• چهارشنبه / ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۵ / ۱۰:۵۶
  • دسته‌بندی: خراسان رضوی
  • کد مطلب: 1405021609197

گفت‌وگو با یک آموزگار به بهانه بزرگداشت مقام معلم؛

یادگیری مبتنی بر تست‌زنی شعبده‌بازی است

یادگیری مبتنی بر تست‌زنی شعبده‌بازی است

ایسنا/خراسان رضوی یک معلم پیشکسوت گفت: در نسل الان یادگیری مبتنی بر تست‌زنی گونه‌ای شعبده بازی است که باعث سواد و کسب علم نمی‌شود، بلکه دانش آموزان تکنیک‌های تست زنی را می‌آموزند و یادگیری اصلی اتفاق نمی‌افتد، چراکه یادگیری فرآیند است.

سعیدرضا غفوریان با حضور در تحریریه ایسنا با اشاره به تغییر کیفیت یادگیری در نسل دانش‌آموزان، اظهار کرد: سطح مطالعه و سواد دانش آموزان نسبت به گذشته کم شده، دانش آموزان در گذشته در زمینه‌های گوناگون و متنوع مطالعه داشتند که این مطالعه باعث رشد ابعاد گسترده‌تر می‌شود.

وی با تاکید بر نقش معلم در تبدیل یادگیری به یک مسیر پویا، ادامه داد: معلم باید بتواند همزمان از الگوها، روش‌ها، فرآیندهای نوین و مهارت‌های آموزشی جذاب در تدریس خود بهره ببرد.

این معلم بازنشسته در ادامه با بیان اینکه آموزش فقط انتقال محتوا نیست، گفت: فنون و روش‌های تدریس یا آموزش تنها یک علم نیست بلکه یک مهارت و از همه مهمتر یک هنر است.

غفوریان تاکید کرد: آموزش جزئی از تربیت است اما تربیت جزئی از آموزش نیست و تعریف تربیت در سند تحول بنیادین به معنای فرآیند تعاملی، یادگیری، رشد و بالندگی استعدادهای همه جانبه فراگیران است، یعنی یک معلم باید بتواند استعداد و هوش‌های چندگانه فراگیران را به کار بگیرد، نه اینکه در کلاس درس صرفا سخنران باشد. 

وی درباره سطوح یادگیری نیز گفت: نازل‌ترین سطح یادگیری بر اساس طبقه‌بندی حیطه‌های شناختی علوم، حافظه است. در سطح بالاتر ادراک یا فهم، سطح بالاتر کاربست یا اقدام پژوهی است، سطح بعدی تجزیه، سطح بالاتر ترکیب است و عالی‌ترین سطح یادگیری خودشکوفایی و ارزشیابی است.

نگاه حاکمیتی به آموزش و پرورش نیازمند بازنگری اساسی است

این معلم پیشکسوت با تاکید بر اینکه آموزش و پرورش سرشار از منابع انسانی است که از این نظر قدر آن دانسته نمی‌شود، افزود: جایگاه رفیع معلم و مدرسه در شکل‌دهی به تمدن بشری، بارها توسط عالی‌ترین مقامات کشور مورد تأکید قرار گرفته است، امری که در عمل به نظر می‌رسد از اولویت‌های اصلی نظام اجرایی دور مانده است.

غفوریان درباره بیانات رهبر شهید در جایگاه معلم، خاطرنشان کرد: از نظر ایشان معلم معمار تمدن بشری و مدرسه نهاد تمدن‌ساز است. همچنین در اجلاس سال ۱۳۸۳، معلم را «معیار صحت جامعه» نامیدند. این جمله کلیدی، وضعیت سلامت جامعه را منوط به سلامت و حال خوب معلمان می‌داند؛ یعنی اگر میخواهی بدانی حال جامعه خوب است از حال معلمان بپرس، اما با نگاهی به واقعیت‌های موجود، نشان از عدم توجه کافی به این قشر زحمتکش دارد، بنابراین حال معلم خوب نیست.

وی با بیان اینکه در نگاه حاکمیتی، نه در مقام گفتار بلکه در مقام عمل به آموزش و پرورش بهای لازم داده نمی‌شود، گفت: قانون مدیریت خدمات کشوری مصوب ۱۳۸۳ که با هدف هماهنگ‌سازی و همسان‌سازی حقوق تدوین شده بود، مشاغل دولتی را در چهار گروه طبقه‌بندی کرد که شامل مشاغل حاکمیتی (مانند مجلس شورای اسلامی ،هیئت علمی دانشگاه‌ها ،قوه قضاییه، نیروهای مسلح، وزارت امور خارجه)، زیربنایی (مانند وزارت نیرو ،وزارت ارتباطات،مشاغلی که کالای پالایشگاه و تاسیسات و سد)، مشاغل اقتصادی (مانند بانک‌ها، وزارت اقتصاد و دارایی بانک مرکزی و گمرکات و...) و در نهایت گروه آخر مشاغل اجتماعی، فرهنگی و خدماتی که شامل بهزیستی و آموزش و پرورش است.

یادگیری مبتنی بر تست‌زنی گونه‌ای شعبده بازی است

رویکرد «همه برای آموزش» مالزی، الگویی برای تحقق عدالت آموزشی

این معلم بازنشسته در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به مطالعات تطبیقی خود و تجربیات موفق کشور مالزی در حوزه آموزش و پرورش، رویکرد «همه برای آموزش» را لازمه تحقق عدالت آموزشی دانست و گفت: وضعیت مالزی در سال ۱۹۷۸، عقب‌مانده‌تر از ایران بود اما پس از آن، با روی کار آمدن دکتر ماهاتیر محمد به عنوان وزیر آموزش و سپس نخست‌وزیر برای بیش از سه دهه، مالزی تحولی شگرف را تجربه کرد. ماهاتیر محمد رویکرد «همه برای آموزش» را پیش گرفت.

وی تصریح کرد: این رویکرد به معنای بسیج تمام دستگاه‌های دولتی و حاکمیتی در خدمت به آموزش بود؛ چرا که آموزش پرورش نه یک دستگاه، بلکه فرادستگاهی است که باید در دستگاه‌ها تلقی شود و ارتش، بانک‌ها، اقتصاد، بهداشت و امنیت همگی باید در خدمت آن باشند.

این پیشکسوت به اقدامات دیگر ماهاتیر محمد اشاره کرد و گفت: بازنگری در کادر معلمان، حذف افراد ناکارآمد و جذب معلمان جوان، همراه با افزایش ۱۰ برابری حقوق معلمان طی یک فرآیند سه ساله برای ایجاد انگیزه از جمله اقدامات کلیدی ایشان بود.

تقریبا بودجه‌ای برای کیفیت‌بخشی آموزشی وجود ندارد

غفوریان سپس با نگاهی انتقادی به وضعیت فعلی آموزش و پرورش ایران اشاره و تاکید کرد: آقای کاظمی، وزیر آموزش و پرورش دو ماه قبل در مصاحبه‌ای اعلام کردند که ۹۸ تا ۹۹ درصد بودجه جاری آموزش و پرورش صرف هزینه‌های پرسنلی (حقوق) می‌شود، این یعنی هیچ بودجه‌ای برای کیفیت‌بخشی آموزشی باقی نمی‌ماند.

وی با استناد به نتایج کنکور اخیر، افزود: اکثریت پذیرفته‌شدگان در رشته‌های پرمخاطب مانند پزشکی، دندانپزشکی، داروسازی و دانشگاه‌های برتر مهندسی نظیر شریف، تهران، فردوسی و شهید بهشتی، از مدارس لاکچری، تیزهوشان و غیردولتی با شهریه‌های کلان هستند.

غفوریان تأکید کرد: این وضعیت، عدالت آموزشی را به طور جدی زیر سوال می‌برد. دانش‌آموز مناطق دورافتاده یا خانواده‌های کم‌بضاعت، چگونه می‌تواند با پرداخت شهریه‌های هنگفت (مثلاً ۲۰۰ میلیون تومان) به مدارس لاکچری راه یابد و از فرصت ورود به رشته‌های پرمخاطب، علی‌رغم استعداد، باز نماند؟

وی با طرح این پرسش که در این مسابقه کنکور، چه کسانی با چه کسانی برنده می‌شوند، یادآور شد: آمارها به وضوح نشان می‌دهند که رشته‌های پرمخاطب عمدتاً در اختیار دانش‌آموزان مدارس خاص و مرفه است که این امر، مفهوم عدالت آموزشی را مخدوش می‌سازد.

یادگیری مبتنی بر تست‌زنی گونه‌ای شعبده بازی است

سند تحول بنیادین آموزش و پرورش پیوست اقتصادی ندارد

این معلم بازنشسته با انتقاد از عدم پیوست اقتصادی و اجرایی در سند تحول بنیادین آموزش و پرورش، گفت: این سند به دلیل فقدان پشتوانه اقتصادی به عرصه عمل نمی‌رسد.

غفوریان با بیان اینکه نظام حاکمیت باید فراتر از شعار، به مقام معلم ارج بگذارد و کرامت او را در هر جایگاهی تضمین کند، اظهار کرد: این کرامتی که در سند تحول بنیادین آموزش و پرورش (مصوب ۱۳۹۰) آمده، همان نسخه شفابخشی است که رهبری از آن یاد کرده‌اند، اما چرا عملی نمی‌شود؟

وی با اشاره به اینکه ۱۵ سال کار کارشناسی ۵۰۰ نفر از برجسته‌ترین دانشمندان و صاحب‌نظران علوم تربیت در تدوین این سند نقش داشته‌اند، افزود: این سند فوق‌العاده است، اما بدون پیوست اجرایی و اقتصادی، عملاً بی‌اثر مانده و خاک می‌خورد.

این معلم بازنشسته در مقایسه‌ای انتقادی به تفاوت فاحش وضعیت شغلی فارغ‌التحصیلان دکترا اشاره و تشریح کرد:  وقتی دونفر با مدرک دکترا از دانشگاه فارغ التحصیل می‌شوند و یکی جذب آموزش و پرورش با وجود ۲۴ ساعت تدریس در هفته در مناطق روستایی، حقوقی ناچیز دریافت می‌کند و دیگری با همان مدرک، هیئت علمی دانشگاه شده و با ۱۰ تا ۱۲ ساعت تدریس، حقوقی به مراتب بیشتر می‌گیرد. حقوق این دو نفر فارغ التحصیل مدرک دکترا در بدو خدمت مقایسه کنید، این تفاوت هیچ انگیزه‌ای برای معلم باقی نمی‌گذارد.

وی با تأکید بر اینکه در کشورهای توسعه‌یافته، امنیت، آموزش و بهداشت سه مقوله بسیار ارزشمند و بنیادین و از مشاغل حاکمیتی ثابت محسوب می‌شوند که فارغ از تغییر دولت‌ها به مسیر خود ادامه می‌دهند، مطرح کرد: اما این موضوع در ایران با روی کار آمدن دولت های جدید تغییر می‌کند.

غفوریان با تشریح سه سند فرادستی مهم حوزه تعلیم و تربیت، ادامه داد: اولین آن سند چشم‌انداز تعلیم و تربیت در افق ۱۴۰۴ (مصوب ۱۳۶۴) سندی ۴۰ ساله که هدف آن تبدیل ایران به توسعه‌یافته‌ترین کشور در حوزه آموزش و پرورش در جهان تا سال ۱۴۰۴ بوده که البته از نظر تئوریک قوی است. دومین سند، سند ملی آموزش و پرورش (مصوب ۱۳۸۳) است که این سند مبانی تئوریک، فلسفه آموزش و پرورش، مکاتب فلسفی (رفتارگرایان، شناخت‌گرایان، انسان‌گرایان) و آموزه‌های اسلام را تبیین کرده و رهنمودها و گام‌های اجرایی دارد.

وی افزود : همچنین سند تحول بنیادین آموزش و پرورش (مصوب ۱۳۹۰)، معروف به سند مشهد که حاصل ۱۵ سال کار ۵۰۰ دانش‌آموخته برجسته کشور با مدیریت آقای دکتر نوید ادهم (دبیرکل شورای عالی آموزش و پرورش و معاون سابق سازمان پژوهش) است و به عنوان داروی شفابخش در حوزه تعلیم و تربیت شناخته می‌شود.

اعتماد جامعه به معلم همچنان پابرجاست

غفوریان با استناد به آموزه‌های دینی و جامعه‌شناختی، اظهار کرد: نگاه جامعه به هر قشر، بازتابی از نگاه حاکمیت در عمل است و رسانه‌ها به‌ویژه تلویزیون با تصویرسازی‌های نادرست در سریال‌های طنز، به شکستن شان معلمی دامن می‌زنند. اما مهم‌تر از همه، مردم معیشت معلم را می‌بینند و این واقعیتی انکارناپذیر است.

وی به روند استخدام از طریق ماده ۲۸ در آموزش و پرورش اشاره کرد و گفت: دانشگاه فرهنگیان باید وظیفه جذب و تربیت حرفه‌ای معلمان را در دوره‌های ۳ تا ۴ ساله با آموزش فنون آموزشی، مدیریت کلاس، روانشناسی رشد و تکنولوژی‌های نوین بر عهده داشته باشد، اما در ماده ۲۸، صرفاً با یک آزمون و یک دوره ۱۵ روزه، فرد را وارد کلاس درس می‌کنند. هرچند ممکن است به دلیل نیاز مبرم به نیرو، چاره‌ای جز این نباشد، اما آیا این روند، معلم واقعی تربیت می‌کند؟

این معلم بازنشسته در ادامه به نتایج یک نظرسنجی در سایت دانشگاه شریف اشاره کرد و ادامه داد:  این نظرسنجی حدود ۱۰ سال پیش انجام شده بود که از مردم خواسته شده بود تا میزان اعتماد و علاقه خود را به ۵۰ قشر مختلف جامعه (ورزشکاران، پزشکان، اساتید دانشگاه، معلمان، کارگران، بنگاه‌های املاک، تجار و...) اعلام کنند؛ جالب اینجاست که نتیجه نظرسنجی نشان داد جامعه بیشترین میزان اعتماد را به معلمان داشته است.

حافظه محوری پایین ترین سطح آموزش است

غفوریان با بیان اینکه ارزشیابی امتحان نیست، بلکه فرد باید بتواند ارزش گذاری کند و رفتار نقادانه به یک مسئله برگرفته از دانش خود داشته باشد، ادامه داد: اما حافظه پایین‌ترین سطح آموزش است و معلم باید از روش‌های مختلف بهره ببرد که فراگیران به سطوح بالاتر راه پیدا کنند..

وی با استناد به نتایج آزمون‌های جهانی تیمز (TIMSS) و پرلز (PIRLS)، به تحلیل عمیق و دقیقی از وضعیت نظام آموزشی ایران پرداخت و گفت: آزمون تیمز که توسط یونسکو برگزار می‌شود، میزان دریافت‌های یادگیرانه دانش‌آموزان پایه‌های چهارم و هشتم را در دروس ریاضی و علوم می‌سنجد.

این پیشکسوت تعلیم و تربیت افزود: نتایج این آزمون در سطح جهانی نشان می‌دهد که دانش‌آموزان ایرانی در این دو آزمون، جایگاه شایسته‌ای در مقایسه با سایر کشورها ندارند. از سوی دیگر، آزمون پرلز که هر هشت سال یکبار برگزار می‌شود، بر سنجش درک مطلب و توانایی دانش‌آموزان در فهم و بیان مفاهیم اعم از متون ادبی و نوشتاری روز، تأکید دارد. متأسفانه، ایران در این آزمون نیز در رده‌های پایینی جدول قرار گرفته است به طوری که وضعیت ایران در حد یک کشور آفریقایی است.

غفوریان با تأکید بر اینکه مشکل اصلی نظام آموزشی ایران، نه در محتوای کتب درسی، بلکه در فرآیندهای آموزشی نهفته است، گفت: کتاب‌های درسی ما پربار و حتی شاید کمی حجیم هستند، اما محتوای آموزشی مشکلی ندارد. فضای آموزشی نیز عامل اصلی نیست. آنچه تحلیل‌های تیمز و پرلز در رابطه با ایران نشان می‌دهد، به چالش کشیدن شیوه‌ها و الگوهای آموزشی است.

وی فرآیندهای سنتی و حافظه‌محور را مانع اصلی یادگیری عمیق دانست و تصریح کرد: روش سنتی، یادگیری را در پایین‌ترین سطح یعنی حفظ کردن متمرکز کرده است. این روش یک‌سویه و معلم‌محور است، در حالی که الگوهای مدرن بر فعالیت و تعامل دانش‌آموز تأکید دارند. در شیوه‌های سنتی، یادگیری لذت‌بخش نیست. 

این پیشکسوت عرصه تعلیم و تربیت تاکید کرد: این نظام آموزشی مبتنی بر رقابت، جایی که دانش‌آموزان نه بر اساس فرآیند یادگیری، بلکه بر اساس نمره و کسب رتبه قضاوت می‌شوند.

 وی این رویکرد را باعث ایجاد حس تحقیر در میان دانش‌آموزان و شکل‌گیری دیدگاهی منفی نسبت به ممتازین دانست و عنوان کرد: این در حالی است که در آموزش‌های فرانسه، فرآیند یادگیری و شیوه آموزشی، محور اصلی است، در حالی که شیوه آموزشی ایران کماکان در اکثر بخش‌ها سنتی، معلم محور، فاقد لذت یادگیری، حافظه محوری و نتیجه‌گرا باقی مانده است.

یادگیری مبتنی بر تست‌زنی گونه‌ای شعبده بازی است

مافیای کنکور، دانش آموزان را به ماراتنی بی هدف سوق می‌دهد

غفوریان همچنین به تأثیرات منفی فضای مجازی بر مطالعه و کتاب‌خوانی دانش‌آموزان اشاره کرد و گفت: گرفتاری در فضای مجازی باعث افت خوانش و مطالعه صحیح است. ضعف نگارشی و عدم مطالعه کتاب گریبان‌گیر نه تنها دانش آموزان، بلکه دانشجویان شده است.

وی افزود: مافیای کنکور دیگر آسیبی است که تمرکز به سمت تکنیک‌های تست‌زنی می‌رود به جای یادگیری عمیق و دانش‌آموزان را به سمت ماراتنی بی‌هدف سوق داده است. امیدواریم با بازنگری جدی در شیوه‌های آموزشی و حرکت به سمت رویکردهای نوین، بتوان گامی مؤثر در جهت ارتقای کیفیت یادگیری و توانمندسازی دانش‌آموزان برداشت.

تغییرات احساسی کتاب‌ها به جای تاکید بر ارزش های بنیادین

این پیشکسوت عرصه تعلیم و تربیت گفت: بر این باور هستم که آموزه‌های دینی باید ترکیبی از شکل پنهان و آشکار در کتاب‌های درسی داشته باشند، نه اینکه رویکردی یک‌سویه و آشکار را دنبال کنند.

غفوریان ضمن تأکید بر ارزش‌های بنیادین و آموزه‌های ماندگار در ادبیات فارسی، به بیت معروف سعدی استناد کرد و تصریح کرد: ما ارزش‌های بنیادین و آموزه‌های ماندگاری در فرهنگ و تاریخ ایران داریم. این بیت سعدی که بنی آدم اعضای یکدیگرند که در آفرینش ز یک گوهرند، چو عضوی به درد آورد روزگار، دگر عضوها را نماند قرار، این یک آموزه و ارزش بین‌المللی دارد.

وی یکی از مشکلات آموزش و پرورش را «سیاست‌زدگی به معنی جناحی» دانست و تأکید کرد که آموزش و پرورش باید حاکمیتی و فارغ از جناح‌های دولتی و سیاسی باشد.

این معلم پیشکسوت با استناد به تعبیر امام خمینی(ره) که می‌گوید معلمی شغل انبیا است، بر جنبه‌ی الهی و رسالت‌گونه این حرفه تأکید کرد و گفت: ورود به شغل معلمی یعنی پذیرش رسالت الهی و آگاه بودن از دشواری‌های خاص این راه که پیامبر می‌فرمایند هیچ پیامبری همانند من اذیت نشد.

انتهای پیام