فرزین ریحانیراد، کارگردان، نویسنده و تهیهکننده نمایش «باشیمداکی سسلر» (صداهای سرم) در گفتوگو با ایسنا توضیح داد: این اثر در واقع یک پروژه پایانترم بوده که در مسیر تمرین، گروه با اتودهای بداهه آغاز کرد و از دل همین اجراهای اولیه، بهتدریج موقعیتی شکل گرفت. سپس این اتودها بهوسیله یک نخ نامرئی به هم متصل شدند تا ساختارمند شوند.
وی با اشاره به بازنویسی و شکلگیری نهایی اثر بیان کرد: اکبر شریعت به روایت سازماندهی داد تا نمایش دارای آغاز، میانه و پایان منسجم باشد. نمایش در عین حال که از ظرفیت نگاه اپیزودیک بهره میبرد، اما ایده اصلی آن بهطور مشخص اتفاقی است که همین حالا در تبریز جریان دارد؛ روایتی برای مخاطب تبریزی که در مقام اجرا تلاش میکند زبان صحنه، باورپذیر و نزدیک به واقعیت باشد. این نمایش قصد بازنمایی واقعی یک رخداد مشخص را ندارد، بلکه رویکرد آن نزدیککردن تجربه نمایشی به زندگی روزمره است.
وی در ادامه سخنانش به تاثیرگذاری فضای کارگاهها بر مسیر هنری هنرمندان جوان اشاره کرد و گفت: اغلب مخاطبان این آموزشها هنرجوهای آماتور هستند و همین موضوع، اهمیت کارگاهها را دوچندان میکند. زیرا اگر هنرجو فقط نظریه بیاموزد، نهایتاً ممکن است در نقش منتقد باقی بماند؛ اما برای پرورش یک آرتیست، باید مربی مسیر خلاقیت را باز بگذارد تا هنرجو بتواند خودش را محک بزند و داشتههایش را به صحنه بیاورد. معلم خوب کسی است که استعدادهای هنرجو را در همین مسیر رشد دهد و زمینه تبدیل توان بالقوه به مهارت واقعی را فراهم کند.
در بخش دیگری از این گفتوگو، ریحانیراد درباره رابطه تئاتر با مخاطب سخن گفت و هنر را «زبان مشترک انسانها» خواند. وی بیان کرد: فرهنگسازی با هنر انجام میشود و این هنر میتواند روحیه جامعه را تلطیف کند. باور دارم که هنر میتواند آدمها را به مسائل پیرامونشان حساستر کند و حتی بدون آنکه پیام مستقیم بدهد، باعث شود درباره روزمرگی، انتخابها و کنشهای خود بیشتر فکر کنند.
وی با تاکید بر تفاوت سلیقه مخاطبها در شهرهای مختلف ادامه داد: سلیقه مخاطب در منطقههای مختلف متفاوت است؛ بنابراین وقتی نمایشی در تبریز اجرا میشود باید با استایلی که مخاطب تبریزی میپذیرد، روی صحنه حاضر شود. شاید در تهران یا شهرهای دیگر تفاوتهایی وجود داشته باشد، اما اصل این است که نمایش باید با زیست مخاطب هماهنگ باشد.
وی در پایان، خطاب به هنرمندان جوانی که تازه میخواهند این راه را شروع کنند، گفت: مطالعه یک رکن اساسی و از نیازهای جدی این عرصه است. هنرجوها بهتر است فیلم ببینند، کتاب بخوانند و نمایشنامه بخوانند تا هنر جریان داشته باشد. بخشی از این کار را میشود با علاقه انجام داد، اما بخشی دیگر وظیفه هنری است؛ پسندیده است که خودمان را بهروز نگه داریم.

سخنی با بازیگران باتجربهتر نمایش
فهیمه جهانی، بازیگر نقش شهلا نیز در گفتوگو با ایسنا، تجربه کار با گروهی از هنرجویان تازهکار را افتخار توصیف کرد و افزود: من با گروهی از بچهها کار کردم که نخستین تجربه صحنهایشان را پشت سر میگذاشتند. برای خودم هم یک تجربه ناب و متفاوت بود، چون تا کنون با افرادی کار کردهام که حرفهای بودهاند، اما این بار با نسل جدید حسوحال دیگری را تجربه کردم.
وی گفت: حضور هنرجویان تازهوارد نه فقط فرصت آموزش، بلکه میدان تبادل تجربه بود. برخی مواردیی که از هنرجوهای جوان آموختم، حتی از حرفهایها هم کمتر شنیده یا دیده بودم. هنرجویان جوان بعضی از تواناییها را به شکل طبیعی ارائه میدهند و باعث شد که تبادل تجربه بین من و بچههای گروه اتفاق بیفتد.
وی نقش اعتماد و مشارکت را در شکلگیری نمایش پررنگ خواند و توضیح داد: تئاتر حس خانواده میدهد؛ ما دور هم جمع میشویم و میخواهیم نمایش را از سطح نخستین تجربه، یک قدم جلوتر ببریم تا روی صحنه چیزی فراتر از شروع باشد.
جهانی در پایان سخنانش به کسانی که تازه وارد بازیگری میشوند، توصیه کرد: باید از یک نقطه آغاز کرد؛ بهتر است کسانی که علاقهمند به بازیگری هستند از همین مسیر شروع کنند و پیش بروند. هرکسی که اعتماد به نفس داشته باشد، میتواند به بهترینها برسد.
مهدی آقازاده که در نمایش در نقش نوید روی صحنه رفته است، در گفتوگو با ایسنا درباره کاراکترش گفت: نوید شخصیتی نامعقول دارد؛ آدمی که برای این روزهای جامعه، الگوی مناسب و آرامی به شمار نمیآید. با خودِ نقش درگیر شدم که صرفاً یک تقلید انجام ندهم. اول کار درک کردم شخصیت چه شکلی است؛ بعد رفتم سراغ اتود در جامعه. فهمیدم میشود این تیپ را اینگونه دید و ساخت، و با همان منطق به صحنه آورد.
وی در پاسخ به این پرسش که کارگاهها برای هنرجویان تازهکار چقدر اثرگذار است، تاکید کرد: تجربه جمعی و حضور افراد با درجههای مختلف تجربه، به انتقال عملی کمک میکند. تعدادی از اعضای گروه با تجربهتر بودند و میتوانستند تجربیاتشان را در اختیار دیگران بگذارند. همین موضوع برای گروه موثر بود.
وی افزود: در کارگاهها آزمون و خطا راه طبیعی پیشرفت است، زیرا تعداد شرکتکنندهها از یک نمایش معمولی بیشتر است؛ بنابراین هنرجو اشتباهها را هم میبیند، کارهای دیگران را هم مشاهده میکند و بعد برای خودشان یک الگو میسازند.
آقازاده در بخش پایانی درباره نسبت تئاتر با مخاطب نیز گفت: تئاتر، موضوعی سلیقهای دارد و معیار مطلق برای قضاوت وجود ندارد، هرکس میتواند آن را بر اساس سلیقه خودش خوب یا بد بداند. هیچ مقیاسی نیست که بگوییم این یکی حتماً بهتر یا بدتر است. آدمها هم سلیقهشان را بر همین اساس میچینند.

در ادامه، محدثه محمودی که در نقش ساحل بازی میکند، در گفتوگو با ایسنا از حس حضور روی صحنه گفت: هر بار که روی صحنه میرویم، قلب تماشاگر با ما میزند و همین حس، زندگی را به بازیگر برمیگرداند. همچنین کاراکتر من انسانی است که حقش را میطلبد، در موقعیتی که بحث و تنش شکل میگیرد، از حق خودش دفاع میکند و تا پایان روی تصمیمش میایستد.
وی درباره پیوند معنایی این نمایش با زندگی مخاطب توضیح داد: آدمها خیلی وقتها بدون اینکه نگاه کنند یا بشنوند، قضاوت میکنند و بعد هم دلایل مختلف برای انکار خودشان پیدا میکنند. در حالی که اینطور نیست. من فکر میکنم علاوه بر مخاطبان تئاتر، برای همه انسانها لازم است که سریع قضاوت نکنند. یک کم فکر کنیم، یک کم زمان بدهیم؛ چون قضاوت ممکن است چیزی را از زندگی یک نفر بگیرد.
روایت حس اولین اجرا توسط بازیگران نوظهور
ثنا شیخی که در نمایش در نقش دریا بازی میکند، در گفتوگو با ایسنا درباره روند شکلگیری اجرا گفت: تقریباً از شروع کارگاه تا این مرحله نزدیک به ده ماه زمان میگذرد. من از همان ابتدا در گروه حضور داشتم و در نهایت توانستم امروز، برای اولین بار در مقابل مخاطبان، افتخار اجرا داشته باشم. ابتدا استرس زیادی داشتم، اما حس شیرینی بود. طوری که آدم دلش میخواهد تا آخر عمر همین استرس شیرین را داشته باشد.
وی همچنین گفت: کار کارگاهی زمانی معنا پیدا میکند که هنرجو برای صحنه ارزش قائل باشد. اگر واقعاً عاشق صحنه باشد و برایش تلاش کند، صحنه جایی مقدس میشود؛ چون زحمت میطلبد. این همان مسیری که میتواند هنرجو را آرامآرام به جایگاهی جدیتر نزدیک کند.
در ادامه، ژاسمین پورحاجی که در نقش مهسا ظاهر شده است، در گفتوگو با ایسنا گفت: در طول اجرا استرس داشتم اما در بیشتر لحظهها احساس هیجان میکردم. این کارگاه نخستین تجربه من پس از دوسال آموزش دیدن بود که به اجرای عمومی رسیده است. حس ایستادن در برابر مخاطب تجربهای زیبا است که به نظرم هر هنرجوی تئاتری یک بار باید آن را لمس کند؛ ارزشش را داشت.
وی خطاب به کسانی که همسنوسال او هستند و به تئاتر علاقهمنداند گفت: هر گامی که در این مسیر بردارید، هرچند کوتاه، میتواند آغاز یک مسیر واقعی باشد. البته بسیاری از تازهکارها گاهی فرصت نشاندادن توان خود را پیدا نمیکنند و نتیجه آن میشود که استعدادها زود از مسیر حذف شوند. باید به هر کسی یک شانسی داد. زیرا دیدن و سنجیدن توان واقعی، بخشی از مسئولیت کارگردانها، تهیهکنندهها و نویسندهها در این مسیر است.

به گزارش ایسنا، نمایش «باشیمداکی سسلر» در آغاز، نویدبخش است اما ارتباط میان کاراکترها در تار و پود روایت، کمتر جان میگیرد. با وجود پرداخت کمتر برخی شخصیتها، دیالوگها بسیار روان میدرخشند و کارگردانی و میزانسن، صحنه را پویا کردهاند. بازیگری، با وجود تجربه نخست برخی از هنرمندان بر صحنه، گیرا و پذیرفتنی است و یاران باتجربهتر نیز لذت کار را دوچندان کردهاند. طراحی صحنه، لباس و نور، در حد انتظار و است، اما جای خالی موسیقی در طول اجرا به شدت احساس میشود؛ هرچند که پژواک موسیقی پایانی، طنینی دلنشین بر صحنه دارد.
انتهای پیام
