• دوشنبه / ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۵ / ۱۵:۴۵
  • دسته‌بندی: قم
  • کد مطلب: 1405022112379

روان‌شناس بالینی:اهمال‌کاری می‌تواند ریشه در سبک‌های تربیتی نادرست والدین داشته باشد

روان‌شناس بالینی:اهمال‌کاری می‌تواند ریشه در سبک‌های تربیتی نادرست والدین داشته باشد

ایسنا/قم یک روان‌شناس بالینی گفت: اهمال‌کاری تنها یک عادت بد نیست، بلکه پدیده‌ای چندبعدی است که می‌تواند ریشه در سبک‌های تربیتی نادرست والدین داشته باشد و در بزرگسالی به صورت انواع مختلفی چون لذت‌جویانه، مخالفت‌جویانه و کمال‌گرایانه نمود پیدا کند.

محمدجعفر جهانگیرزاده، در چهل‌ و نهمین نشست از سلسله نشست‌های تخصصی در میدان با عنوان «افزایش اهمال کاری در شرایط بحرانی» که صبح امروز ۲۱ اردیبهشت‌ به‌همت جهاد دانشگاهی قم به‌صورت مجازی برگزار شد، با اشاره به تعریف اهمال کاری گفت: بر اساس منابع معتبر روان‌شناسی، اهمال‌کاری را می‌توان در سه محور اصلی تعریف کرد؛ عقب انداختن انجام کارهای مهم و ضروری با امید به انجام بهتر آن‌ها در زمان آینده، عدم توانایی در آغاز، تداوم بخشیدن یا به پایان رساندن یک وظیفه و پرهیز از انجام کاری به دلیل ترس از مواجهه با احتمال شکست.

این روان‌شناس بالینی افزود: در زبان عامیانه، این رفتار به معنای پشت گوش انداختن و تلنبار کردن کارها تعبیر می‌شود. افراد اهمال‌کار معمولاً با بهانه‌هایی مانند الان وقت مناسب نیست یا فردا انجام می‌دهم، اقدامات خود را موکول کرده و حتی در صورت شروع کار، آن را نیمه‌تمام رها می‌کنند.این موارد از امور ساده روزمره مانند مراجعه به دندانپزشکی، خرید اقلام ضروری، یا تماس تلفنی با دوستان تا برنامه‌های بلندمدت متغیر است. 

وی ادامه داد: آلبرت الیس، روان‌شناس برجسته، در پژوهشی نشان داده است که بین ۸۰ تا ۹۰ درصد مردم آمریکا در دوره‌های مختلف دچار انواع اهمال‌کاری بوده‌اند. این آمار نشان‌دهنده گستردگی این پدیده در جوامع امروزی است.

حوزه‌های متأثر از اهمال‌کاری

جهانگیرزاده گفت: اهمال‌کاری طیف وسیعی از ابعاد زندگی را تحت تأثیر قرار می‌دهد که مهم‌ترین آن‌ها عبارتند از حوزه تحصیلی، شغلی، روابط دوستانه و اجتماعی، رشد فردی و سبک زندگی، سلامت جسمانی و روابط عاطفی و زناشویی.

وی ضمن تحلیل روان‌شناختی انواع اهمال‌کاری بیان کرد: نوعی از اهمال‌کاری، لذت جویانه است. این نوع اهمال‌کاری ریشه در ویژگی شخصیتی «لذت‌جویی آنی» دارد. افراد دارای این سبک، ترجیح می‌دهند رضایت و لذت لحظه‌ای را فدای اهداف بلندمدت و غایی کنند. این افراد ذاتاً به دنبال خوش‌گذرانی هستند و در برابر مسئولیت‌هایی که نیازمند فداکاری یا نظم هستند مانند رژیم غذایی، ورزش منظم، یا مصرف داروهای درمانی، مقاومت نشان می‌دهند.

این روان‌شناس بالینی اهمال‌کاری مخالفت‌جویانه را معرفی و بیان کرد: این نوع اهمال‌کاری بیشتر در نوجوانان و جوانان دیده می‌شود و ریشه در لجبازی و تمایل به مقاومت در برابر کنترل دیگران دارد. فرد کارها را به عمد به تعویق می‌اندازد تا استقلال خود را اثبات کند یا در برابر انتظارات والدین یا مراجع قدرت مقاومت نماید. مثال عینی آن کودکی است که دستور مادر برای مرتب کردن اتاق را نادیده می‌گیرد، یا نوجوانی که عمداً دیر به خانه برمی‌گردد تا با رفتار والدین مقابله کند.

وی افزود: اهمال‌کاری پرمشغلی نوع دیگری است که در آن، فرد به بهانه «شلوغ بودن برنامه‌ها» یا «کمبود وقت»، از انجام کارهای مهم خودداری می‌کند. فرد ممکن است مشغول فعالیت‌های کم‌اهمیت‌تر باشد اما از انجام وظایف اصلی و استراتژیک طفره رود. کتاب «ابوالمشاغل» اثر نادر ابراهیمی به خوبی این الگو را تبیین می‌کند.‌ اغلب این افراد احساس می‌کنند فرصت کافی برای انجام کارهای مهم را ندارند، در حالی که اولویت‌بندی صحیح می‌تواند این مشکل را حل کند.

جعفرزاده اهمال‌کاری کمال‌گرایانه را معرفی و تصریح کرد: این نوع اهمال‌کاری ناشی از ترس از نقصان و تلاش برای انجام بی‌عیب‌وکمال کارهاست. فرد منتظر شرایط ایده‌آل می‌ماند. اگر نتواند تمام جزئیات را کامل انجام دهد، کل پروژه را متوقف می‌کند.

پیامدهای روان‌شناختی و ریشه‌های شکل‌گیری اهمال‌کاری در خانواده

وی همچنین با اشاره به پیامدهای منفی اهمال‌کاری گفت: کاهش عملکرد تحصیلی و شغلی، کاهش انگیزه و مقایسه اجتماعی، کاهش رغبت به فعالیت‌های موفقیت‌آمیز، آسیب به سلامت جسمانی، آسیب به سلامت روان و تخریب روابط بین‌فردی و افسردگی از جمله آثار منفی اهمال‌کاری است.

جهانگیرزاده اظهار کرد: در مدل درمان شناختی-رفتاری، برای شکل‌گیری یک اختلال رفتاری، سه عامل اصلی مطرح می‌شود؛ عوامل زمینه‌ساز، عوامل آشکارساز و عوامل تداوم‌بخش.

وی بر عوامل زمینه‌ساز که ریشه در دوران کودکی و سبک تربیتی والدین دارند، تاکید کرد و گفت: کودکان رفتار والدین خود را تقلید می‌کنند. اگر والدین خود اهمال‌کار باشند مثلاً خانه همیشه نامرتب باشد، غذاهای سالم تهیه نشود یا تعهدات کاری به موقع انجام نگیرند، کودک نیز این الگو را به عنوان استاندارد زندگی می‌پذیرد. همچنین والدین کمال گرا انتظارات بسیار بالایی دارند و جزئیات زندگی کودک را کنترل می‌کنند. فشار مداوم برای کسب نمره کامل و تنبیه در صورت نقص، باعث می‌شود کودک احساس کند هرگز کافی نیست. نتیجه این فشار، یادگیری ناامیدی و اهمال‌کاری به عنوان مکانیسم دفاعی است.

این روان‌شناس بالینی ادامه داد: در مقابل، برخی والدین اجازه می‌دهند فرزندان هر کاری دلشان می‌خواهد انجام دهند و هیچ محدودیتی اعمال نمی‌کنند. این سبک تربیتی که منجر به «لوس شدن» کودک می‌شود، باعث می‌گردد فرد در بزرگسالی مهارت‌های مدیریت زمان، تاب‌آوری در برابر سختی‌ها و اولویت‌بندی کارها را نیاموخته و نسبت به مسئولیت‌گریزی تمایل پیدا کند.

نقش سبک‌های فرزندپروری در اهمال‌کاری

وی با بیان اینکه سبک تربیتی والدین نقش حیاتی در شکل‌گیری الگوهای رفتاری کودکان دارد، سه سبک اصلی که منجر به اهمال‌کاری می‌شوند را معرفی کرد و گفت: نخستین سبک، سهل‌گیرانه است که در آن، والدین محدودیت کمی اعمال می‌کنند و به کودک اجازه می‌دهند هر کاری دلش می‌خواهد انجام دهد. اگرچه این کودکان ممکن است در لحظه آزادی عمل داشته باشند، اما در بزرگسالی به دلیل عدم یادگیری نظم و مسئولیت‌پذیری، ممکن است آسیب‌های اجتماعی ببینند یا نتوانند انتظارات جامعه را برآورده کنند.

جهانگیرزاده نوع دوم را سخت‌گیرانه یا کنترل‌گر قلمداد و اظهار کرد: والدین با قوانین خشک و قاطع، رفتار کودک را کنترل می‌کنند مانند ممنوعیت خروج از خانه، نظارت شدید بر تحصیل و بازی. پیامد اصلی این سبک، ایجاد «ترس از اشتباه» در کودک است. کودک یاد می‌گیرد که هر اقدامی باید بی‌نقص باشد تا مورد تایید قرار گیرد. این ترس مفرط از قضاوت شدن و اشتباه کردن، باعث می‌شود کودک برای جلوگیری از سرزنش، از شروع کارها اجتناب کرده و اهمال‌کار شود.

وی با معرفی نوع سوم که قاطعانه است، افزود: در مقابل دو سبک بالا، سبک قاطعانه که ترکیبی از محبت و قانون‌مندی است، معمولاً منجر به پرورش افرادی مستقل و مسئولیت‌پذیر می‌شود.

جهانگیرزاده با بیان اینکه اهمال‌کاری می‌تواند به دو شکل ظاهر شود، گفت: رخداد یک بحران بزرگ و غیرمنتظره، مانند ورشکستگی، شروع جنگ، یا فوت عزیزان. در این موارد، فرد که پیش از آن عملکرد خوبی داشته، به طور ناگهانی دچار فلج عملکردی و تعلل می‌شود. حالت بعدی، اهمال‌کاری که از کودکی و تحت تأثیر الگوهای تربیتی نادرست به صورت آهسته و پیوسته شکل گرفته است.

عوامل تداوم‌بخش اهمال‌کاری و ابزارهای غلبه بر آن

این روان‌شناس بالینی عوامل تداوم‌بخش اهمال‌کاری را ۴ عامل دانست و ادامه داد: اجتناب از هیجان‌های ناخوشایند، جستجوی هیجان‌های خوشایند، اجتناب از قضاوت دیگران و باورهای غلط و ضعف در مهارت‌ها عوامل تداوم‌بخش اهمال‌کاری است.

وی اظهار کرد: یکی از مؤثرترین ابزارها برای غلبه بر اهمال‌کاری، شفاف‌سازی و دسته‌بندی وظایف انجام‌نشده است. بسیاری از افراد به دلیل سردرگمی، کارهای کم‌اهمیت اما لذت‌بخش را در اولویت قرار می‌دهند. 

جهانگیرزاده با ارائه راهکار پیشنهادی افزود: تمامی کارهای عقب‌افتاده را روی کاغذ بنویسید. هر چیزی که در ذهن دارید را بیرون بکشید تا بار ذهنی کاهش یابد. کارهای لیست شده را در یکی از چهار دسته ضروری و مهم، مهم اما غیرضروری، ضروری اما غیرمهم و نه ضروری و نه مهم قرار دهید سپس بر اساس اولویت امور خود را اجرایی کنید. آیا اهمال‌کاری یک اختلال مستقل است؟

وی اظهار کرد: بر اساس داده‌های روان‌شناسی، اهمال‌کاری اغلب زیرمجموعه‌ای از سایر اختلالات است و نه یک اختلال مستقل. اگر تکنیک‌های رفتاری بدون درمان ریشه، جواب ندهد، احتمالاً فرد دچار یکی از اختلالات نقص توجه و بیش‌فعالی (ADHD)، افسردگی، اضطراب فراگیر و اختلالات یادگیری نیز می‌توانند خود را به شکل اهمال‌کاری نشان دهند. بنابراین، مراجعه به متخصص برای تشخیص دقیق و درمان ریشه‌ای قبل از اتکا صرف به تکنیک‌های زمان‌مدیریت، ضروری است.

این روان‌شناس بالینی اختلال شخصیت وسواسی-جبری و کمال‌گرایی فلج‌کننده را یکی از اصلی‌ترین دلایل اهمال‌کاری، دانست و گفت: تفاوت این اختلال با وسواس فکری عملی (OCD) در این است که افراد دارای OCPD معتقدند روش انجام کارشان «درست» و دیگران «غلط» هستند. این افراد دچار کمال‌گرایی شدید هستند. آن‌ها تا زمانی که شرایط ایده‌آل نباشد یا مطمئن نباشند کار را «صددرصد» و بی‌نقص انجام خواهند داد، اصلاً شروع نمی‌کنند. این افراد ممکن است در حوزه شغلی بسیار موفق و پرتلاش باشند، اما در حوزه‌های عاطفی و روابط بین‌فردی دچار اهمال‌کاری شدید شوند. همسران این افراد اغلب از عدم ابراز احساسات و غفلت از جزئیات رابطه شکایت دارند، زیرا تمام انرژی فرد صرف مسائل کاری و کمال‌گرایی شغلی شده است. اضطراب، ریشه اصلی این کمال‌گرایی است؛ فرد برای کاهش اضطرابِ احتمالِ نقص، از اقدام کردن طفره می‌رود.

وی افزود: گروه دیگری از افراد که دچار اهمال‌کاری می‌شوند، کسانی هستند که مشکل در کنترل تکانه دارند. این گروه معمولاً به دو شکل نمود پیدا می‌کنند؛ پرخاشگری منفعل، این افراد به ظاهر همکاری می‌کنند، اما در عمل مقاومت می‌کنند. اگر کسی از آن‌ها بخواهد کاری را انجام دهند، با بهانه‌تراشی یا لجبازی آشکار از انجام آن خودداری می‌کنند. این رفتار نوعی واکنش دفاعی و لجبازانه در برابر احساس کنترل شدن توسط دیگران است و لجبازی و مقاومت؛ این افراد حتی اگر برنامه‌ریزی کرده باشند، با کوچک‌ترین تنش یا دعوا، کل برنامه را لغو می‌کنند. اهمال‌کاری در اینجا ابزاری برای اثبات استقلال و تنبیه غیرمستقیم طرف مقابل است.

جهانگیرزاده در پایان با بیان اینکه افراد دارای شخصیت وابسته نیز به شدت مستعد اهمال‌کاری هستند، بیان کرد: این افراد اعتمادبه‌نفس کافی برای تصمیم‌گیری یا شروع کارهای مستقل را ندارند. آن‌ها منتظر می‌مانند تا دیگران دستور العمل دقیق بدهند یا کار را برایشان انجام دهند. به دلیل ترس از قضاوت یا اشتباه در انتخاب، کارها را به تعویق می‌اندازند تا زمانی که کسی به آن‌ها بگوید چه کاری انجام دهند. این وابستگی باعث فلج شدن اراده و عقب انداختن مداوم وظایف شخصی و حرفه‌ای می‌شود.

انتهای پیام