در هم آمیخته و تنها چیزی که اهمیت دارد، رسیدن به موقع به محل حادثه و نجات جان انسانهاست. در خیابانهایی که گاه با صدای انفجار یا اضطراب همراه شده، خودروهای امدادی با سرعت در حرکتاند و نیروها، بیوقفه میان عملیات و مأموریتها جابهجا میشوند.
در ایستگاههای آتشنشانی، سکوتی از جنس آمادگی حاکم است؛ سکوتی که هر لحظه ممکن است با صدای آژیر عملیات شکسته شود.
یکی از آتشنشانان با نگاهی خسته اما استوار میگوید: «این روزها بیشتر از همیشه در صحنه هستیم. شاید فرصت نکنیم چندین روز کنار خانواده باشیم، اما میدانیم که حضور ما میتواند جان کسی را نجات دهد.»
او مکثی میکند و ادامه میدهد: «وقتی وارد ساختمانی میشویم که هنوز دود از آن بلند میشود، فقط به یک چیز فکر میکنیم؛ اینکه کسی آن داخل منتظر کمک است.»
در کنار آنها، امدادگران هلال احمر و اورژانس با تجهیزات کامل در حال جستوجو و نجات جان هستند. یکی از امدادگران میگوید: «کار ما فقط درمان زخمهای جسمی نیست؛ گاهی باید کنار مردم بنشینیم، کمک کنیم تا آرام شوند. در این شرایط، امید دادن به اندازه باند و دارو مهم است.»
در فضای مجازی، عکسی از صفحه گوشی توجهام را جلب کرد. عکس از صفحه پیام همسر یک امدادگر بود که خطاب به همسرش نوشته بود« در این زمان جنگ و بحران، گرچه دوری تو سخت است، و ما شاید گاهی ترس در دل داشته باشیم، اما اکنون جای تو در خانه نیست. جای تو همان جایی است که ایستادهای. بمان و به مردم کمک بده...»
کادر امداد و درمان؛ زیرآتش دشمن، همچون سروی استوار ایستاده
مراکز درمانی و امدادی نیز برغم پروتکلهای بین المللی در معرض مستقیم حملات هستند. اما آن ها یک قدم از ماموریت و وظیفه خود عقب نکشیدهاند. تاکنون به مراکز هلال احمر و بیمارستان و همچین مراکز درمانی حملات بسیاری صورت گرفته است. از ساختمان صلح تهران تا ساختمان اورژانس تهران؛ از اقامتگاه زیباشهر شیراز تا آمبولانسها؛ اما دلاور مردان و شیرزنان امدادی کشورمان استوار و با دلی نترس و احساس مسئولیت در خط خدمت و امدادرسانی جنگ ایستاده و در حال انجام رسالت و ماموریت خود هستند.
با وجود فشار سنگین کار، آنچه روحیه این نیروها را حفظ میکند، واکنش مردم است. در بسیاری از مناطق، شهروندان با اقداماتی ساده اما مؤثر، تلاش میکنند قدردان زحمات امدادگران باشند.
تا آخرین روز ماه مبارک رمضان در شهرهای بسیاری، سفرهای افطاری وسط حاشیه خیابان یا وسط کوچهها پهن بود و همه در کنار هم روزه خود را باز میکردند.
در اقصا نقاط مورد هدف قرار گرفته شهر، تصاویر و روایتهای بسیاری دست به دست شد و دیدیم عدهای تا آخرین لحظه خانه و کاشانه خود را میان آوار و شیشههای شکسته ترک نکردند.
یکی در میان خاک و دود، زمانی که به روی زمین از درد و آسیب وارده از ترکشهای انفجار فریاد میزد، تماس مادر خود را با آرامی و حال خوب پاسخ میداد تا دل مادر نگران نشود، دیگری همسر و کودک خود را از دست داده اما در مقابل منزل ویران خود، در مقابل دوربین به دشمن پیام میدهد که این مردم از پای در نخواهند آمد و هرگز نترسید و جلوی دشمن کوتاه نمیآیند.
گروه دیگر از جوانان جهادی وار، شیشه بر پنجرههای خانهها میاندازند، گروه دیگری آوار برمیدارند، گروهی وسایل مردم را از خاک و دود بیرون میکشند و …
بسیاری از مردم دست به کار شدند و در کنار نیروهای خدماتی، امدادی، جهادی، نظامی، به میدان آمدند و در کنار آسیب دیدگان ماندند. افرادی داوطلبانه به نیروهای هلال احمر و آتشنشانی کمک میدهند.
بیمارستانها را دیدیم که مورد اصابت قرار گرفتند و کادر درمان از جان خود گذشتند و ماندن تا این که آخرین بیمار را به بیرون و جایی امن منتقل کنند.
از دل این جنگ، روایتهای را میشود بیرون کشید که کمتر جایی جز جغرافیای ایران، میشود در زمان حوادث و بحران و جنگ دید و حس کرد.
نوروز امسال نورور همدلی و ایثار است، نوروز برای نیروهای امدادی معنای دیگری دارد. سفرههای هفتسین شاید در خانههایشان بیحضور آنها چیده شده، اما آنها سفرهای بزرگتر از جنس خدمت و فداکاری گستردهاند. یکی از امدادگران با لبخندی کوتاه میگوید: «امسال عید ما همینجاست؛ میان آوار و دود، جایی که بتوانیم حتی یک نفر را نجات دهیم.»
در نهایت، آنچه از دل این روزها باقی میماند، تنها روایت تلخیها نیست؛ بلکه تصویری روشن از انسانهایی است که در سختترین شرایط، کنار یکدیگر ایستادهاند. نیروهای امدادی و درمانی، در خط مقدم این ایستادگی، نشان دادهاند که حتی در دل بحران، میتوان چراغ زندگی را روشن نگه داشت.
این گزارش، روایت همان چراغهاست؛ چراغهایی که خاموش نشدهاند.
انتهای پیام
